The first 200 lines.
من...
شین جی-هیون هستم.
آخرین بار کی موهاشو شسته؟
این چشه؟
لاته؟
حتی شامپو هم نداره.
تقریبا غیر ممکنه محصولات مراقبت از پوست نداشته باشه.
نه فوم شستشو، نه رژ لب...
کدوم زنی اینجوری زندگی میکنه؟
سونگ ای-کیونگ. ۲۸ سالشه، درسته؟
اون خیلی از من قد بلندتره.
انگشتای کشیدهای هم داره.
هیکل خوب و لاغری داره.
ولی من شبیه یه گدای علاف شدم.
نمیتونم اینجوری راه برم
هی، زمانبند تویی
ترسوندیم
کی اومدی اینجا؟ چه خبره؟
تو چته؟
نگاه کن منم، شین جی-هیون
الان چی گفتی؟
شین جی-هیون؟
درسته من شین جی-هیونم...
دیشب خیلی واضح گفتم.
سه تا قانون هست که باید تو این ۴۹ روز رعایت کنی.
قبلا شنیدیشون.
سه تا شرط؟
اول. نمیتونی به کسی بگی که تو شین جی-هیونی.
چی؟
-ولی من شین جی-هیونم-- -بله. اما،
تو اجازه نداری این حقیقت رو فاش کنی.
این همهش نیست.
-حتی فکرشم نکن. -اگه نتونم به کسی بگم،
چطوری باید اشکها رو بگیرم؟
اگه قرار بود آسون باشه، اصلا تو رو تو بدن اون نمیذاشتم.
اگه رو راست بپرسی که دوستت دارن یا نه چی؟
چی میخوان بگن؟ "دوستت ندارم"؟
-فکر کنم حق با توئه. -اگه این قانون رو بشکنی،
مستقیم میری تو آسانسور.
یه بلیط سریعالسیر به اون دنیا.
ولی تو به هشدارهای من بیتوجهی کردی.
بیتوجهی نکردم. فقط از ذهنم پرید.
دوتا قانون دیگه رو یادمه
"قانون شماره دو. تو، شین جی-هیون،
فقط وقتی میتونی از بدن سونگ ای-کیونگ استفاده کنی که خواب باشه."
از نظر زمانی،
من از ساعت ۱۰ صبح تا نیمهشب وقت دارم.
درسته؟
حتما آیکیوت دو رقمیه.
قبل از نیمهشب، تو مطلقا باید
به خونه سونگ ای-کیونگ برگردی.
اگه نتونم قبل از نیمهشب برگردم چی میشه؟
هر دقیقهای که دیر کنی، یه روز رو از دست میدی.
-این منصفانه نیست -قانون همینه
قانون سوم چیه؟
پولی که لازم داری رو خودت در بیار.
باید پول خودمو در بیارم؟
دارم بهت هشدار میدم. تو فقط بدن اونو قرض گرفتی.
کلک کثیف نزن. باید باهاش منصف باشی.
براش دردسر درست نکن.
باشه، فهمیدم
شرط میبندم تو یه زمانی مرد بودی.
ولی تو بیشتر از مامانم غر میزنی.
گوش کن، تو.
جایی که من ازش میام جنسیتی وجود نداره. نه کلیشهای، نه تعصبی.
نه، تو گوش کن.
دنیای تو برام مهم نیست.
-چی؟ -من اونجا کاری ندارم
من نمیرم
قول دادی.
به محض اینکه سه نفر رو پیدا کنم که برام گریه کنن،
میتونم به دنیای خودم برگردم، درسته؟
فقط کسایی که واقعا دوستت دارن.
سه تاشونو لازم داری.
اگه بیشتر از سه تا پیدا کنم چی؟
ببین، داشتم فکر میکردم.
به جز پدر و مادرم، کسایی که واقعا دوستم دارن رو شمردم.
همین الانم حداقل سه تا دارم.
این حداقل مطلقه.
ولی فکر کنم بتونم پنج شش تا پیدا کنم.
برای پیدا کردن بیشتر از سه تا جایزهای هم هست؟
جایزه؟
چطوره به ازای هر نفر اضافه یه سال به عمرم اضافه کنی؟
عمر منو چند سال طولانیتر کن
چطور گیر یکی مثل تو افتادم؟
لعنتی
اگه مطمئن نیستی،
از رئیست بپرس.
خفه شو
راستی...
تو...
تو خانواده من نیستی.
نه دوستم، نه دوست پسرم.
