The first 200 lines.
...ببخشید
آتیش دارید؟
اشتازی یه معامله کرده
قراره قطعات زیردریایی از طریق یه کشتی تفریحی به "وزارت دفاع آفریقای جنوبی" قاچاق بشه
با وجود تحریمهای آمریکا
"بهش میگن "عملیات قایق رویایی
لنورا" عمیقا درگیره"
مدرک دارم
میتونی اونو فردا بیاریش؟
زنده میخوایش، مگه نه؟
شوخی میکنم
تموم شده بدونش
فردا ساعت 10 صبح در خیابون "توخولاسکیشخراسه" میبینمت
دقیقا کنار سفارت آمریکا
برای 3تاییتون ترتیب ویزا به غرب رو میدم
...اون پسربچه هم میاد
مگه نه؟
آره
به "بریجیت وینکلمن" بگو همه چی طبق نقشه پیش میره
نظرت چیه؟ - چیزای هیجان انگیز -
درسته؟ همه "راکی هارور" رو دوست دارن
هممون شیک میکنیم، مخاطبا رو درگیر میکنیم بهشون نشون میدیم آزادی چه حسی داره
نمیدونم - بیخیال -
تو "برد" عالیای میشی
و من "جانت" میشم
خوش میگذره
چرا داستانش مربوط به غرب نباشه؟ - چون "راکی هارور" همه رو درگیر میکنه -
مشارکت مخاطبا خیلی زیاد میشه
هر چیزی که در راه خدا و کشور باشه
سازمان اطلاعات آلمان شرقی، برلین شرقی، آلمان شرقی
رفقا، خبرای بدی دارم
...عملیات قایق رویایی
لو رفته
...اگه کشتی رو برنگردونید
این عکسا فورا به مطبوعات غربی فرستاده میشه
...در حال حاضر کشتی تو آبهای بین المللیه
و داره به سمت ساحل هلند میره
مسافرا روحشونم از این گه کاری خبر نداره
چارهای جز برگردوندن قایق نداریم
نه
هنوز 30 میلیون دویچه برای کشتی لعنتی بدهکاریم
اگه قطعات جایگزین به آفریقای جنوبی نرسه، بهمون هیچ پولی نمیدن
تنها چیزی که مهمه فقط پول نیست
اوه، آره؟ دیگه چی مهمه؟
باربارا - یه مسابقهی جلب محبوبیت که نیست -
از کی تا حالا به افکار غربیا نسبت به خودمون اهمیت میدیم؟
چی برای از دست دادن داریم؟
آوازهی خوبمون؟
مطبوعات دروغگوی غرب خیلی زود علاقشونو نسبت به این موضوع از دست میدن
اما اعتبار ما برنمیگرده - فکر میکنم حق با توئه -
نباید اجازه بدیم که از دور خارجمون کنن
آهان؟
و فکر میکنی واکنش قانون در برابر این افشاگری چیه؟
ما عضو سازمان ملل متحد هستیم
...و این معامله
نقض آشکار تحریم سازمان مللـه
در حال حاضر پیامدهای قانونی بی معنیه
روند قانونیش 5سال طول میکشه
و کی میدونه که ما اصلا تا 5سال دیگه هستیم یا نه؟
ما در بزرگترین بحران اقتصادی هستیم که آلمان شرقی باهاش روبرو بوده
کالا ها رو تحویل میدیم
و پولو میگیریم
و بعد قسطای بعدیمون رو از وامهای بین المللیـیمون پرداخت میکنیم
بازم تصمیمش با منه - مجبورم یکبار دیگه بهت بگم -
اگه کشتی رو برگردونیم 30 میلیون دویچه از دست میدیم
تا اخر امروز تصمیمم رو میگیرم
تا اون موقع، نویسندهی نامه رو پیدا کنید
نباید عکسا رو به مجلهی "اشپیگل" بدیم؟
هنوز نه
اگه تهدیدمون کافی نباشه بازم میتونیم اینکارو بکنیم
اما میتونه شانس بزرگی برامون باشه
..."پرفسور "تیشبیر
برای بیرون آوردن دخترام از اونجا میخوای چیکار بکنی؟
وزارت فدرال اونجا آدم داره
اونا خانوادتو پیدا میکنن
کی؟
تینا
این چیزا زمان میبره
!همین الانشم خیلی طول کشیده
...وقتی به همسرم که تو زندانه فک میکنم
..."یا دربارهی "ماریان
هر لحظهای که دخترام اون بیرون ...بدون ما تنهان
حس میکنم قلبم داره از جاش کنده میشه
خواهش میکنم
روحتم خبر نداره که اونا چقدر میتونن بیرحم باشن
ما میدونیم درگیر چی هستی
بیا امشب بریم اتریش پرواز به "وین" رو رزرو میکنم
