The first 200 lines.
.شب کریسمس مبارک، ویل داری چیکار میکنی؟؟؟
نباید این کارت ـا رو دور بندازی
این آدما وقت گذاشتن و اینارو برات نوشتن
ببین... جزمین داریم...جید هست و رابرت فریمن
برادر داری؟؟؟
اون پدرمه. برگردونش توی سطل زباله
مارکوس، همین الان برگردونش توی سطل زباله
"ویلیام عزیز، کریسمس مبارک. از طرف پدرت"
واو... چه خوش خطه
کی خوش خطه؟
ویل از طرف پدرش کارت کریسمس گرفته
اوه. زیبا نیست آیا؟
پس بخاطر همینه که خونهت رو تزئین نکردی
چون میخوای کریسمس رو با پدرت بگذرونی
نه. من کریسمس رو جشن نمیگیرم
چی؟چی؟چی؟ - چطور میتونی نگیری؟ -
کریسمس بهترین جشن کل تاریخ ـه
درسته
ببینین، روز بعد از شکرگزاری
همهی ایستگاههایرادیویی، فروشگاهها و رستورانهای آمریکا
پشتسرهم هی آهنگ "سورتمهسواری" رو پخش میکنن
نمیتونم خونهمو ترک کنم و این آهنگ رو نشنوم
یه آهنگ معرکه و یه ترانهسرای معرکهتر
نمیفهمم مشکل کجاست
مشکل اینجاست که من از اون آهنگ متنفرم
اصلاً فکرشم نمیتونی بکنی که چقدر ازش متنفرم
و بنا بر دلایلی، حسش رو ندارم که یه مرد خیکیِ خیالی که
لباس قرمز میپوشه رو جشن بگیرم
هی هی
خیالی؟ بابانوئل خیالی ـه؟
نه - ...مارکوس هنوز به -
بابانوئل اعتقاد داره؟... - آره، داره -
ببین منو... وقتی که میگه خیالی
منظورش این نیست که بابانوئل ساختهی ذهن ماست
مگه نه؟
منظورش اینه که به جادوهایی که
انجام میده، باور نداره
ولی این معنیِ "خیالی" نیست
بذار بریم یکم تزئین بیشتری توی خونه انجام بدیم
چون اینجا افسردهکنندهست. دیگه میتونی بری
...دیگه میتونی بر
دیگه رویای دیگهای رو نمیخوای خراب کنی، آقای اسکروچ؟
باشه خب بیارش اینجا. منم تکشاخها و
و گروه موسیقی "میلی وانیلی" رو ردیف میکنم
جرات نداری
آره، این وبسایت، عاشقانهترین کارت ـا رو داره لامصب
داستانی دربارۀ یک پسربچه :فصــل دوم - قســـمت هشتـم دربـــارۀ ســرود کـریـــــسـمـس
پسر، این دونههای برف بیشتر از چیزی که هستن، نورانی تر به نظر میان
خیلی درخشان ان
باید اینو واریز کنیم، ویل
چرا باید واریز کنم؟ من اون ترانه رو نوشتم
استیسی خاطرخواه این ترانه رو ننوشته
اون میخواد پول منو بدزده
من تموم هفته داشتم با وکلاش صحبت میکردم و بالاخره
راضیشون کردم تا با شرایط موافقت کنن
فقط باید یه درصد کمی از حقالمتیازت رو بش بدی
فقط یه کوچولو
فقط یه حال کوچولویی بهش میدی
فراموشش کن خانم وکیل. من واریز نمیکنم
ویل، باور کن که دلت نمیخواد قضیه به دادگاه بکشه
معلوم نیست که هیئتمنصفه چه تصمیمی برات میگیرن
آخه چیزای مهمتر از پول توی زندگی وجود نداره آیا؟
ناسلامتی کریسمس ـه، ویل
من حتی یه پنی هم بهش نمیدم. فهمیدی؟
خب پس اگر مدرک محکمی نداشته باشی
اون خونهت رو صاحب میشه
مدرک، مدرک، مدرک، مدرک
مدرک
مــدرک
میخوام بهت مدرک بدم، وکیل جان
و ما پیش به سوی هدف میریم
و باهمدیگه برای گرفتن عدالت، مبارزه میکنیم
مهم هم نیست که چقدر طول بکشه
آقای اسمیت رفت واشنگتون؟
نه، نه، نه، نه
ویل فریمن داره میره واشنگتون
خیلی خب. چرا برگهها
رو امضاء نمیکنی، خنگول خان؟
به روی چشم
بگیر که اومد
خیلیخب
خب الان خاک تو سرت ویل
چون من چسب نواری آوردم
ویل، من فهمیدم که چرا کریسمس رو دوست نداری
،تو کریسمس رو دوست نداری چونکه آهنگ "سورتمهسواری" رو دوست نداری
،و آهنگ "سورتمهسواری" رو دوست نداری
چونکه از شنیدن این نسخه قدیمی خسته شدی
اما بیا، اینجارو باش
نسخه جدید همین امروز توسط "سگ کثیف" منتشر شد
سگ کثیف
درسته. سگ کثیف
قشنگه. مگه نه رفیق؟
ترانهتو قشنگ کرده؟
خلاصهش اینه که من و لوری و بچهها
واسه کریسمس میایم خونهی فیونا
و میدونم که دوست نداری کریسمس رو با ما بگذرونی
مهم نیست که چقدر هرموقع که ازت میپرسم احساساتی میشم
اما خیلی نزدیک هم میشیم و تو میتونی بیای پیشمون
بعدش هممون کریسمس رو کنار هم میگذرونیم. نظرت؟
خوبه؟
به اندازهای که این آهنگ خوبه، اینم خوبه
این یعنی میاد
خیلی خب - شروع نکن. دارم میرم -
اول اینکه، خیلی بی ادبی
