Science Ninja Team Gatchaman F

Science Ninja Team Gatchaman F

科学忍者隊ガッチャマンF

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Alfred Hitchcock Presents - S01 E18 - Shopping for Death
A Commentary by mohaMax

Tags

other
Published on: 2022-08-18
Downloads: 33
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 185 lines.

این هم از این، بهتر شد، خیلی بهتر.

این حداقل کاری ـه که می تونیم برای فراهم کردن یک فضای مناسب، انجام بدیم.

این واقعن یه وسیلة فوق العاده ست.

روغن تولید جیرجیر.

همچنین برای تولید صدای کرکره های قدیمی هم عالی ـه ...

و در تاریکی شب هایی که به اندازة کافی صدای زوزة باد بلند نیست

می شه توی هوا پخشش کرد.

خیلی هم کاربردی ـه.

می تونه کفش های قدیمی رو هم دوباره مثل یه کفش نو، به جیر جیر بندازه.

حالا که به حال و هوای خودمون یه ثباتی دادیم...

دوست دارم دربارة داستان امشب بگم که نوشتة رِی بردبوری ـه

و با یه عنوان بحث برانگیز هم شناخته می شه

خرید برای مرگ.

با سرعت 80 کیلومتر در ساعت توی بزرگراه اصلی. حتمن دیوونه بوده.

یا پرت شده یا شاید هم خودش پریدـه.

یه لحظه دیدم که جلوی پنجره ایستاده

و بعدش، دیدم که درست بین پنجره و زمین ـه.

چقدر بد.

یکی سیگار روشنش رو انداخته. علتش همین بوده.

یه بی احتیاطی کوچیک، حالا نگاه کن ببین چی شده.

کل این ساختمون لعنتی رو نگاه کن.

اونجا، شمارة 989.

اونجا زندگی می کنه. بریم، اِلمر.

چه با حال ـه. عجب آب خنک با حالی.

کلارنس، ما اینجا چه کار داریم؟

چرا هر روز منو می کشونی اینجا توی این گرما، با این هوای شرجی...

به خاطر تصادفات و جرائم؟

و حالا هم این خزعبلات شیطانی دربارة یه زنی که تا به حال اصلن ندیدمش.

- برای چی؟ - برای این که باید یه کاری بکنیم.

ما نسبت به خودمون وظیفه داریم، نسبت به جامعه، که اینجا باشیم.

در تمام عمرمون حدود 50 سال زندگی،

فروشندة بیمه بودیم، درسته؟

- درسته. - ما میلیون ها دلار بیمه فروختیم،

که کمک کار هزار نفر آدم نیازمند بوده، درسته؟

- درسته. - سه ماه پیش هم بازنشسته شدیم، درسته؟

- درسته. - اما آمار ثابت می کنه ...

مردان بازنشسته زودتر از مردانی که فعال باقی می مونند، می میرند. آره می دونم.

اما من دیگه می خواهم خارج گود باشم.

خارج گود؟

اِلمر، چطور می تونی کنار بشینی،

بعد از تمام اون چیزهایی که در این سه ماه گذشته دیدی؟

حالا، تصادف با یه کامیون ...

مردی سرعت زیادی داشت، بدون این که مراقب باشه کجا دارـه می رـه.

و مردی که از 12 طبقه سقوط کرد ...

و آتش سوزی در اون انبار کالا

چون یکی یادش رفته بوده سیگارش رو خاموش کنه.

هر سة اون مردها به خاطر بی احتیاطی خودشون کشته شدند.

چرا؟

پشت پردة این ماجراها چی ـه؟

من می خوام بدونم.

خواهم فهمید.

کلی بد اقبالی دور و اطراف ماست.

حتی با وجود بازنشستگی چطور می تونیم بی خیال کمک کردن بشیم.

- برای کمک به اون مردهایی که دیدیم یه خورده هم دیر شده.

دقیقن. اما تا وقت هست، می تونیم به دیگران کمک کنیم.

حالا، این خانمی که در این آپارتمان ـه.

باید دیدش تا شناختش. او تخیل رو مبهوت می کنه.

غیر قابل باورـه.

ما هم همین طوریم.

گرما: 32 درجه سانتی گراد.

اگه مردم این اطراف بدونند ما برای چی اینجا هستیم.

ما رو چشم چرون صدا می زنند.

بفرما تشریف آوردن.

هی، این پایین هم رحمت وجود دارـه.

بچه رو بیدار کردی.

باشه. خیلی خُب من بیدارش کردم. مگه همین بچه شبا من رو بی خواب نمی کنه؟

بچه کل شبو ونگ می زنه. از سر راهم برو کنار.

بیا اِلمار، زود باش.

یه بستنی بده.

اون نه. اون یکی رو می خوام که اون زیر.

چی شده، چیز خنده دار دیدید؟

زودباش برو کنار دیگه. چرا جلوی در وایستادی؟

هی، تکون بخور.

خلی خُب، تکون بخور.

فکر کردی چه خبرـه، صف غذاست.

یه تیکه گوشت خوب می خوام. چربیش زیاد نباشه.

بله خانم.

یه تیکه گوشت خوب. نه مونده. شنیدی؟

- بله خانم. - آره، چیزی که دیروز بهم دادی ...

دادمش به گربه، دیگه از اون جوری بهم نده، شنیدی؟

- باشه خانم. - باشه، حالا چی داری؟

اصیل نیست؟ تا حالا مثل اون رو دیدی؟

- مغز چی؟ مغز هم داری؟ - بله خانم.

بذار ببینم.

