The first 200 lines.
هر گونه استفاده مادی از زیرنویس و کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع است
قسمت بیست و دوم
راستی جینگ ژونگ
یه سوال دیگه هم دارم
تو شیاو مین رو فرستادی خارج
که درس بخونه
ولی من متوجه شدم که
وقتی برگشت
شخصیت و ظاهرش
خیلی فرق کرده بود
چرا؟
یا من گیج شدم؟
تیانهوا بیا اینجا
صبحونه بخور
تیانهوا، من میرم دفتر
خانم
صبحونتون
مرسی
تیانهوا
به نظرت ممکنه تیان وی بدونه که
شیاو مین اون سال گمشده بوده؟
چرا داری اینو میپرسی؟
تیان وی یه چیز عجیبی گفت
میترسم فهمیده باشه
امکان نداره
من داداشمو میشناسم
اگه میدونست
بابامم میفهمید
قبلا توی شرکت
خرابکاری کرد
مجبور بودیم بفرستیمش خارج
بابامم خیلی مریض بود
فرصتش پیش نیومد که بهش بگم
راست میگی
اگه میدونست
بیخیال ارث و میراث نمیشد
حالا که حرفش شد
این دفعه که تیان وی برگشت
راستش تو فکرم بود که بهش بگم
چند سالی گذشته
بابا دیگه خیلی وقته که فوت کرده
شیاو مینم بزرگ شده
کارشم توی شرکت خوبه
توی قلبم
اون پسرمونه
مهم نیست که با هم
رابطه ی خونی نداریم
میدونی که ژانگ مین
چقدر حساسه
اگه راجب این مسئله به همه بگیم
چه فکری با خودش میکنه؟
اعضای هیئت مدیره چه فکری میکنن؟
تازه
اون قراره با نانا ازدواج کنه
آقای لو چه فکری میکنه؟
درسته. کلی چیز برای توضیح دادن هست
خب
بیا فقط منتظر بمونیم و ببینیم چی میشه
تا روزی که
کاملا شرکت رو تصاحب کنه، صبر کن
میبینیم که چی میخواد
این روزا همش وسایلامو یادم میره
جینگ ژونگ
به چیزی که گفتم اهمیتی نده
من دیگه میرم
منشی شیاو
منشی شیاو
دیشب تا دیروقت کار میکردی؟
حرفشم نزن
از تا دیروقت کار کردنم بدتر بود
دنبال آقای ژانگ میگردی؟
برگشت خونه که لباسشو عوض کنه
اگه عجله ای نداری، بشین
یه کم چرت میزنم
اومدم تورو ببینم
ممنون که اون دفعه بهم اعتماد داشتی
و بخاطرم تا دیروقت کار کردی
من دیگه میرم
چی؟
نمیدونستم چه کاری از دستم برمیاد که برات انجام بدم
بخاطر همین برات صبحونه درست کردم
ممنون که مراقبم بودی
بعدا میبینمت
راست میگی
من الان به یه صبحونه ی خوشمزه نیاز دارم
پس این غذای خداحافظیه
واقعا نمیتونم
ازش لذت ببرم
لو شی
مطمئنی میخوای بری؟
آره
مطمئنم
من که دیگه کارم اینجا تمومه
آقای ژانگ هم میدونه
چی؟
نمیخوای دوباره باهاش حرف بزنی؟
من دیگه میرم
فعلا
صبح بخیر آقای ژانگ
درست به موقع اومدی
برو به بخش باغبانی گزارش بده
خوشمزه به نظر میاد
میدونم
خانم لو برای من درستش کرده
که بخاطر اینکه مواظبش بودم ازم تشکر کنه
پس دفعه بعدی
که وظیفتو انجام دادی
باید برات شیرینی بیارم؟
بهش گفتم
کسی که در واقع باید ازش تشکر کنه
شمایی
منم هنوز صبحونه نخوردم
بیارش اتاقم
خانم لو دیگه
کارش با دادرسی تمومه
خودت این غذای
خداحافظی رو بخور
چرا زودتر بهم نگفتی؟
مگه من چیکار کردم که لیاقتم اینه؟
داری چیکار میکنی؟
چرا باید بری؟
من مجبور نیستم که اینکارو بکنم، خودتم میدونی
میشه بهم راست و پوست کنده جواب بدی؟
پس جواب تو چیه؟
نمیدونی؟
جواب تو سیهای ـه
جواب من خانوادست
وقتی برای اولین بار همدیگه رو دیدیم
جوابامونو نمیدونستیم؟
تصمیممو عوض نمیکنم
پشیمونم نمیشم
میدونی چیه
بدترین چیز اینه که تو دیگه انتخابتو کردی
ولی هنوزم
به فکر اینی که اگه راه دیگه ای انتخاب میکردی، چی میشد
بعضی وقتا پشیمون میشی و به گذشته فکر میکنی
و میبینی که اون راهی که انتخاب نکردی، خراب و درب و داغون شده
پس آقای ژانگ
بخاطر خودت، خوشحال باش
خودتو رها کن
و منم رها کن
آقای ژانگ
الو؟
تاعو لون هستین؟
بله
ما پلیسیم
قبلا پیش ما نام نویسی کرده بودین
که کسی که با دی ان ای شما تطبیق داشته باشه پیدا کنیم
ما یه نفر رو پیدا کردیم
کی میتونید تشریف بیارید؟
همین الانم میتونم بیام
سریع خودمو میرسونم
میدونستی که ممکنه یه روز
کسی که سال ها پیش از دست داده بودی رو پیدا کنی؟
یکم بعد اینکه تو گم شدی
اونا کشور رو ترک کردن
توییت یه نفر رو دیدن
و فکر کردن که تو شبیهشی
با ما تماس گرفتن
و نمونه ی دی ان ای رو به چین فرستادن
و دادن به همسایشون که برای ما بیارن
ما به سرعت تست رو انجام دادیم
امروز نتیجه به دستمون رسید
تست نشون میده که
این آدما، باید پدر و مادر واقعیت باشن
چیه؟
انگار ناراحتی
داری سعی میکنی مثل من باشی؟
صاحبخونه همین الان زنگ زد
گفتش قراردادمون ماه دیگه تموم میشه
ما که درمورد بستن یه قرارداد جدید حرف زده بودیم
چرا الان ازمون میخوان که جمع کنیم بریم؟
چرا؟
گفت که کسب و کارمون خوب نیست
میخواد به یه نفر دیگه اجاره اش بده
کسب و کارمون خوب نیست؟
ما که همیشه اجاره رو میدیم
اونوقت چطوریه که کسب و کارمون خوب نیست؟
یه نفر میخواد دو برابر پول بهش بده
ما خیلی وقته که اینجاییم
کجا میتونیم بریم؟
!مسخرست
!میرم باهاش حرف میزنم
صبر کن
اینجوری جواب نمیده
شما دوتا
اینجا دارین چیکار میکنین؟
تازه
رفتن؟
منظورتون چیه؟
لین لین
دیگه نمیتونیم اینجا زندگی کنیم
منظورت چیه؟
نمیتونیم اینجا زندگی کنیم؟
شیاو شی از کارش استعفا داد
که بیاد مهمانسرارو بگردونه
وقتی که بفهمه
خیلی ناراحت میشه
جای بهتری میتونست بره
ولی انتخاب کرد که برگرده همینجا
No comments yet. Be the first to leave one.