-خب که چی؟ -تو...
یه زمانبندی، درسته؟
آره. منظورت چیه؟
میگم...
من فقط به تو گفتم که شین جی-هیونم.
پس میشه این یه بارو نادیده بگیری؟
حتما.
-چی؟ -میخواستی به منم دروغ بگی؟
هی
اینو بگیر.
یه موبایل؟
تو ۴۸ روز، ۳ ساعت،
-این چیه؟ -و ۲۹ دقیقه وقت داری.
این مقدار زمانیه که برات مونده.
این دکمه تماس اضطراریه. پس فقط برای مواقع اضطراری ازش استفاده کن.
شماره من رو شمارهگیری سریع صفره.
وقتی میگم اضطراری، واقعا منظورم اضطراریه.
فقط اگه یکی از سه تا قانون رو بشکنی،
یا اگه واقعا تو خطر بزرگی باشی.
دقیقا شبیه یه موبایل واقعیه چقدر شیک
این پول برای اینه که تا وقتی کار پیدا کنی.
فقط دارم قرضش میدم.
قبل از اینکه ۴۹ روز تموم شه پسش بده.
فرقی نداره آخرش تو کدوم دنیا باشی.
فقط ۴۹۰۰۰ وون؟
خیله خب پس. موفق باشی
هی، وایسا
اصلا چرا دوچرخه لازم داری؟
نمیتونی مثل قبل تلپورت کنی؟
برای یه زمانبند، خیلی شبیه آدما رفتار میکنی.
این استایل منه. دارم از زندگیم به عنوان یه زمانبند لذت میبرم.
لذت بردن از زندگی یه زمانبند؟
چرا نگران خودت نیستی؟
سه تا اشک به راحتی به دست نمیاد.
درسته
وایسا. از کجا بفهمم کسی برام گریه کرده؟
اون گردنبند.
چی؟ یه گردنبند؟
هر وقت کسی یه قطره اشک خالص بریزه،
میره تو اون.
تو این گردنبند؟
وایسا
منو ببر بیمارستان
یه زمانبند
هیچوقت تو کارای آدما دخالت نمیکنه.
چقدر بیرحم
تاکسی
بقیهش مال خودتون.
ممنونم.
شین جی-هیون
تا کی میخوای این کارو ادامه بدی؟
گفتم برو یکم استراحت کن.
من خوبم.
اوپا
حداقل لباستو عوض کن
من کنارش میمونم.
اوپا
مین-هو.
یعنی...
همهش یه خواب بده؟
کاش بود.
کاش جی-هیون...
فقط داشت اینا رو خواب میدید.
اون پیشمون برمیگرده.
برمیگرده، پدر.
آره.
قلب تو اونو برمیگردونه.
اون باید...
بابا...
اوپا
خوبه که تو جنگل دیدیش.
اون زندگیتو نجات داد.
حداقل باید اسمشو میپرسیدی.
حتی نمیتونستم درست فکر کنم
باید تو روزنامهها آگهی بدیم.
دنبال غریبهای که منو وسط کوه نجات داد؟
باید از آدمایی مثل اون درست تشکر کنیم.
ولی این دیگه زیادهرویه.
داری اغراق میکنی.
اغراق کردن کاریه که تو معمولا میکنی.
اون زندگی دخترمونو نجات داد.
کمرش اونقدر گرمش کرد که زنده بمونه
این درسته.
کمرش واقعا منو گرم کرد.
باعث شد احساس امنیت بیشتری کنم.
تو راه نیستی؟
همین الان ارشدم بهم زنگ زد.
یادته قرار کوری که بهت گفتم؟
کاملا یادم رفته بود که امروزه.
این تویی که قول دادی اون اتفاق کوهنوردی رو جبران کنی
خیله خب. بهش میگم نمیتونم برم.
فیلم به چه دردی میخوره تو قرار داری
-مسخره میکنی؟ -تو مسخره میکنی؟
من نمیتونم تنها فیلم ببینم
دیگه خوبی. طاقت بیار.
جی-هیون. جی-هیون؟
تو قرارت موفق باشی
احمق میدونستم دوباره با هم آشتی میکنید
کاش میتونستم باهات بیام، ولی فردا جلسه دارم.
مراقب خودت باش.
-وای خدای من -بیخیالش
ببخشید
منو یادتونه؟
هفته پیش تو کوه اونمیونگ-سان؟
اونمیونگ-سان؟
اون دختر لوسه
متاسفم، اوپا.
No comments yet. Be the first to leave one.