دوم اینکه میخوام از مارکوس مراقبت کنی
تا من بتونم آسیبی که وقتی گفتی کریسمس واقعی نیست، رسوندی
رو درست کنم
نخیر، نمیتونم. از کجا باید میدونستم که مارکوس
تنها بچه 12 ساله آمریکاییه که هنوز به
بابانوئل اعتقاد داره؟
اوه، درسته. آخه یه مادر خنگول بزرگش کرده
ما ذاتاً طبق اصول و واقعیتها زندگی میکنیم، ویل
اما این جریان کریسمس و بابانوئل رو
همیشه پاس میداریم
بنابراین تو باید از مارکوس مراقبت کنی
خب چرا از حضرت نیکولاس نمیخوای که مراقبش باشه؟
مطمئنم که هنوز بهش اعتقاد داری. مگه نه؟
راستش آره، دارم
معلومه که داری
خب نه، من به ماهیت بابانوئل اعتقاد دارم
و راستش نمیتونم باور کنم که تو نداری
تو یه ترانه نوشتی که باعث لذت
میلیونها آدم شده
یه کار الکی بود که یه شبه مشهور شد
و اصلا معنی ای برای من نداره
مثل این میمونه که یه برنده لاتری، از بلیط لاتریش متنفر باشه
سلام ویل - سلام -
مامانم گفت بخاطر اون جریان بابانوئلِ
خیکیِ خیالی، من امشب پیش توام
معذرت، ولی نه. من کار مهمی دارم
این یه درخواست نیست. مامانم فکر نمیکنه که
.که تو آدم ثابتی باشی الان بنابراین من مراقبتم که یه وقت خودکشی نکنی
من پری نجات توام
باشه. اگه بتونی کلیدهام رو پیدا کنی، میتونی پری نجاتم باشی
جیب چپت رو نگاه کن
...من قبلاً جیب چپم رو نگاه کردمـــ
اوه عالیه. این، کار رو یه سره کرد
اوه، سلام مامان - سلام جیگرم -
یالا، زود باش بریم
خب پس اگه دستنوشته شعرت رو پیدا کنی
اونوقت میتونی ثابت کنی که فقط خودت تنها این ترانه رو نوشتی
دقیقاً
اونوقت میتونی پولت رو نگه داری
حتی با وجود اینکه از این آهنگ متنفری
.بعله، حالا گرفتی چی شد ایناهاشش
چی هست این؟
اینجا، جاییه که گروه موسیقی من، یعنی سیراچا
زندگی میکرد، تمرین میکرد، پارتی میگرفت و
یه عالمه کارای دیگه میکرد
واو
تاحالا اقدام کردی که این محل رو به
یه جای تاریخی تبدیل کنن؟
سعی کردم. ولی خیلی کارای اداریش زیاده
میتونم کمکتون کنم؟
راستش یه درخواست عجیب دارم
وای خدای من
تو ویل فریمن از گروه سیراچا هستی
خودمم - ایول، بیا داخل پسر -
بچه ها، بچه ها... ویل فریمن قلب و روح گروه سیراچا اینجاست
وای پسر.. ایول
سلام. خیلی خیلی ممنونم. مرسی
نه، تو نمیتونی آبجو بنوشی
فقط بذار نگهش دارم. ناسلامتی کریسمس ـه
خیلی خب، حالشو ببر
"این گروه منه، پسر. ما "انتان "داریم... "پیت" و "سی جی
سی جی !!! ما هم یه "تی جی" داریم. چه باحال
سیراچا مثل یه خدا و استوره برای ماست رفیق
اوه، چه عالی. نگاه کن، پوسترهامون هم دارین
چه اتفاقی برای گروهتون افتاد پسر؟
راستش.... نمیدونم اممممممم... نمیدونم
زندگی اتفاق افتاد دیگه
آره. گروهمون از هم پاشید یادم نمیاد دقیقاً کِی بود
اوه، بعنوان سرپرست ویرایشگران صفحه سیراچا در ویکیپدیا
میتونم کمکتون کنم
آخرین کنسرت اجرا شده توسط گروه سیراچا
نونزدهم فوریه سال 2005 بوده
اینم از این
پس از اون موقع تاحالا شما چیکار میکردین؟
اوه، میدونی... کار خاصی نبود
اوه، بعنوان سرپرست ویرایشگران صفحه ویل فریمن در ویکیپدیا
توی این مورد هم میتونم کمکتون کنم
فکر نکنم بخوان درمورد زندگی خسته کنندهم بعد از
سیراچا بشنون، مارکوس
آخه چی درمورد نوشتن ترانه "سورتمهسواری" خسته کنندهست؟
اونم یکی از محبوبترین آهنگهای کریسمسیِ دهه اخیر
تو ترانه "سورتمهسواری" رو نوشتی؟
مطمئن نیستم که این چیز خوبی باشه یا بد
اما آره، آره. من نوشتم - ای خیانت کار -
چیز بدیه، آره حدس میزدم اینو بگی
تو سیراچا رو نابود کردی
آهنگ "سورتمهسواری" هیچ ربطی به بهم خوردن گروه سیراچا نداشت
گمشو بیرون
خیلیخب. دیگه داری بیادبی میکنی
میخوام برم بالا توی اتاقزیرشیروونی و چندتا جعبه بیارم
نه، هیچچی توی اون اتاق نیست، یارو
یه خانمی یه سال پیش اومد اینجا و همهی جعبهها رو بُرد
آره، "بانوی من" گفت که قبلاً برای گروهتون دایرهزنگی میزده
خیلیخب
از خونه برو بیرون، خیانتکار
آبجوی منو میگیرین، ولی مال بچه رو نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.