یه خورده مغز گاو خوب و تازه بهم بده.

مطمئن شو که تازه باشه.

از اون دیروزی ها نمی خوام، شنیدی؟

ببینم چی آوردی؟

مغز گاو ـه دیگه؟ من مغز گوسفند نمی خوام؟ شنیدی؟

خیلی خُب، زود باش دیگه.

یه لطفی بکن، این دفعه اون شصت های چاقالوت رو از ترازو دور نگه دار.

خیلی خُب، خیلی بیشتر بذار. زود باش، چه کار داری می کنی؟

سر کی داری کلاه می ذاری؟

بله، خانم.

بله خانم. نه خانم. ای اَلِک بچه زرنگ.

نگاه کن.

خُب دیگه، زود باش.

واسه چی وایستادی؟ فکر کردی کل روز رو وقت دارم یا چی؟

اَلِک بچه زرنگ.

آره، تشکر واسه هیچی. بزن به حساب!

بله آقایون؟

لیست فراموش کردم بیارم. بعدن بر می گردیم. بریم اِلمار.

خداحافظ.

حالا می بینی که چقدر به کمک ما نیاز دارـه؟

واقعن هم به کمک نیاز دارـه.

اما بیا بی خیالش بشیم. او یه نابودگر ـه، واقعن نابودگر ـه.

نه اِلمر. یه نابودگر نیست.

اون می خواد که نابود بشه.

التماس می کنه که به قتل برسه ...

و اگه کمکش نکنیم اسمش می رـه توی اعلامیه ترحیم.

اعلامیه ترحیم. نه. تیتر اول روزنامه های زرد می شه.

نگاه کن.

کجا 700 گرم؟ ترازو میگه 600 گرم ـه.

چرا نمی ذاری ترازوت ثابت بشه؟ زرنگ بازی در نیار!

هی! مراقب رانندگی ات باش. مخت عیب دارـه یا مرض دیگه داری؟

تو چه مرگت ـه؟

هی، برید کنار. برید اون طرف بچه ها. یالا.

چرا نمی رید سر خیابون بازی کنید؟

همه اش باید اینجا پلاس باشید؟ هی، مگه شماها خونه ندارید؟

برید خونه تون!

متنفرم از این که فکرم بهش مشغول بشه.

فقط یه راه واسه رسیدن به اون هست.

تمام روزهای هفته قبل، زیر نظر داشتمش.

مستقیم بریم سراغ خودش.

بیا المر.

وای چه خنده دار!

خفه شو!

هی برگرد ببینم.

کجا داری می ری؟

مثلن داری می ری سر کار!

شرط می بندم داری می ری توی همون بار که مست کنی، اصلن به من چه!

خفه شو! خفه می شی یا بیام ...

همین جاست. آقا و خانم آلبرت شرایک، واحد 321.

چقدر بهش میاد. عجب اسمی.

سلاخ پرنده، شرایک.

بهش گوش بده. شوهرش رو دیدی؟

اون قدری دیدم و شنیدم که حس پیری بهم دست داد.

دارم می میرم. چه روز نحسِ گرمِ شرجی ایه.

زندگی در این ملک استیجاری توی همچین روزی باعث جوشش زندگی می شه.

انگار که سونا ـه.

چرا در رو باز نمی کنیم؟ دارم از گرما می میرم.

مردن، بله.

آب و هوای کشنده.

بیشتر قتل ها در دمای 33 درجه سانتیگراد انجام می شود

بیش تر از هر دمای دیگه ای.

کلارنس، من خودم آمار رو می دونم.

آره، پلیس هم می دونه.

بیا.

زیر دمای 32 درجه آدمها خونسردند...

اما درست در دمای 33 درجه ...

همه مون می زنه به سرمون.

همراه با خارش،

نامیزون می شیم.

توی این نقطه نفرت می جوش ـه کوچک ترین ...

کلمه، تصویر، یا صدایی ...

تحریکی به سمت قتل.

نه نه نه. شماره واحدها رو ولشون کن.

شرط می بندم واحدش رو می تونیم ...

هی، اون بچه ها رو آروم کن...

این قدر اون بالا بدو بدو نکنن، شنیدی چی گفتم؟

هی گوش کن.

سلام

شد یه وقت ...

ما اینجا آرامش داشته باشیم؟

سلام

گوش بده، یا بچه هات رو آروم کن یا می رم زنگ می زنم پلیس.

شوخی هم ندارم. فهمیدی؟

ساکتشون کن.

چی می خواین؟

- ما اومدیم ک ... - بلندتر صحبت کن، نمی شنوم.

می شه صدای رادیو رو کم کنی؟

ببین من چیزی نمی خرم. بی خودی خودتون رو معطل من نکنید.

وایستا ببینم.

مگه نگفتم اون بچه ها رو آروم کن؟

ببینید، من کلی کار دارم...

بگید چی می خواین.

اسم من کلارنیس فاکس ـه و ایشون هم آقای شور هستند.

حال شما چطورـه؟ ما فروشنده بیمة بازنشستگی هستیم.

من بیمه نمی خوام، پس تموم ـه دیگه.

نه. پول علت اومدن امروز ما به اینجا نیست.

آره، قبلا از این حرفها کجا شنیده بودم؟

- می تونیم بشینیم؟ - گفتم که گرفتارم. کلی کار دارم.

مچکرم.

می دنید، حالا که ما بازنشسته شدیم ...

داریم سعی می کنیم تا راهی برای نجات آدمها پیدا کنیم ...

Science Ninja Team Gatchaman F subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left