Dracula: Prince of Darkness

Dracula: Prince of Darkness

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Dracula Prince of Darkness 1966 Blu-ray Shout Factory
A Commentary by BarBadRafteh
من فقط هماهنگ کردم هماهنگ با نسخه بلوری با تایم 01:30:03

Tags

Blu-ray
blu-ray
Blu-Ray
Published on: 2021-09-04
Downloads: 66
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

پس از يک سلطنت وحشتناک مهيب ... که بيش از يک قرن به طول انجاميد

... پادشاه " ناميرا " ها , سرانجام لانه خود را

در بالاي کوه هاي کارپاتيان بنا نمود ...

براي دهه ها , هرکس خواسته بود او را نابود کند , شکست خورده بود

... سرانجام , در اينجا , حريفي مسلح شده به

... دانش شناخت خون آشام ها ...

. نابودي مطلق را برايش به ارمغان آورد ...

. اين سرنوشت او بود

.هزاران نفر توسط جنون زشت خون آشام به بردگي گرفته شدند

. حال , سرچشمه آنها کشته شده بود

... بدترين موجود شيطاني که تا بحال در تمدن ها موجود بود

, فقط در خاطره ها به جا مانده بود ...

دراكولا شاهزاده تاريكي

.بيائيد اينجا , خانم کونيگ , خودتون را کنترل کنيد

. کنار من بمونيد

! خانم کونيگ , ميدونيد که اين بهترين راهه

استفاده از راه هاي ديگه خيلي خطرناکه

. شما بايد درک کنيد

. بايد اينو بفهميد

. خانم کونيگ , بهم بگيد که موافقيد - . عجله کنيد پدر , بزودي تاريک ميشه -

! خواهش ميکنم , خانم کونيگ

! پس بگذاريد اينطور باشه , اينکار را بدون اجازه شما انجام ميديم

! نه , نبايد اينکار را بکنيد , شما اجازه نداريد ! اون دختر منه ! عزيز منه ! نه

! وحشي ها

! شما نبايد نگران اين موضوع باشيد

اگه نگران نبودم , ميتونستم 50 کيلومتر ! در اين هواي کثيف سواري کنم ؟

. شما بايد از لباسي که پوشيديد , خجالت بکشيد

! ما هيچ شانسي نداريم - ! شانس ؟ چه شانسي ؟ -

اين بچه کشته شده . شما که " مرد خدائي " نبايد اينو درک کني ؟

! اون کشته شده , نه بيشتر

. تو نميتوني مطمئن باشي - ! البته که مطمئنم -

. اون را به حياط کليسا ببريد . او به درستي به خاک سپرده خواهد شد

. من هيچ فاتحه اي بر قبر او نخواهم خواند - . من او را دفن خواهم کرد -

. حالا , کاري که گفتم انجام بديد

! کاري که گفتم انجام بديد

. اين از صلاحيت تو خارجه . من به اسقف شکايت خواهم کرد

... تو ؟ ! پس بهش بگو که من جلوي تو را

! از توهين به مقدسات گرفتم ... يا نکنه ترجيح ميدي خودم بهش بگم ؟

. خب ... ما بايد مطمئن بشيم

. تو يک احمقي , پدر

! بدتر از اون .. تو يک خرافاتي احمق وحشت زده هستي

مراقب باشيد ديگه مجبور نشم همچين مسيري را سواري کنم

! درسته ... ثابتش کن

! نبايد وسطش نفس بگيري ... يادت نره

. خيلي خوبه

. تا اونجا که بتونم مديريت ميکنم - ! خيلي خوب بود , قربان -

. دوباره اونهمه نوشيدي - . ممنونم , قربان -

. اون همه رو واسه نوشيدني مهمون کرد - . ميدونم -

. چارلز آدم خيلي عجيبيه - . چند شيلينگه ... ما ميتونيم از پسش بربيائيم -

. اما موضوع اين نيست

باز ميخواي مخالفت خودت را بيان کني , هلن ، وقت مناسبيه ؟

, خب , ميدونستم که اصلا اهميتي برات نداره

. اما اين سومين باري بود که همه رو مهمون نوشيدني کردي ...

! ميدونم

! اونها درک نميکنند .. اونها فقط فکر ميکنند تو يک احمقي

هلن , من ميتونم چکاري واسه رضايت خودم انجام بدم

تو چي آلن .. آيا سخاوت برادر كوچكت را رد ميكني ؟

. من هر كار تو انجام بدي ، قبول دارم - . بالاخره يك شخص معقول وجود داره -

ميبيني هلن ، آلن ميدونه كه من اصلاح ناپذيرم

اون حقيقت را ميپذيره ، تو چرا نميپذيري ؟

. حماقت حماقته

و حالا ، از اونجائي كه هممون بايد صبح زود بيدار بشيم ، پيشنهاد ميكنم بريم بخوابيم

