The first 165 lines.
... کیراساکا
. کوکارین ـه من دوتا قدرت داره
. یکیش حملات فیزیکی ـه
... و دومی هم
. خنثی کردن تمام حملات ـه
. همچنین میتونه تبدیل به یه تیغهی تیز بشه
چی شد !؟
چه اتفاقی افتاد ؟
. اون یه مانع دفاعی ـه
... بنظر میرسه که شمشیر اون
. هرچیزی که لمس کنه ، ارتباط فضایی اون رو قطع میکنه
. بنابراین قبل از اینکه شمشیر برخورد کنه ، اون خنثی و دفاع میکنه
. اینطوری یاد هم میگیره که چطوری خودش رو با حمله حریف تطبیق بده
. الان میتونم بفهمم که چرا بهش میگن سلاح خدایان
! کیراساکا
... آکاتسکی کوجو
! زخمی شدی
. این زخمای کوچیک سریع خوب میشن
. بهش حمله کن ! بازوی سلطان
! احمق
تو اصلاً معنای آروم بودن رو میدونی ؟
. چاره ای نداشتم
. اون عوضی داشت فرار میکرد
نالاکووِرا کجاست ؟
. پایین ـه فکر کنم
. احتمالا به اندازه کافی آسیب ندیده
... چــ -
چه غلطی کردی ؟
! شـ - شرمنده
چرا داری عذرخواهی میکنی ؟ عذاب وجدان داری ؟
! تو واقعاً یه قلب ـه شیطانی داری
! اینجویا نیست
به هر حال ، حالت خوبه ؟
... من فقط لمس ـت کردم
... هیمِراگی اون موقع پشت تلفن این موضوع رو بهم گفت
. اینکه میترسی مَردا بهت دست بزنن
... ا - اینجوریا هم نیست ... فقط
فقط چی ...؟
... فقط
!ای بابا ! این دیگه برای چی بود ؟
... اوه ، هیچی
... آخ ، سَرده
آب دریا ـه ؟
. لعنتی . هر لحظه ممکنه ساختمون خراب بشه
حالا چیکار کنیم ؟
! اونجارو
اون ... داره با استفاده عناصر موجود خودش رو تعمیر میکنه ؟
شوخی میکنی ؟
. باید یه راه پیدا کنیم تا از اینجا بریم بیرون
. موگوای ، این مقدار آنالیز برای بررسی ساختار عناصر کافیه
. رو اجرا کن ER الگوریتم
. ارزیابی و اجرای مجدد تمام پارامترها رو اجرا کن
. پروسه تجزیه و تحلیل زتا رو شروع کن
. بعدش داده ها رو به ترتیب شروع به چک کردن کن
. تو واقعاً میدونی که برای راه اندازی برنامه چه هوش مصنوعی بالایی میخواد
. گذرگاه سیستم در حال رسیدن به محدودیت هاش ـه
! تو میتونی در صورت لزوم حافظه موقت هم بهش بدی ، فقط باید فعال نگهش داری
. فقط 15دقیقه وقت نیاز دارم
... با اینحال جای تعجب نداره که اونا اسلحه خداوند صداش میزنن
. زبونی که به هیچ منطقی نیاز نداره
! اما حتماً ایندفعه میتونم معماری ساختش رو کشف کنم
... اینا
... آه ، شمشیرزن سازمان شیر شاه اینجاست
... آدم های زیادی تو اروپا نیستن
که بتونن نیمه انسان ها رو شکست بدن . حتی اگرم ناگهانی حمله کنن
. خودم تحت تاثیر قرار گرفتم
! کریستوف گاردوس
. حتی واتلر هم در این مورد چیزی نمیدونه
هدف واقعیت چیه ؟
درست کردن ارتشی از نالاکووِرا ؟
... با سلاح های منحصر به فرد نمیشه جنگ رو برنده شد
. ولی با قدرت کل نیرو ها میشه
... به هر حال فرقی نمیکنه که اولین اصیل چقدر قدرتمند بوده
. اون به تنهایی نمیتونه از سرزمین پادشاهی دفاع کنه
... حتی اگر شکست نخوره ، فقط اگه بتونم سلطنت ـش رو از بین ببرم
. اون دیگه قادر به حفظ این پیمان مقدس نخواهد بود
... پس ، تو نه تنها میخوای مردم ایتوگامی رو قربانی کنی
با سرزمین پادشاهی هم اینکارو میخوای انجام بدی ؟
! برای همینه که بهمون تروریست میگن
! ضربه به سینه
