The Lion in Winter

The Lion in Winter

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Lion In Winter 1968 DVDRip XviD-DiSSOLVE
A Commentary by amir17k
تقدیم به ایران

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
Published on: 2010-05-28
Downloads: 76
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 192 lines.

!به من حمله کن

به زودي به آن خواهي رسيد، جاني

من، پدر؟ واقعا؟

اکنون، به حرکت ادامه بده در امتداد مسير برو و تمرين کن

او، پادشاه خوبي خواهد شد مهيا خواهد شد

روش، همين است !ادامه بده، پسرم

آيا مذهب را يافته اي، هنري؟

آيا اکنون از بهشت به پايين مي نگري و مي بيني چه کسي بر تخت شاهي ات تکيه داده؟

بايد قبل از مردن بدانم

افسانه اي از پادشاهي با نام لير وجود دارد که مشترکات زيادي با من دارد

هر دوي ما داراي قلمرو سلطنت هستيم و سه فرزند که آنها را مي پرستيم

و هر دو سالخورده ايم ،اما در انتها

،او قلمروش را تکه تکه مي کند من نمي توانم اين عمل را انجام دهم

،من يک امپراطوري بنا نهاده ام و بايد بدانم که برقرار خواهد بود

،تمامي بريتانيا ...نيمي از فرانسه

،من، برترين قدرت در طول هزار سال هستم و پس از من، جان خواهد آمد

تو را از دست خواهم داد، هنري اينطور نيست؟

...اليس، در دوران خودم با

،کونتسها، دخترکان شيردوش، روسپيان

...و تازه کاراها، .فاحشه ها، کوليها، زنان هرزه

و پسران خردسال آشنا بوده ام

،اما هيچ کجا در دنياي باختري پروردگار آيا بجز تو کسي را براي عشق ورزيدن يافته ام

و رزاموند؟

او مرده - و النور -

ستاره دريايي، همسر مهربانم؟

ملکه ات چطور است؟ - تصور مي کنم، در حال زوال -

نه، به اين زن زشت سيما حسود نباش

او، در زمره اسبابي نيست که به ايشان عشق بورزم

چند شوهر را سراغ داري که همسرانشان را به زندان انداخته باشند؟

ده سال است که زن شهوت پرست را از تعلقات شهواني محافظت نکرده ام

!کاپيتان مارشال، ويليام

مراسم کريسمس را در شينون برپا خواهيم کرد

از پادشاه فرانسه درخواست نموده ايم که به ما ملحق شود

مي خواهم ريچارد و جفري آنجا باشند پسرانم را پيدا کن و به ايشان خبر بده

سپس، برو و ملکه را از برج سالزبري بياور

چنانچه ملکه سرباز زد؟ - النور؟ -

او اين امر را به خاطر دنيا از دست نخواهد داد

!ريچارد

!ريچارد

سلام، ريچارد

!به پيش

!به پيش

جفري؟

!جفري

!جفري

پدر خواهان ديدار من است

!اعليحضرت

بايد در مراسم کريسمس حاضر شوم

بله بانو

کجا؟ - در شينون -

هنري، چه مي شود اگر، تنها براي يک بار کاري را که به من گفته شده، انجام ندهم؟

ظرف يکروز، اينجا تبديل به جنگل خواهد شد

،اگر اکنون گله کنم دوام نخواهم داشت

تو دوام خواهي داشت

...تو همچون صخره هستي هيچ چيز، تو را بر زمين نخواهد زد

،در اين اتاقها اليس، در اين کريسمس تمامي دشمناني را که مي خواهم، دارم

بيشتر از آنچه تصور مي کني، دشمن داري آيا تو نيز هستي؟

آيا درخت بيد من، به پيچک سمي تبديل شده؟

،اگر تصميم مي گرفتم زحمت باشم، هنري تا چه اندازه زحمت مي توانستم باشم؟

نه چندان

مي توانم نقشه هايت را نقش بر آب کنم - تو نمي داني چيستند -

مي دانم که مي خواهي ريچارد را از ارث محروم کني - وهمينطور النور -

او مي داند که هنري جوان مرده

شاه جوان در تابستان مرد و تا بحال، وارثي تعيين نکرده ام ...او مي داند که من خواهان جان

بر تخت سلطنت هستم و مي دانم او خواهان ريچارد است ما در اين مورد، با هم بسيار بي پرده سخن مي گوييم

