Tensei shitara Slime Datta Ken

Tensei shitara Slime Datta Ken

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

[AnimWorld][AnimeKhor] Tensei shitara Slime Datta Ken - 08
A Commentary by AnimeKhor
Anime Khor :ارائه‌ای از انجمن دنیای انیمه و مانگا || مترجم || Telegram channel: @AWSub || HardSub: @AnimWorlDDL

Tags

other
Published on: 2018-11-19
Downloads: 36
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 156 lines.

کردم پیدا تناسخ اسلایم به عنوان زمانی که

کردم پیدا تناسخ اسلایم به عنوان زمانی که

قسمت 8: به ارث بردن خواسته

...اسلایم سان

.ممنونم

...نزدیک بود

.بازم کسی که برام مهمه رو بکشم

...با دستای خودم

...هی، اسلایم سان

می‌شه به حرفام گوش کنی؟

...نباید زیاد حرف بزنی

.می‌خوام مردم داستان من رو به یاد بیارن... و بدونن که زندگی کردم

.باشه

،بعد شیزو سان، با اینکه خاطراتش مبهم بود .برام تعریف کرد که چه اتفاقی افتاد

،گفت که چطور بعد از احظار شدن توسط عفریت تسخیر شد

...و چطور دوستش رو کشت

...و

،بعد از مرگ پیرینو

.من به عنوان زیردست ارباب شیاطین خدمت کردم

...ولی بعدش اون رو دیدم

کی رو؟

.قهرمان

قهرمان؟

.آره... قهرمان

،یه جنگ رخ داده بود

،و ارباب شیاطین قلعه‌ش رو رها کرد

.و من رو به عنوان نگهبان گذاشت

،خواست روح آتش عفریت بود

یا به اراده‌ی خودم بود؟

.هنوزم نمی‌دونم

...نمی‌تونم ببرم

قهرمان، ها؟

...فکر نکنم همون قهرمانی باشه که ولدورا رو مهر کرد

...فکر می‌کردم درجا کشته می‌شم

.ولی بعدش باهام حرف زد

،ازم پرسید چرا اونجام

...چطور زنده موندم

.من ماجین بودم، ولی با این حال تمام حرف‌هام رو باور کرد

«.بهم گفت «دیگه مشکلی نیست

.احساساتم بهم برگشت

...بعدش قهرمان منو زیر پر و بالش گرفت

.اون کسی بود که این ماسک رو بهم داد

گفت که جلوی سرریز شدن جادو رو می‌گیره

.و کمک می‌کنه عفریت، روحی که درونمه، رو کنترل کنم

.یه لحظه

،وقتی همراهش سفر می‌کردم

.این دنیا رو شناختم و جادو یاد گرفتم

.از طریق قدرت ماسک، حتی تونستم یکم از قدرت عفریت استفاده کنم

...با کمک به بقیه، و جنگیدن

.اینجوری بود که به عنوان فاتح شعله‌ها معروف شدی

!آره، حمله‌ی فوق‌العاده‌ای بود !خیلی باحال بودی

.از سفر کردن همراهش لذت می‌بردم و خوش‌حال بودم

...ولی

ولی؟

،یه روزی ناپدید شد

.و منو تنها گذاشت

چرا؟

.نمی‌دونم

یعنی چرا؟

...چرا

«.مطمئنم بازم هم رو می‌بینیم»

.این چیزی بود که بهم گفت

.من تصمیم گرفتم قوی‌تر بشم

.می‌خواستم به مردمی که رنج می‌کشن کمک کنم

.خیلی تلاش کردم

!برای دهه‌ها

شگفت‌انگیز نیست؟

.آره، هست

...بعدش مردم بهم می‌گفتن قهرمان

.ولی من دیگه جوون نبودم

.کنترل عفریت برام سخت‌تر و سخت‌تر می‌شد

.یه قدم اشتباه کافی بود که ناخواسته عفریت رو آزاد کنم

.وقتی بهش فکر کردم، ترسیدم

...می‌دونستم ممکنه بازم به کسی که برام مهمه صدمه بزنم

.برای همین بازنشت شدم و رفتم توی کار معلمی

معلمی؟

.معلم یه مدرسه

اوه! اینجام مدرسه داره؟

.آره، توی جایی به اسم پادشاهی اینگراسیا

.مدرسه‌ای برای بچه‌هایی که از دنیای دیگه اومدن بود

بچه‌ها؟ پس باید تعداد کسانی که از دنیای دیگه اومدن زیاد باشه، ها؟

.یکی از اون‌ها بود که جمله‌ای که از بازی نقل و قول کردی رو بهم یاد داد

«!من اسلایم بدی نیستم»