من امشب هیچ جا نمیام
منظورت چیه؟
فقط زمان بیشتری نیاز دارم
تنها
کل بهار از هم جدا بودیم
2ماه تنهایی تو "کیپ تاون" بودم
مجبور بودم به مادرم کمک کنم
اما الان بهت نیاز دارم
قضیه تو نیستی
قضیه منم
باید بچهدار بشیم
چی؟
...اگه بچه داشته باشیم
بسه فرانک
من دیگه دوستت ندارم
!هی
خیلی سنگینی
!هی، میخوام دنبال حلزون بگردم
روی دیوار، رو پنجره یه حلزون کوچولو نشسته
اونجاست
ببین، مامان
!عزیزم، تو متخصص پیدا کردن حلزونی
خیلی چسبناکه
زود باش، بیا بریم
شرط میبندم گرسنته
روی دیوار، رو پنجره یه حلزون کوچولو نشسته
روی دیوار، رو پنجره یه حلزون کوچولو نشسته
بچههای "تینا" کجان؟ هنوز نرسیدن
سلام مامان
هی
به موقع اومدی ناهار دیگه آمادهست
واقعا گرسنمه
..میگم
تا حالا مکس رو داخل شهر بردی؟
هنوز برای موزه یکمی بچه ست
اما مونوریل سوار شدن و مترو رو دوست داره
واقعا؟ - اوه آره، عاشق قطارـه -
مثل خودته
چرا؟
فقط داشتم به کارایی که میتونیم با هم بکنیم فکر میکردم
با "آنت" برنامه ریختی؟
راستشو بخوام بگم کاملا واضح بهم گفت که نمیخواد به "مکس" نزدیک بشم
همینجوری گفت؟
خب، خلاصهی حرفش همین بود، آره
خب
باید بهش زمان بدی که به ایدهات فکر کنه
از اول اون پسر رو تنها بزرگ کرده
باید یکمی صبور باشی
آره، شاید
...تو یتیم خانهای که تو آنگولا کار میکردم
یه پسربچه بود
از بقیه کوچیک تر بود
ما بهم نزدیک بودیم و من ازش مراقبت میکردم
اما وقتی که شانس اومدن ...به خونه رو پیدا کردم
فقط ترکش کردم
دائم بهش فکر میکنم
حالا اون اونجاست و من اینجا
و "آنت" حتی اجازه نمیده که "مکس" رو ببینم
دارم کم کم فکر میکنم شاید اشتباه وحشتناکی مرتکب شدم
بدترین اتفاق همینه
هوم؟
وقتی که والدین از بچه هاشون جدا میشن
تینا" رو یادته؟ خواهر توماس"
آره، البته
هوم
تو زندان بود
غرب به آلمان شرقی فروختش
اما حاضر به آزاد کردن بچههاش نشدن
اوه
و الان کجان؟
نمیدونم
کاپیتان کل لیست مسافرا رو خوند
اسم "رز" توش نبود
حتما به صورت ناشناس سفر کرده
واسه کاپیتان توصیفش کردم
...گفت
کسی شبیه اون سوار نشده
...منظورت هیچ کس که
آره - باشه -
ظاهرشم جوری نیست که بشه نادیدهاش گرفت
پس کجا رفته؟
ممکنه بعد از رسیدن به ساحل پیش مطبوعات غرب رفته باشه؟
با تیم نظارتیمون در هتل "پانوراما" صحبت کردم
شب قبل از اینکه کشتی حرکت کنه
تلفن خانهی هتل یه تماس با برلین غربی برقرار کرده
میشه رد تماس رو گرفت؟
بله
از اتاق "فوکس" بوده
و ضبط شده؟
متاسفانه نه
خطش مصون بوده
رفیق "فوکس" میخواستید منو ببینید؟ - بشین -
ترجیح میدم بایستم
هر طور مایلی
یه سری اتفاق تاسف آور توجهمو "جلب کرده، رفیق "راوخ
در نگاه اول به نظر بیربط میاد
اما نشانهها مرتب به تو اشاره میکنند
به من؟
..."چه تو بوده باشی چه "رز
که از طریق اتاق من در هتل "روستوک" با ...برلین غربی تماس تلفنی برقرار کرده باشید
کارتون کاملا بی ربط بوده
...تماس تلفنی؟ ما اینکارو نکردیم
!یه نفر تماس گرفته
!و میدونم که من نبودم
...و این تهدیدی که
...معاملمون رو برای مطبوعات غربی افشا میکنه
...شما دونفر
..."همینطور من و رفیق "دیتریش
تنها کسانی در "روستوک" بودیم که دربارهی معامله میدونست
اتهامات شما کاملا مضحکه
از اولش من بودم که معامله رو جوش دادم
...چرا از بین این همه آدم من باید
...من یه سوءظن دارم که
No comments yet. Be the first to leave one.