The first 200 lines.
گلوریا
گلوریا
گلو
چی؟
گلوریا؟
گلوریا، عزیز؟ .باید بریم
!خدایا
نه نه نه
.زنگ بزنین اورژانس .یکی زنگ بزنه اورژانس
.ندیدمش
هی هی پسر حالت خوبه؟
.هی
.من... من ندیدمش
.یهو اومد جلوی ماشین
یه نفر با ماشین تصادف کرده .آمبولانس بفرستین
.نمیدونم ...یهو اومد
.از هوش رفت
:مترجمین M0hammad2020 & Alireza Azizi محمد و علیرضا
عزیز، آمادهای؟ آلیشا؟
زود باش. باید بریم .باید بریم دیرمون شده
.پنج دقیقه وقت داری
گفتم بیا تو؟ .ای خدا
.-درُ نکوب .-یالا
.باید نیم ساعت پیش بیدارت میکردم
.درست شو لعنتی
اوضاع چطوره عزیزم؟
.یکم بهم ایمان داشته باش
ایمان بی ایمان
میدونی که .کارت لوله کش روی یخچال ـه
.-آره میدونم .-همون که "پویررس" داده
.آره هنوز آماده نشده؟
!آلیشا" زود باش"
.میدونی که اینو نمیخوره
.بدون گلوتن ـه ««پروتئین موجود در گندم و جو وغیره
گمون کنم الان .300دلار به نفعمون شد
.دیگه چکه نمیکنه
.-باورم نمیکنم .-اوه آره
جدی؟
.-صبح بخیر -درستش کردی؟
.چه سکسی
.-خیلی خب .-جواب بده
.الو
،ساییدگی دنده داره .کوفتگی
از لحاظ جسمی پسرتون خوش شانسه ...ولی من بیشتر نگران
-تست مواد؟ ...-اینم هست اما
-علاقه به هروئین داره. چی مصرف کرده؟ .-بیشتر از 18 سالشه خانم
نمیتونم بهتون بگم .همون طور که به پلیس نگفتم
اومدن اینجا؟
.باید اول همینو میگفتی
"نیک" به عنوان بیمار توهمی "شناخته شده خانم "کلارک
شاهدین گفتن از قصد .رفته وسط خیابون
.-نئشه بوده .-پرخاش میکرد
.مجبور شدیم ببندیمش .درخواست مشاور روانشناس کردم
.-گوش نمیده .-شنید چی گفتی
نیک
رفیق حواست به منه؟
نیک؟
.رفتم قدم بزنم
"داشتی میدویدی "نیک
.رفتم بدوم
پا برهنه؟ اونم توی خیابون "نیدل"؟
.رفیق کنیایی ها کلا پا برهنه میدون
آها. گفتی یکی .صدمه دیده
یادت میاد؟ با خودت راجع به "گوشت
"و خون و دل و روده .حرف میزدی
.ام، لابد بخاطر دویدن ـه
.آره
.و نمیدونم "دل و روده" یعنی چی
.بگو کجا مواد زدی
.کلی بچه از اونجا میخرن
ما پاکسازیش میکنیم .و تو قهرمان میشی
."نیک"، ممکن بود بمیری
.آره شاید باید حتما
.باشه از اول شروع میکنیم
-نیک، از چی فرار میکردی؟ -آیا پسر من بازداشته؟
.-نه خانم .-پس برید بیرون. متشکر. برید
.-میتونیم متهمش کنیم .-خب وقتی خوب شد بکن
.-فعلا برو پی کارت -همهی حرف ها رو اون میزنه؟
...گورت رو .برو بیرون
.من مثل اون سخنور نیستم
چی شد؟
لس آنجلس شهری .دوستانه و مناسب پیاده روی نیست
.-نیک .-فقط خواستم چراغ قرمز رو شکست بدم
چرا بستنت؟
.نمیدونم .از روپوش دار بپرس
خواستی خودت رو بکشی؟
.نه، مامان
.تصادف بود
.اتفاقی بود
.باشه، زنگ میزنم جا واست میگیرم
.نه نه نه .مامان نه
.-هی من برنمیگردم .-اینجوری کمکت میکنیم
.-نه کمکی ازمون بر نمیاد ."-به مادرت گوش کن "نیک
.تو که عمرا بتونی کاری بکنی
.-هی .-هیچ غلطی نمیتونی بکنی
-نیک .-جدی میگم
...-نمیتونی ...-اون فقط
...هیچکدوم نمیتونید میشه فقط تنهام بذارین؟
-میشه بیخیالم شین؟ .-اینم یه روشه
.-"آلیشا" کمکی نمیکنی "-دنبال کمک هم نیستم "تراویس
-چی گفتی؟ .-اصلا به اون ربط نداره