مانع بیولوژیکی ؟
. این یه هنره که شما مردم "جیگونگ" صداش میکنید
تو فکر میکنی که گرگ ها نمیتونن یه همچین کاری انجام بدن ؟
! شوک الکتریکی
تیر سفید ؟
جریان هوا رو دستکاری کرد ، هاه ؟
. انتظار دارم که جادوی بهتری رو ازش ببینم
. انگار آدم های زیادی با توانایی های نامنظم وجود دارن
! این چیزیه که باید تو یه نبرد وجود داشته باشه
. من، کشیش و جادوگر خدا هستم
... ای نور طلوع جنگیری، روح گرگ پوشیده از برف
... به من قدرت الهی و فولادی خودت رو اعطا کن
! چون میخوام ارواح شیطانی رو از بین ببرم
. کارت درسته ، دختر
. این مبارزه دیگه تمومه
. آره ... تو درست میگی
. و ما این مبارزه رو بردیم
اون میتونه کنترلشون کنه ؟
. بنظر میرسه که رمز گشایی ـش کامل شده
. تسلیم شو
. دیگه نمیتونم وقتمو با بچه هایی مثل تو تلف کنم
... یه بن بست دیگه
. بنظر ایده خوبی نیست که با قدرت بازوی سلطان از بین ببرمش
اگه از حمله الکتریکی تو همچین جایی استفاده کنی . همه چیز از بین میره
. آره ، راست میگی
. حتی با کوکارین(شمشیرم) هم نمیشه کاری کرد
هاه ؟
! آکاتسکی کوجو
. شـ - شرمنده
. بگیر
... اگه بخوام ژاکت یه منحرف رو بپوشم
. آخر داستانم حتماً "باردار" میشم
! نخیر ، اینطور نیست
... به علاوه...
. من نمیتونم یه همچین کاری رو با یوکینا انجام بدم
. هیمِراگی هیچ ربطی به این قضیه نداره
. دیگه مشکل اینجا داره جدی تر میشه
. عجله کن
نکنه حتماً تو باعث شدی تا قدرت بازوی سلطان فعال بشه ؟
. آکاتسکی کوجو
چیه ؟
من ... خیلی بزرگم ، آره ؟
... آره ، فکر کنم
. ولی میگن بعضی وقتا برای اونایی که سنی ندارن هم گنده میشن
هاه ؟
! ا - احمق ! اونا رو نمیگم ! منظورم قَدم بود
... هاه ؟ اوه
. بنظرم تو قد متوسط خوبی داری
. به عنوان یه دختر قدم خیلی بلنده
. و ... من همیشه کسی بودم که بقیه دخترا رو بقل میکردم
. برای همینم اینکار تو خیلی خوشحال کرد
... وقتی تو اینکارو کردی
آره ؟
. همش با خودم کلنجار میرفتم که دارم تو رو میترسونم
. پس ، به یوکینا چیزی نگو
... ازت ممنونم
. فقط این یک بار رو ، میتونی از خونم استفاده کنی
... کیراساکا
به اندازه کافی خوب نیستم ؟
... نه ، اینطور نیست
... ولی تو
. به اندازه کافی همه چیز عجیب شده ، دیگه ازت نمیترسم
... حتی اگه قویترین خون آشما دنیا هم باشی
اون تونست فرمان ها رو رمز گشایی کنه ؟
لعنت بهت ، آساگی . نباید اینکارو میکردی
... باید چیکار کنم ، منتظر بمونم تا مجازات کارایی که انجام دادم رو ببینم
. که اینطور
... به عنوان یه ناظر
. برای تو ممنوع شده که در جنگ دخالت کنی
. تو سرسخت تر از چیزی هستی که فکر میکردم
. تمومش کن
چی بود ؟
اوه ؟
. بالاخره انجامش دادی ، کوجو
. هر اتفاقی که الان بیوفته ، منو مقصر ندون
یه قدرت دیگه از چهارمین اصیل ؟
. گریگور ، من با مالِکا میرم
. تا اون موقع مشغول نگهشون دار
. بله سرگرد
! صبرکن
... ممنونم ازت که با حرکت نیزه ات تو هوا
... باعث شدی مانع های اطراف قایق از بین برن
. تا من بتونم بیام داخل
. بنظر میرسه که مراقب دانش آموزای من بودی
. ازت ممنونم ، هیمِراگی یوکینا
No comments yet. Be the first to leave one.