The first 200 lines.
"نوادگان راغو"
"پادشاه رامچاندرا"
".. به نام مقدست"
"الهه سيتا"
صبح به خير دکتر - صبح به خير -
سلام رام - سلام مانو -
صبح شده توي اتاق بابابزرگ نميشه زمان رو فهميد
پس اتاق رو روشن کن
توي تاريکي بايد ناراحت باشه
!ميتونم چراغ رو روشن کنم ؟ بايد شرح وضعيتش رو چک کنم
بابابزرگ تاريکي رو دوست داره اگه ميخواي ميتوني روشنش کني
.. راستش من تا حالا
صورت بابابزرگ رو توي نور روز نديدم ..
هميشه اونو تو فضاي نيمه تاريک ديدم
شنيدم که آقاي گاندي از نور .. اونقدر بدش ميومده که
حتي موقع خواب چراغ ها رو روشن ميذاشته ..
بابابزرگ فقط تاريکي رو دوست داره !شايد آدم بزرگي نيست
يه آدم خوب و معموليه
مقدار زيادي مايعات لازم داره خواهر برام يه پريز پيدا کن
خواهر اينجا پريز هست؟
اون پريزه دکتر - باشه -
فکر کنم اين جمجمه ميمونه
آره 3 يا 4 هزار سال قدمت داره
از کجا ميدوني ؟
بابابزرگ به من گفت !ميدوني که اون يه پورالالواساستريفل بود
!چي ؟
پورالالواساستريفل يعني باستانشناس
من که مثل تو نويسنده نيستم
اما قطعا اين لغت پورالالواساستريفل رو به خاطر خواهم سپرد
پس واقعا باستان شناس بوده
آره! موهانجودارو و هاراپا
توي مدرسه نخوندي ؟
البته، جز تمدن هندي بودند - دقيقا -
بابابزرگ لطفا دهنت رو باز کن
عکس ها رو ديدم
يه جائي شمال هنده، درسته ؟
شمال تر از اون پاکستانه
نگران نباشيد بابابزرگ يه عالمه خلط اون داخل هست
بايد بيرون بياد اون موقع نفس کشيدن راحت تر ميشه
باشه بابابزرگ
80 سالشه - 89! سال 1910 دنيا اومده -
در مورد اون زمان ها چيزي گفته ؟
اول! بذار هر کي هر چي ميخواد بگه
.. از ديد من وضعيت روانش
از خيلي ها بهتره ..
مريضي روانيش از کي شروع شد ؟
.. حقيقت اينه که فقط مادربزرگمون
مايتيل ، شايد بابابزرگ رو نرمال ديده باشه ..
بابابزرگ با هيچکي به جز من صحبت نميکرد
و براي من کلي داستان تعريف کرده
داستان هاش مثل داستان هاي عادي شروع نميشن
با چيزهايي مثل "روزي روزگاري" يا .. "يک پادشاهي بود"
.. بلکه
بيشتر اينجوري شروع ميشن که .. "وقتي من اونجا بودم يک شاه هم بود"
راستش يکي از رمان هاي من بر اساس يکي از داستان هاي اونه
.. وقتي داستان هاش از دنياي واقعي
به دنياي خيالي ميرن .. خيلي سخت ميشه
يه ترکيب جالبي از هر دو به وجود مياد
من دارم سعي ميکنم اين زندگينامه تخيلي رو هم وارد داستانم کنم
زندگينامه تخيلي .. جالبه! باشه مهيجه ؟
اره ميتونيم بگيم هيجان انگيزه
مکان اين داستان کجاست ؟
هند. اما قبل از تقسيم بنديه حدود 1946
بابابزرگ با باستان شناس .. انگليسي کار ميکرده
مورتيمر ويلر ..
توي استان لارانگا مرز شمال شرقي
اره مثل همونيه که توي شمال به دست آورديم
دو جسد در يک قبر
چي ؟ - هيچي. داشتم شوخي ميکردم -
!"ساکت"
!"ساکت"! آقاي "ساکترام"
بله آقاي ويلر
به ما دستور داده شده اين محل رو ترک کنيم
چرا ؟ ميتونم بپرسم قربان ؟
اين بار چي شده قربان ؟
!حتما پاکستان
!اوه، باشه اقاي ويلر
.امجد بايد چمدون ها و کيف هامون رو ببنديم - چرا؟ -
.. احتمال ميره که
شورش شه و مسلمون ها .. و هندوها به جون هم بيفتن
بايد بريم به کراچي
امکان نداره، من نميام. من قبرم رو اينجا ول نميکنم
دقيقا
ما نميخوايم اينجا قبرت بشه اقاي امجد خان
ما ميريم. قضيه جديه
يک ساعت بهت فرصت ميدم .. جمع و جور کني
و چيزهايي رو هم که از زير .. خاک درآورديم حفاظ بذاري
!زود باش! زود باش !سريع باش! سريع! زود باش
ديگه موقع جمع کردنه
باشه اقاي ويلر باشه قربان
باشه خان به اعصابت مسلط باش
اگه 5 هزار ساله اينجاس الان ميخواد کجا بره ؟
دوباره بر ميگرديم
.. اين تمدن به فکر سيستمي مدنى بوده
!حتي هزاران سال قبل از تولد مسيح ..
