The first 200 lines.
بولگاسال: ارواح جاودان
تيم ترجمه ی مجله آفتابگردان، تقديم مي کند
قسمت یازدهم
دو یون
چیکار میکنی؟
کجا بودی؟
همه بیرون دارن دنبالت میگردن
دو یون
دو یون
دو یون
"مرکز اورژانس"
بلند شو، دو یون، دو یون
دو یون، پاشو بچه جون- چیکار باید بکنیم؟-
زود باش- چیکار کنیم کارآگاه کوان؟-
دکتر گفته اندام های حیاتیش آسیبی ندیدن
بیمارستان میخواست با پلیس تماس بگیره
ولی کارآگاه کوان جمع و جورش کرد
ممنون
لازم نیست از من تشکر کنی
...وقتی اول پیداش کردی
واقعا کسی اون اطراف نبود؟
کسی که این بلا رو سرش آورده
بهت گفتم
وقتی من رسیدم مجرم در رفته بود
اثر دیگه چی؟ هیچی پیدا نکردی؟
میتونیم بعدا مجرم رو بگیریم
بهبود دو یون اولویت ماست
...وقتی دو یون پاشه
میفهمیم کی این کارو باهاش کرده
شی هو
شی هو داره بهم زنگ میزنه؟ چی باید بهش بگم؟
در مورد اتفاقی که برای دو یون افتاده چیزی بهش نگو
فقط نگران میشه
ما دو یون رو پیدا کردیم، الان با ماست
واقعا؟ خب باید بهم زنگ میزدی
آره معذرت میخوام
اوضاع خیلی درهم برهمه
خب خداروشکر
خواب عجیبی در مورد دو یون دیدم ناراحت کننده بود
دو یون چطوره؟
حتما بابت مرگ برادرش ناراحته
اوهوم
حالش خوبه
ما باهاشیم
نگران نباش
باشه
دو یون رو پیدا کردن؟ پس کی برمیگرده خونه؟
بعدا میاد، یه مسئله ای پیش اومده
...مسئله چه کوفتیـ
باید فورا بیارنش خونه
خونه بدون اونا حس خالی بودن داره
اره
وقتی همه خونه بودن رو دوست داشتم
...الان حس میکنم
تو این خونه خیلی تنهام
دو یون چطوره؟
همونطور
اونم همینطوره
آره
یکم بریم بیرون؟
ممنون
متوجه شدم که بولگاسال لازم نیست غذا بخوره
ولی ما، آدما، محبوریم
بزن تو رگ
ولی چرا فکر میکنی دو یون بیدار نمیشه؟
شاید دلش نمیخواد
وقتی ییدار شه، هیچی جز بدبختی نداره
اما به نظر میاد حالش خوبه، پس زود بیدار میشه
نگران نباش
امیدوارم
راستش منم میخواستم چیزی ازت بپرسم
هوال به خودش میگه بابای دو یون
منظورش چیه؟
آهان، اون؟
دو یون پسر هوال تو زندگی گذشته بود
پسرش تو زندگی قبلی؟
بولگاسال میتونه بچه داشته باشه؟
نه اون روز بهت گفتم
هوال هم قبلا انسان بوده
به خاطر من تبدیل به بولگاسال شده
به خاطر تو؟
اره
کارآگاه کوان برات یکم لباس خریده
کارآگاه کوان؟
آره
...احتمالا سرد به نظر میاد
ولی فکر کنم نگران توئه
گفت تو باید استراحت کنی
چرا یه جوری رفتار میکنی انگار دنیا داره برات تموم میشه؟
دو یون به زودی بیدار میشه، حالش خوب میشه
پس خوش حال باش
...خب
نمیتونم راحت باشم
میترسم دوباره مثل 600 سال پیش از دستش بدم
و این منو میترسونه
...همچین اتفاقی
دوباره پیش نمیاد
شما دوتا چیکار دارین میکنین؟
چرا دست همدیگه رو گرفتین؟
دو یون، خوبی؟
نه، نیستم
شکمم- پرستار رو خبر میکنم-
نه
من میرم، تو همینجا بمون
خیلی درد میکنه؟
...تو هم
وقتی زخمی شدی همچین حسی داشتی؟
چجوری درد رو تحمل میکنی؟
