The first 200 lines.
= قسمت 49 =-
نکن
نمی خوام
گفتم نکن - منم گفتم نمی خوام -
فکر نمی کنی با زنی که نمی شناسی زیادی خوبی؟
من از مردایی که با زنای غریبه تندی پسر خاله می شن خوشم نمیاد
به نظرم مردی که با یه زن غریبه زود قاطی بشه یه کم خطرناک
نمی خوام سردردبشی یا سرت به جوش بیاد
من محکم توی مشت تو قرار می گیرم پس هر کاری دلت می خواد بکن
من هر چی که دارم بهت میدم
هوم ، عزیزم؟
هان چوی جین یون؟
!چوی جین یون
می خوام امشب باهات بخوابم
باشه؟
باشه؟
می تونم از فردا بخوابم اینجا؟
چی؟
بیا از فردا با هم بخوابیم
نمی خوام باهات بخوابم
نه ، من نمی خوام باهات بخوابم ، هر اتفاقی هم که بیفته هر گزنمی خوام باهات بخوابم ،هر گز
من می خوام فردا باهات بخوابم
کی گفته؟
من گفتم
دیدی ، پس کجاش هر کاری من دلم خواست بکنم کجاش توی مشت منی تا هر کار دلم خواست بکنم؟
تو هر کاری خودت دلت بخواد می کنی فردام هر کار خودت بخوای می کنی
من امشب باید برم یتیم خونه به یه بچه قول دادم امشب باهاش بخوابم
فقط یه امروز اجازه بده ، اون بچه مریضه
منم مریضم
اون بچه الان منتظره - منم خیلی وقته منتظرتم -
برای همین می گم یه روز دیگه هم می تونی صبر کنی
به همین دلیل من نمی تونم حتی یه روز دیگه هم براتو صبر کنم
نمی تونه یه بارم بخاطر من این کارو بکنی؟ به اون بچه بگو صبر کنه
می خوای اینطوری باشی؟
خودت چی؟
چطوری همچین آدمی تونسته یک سال دیدن من نیاد؟
تو که خودت دو سال و دو ماه نیومدی
تو واقعا خیلی بدی
تو منو اینطوری کردی تو منو به صورت یه آدم پست ، منفور و نابالغ در آوردی
پس بیا با هم بریم
پس در نهایت داری میری ، حتی تظاهرم نمی کنی که بهش فکر می کنی که نگرانمی و فقط میری
بیا فردا همو ببینیم ، باشه؟
فردا بعد اینکه از یتیم خونه اومدم بیرون بهت زنگ میزنم تمام روزو بهم بچسبیم
لازم نیست ، نمی خوام ببینمت ، بهم زنگ نزن
من...من زنگ میزنم توهم باید جواب بدی عزیزم
گوشی رو بردار ، بالاخره که بر می داری
منم خیلی منتظرت موندم
زود باش جواب بده ، زود باش
010-186-2455
فکر کردی
...مشترک مورد نظر
ما بعد از یکسال همو دیدیم اونوقت اون اینطوری می کنه
چی؟ من نمی خوام باهات بخوابم قصد ندارم باهات بخوابم؟
بذار ببینیم می خوابی یا نمی خوابی؟
شما واقعا اومدی
بیدار شدی؟
البته که میومدم ، من بهت قول دادم که میام
به زودی مادرتم میاد پیشت
واقعا؟
قول میدم؟ مادرت قول میده
حالا مهر میزنیم بعدشم کپی می گیریم
ازت ممنونم که منتظر مامانت موندی
حالا که بیداری می خوای کتاب بخونیم؟
بله
پس پاشو برو یه کتای رو که دوست داری بیار تا برات بخونم
"از اونجایی که تمایل اون به انسان شدن قوی تر می شد
"پری دریایی که در اعماق دریاها زندگی می کرد
"رفت پیش خانم هشت پای جادرگر و بهش گفت لطفا منو انسان کن
"به محض اینکه پری دریایی این درخواست کرد جادوگر یه شیشه سیاه در آورد و گفت
"'اگه تو به من صدای زیباتو بدی منم این اکسیر انسان شدنو بهت میدم.'