.-میدونی چیه؟ برو توی ماشین .-چیزی نیست
.-لطفا تنهام بذارین -همه یه لحظه ساکت خب؟
.آروم باشین
بگو چی شد .فقط من و تو
خوشحالی اومدی خونهی ما؟
.آره
.-لایزا -پیداش کردی؟
.آره میخواستم بهتون خبر بدم
-حالش خوبه؟ .-تصادف کرده ولی خوب میشه
.قسمت سختش الانه
.آره
بقیهی آخر هفته بیکاری؟
واسه چی؟
هنوز میتونی "کریستوفر" رو ببری پیش خودت؟
.-نمیخوام برم .-"کریس" نوبت باباته
.حق نظر داره
.خب منم دارم و نمیخوام برم
.بذار باهاش صحبت کنم
خب شاید من نمیخوام اینجا باشی .آقای بد اخلاق
.شاید من برنامه دارم
"میرم خونهی "دانته ...ببین من آخر هفته رو
.نمیرم یه بیارستان بمونم
!-کریستوفر .-بذار باهاش صحبت کنم
.خواهش میکنم
.با پدرت حرف بزن
.نمیخوام بیام
.خب نوبت منه
.باشه بابا .مجبورم کن
.با همدیگه جور شیم برنامهی آخر هفته چیه؟
بیخیال .دارم تمام تلاشم رو میکنم
.آره ولی فایده نداره
همه داریم یه خانواده تشکیل میدیم، خب؟
هممون. حالا اگه برای حمایت از "نیک" اومدی
.-آسمون به زمین نمیاد .-یه جوره
.اونه که دوست یا برادرم نیست
.اون برای تو میومد
نیازی به بودنش نیست
.اینجوری نه. نه
.مامان
خب؟
.پیش خودت
.خوشحالم سالمی
.هی "لایزا" بود؟
.آره گفت دوستت داره
.یا شبیه دوست داشتن
.امروز مشاوره دارم
.-بچه ها درخواست دارن .-برو
باید جایی رو پیدا کنم
.که توی لیست سیاهش نباشه
.من میتونم ."استیسی" میتونه جای من باشه
.نمیتونم اینجوری تنهاش بذارم
.بذارش پیش من .من میمونم
.ببخشید عزیزم
چرا؟ .دوستت دارم
.خب احمقی
.-چون تو این چیزا که وظیفهت نیست .-آره هست
.-نه نیست .-چرا هست
وقتی که عاشقت شدم دقیقا این چیزا رو قبول کردم.
.-احساساتی نشو .-و هر اتفاقی که واست بیوفته
توی دهنت یکم بالا آوردی؟
.آره یکم
.حالش خوب میشه
-میشه اونا رو دربیاری؟ .-صدات رو میشنوم
میشه لطفا درشون بیارِی؟
""حالش خوب میشه
.آره همینطوره .ممنون
.آره تا وقتی بسته ست
چیه؟
میشه یکم امید داشته باشی؟
.اون بالغ ـه
.نمیتونی همینطور بفرستیش بازپروری
نمیتونی مثل چند سال قبل .باهاش رفتار کنی
.فقط میتونی کاری که "نیک" گفت رو بکنی
.من برادرت رو ول نمیکنم
.بدتر شده
.فقط باید مواد از بدنش خارج شه
.باشه
خب فکر نمیکنم .قبل از ناهار انجام شه
.حدود 2:30 بهم یادآوری کن "صبح بخیر "مدی
.-"آرتی". ممنون -مطمئن باش توی جعبهی من نره خب؟
.کلی از بچه ها امروز مریض شدن
.گفتم شاید تو هم مریض شده باشی
.نه من واکسن آنفولانزا زدم
حالت خوبه؟
.آره آره
."نیک" رو پیدا کردیم
.اوه سپاس خداوند متعال .حتما آسوده شدی
.آره خیلی آسوده
-حالش خوبه؟ .-توی بیمارستان دانشگاه "تمپل"ـه
."تراویس" مونده پیشش .پس "استیسی" کلاسش رو درس میده
.خب "استیسی" درس دادن بلد نیست
.-آره -مطمئنی میخوای بیای؟
.آره همین امروز .مشکلی ندارم
.همونجا بمون .وایستا
.-وایستا پسر .-خوبم خوبم
.از شنیدنش خوشحالم .جیبت رو خالی کن
"فرار نکن "توبایاس
وایستا وایستا وایستا .جیب هات رو خالی کن پسرم
"گوش کن "توبایاس .هرکار آقای "کاستا" میگه بکن
No comments yet. Be the first to leave one.