،هنري، من نمي توانم معشوقه تو باشم چانچه با فرزندت ازدواج کنم

چرا نمي تواني؟ جاني اهميتي نمي دهد

جاني ات را دوست ندارم - او پسر خوبي است -

داراي جوش پوستي است و بوي کود مي دهد

!تنها 16 سال دارد در مورد جوش، نمي تواند کاري انجام دهد

!مي تواند استحمام کند

،ملکه انگلستان بودن آنقدرها هم وحشتناک نيست

هيچ چشمي براي تو اشک نخواهد ريخت

تو چطور؟ - نمي دانم -

بسيار محتمل است

فقط آرزو دارم تو را از دست ندهم نمي تواني مرا پنهان کني؟

نمي توانم به سادگي ناپديد شوم؟ - مي داني که نمي تواني -

برادر کوچکت، فيليپ، پادشاه فرانسه، اکنون خواهان ازدواج تو يا بازگرداندن جهاز تو است

تنها تو را به خاطر جهازت گرفتم ...تو هفتمين

حامي و نگهدارنده بودي و تنها همين

براي دانستن چگونه بوده ام؟

هي، موضوع چيست، پسر جوان؟ - هيچ چيز -

!جف - !جاني -

راي من است؟ - من عاشق کريسمس هستم -

جهاز من، باعث چه تفاوت نظري خواهد شد؟

بگذار فليپ آن را بازگرداند، چندان زياد نيست - نمي توانم -

وکسين بخش کوچکيست، اما براي من حياتيست - و من نيستم -

اين، اقبال من بوده است که در عشق بانويي ملاک گرفتار شده ام

زماني که با النور ازدواج کردم پنداشتم، مرد خوشبختي هستم

ثروتمندترين بانوي گيتي صاحب اکوتين

وسيعترين استان اقليم و همينطور زيبا

او زيبا بود، مي داني - و تو او را مي پرستيدي -

حافظه از بين مي رود زماني که او را مي پرستيدم، دوراني داشته است

اجازه بده موهايت را ببافيم هيچ چيز در زندگي، به کمال ارتباطي ندارد

،اگر بگويم کار من و تو به اتمام رسيده اينطور است

،اگر بگويم با جان ازدواج کن جان است

تو را در کنار خود خواهم داشت

و از تو، همانطور که مي خواهم استفاده مي کنم

...آه، کريسمس ايام پرحرارت و لعل فام

،باده گرم بخار مي کند آتش شب عيد مي خروشد

و ما فربگاني هستيم درون آتش

به زودي اينجا خواهد بود - چه کسي؟ - مادر -

هنوز مي خواهد تو پادشاه شوي؟ - ما به صميميتي که در گذشته بوديم، نيستيم -

اگر قرار باشد که هاي و هوي کنيم و گونه پرمويش را ببوسيم، من اين کار را نخواهم کرد

،چيزي که بر آن بوسه مي زني، شاهزاده کوچک به خودت مربوط است

من، مورد علاقه پدر هستم اين موضوع اهميت دارد

تو مرا به سختي مي شناسي، جاني پس، تمنا مي کنم به آبرويم ايمان داشته باشي

،من، يک سرباز وفادار هستم شاعر گهگاه، و پادشاه خواهم شد

...فقط به خاطر داشته باش پدر، به بهترين وجه، عاشق من است

چرا جان؟ جان، به هيچ وجه به تو اهميت نمي دهد

ما عميقا يکديگر را دوست مي داريم - هيچ يک از ما، عاشق تو نيست -

چون در نبرد هستيم؟

،بگو هرسه به دنبال سلطنت هستند به تو مي گويم که يک شاهزاده ناتوان اينگونه نيست

،ممکن است عليه من دست به توطئه بزنند و اين امر، آنها را همانگونه مي کند که من مي خواهم