.خیلی خوش گذشت

سنسی، قراره امروز چی‌کار کنیم؟

.سوال خوبیه یعنی باید چی‌کار کنیم؟

.روز‌های آرومی بود

...بعضی‌هاشون بالاخره راه خودشون رو رفتن و منو تنها گذاشتن

.ولی یکیشون تونست رئیس بزرگ بشه

رئیس بزرگ؟

.کسی که مسئول نظارت بر کار تمام انجمن‌های درون کشورهای مختلف رو داره

!به نظر خیلی کله‌گنده به نظر می‌رسه

.آره، همینطوره

.پس فکر کردم دیگه چیزی نمونده که به کسی یاد بدم

،و، احتمالا چون داشتم به پایان زندگیم نزدیک می‌شدم

.کنترل عفریت خیلی سخت شده بود

،فقط یه چیز رو می‌تونستم به یاد بیارم

.پس تصمیم گرفتم به سفر برم

چی رو بیاد آوردی؟

.جستوجوم برای مردی که احضارم کرد

می‌خوای انتقام بگیری؟

...نمی‌دونم... ولی

.چیزی بود که می‌خواستم ازش بفهمم

...برای همین من

.واقعا آدمای خوبی بودن

.البته یکم بی‌احتیاطن

.درسته

...خیلی خوش گذشت

...ولی دیگه

هی، اسلام سان، اسمت چیه؟

.ها؟ قبلا گفتم ریمورو هستم

.نه، منظورم اسم واقعیته

...اوه

.ساتورو هستم. میکامی ساتورو

.منم شیزوئه هستم. ایزاوا شیزوئه

.شیزوئه سان، بهتره دیگه استراحت کنی

.ساتورو سان، ازت درخواستی دارم

می‌شه؟

.البته. هرچی خواستی لب تر کن

...لطفا

.منو بخور

.درست همونطور که نفرینی که روم گذاشته بودن رو خوردی

.خیلی خوش‌حالم کرد

...از این دنیا بدم میاد

.ولی، نمی‌تونم متنفر باشم

...درست مثل اون مرد

...پس... برای همین

.نمی‌خوام جذب این دنیا بشم

.این... آخرین درخواستمه

می‌شه... بذاری درونت استراحت کنم؟

.باشه

اسم اون مرد چی بود؟

.لئون کرومول

...لئون کرومول

.یکی از قوی‌ترین اربابان شیاطین

می‌خواستی چی ازش بفهمی؟

...شاید فقط می‌خواستم بپذیره که من، این انسان، وجود داشته

...و... اگه می‌شد اون بچه‌ها رو نجات داد ...و به دنیای خودشون... برگردوند

،به اسم میکامی ساتورو... نه، ریمورو تمپست قسم می‌خورم

!کاری کنم ارباب شیاطین لئون کرومول حتما خواست تو رو بشنوه

...ممنو... نم

...شیزو سان، شخص مقدر شده‌ی من

.درون من در آرامش بخواب

از مهارت منحصر به فرد «درنده» استفاده می‌کنین؟

از مهارت منحصر به فرد «درنده» استفاده می‌کنین؟

.بله

برای اینکه تا ابد بتونه خواب‌های خوب ببینه .و هیچوقت ازشون بیدار نشه

!پس اینجا بودین !لطفا دیگه تنهام نذارین

!مامان

!مامان

...مامان

به نظرتون حال شیزو سان خوبه؟

.نگران نباش. ریمورو پیششه

درسته. اون معجون‌هاش معجزه می‌کنن، یادته؟

...آره

.خب، چه عجب

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left