. به گمونم فكر خيلي خوبيه

چي ميتونم تعارف كنم ، پدر ؟ - . كمي شراب قرمز بهم بده -

. اين مناسب يك هيولا كه امشب بيرون باشه نيست

خب ، شماها دنبال چي هستيد ؟

. سير ... تا لولو را بيرون نگه داريم

هيچ لولوئي در كار نيست ، و اگر هم باشه ، همچين چيزي نميتونه بيرون نگهش داره

نميتونيد تو مغزتون فرو كنيد كه موضوع مال 10 سال پيش بوده ؟

ميشه خودمو با آتش گرم كنم ؟ - . البته -

. چارلز ، بگذار اون كنار آتش بنشينه - . ترجيح ميدم بايستم ، ممنون -

. اينجوري راحت تر خودم را گرم ميكنم

. آه ! بهتر شد

.خوشبختانه ، شغلم هنوز بهم اجازه ميده تا پشتم را گرم كنم

. يكي از خوشيهائي كه هنوز حرامش نكرده

.تو به ياد من مياري كه بايد لذائذ رو جدي بگيرم ، پدر

. همينكارو ميكنم پسرم ، راستش همينكار را ميكنم

. لذت در زندگي چيز مهميه چي ميتونه جايگزينش بشه ؟

.آتش دوزخ و گوگرد

... نه ، من مطمئنم گرم كردن پشت آدمها

. و شراب قرمز ، قسمتي از اون طرح بزرگ نيست ...

.نه ، اين لذات دنيويه كه ما قادر به استفاده از اونها هستيم

و ميتونم بپرسم ، در خدمت كدام آدمهاي جذاب انگليسي كارپاتين هستم ؟

. اسم من " چارلز كنت"ه ، ايشون هم همسرم ديانا هستند

. برادرم آلن و همسرش هلن

.پدر سندور، ابوت از کلينبرگ در خدمت شماست

. خواهش ميكنم ، بفرمائيد بشينيد

... پدر

.سفر به كلينبورگ بايد براي شما خطرناك باشه كه اينجوري مسلح شديد

. يكي ديگه از گناه هاي زميني

، هربار كه صومعه را ترك ميكنم . اين را با خودم برميدارم

.مردم فكر ميكنند اين يك بقچه كتاب واسه بت پرستهاست

... مطمئنم اونها كاملا باور ميكنند

كه اين گوشت گوزني كه شما به خانه ... . مياريد ، كاملا با اراده الهي كشته شده

شما هم شكار ميكنيد ؟ - . نه ، نه . كمي صعود ، كمي گشت و گذار -

. سفر كردن ذهن را باز ميكنه - . قابل تحسينه -

، اما سوال من در مورد انتخاب مكانه . شما كه نميخواهيد ذهنتون زيادي باز بشه

به نظر ميرسه شما نظر خوبي در مورد مردمتون نداريد

. من نه .. عزيزم ، نه

. من نميتونم اونها را تحمل كنم

! من نميتونم اونها را تحمل كنم

تو ميتوني چيزهاي متفاوتي در كلينبرگ پيدا كني

. اميدوارم ما را اونجا ببينيد . ميتونيد در صومعه باقي بمونيد

. برادرهاي اونجا بهتون خوش آمد ميگن - . ممنونم پدر .. فكر خوبيه -

. برنامه ما اين اجازه را به ما نميده . ما فردا به کارلسبد ميريم

خب ، فكر كنم ميتونيم برنامه هامون را تغيير بديم

. حدس ميزنم ميتوني اينكار را بكني

... اين خيلي محبت آميزه كه ما را دعوت ميكنيد ، اما

. همونطوري كه همسرم اشاره كرد ، ما درگير برنامه خودمون هستيم ...

، من اهميت نميدم شما به کلينبرگ ميريد يا نه . فقط ميگم نبايد به کارلسبد بريد

. من شنيدم اونجا خيلي زيباست - . قطره اي آرامش بخشه -

. سايه هاي شبانه مرگبار

. ما هممون كوه نوردان باتجربه اي هستيم ، پدر - . كوه نوردي هيچ ربطي به اين موضوع نداره -

شما ممكنه فكر كنيد من يك كشيش پير عجيبم . و لباسم اعتبار زيادي نداره

، شايد از تكان دادن حساسيت مردم لذت ببرم

. اما دارم جدي ميگم

.و وقتي ازتون ميخواهم به کارلسبد نريد ، ميخوام به حرفم توجه كنيد

- صاحب خانه؟ - بله، پدر؟

. اسبم را بيار پيشم

. خب ، از ملاقات همتون خوشحال شدم

، و اگه به توصيه من اهميتي نميديد . حداقل از قلعه دور بمونيد

. قلعه ؟ اما قلعه اي روي نقشه ديده نميشه

اين كه ديده نميشه ، به اين معنا نيست كه وجود نداره

. ازش دور بمونيد

. خانمها

. خيلي عجيبه - . پدر اشتباه ميكرد -

، اگه قلعه اي وجود داشت . بايد توي نقشه ديده ميشد

.خب ، درست يا غلط ... فردا كشفش ميكنيم

، من اهميت نميدم چقدر بهم پول دادي . من از اين جلوتر نميرم

.مسخره بازي در نيار ، تو قرارداد بستي كه ما را به كارلسبد ببري

. ميتونيد پياده بريد ، فقط 2 كيلومتر راهه

! پياده ؟ بايد ديوانه شده باشي - . خودت ديوانه اي -

. يالا مرد ، به زودي هوا تاريك ميشه - . آره ، ميشه ، واسه همين از اين جلوتر نميرم -