من در تمام عمرم سرگرم توطئه چيني بوده ام

راه ديگري براي پادشاه شدن، زنده بودن و به 50 سالگي رسيدن، همه با هم، نيست

قصد جنگيدن براي تو را دارم - اه، چه خوب -

محل عبورت چطور بود؟ آيا مجراي عبور برايت تفکيک شد؟

زماني که گفتم هموار شد

تقاضاي بيشتري نکردم

چه گرامي هستي که اجازه خروج از زندانرا دادي - تنها براي تعطيلات -

مانند دبستان، مرا جوان نگاه مي داري اين هم از اليس نجيب

نه، همانگونه که قبلا خوشامد مي گفتي به من خوشامد بگو

من شکننده نيستم

مهرباني، بار سنگيني است من تاب تحملش را دارم

اه، اما من پسران خوش قيافه اي دارم

جان، بسيار پاکيزه و مرتب هستي

هنري به خوبي از تو مراقبت نموده است و ريچارد

عبوس مباش، عزيزم ...چشمانت را کوچک و زشت مي کند

و چانه ات را سست

جفري

فليپ هنوز اينجاست؟ - هنوز نه -

اميدوار باشيم که او نيز همچون پدرش به بلوغ رسيده باشد

سايمون ساده و بي تکلف لويي خوب خوب

،چنانچه به جاي تمامي آن دخترکان ...پسران را براي او اداره کرده بودم

همچنان ملکه فرانسه بودم

و نمي بايد همديگر را مي شناختيم

،اينچنين فرشتگاني وظيفه جنسيت در تاريخ هستند

آن، فليپ است

هنري کجاست؟ - بالا همراه با فاحشه خانواده -

زننده است و روشي جلف براي صحبت درباره نامزدت

نامزد من - نامزد هرکي -

من او را بالا آوردم و او نزد من، محبوب و عزيز است

او همچنان نقشه پادشاهي جان را در سر دارد - البته که چنين است -

من، چقدر طماع هستم و تويي، پادشاه، پادشاه، پادشاه

دو نفر از شما، بايد بدون اميد زيستن را ياد بگيرند - آه، اما کدام دو نفر؟ -

بيا تمامي آنها را ناديده بگيريم و تا ابد زندگي کنيم

دندان به دندان تا به ابديت

آه، پسران من

پادشاه فرانسه و من، مکالمه محسوس کوتاهي خواهيم داشت

همچون دو جراح در پي يافتن يک توده

وضعيتها را تشريح خواهيم کرد و من در ابتدا، پيشنهادهاي بسياري خواهم داشت طبيعتا، او سر باز خواهد زد

،من، عمل بهتري انجام خواهم داد و به همين ترتيب در خلال تعطيلات، تا زماني که پيروز شوم

،در طي اين تشريفات مسرورآميز شما پشتيبان پدرتان خواهيد بود

!فرمانروا - !لطف داريد -

به شينون خوش آمديد

آه، اينطور بهتر است

به من گفته شده که شما تحت تأثير يک پسر 17 ساله قرار گرفته بوديد

من النور هستم، کسي که ممکن بود مادرت شود - ملکه النور -

و مشخصا ديگران نيز اينجا هستند

استنباط من اين است که شما براي خواهرتان و جهازش آشفته هستيد

،شانزده سال پيش شما و ما عهدنامه اي نوشتيم

زمان آن فرا رسيده، آن شرايط به انجام رسيده - بهتر است من هم فکر کنم -

:موقعيت ما اينطور است که

يا پيمان زناشويي را نگاه مي داريد يا وکسين برخواهيد گرداند

،اليس با ريچارد ازدواج مي کند يا بدون درنگ بخش را برمي گردانيم

آشکار، مختصر و کاملا گويا

...موقعيت من

،خب، فرانکلي، فليپ بسيار پيچيده است

،دو سال پيش ...ملکه و من، بنا به دلايلي پذيرفتيم

اکوتين را به ريچارد بدهيم

که ريچارد را بسيار قدرتمند مي کند

چگونه مي توانم اليس را نيز به او بدهم؟

،مردي که او با وي ازدواج مي کند تو را به عنوان يک متحد خواهد داشت

ازدواج آنها يا بازگشت وکسين شرايطي است که شما و لويي گزارده ايد

درست اما نظري، پسر جوان وکسين متعلق به من است

با چه قدرتي؟ - سربازان من اطراف آن هستند، اين امر آن را متعلق به من مي کند -

!اکنون، به من گوش کن، پسر

من يک پادشاه هستم - من پسر کسي نيستم - يک پادشاه -

چون بر روي يک نازبالش ارغواني رنگ نشسته اي؟

آقا - فليپ -

به هيچ وجه، چنين احساسي نداشته اي، پسر جوان

از تمام صدايت استفاده کن وقتي نعره مي زنم، تو نيز غرش کن

به ياد خواهم داشت - و همچنين اين را -

ما دنيايي در مقياس کوچک هستيم

ملت، يک موضوع انساني است کاري را مي کند که ما انجام مي دهيم، براي دلايل ما

،يقينا چنانچه متمدن باشيم نمي توانيم چاقو ها را دور بيندازيم

مي توانيم صلح برقرار کنيم آن را در دستانمان داريم

من، معلم خودم بوده ام، آيا اين همه چيز است؟ - اه، فکر کن -

براي دليلي اينجا آمدي از من نمي پرسي، چنانچه پيشنهادي داشته باشم؟

پيشنهادي داري؟ هنوز نه، ولي به يکي فکر خواهم کرد

اه، در هر صورت

More Farsi Persian subtitles for The Lion in Winter

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left