.. اين تمدنيه که
براي بازي بچه هاش اسباب بازي .. فراهم کرده
.. و تمدن ما اينجا گلوله فراهم ميکنه
براي مردم که با هم بجنگن ..
باشه برادر! اما ما .. جزئي از اون تمدن هستيم ؟ ما
!يک ساعت اقايون! جمع کنيد
بله آقاي ويلر
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: وحــيــد
زود باش! پياده شو! زود باش
درود عمو پانديت
باشه تو برو ديگه
مادر شما نمياي ؟
من ميدونم تو ميخواي چيکار کني
اما نبايد از حد بگذروني
اما مادر. هي پانديت تو چرا بهش نميگي ؟
من نمي نوشم
.. ما هيچ وقت
دروغ گفتن گناه بزرگتري از نوشيدن شرابه
فهميدي ؟ غير قابل تحملي
امجد زود برگرد
نفيسه مراقبش باش - باشه مادر -
باشه. شماها ديگه بريد خدانگهدار
راننده، حرکت کن
به سلامتي هند - بله به سلامتي هند -
در مورد کدوم هند داري صحبت ميکني ؟ کامل يا نصفه ؟
اوه رام، نظر تو چيه ؟
قسمت قربان! من يه کشور ميخوام
.. من مطمئنم که امجد هم
!پاکستان رو ميخواد خودش يه بزرگش رو ..
نه قربان! اونا ميخوان احکام شرعي رو اجباري کنند
و اون موقع ديگه بايد نوشيدن .. الکل رو فراموش کنيم
حتي ديگه رايحه ش هم بهمون نميرسه ..
نه ممنون !يه پاکستان بزرگ نه
يه رام بزرگ براي من کفايت ميکنه رام = نوشيدنى الكلى كه از نيشكر و شيرهى قند و غيره مىگيرند
سيندهي اومده
مراقب رفتارت باش وگرنه کتک ميخوري
سلام آقاي ويلر، احوال شما ؟ - چه کارها ميکني ؟ -
امجد تو خيلي باهوشي
از کجا فهميدي منم ؟
من ميتونم يه الاغي مثل تو رو از بوش تشخيص بدم
زن داداش نفيسه، در حضور .. امجد شما بايد
هميشه يه رايحه رو توي خونه استشمام کنيد .. !و اون هم بوي الاغه
عصر به خير
اصلا و ابدا. من که رايحه خوبي استشمام ميکنم
!ميدوني چرا ؟
به خاطر اينکه اين احمق بوي خودش رو با زدن عطر قايم ميکنه
ببخشيد آقاي ويلر يه جک هنديه
اما شما هندي ميفهميد
يکمي
ممنون
لالواني، چند روزه کارمون متوقف شده
.. چرا ؟! به خاطر
مشکل هند و پاکستان ..
اون پاکستان رو ميخواد
!من کي اينو گفتم ؟
اما بعضي اينو ميخوان
اوه بيخيالش. من ميرم کلکته پيش زنم
بيست روزه نديدمش
من هم داشتم به همين فکر ميکردم .. که چطور آقاي پانديت
تا الان به فکر همسرش نيفتاده ..
داريم مگه؟
!داداش کي ميري کلکته ؟
تا دو روز ديگه
من هم بايد برم اونجا - چرا ؟ -
احمق، جشن راخي در پيشه
اوه، يادم رفت اين رفيق احمق برادر تو هم هست
هي لالواني، همه مون باهم ميريم کلکته
اره، بيايد همگي بريم نظر تو چيه ؟
شوخي که نيست !؟ - نه -
من راکي نميخوام
راکي نه راخي آقاي باردج
راخي - من راخي نيستم قربانو من لالواني هستم -
ببخشيد، فکر کنم شما بايد روي صندلي بنشينيد. بفرمائيد
اوه نه نه
نه نه نه صندلي اينجاست
هي شما بچه ها
ببخشيد
ببخشيد
هي، کجا داري ميري ؟
اين پانديت غلام حلقه به گوش زنش شده
!فکر کنم نو عروسش، صداش زد. بيخيال - باشه -
آقاي باردج يه نوشيدني ديگه ميل کنيد
زود باش، سريع
گوش کن، داداش منو اذيت نکن
دختراي بنگالي همينقدر کسل کننده هستند
باشه باشه باشه باشه خفه شو. من عاشقتم. دلم برات تنگ شده
چرا اينقدر آهسته صحبت ميکني ؟ بلند حرف بزن
چرا ؟ از اداره پست زنگ زدي
.. تلفن هاي کلکته هميشه
ادامه بده! ادامه بده اقاي پانديت
چرا پيش دوستات خجالت ميکشي ؟
امجد و لالواني
من با تو ازدواج کردم نه با اونا
من نه اونا منو دنبال ميکنند
سلام زن برادر امجد هستم
ما خيلي مشتاقيم که شما رو ببينيم
رام گفته شما آشپز خيلي خوبي هستيد
اره. من ميخوام بيام اما همه مون داريم باهم ميايم
رام تا يک ماه ديگه نميتونه بياد کلکته
نه - چرا اذيتش ميکني ؟ -
نه! نه! الو! آپارنا، دروغ گفت !صداي کي! کي ..
!آها فهميدم. صداي دختر ! زنشه منظورم اينه زن امجده
اسمش نفيسه هست
زن برادر! زن برادر اصلا نگران نباش
همه چي رو رديف کردم
No comments yet. Be the first to leave one.