.اين تقصير ما نيست كه چرخ تو در رفت و 4 ساعت ما را معطل كرد

. من همچين چيزي نميگم ، فقط ميگم از اين جلوتر نميرم

. نگاه كن ، اون بالا ، قلعه

اونجا چيه ؟ - كجا ؟ -

. قلعه - . من هيچ قلعه اي نميبينم -

! واسه اينكه خوب نگاه نميكني ، احمق

!بسيارخوب ، تو به اندازه كافي استدلال كردي . خانمها رو ببر بيرون

!همين حالا ! ببرشون بيرون

. بهتره هر كاري ميگه انجام بديد

. ولش كن چارلز ، اينجا سرگردنه است . اونم دنبال كوله پشتي هاي ماست

. من فردا دوساعت بعد از طلوع برميگردم

، اگه هر كدوم از شما اينجا باقي مونده باشيد . من ميبرمش به كالسبد

! هي

.اون دزد نبود ، ما بايد ممنون لطف كوچك او باشيم

چرا گفت بعد از طلوع برميگرده ؟ - . اون از تاريكي ميترسه -

. منظورت اين نيست - . البته كه نيست -

. اون بايد به مقامات گزارش بده - . ما الان توي انگليس نيستيم ، هلن -

. شك دارم اونجا مقاماتي باشند كه بهشون گزارش بده

و اگه اونجا بودند هم نميتونستند كمكي به ما بكنند ، ميتونستند ؟

چرا اون نميخواست اونجا را ببينه ؟

. خب ، شاندور در هر صورت حق داشت

اما چرا همه وجود اونجا را ، انكار ميكنند ؟ حتي روي نقشه ؟

. شايد بتونيم اونجا اقامت كنيم - . نه ، بگذاريد از اونجا دور بمونيم -

. منم باهات موافقم

. خب ... جايگزين هم هست

. من اون را ترجيح ميدم

. پس منم ميتونم

. بسيارخوب ... بريم يك نگاهي بندازيم

! راننده نداره

ميتونيم نگهش داريم ؟ - . سعيمون را ميكنيم -

! چارلز ، مراقب باش - ! مراقب باش ، چارلز -

.خب .. شما خوش قدم ترين اسبهائي هستيد كه تا حالا ديدم . هردوتون

يكم عجيبه ، اينطور نيست ؟

تا حالا نشنيدي ؟ . اسب پيشكشي دندونهاشو نميشمرن

خصوصا وقتي كالسكه دو اسبه باشه

. آلن حق داره ، همه اين چيزها عجيبه - . موافقم -

خب ، تمام چيزي كه من ميبينم اينه .كه ديگه قرار نيست شب رو توي اون كلبه بگذرونيم

همه سوار ميشن ؟

. بسيارخوب - . بريم اثاث رو بياريم-

هلن ، اسبها را نگه دار ، ميتوني ؟

. ديانا ، تو نگهشون دار

. بسيارخوب ، محبوبم

كارلسبد ؟ - . كارلسبد -

! راه بيفتيد

! واي ! واي ! از اونور

! اونها از مسير اشتباه ميرن

! برگرديد ! هوي ! آهاي

! مشكل چيه ؟ - ! اونها از راه اشتباه ميرن -

! نميتونم برشون گردونم

!برگرديد ! آهاي

! برگرديد ! هوي ! آهاي

، بسيارخوب ، خوشگل هاي من ! حرف حاليتون نميشه

! اون نميتونه كنترلشون كنه

! خب

.بريم ببينيم صاحب اينجا به اندازه تو مهمان نوازه

چي فكر ميكني ؟

، من اصلا به اون اسبها فكر نميكنم ... اما سنت برنارد با لباس مبدل

. مسافران در راه مانده را نجات ميده ...

... ما به اندازه كافي سروصدا راه انداختيم .. فكر ميكني كسي بيرون بياد

. اگه كسي بهمون خوش آمد نگه ، بهتره از اينجا خارج بشيم..

خب ، صلاح نيست با اين وضعيت اينجا بايستيم

. بريم احترام بگذاريم

خانمها ؟

. نه ، چارلز

.مطمئنا ، اين به بدي گذراندن شب در اون كلبه نيست

. اينجا ترسناكه

. خب ، بريم كشف كنيم چقدر ترسناكه

More Farsi Persian subtitles for Dracula: Prince of Darkness

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left