"پری دریایی قبول کرد و صداشو داد به اون جادوگر و شیشه رو گرفت
"'نه من نمی تونم شاهزاده عزیزم رو با این چاقو بزنم'
"در نهایت اون بدون اینکه به شاهزاده خنجر زده باشه پرید توی دریا
"سپس پری دریایی به تدریج تبدیل به یک حباب شد و بعدش ناپدید شد"
مامان
مامان همیشه
پیش شاهزاده خانوم مون می مونه
خوب بخوابی فرشته من
حالا چیکار کنم ، هنوزم که تبت بالاست
کلی بهت تب بر دادم
اینم بخور ...عزیزم اینم بخور تبت بیاد پایین
قورت بده ، مین ته سوک ، سریع قوت بده
زودباش لطفا بخور
بیشتر آب بخور نباید آب بدنتو از دست بدی بیشتر آب بخور
بخور عزیزم آفرین بخور
بدنت داره مثل کوره می سوزه
حالا چیکار کنم؟ باید چیکار کنم؟
حمام یخ ، باید لباسای اضافی شو در بیارم
بذار اینارو در بیارم
سرده ، من سردمه
حتی سردتم باشه باید تحمل کنی
اگه تبت نیاد پایین اینطوری می میری
اگه اینطوری بمیرم
زیادم بد نیست
چی؟
اینجا خیلی راحت و گرم
دیگه نمی خوام از دستت بدم نمی خوام دیگه برم بیرون
می خوام توی خونه ام بمیرم
من بیرونو دوست ندارم ، من هیچی دوست ندارم می خوام همینطوری بمونم
این مزخرفات تموم کن ، کی قراره بمیره؟ فکر کردی من می ذارم تو بمیری؟
باید در مورد خونواده مون قبل از هر چیزی فکر کنی
تو نمی تونی با این بدن فرار کنی اگه گیر بیفتی باید بری زندان
من از فرار خسته شدم
می خوام همینطوری بذارم برم
مردن اینطوری...خیلی بهتره
همینجا بمون برم برات یخ بیارم
آجوما یه کم برام فرنی آبالون درست کن
حالتون بده؟
دلم یهو فرنی صدف آبالون خواست
روغن کنجدم داریم؟ از اونم بریز توش
چیزیشو دور نریز همه رو بریز توش
لطفا خوشمزه درست کن
بله خانوم
می خوای بریم بیرون یه کم هوا عوض کنیم؟
سونگ یو خوبه ، چونگ چونم خوبه ، برو لباس بپوش بیا باهم بریم
با من منظورم مامان خوشحال می شه
اگه همینطوری خودتو توی اتاق زندانی کنی معلومه که همه اش به شوهرت فکر می کنی
اونوقت می خوای همه اش بشینی و آبغوره بگیری
اگه بیای بیرون حواست پرت می شه
اما ، این یخا برای چیه؟ می خوای چیکارش کنی؟
می خوام بخورمشون
همه شو؟
احساس گرما می کنم
دل درد می گیری ، بدش من برو لباساتو عوض کن
چیکار می کنی به جای اینا که دندوناتو خراب کنه ، آب سرد بخور
چطوری می خوای تمام این یخارو بخوری؟
بدش به من - نمی خوام بدم -
همه شو می خوام بخورم
من می خوام بخورم ، شما چیکار داری؟
دنبالم نیا میرم بخوابم
منو خسته نکن ، فهمیدی؟ کل روز می خوام این یخ بخورم
این یخها چیه؟ تب داری؟ می خوای حمام یخ بگیری؟
چی؟
تو برو بالا به آجوما میگم تمیزش کنه
دیشب تب داشتی؟ تبت چنده؟
بیا بریم بیمارستان
بیمارستان؟
می خوای بریم؟
می خوای با خواهرت چیکار کنی؟
فکر کردم داره بهتر می شه ولی از دیرور دوباره به هم ریخته
ببرش بالا دراز بکشه تا فرنی هم براش بیارم
بیا بریم طبقه بالا
خودم میرم ، خودم می تونم برم
ها؟ تو که تب نداری
می خوام اینارو بخورم ، می خوام تمامش رو بخورم
نمی تونم اینکارو بکنم؟ یعنی حتی نمی تونم اینارو بخورم؟
منو ببین ، جین ری ، چول جین ری
می خوای این چیزای کثیف بخوری؟
واقعا تو چت شده؟
تمومش کن
خوابم میاد
جین ری می خوام بخوابم
اگه بری بیمارستان ، سریع می گیرنت درسته؟
آره
برای همین می گن باید بدون گناه زندگی کرد
حالا چیکار کنم؟
باید بذارم اینطوری بمیری؟
یا بفرستم بری زندان
درو باز کن ! چرا درو قفل کردی باعث می شه عصبی بشم
درو باز کن جین ری ! زود باش
گفتم می خوام بخوابم
لطفا راحتم بذار تا بتونم بخوابم
خودت گفتی برات فرنی صدف آبالون درست کنم
قبل از خوابیدن یه کم بخور
بعدا می خورم
میام پایین می خورم
دست بهش نزنین الان میام بخورم
بذار پشت در ، همونجا بذار
جین یون برو کلید بیار
دیگه چی شده؟
خدای من !نگاش کن
این سرو صدا ها چیه؟
از کی تا حالا نگران من شدی؟
من خوبم ، می بینی که خوبم
چیزی نشده ، هیچ مشکلی نیست
نمی دونم واسه چی شلوغش کردین
یخ خوردن تموم کن بیا فرنی بخور
همونجا بذارین برین بیرون
می خوام نگات کنم وقتی می خوری وقتی خوردی میرم
بیا بریم بیرون تا راحت بتونه بخوره
گفت می خواد تنهایی بخوره ، زود باشین
با اینحال
به نظر میاد با خوردن این داروها تبت اومده پایین
بهتره قبل از هر چیزی مراقب سلامتیت باشی
اگه چیزی خواستی بهم زنگ بزن یا پیام بفرست
امروز بیا فقط مراقب سلامتی خودت باش
مواظب خودت باش
بریم
صبحانه بخور پسرم
باشه
آی چشمم
اوه شمایی سونبه ، چطور ممکنه؟
امروز که یکشنبه است
برای دیدن من اومدی....فکر نکنم
اون چشم بند بردار و سریال بیا اینجا
الان؟ تواناییات بیشتر شده
احتمالا اعتراف محققان اشتباه بوده؟
اونها فهمیدن که مورد هدف قرار گرفتن
فکرنکنم به این راحتی تحت تاثیر قرار بگیرن
من فهمیدم که اون عینکش رو بعد از روز حادثه عوض کرده
No comments yet. Be the first to leave one.