دیوانه وار درد میکرد، شوخی نیست
متاسفم
چرا متاسفی؟ تو که بهم چاقو نزدی
...بهم بگو
کی این کارو با تو کرد؟
اوک اول ته بود؟
چرا؟
برای چی؟
...من
چیزی رو فهمیدم که قرار نبود بدونم
ششصد سال پیش
اوک اول ته من و مامانم رو کشته
پس درسته که اوک اول ته خانواده ی تو رو کشته
و تلاش کرد دو یون رو بکشه تا اینو یه راز نگه داره
کجا داری میری؟
تا ازش بپرسم که درسته یا نه؟
چیکار میخوای بکنی؟
ما هنوز نمیدونیم چجوری بکشیمش
بعدا هم میشه
بهبودی دو یون در درجه ی اوله
رفته؟
وقتی من رسیدم قبلش رفته بود
پنج روز اونجا بود
دو یون چطور بود؟
جراحی خوب پیش رقت و رو بهبودی بود
هوال حتما تا الان همه چیز رو فهمیده
چجوری باید اینو براش توضیح بدم؟
چیکار کنم؟
هیچ کاری نکن
هوال میاد سر وقت من، من باید آماده باشم
...حتما وقتی به دو یون چاقو زدم
مردد بودم
انگار دیگه واسه من آخر خطه
خدایا، چخبر شده؟
کجات آسیب دیده؟
چیزی نیست
دفعه ی پیش هوال آسیب دیده بود این بار نوبت توئه؟
آسیب دیدن تو این خونه رسمه؟
تو که گفتی هیچی نیست
نمیخواستم نگران شی
بیا، بیا اینجا- آره-
شکمم- اوه، خدای من-
انقدر غر نزن، تو تنها کسی نستی که چاقو خورده
چاقو؟ چاقو خورده؟
اونی- چقدر بد بوده؟-
بعدا توضیح میدم، باشه؟- چجوری تونستی در موردش به من نگی؟-
ای بابا
همه فقط نگرانتن
میدونم
ولی عجیبه
قبلا هیچ وقت کسی واسم نگران نشده بود
نمیدونم چه واکنشی نشون بدم
هر چی میخوای فقط لب تر کن
اوه، نزدیک بودن به مرگ هم مزایای خودش رو داره ها
هیونگ با من رفتار خاصی داری، خدایا
منظورت چیه؟ رفتارم همونجوریه
پس، یه مرغ کامل سوخاری برای خودم میخوام
میخوام تا خرخره مرغ سوخاری بخورم
باشه
ولی الان نه، بعد از اینکه خوب شدی
چیزی دیگه نمیخوای؟
پس، یه ماشین خفن چی؟
باشه، یکی برات میخرم، وقتی گواهینامه گرفتی
چی؟ فقط گفتم که سر به سرت بذارم
عه، بیخیال، ماشین میخوام چیکار
وقتی خوب شدم بیا بریم پیک نیک
ماهی گیری هم میخوام برم قبلا هیج وقت نرفتم
...در واقع
قرار بود وقتی برادرم خوب شد باهم بریم ماهی گیری
اما الان نمیتونیم
ولی میخواستم یه لطفی برام بکنی
چیه؟
میشه اوک اول ته رو برام بکشی؟
به هر حال خودم میخواستم این کارو بکنم
پس فقط همینو میخوام
بقیه چیزا رو ول کن
میخوام یکم بخوابم، خسته ام
...حس عجیبی داره که
ببینم تصویر پُرتره ام داره میسوزه
برای من بیشتر
واسه مدت طولانی هر جا میرفتم پیش خودم نگه میداشتم
...هر روز بهش خیره میشدم تا به خودم یاد آوری کنم
از کی باید انتقام بگیرم
...متاسفم که
ششصد سال ازت متنفر و بیزار بودم
معذرت میخوام
اشکال نداره
تو منو نکشتی، روحم رو نگرفتی و منو حبس بکردی
در واقع از من در برابر اوک اول ته محافظت کردی
...میخواستم بعد ازاینکه از شر اوک اول ته خلاص شدم
از تو انتقام بگیرم
نیت خوبی نداشتم
No comments yet. Be the first to leave one.