The first 200 lines.
عه، خوب شد اینجایید
پنج دقیقه تا کنفرانس مطبوعاتیتون مونده
خبرنگارها هم آمادهن
...اگر نیاز داشتید که
اوضاع مرتبه؟
در رو باز میکنید، جناب نماینده؟
پتی؟
خیلیخب گوردون، تو میتونی
باز کابوس دیدید؟
برنامه امروزم چیه؟
بله
...یک جلسه برای
بررسی رایگیری اخیر هست
و بعدش با کمیسیون رادیو ...نوبت عکاسی
جناب نماینده؟
« Mr. Lightborn11 ترجمه از: علیرضا نورزاده » @MR_LIGHTBORN11 :تلگرام
یک عمر، هیولا شکار کردن
تاثیرات بد خودش رو داره
یک زمانی میرسه که باید
اون درد درونت رو رها کنی
اگه نکنی، نابودت میکنه
آخرین باری که این رو روندی کِی بود؟
هیچوقت نروندمش
کادوی تولدیه که مامانم به بابام داد
بابام دو هفته بعدش، با رفتنش قدردانیش رو نشون داد
از اون موقع به بعد داره خاک میخوره
آره
آبگیر واشرش چفته
اون آچار 9/6 رو بهم میدی؟
خوب با ابزارت آشنایی
مادرم مکانیکی رو بهم یاد داد
میدونم بهنظر ترسناک میاد ولی، نمیدونم
میتونم بهت یاد بدم
فکرنکنم
خودت رو دستکم نگیر
.خیلیخب، بیا از اینجا شروع کنیم این اگزوزه
کارش وارد کردن هوا
و پخش کردنش بهطور مساوی
به تمام سیلندرهاست
جالبه
این چی؟
این کاربراتوره
کارش ترکیب مساوی سوخت و اکسیژنه
باشه آقای کاربلد
این چیه؟
چرخ جلویی؟
...البته خودت میدونستی، چون
پدر و مادرم یادم دادن
اصلا دلت نمیخواد که موقع فرار از یک گله گرگنما
استارتر موتورت کار نکنه
شمعت شله
که اینطور
خب ببین، وقتی دست از شکار کشیدی
بهتره اینجا مشغول به کار بشی
ممنون
...ولی فکرنکنم
نه، منظورم واسه همیشه نیست
...منظورم این بود
تا زمانی که تکلیفت رو با خودت روشن کنی
نه، بحث این نیست
وقتی شکار رو ول کنم
ممکنه مجبور بشم از لارنس هم برم
با خودم فکرکردم و دیدم
که خاطرات زیادی اینجا دارم، میدونی؟
آره - ...و -
نه، میدونم ...مجبور نیستی
.درک میکنم کاملا منطقیه
آره
ببین، این آچار فرانسه به درد نمیخوره
میرم الان میام
باشه - خیلیخب -
رفتی سراغ کادو تولده؟
آره
چندباری خواستم با دیلم
نابودش کنم
خوشحالم که نکردم
لازم بود سرم رو با یک چیزی گرم کنم
امیدوارم مشکلی نداشته باشه - شوخیت گرفته؟ -
خوشحالم که بعد از اون شکار قبلی
داری به خودت استراحت میدی
ترسونده بودیم
آره
...ببین
نیازی نیست نگرانم باشی
یکسری مسائل جنگی و مربوط به مورف برام تداعی شد
ولی خوبم
قول میدم
خوشحالم که با ماری وقت بیشتری میگذرونی
ازش خوشم میاد
مناسبته
مثل بتی
اینجوریها نیست
ارواح عمهت
شاید خیلی با همدیگه فرق کنن
ولی همون طرز نگاهی که به بتی داشتی رو به ماری هم داری
میدونی چه حسی بهت داره؟
اصلا و ابدا
اولش فکر میکنم شاید دوستم داره
...ولی بعدش
نمیدونم
نمیتونم بفهممش
شاید اگه تو سفره دلت رو براش باز کنی
اون هم سفره دلش رو باز کنه
سلام خانم وینچستر
سلام خانم کمبل
ببخشید. میلی
سلام
باید بریم محل انجمن
فکرکنم مورد بعدیمون رو پیدا کردم
نماینده کنگره، به دلایل ناشناخته درگذشت
جالبه - با توجه به این مقاله -
بر اثر ضربه مغزی شدید مُرده
جوری که انگار مغزش از درون
متلاشی شده
پلیس هیچ ایدهای نداره که چی شده
خیلیخب مغز متلاشی یک نماینده کنگره با کلاس
وسوسهکنندهست، ولی شیطانی که من و ایدا
توی یک درخت مینیاتوری محبوس کردیم گفت که آکریدا یک رهبر
در قالب انسان داره
بهنظرم بهتره اون فرد رو
قبل از اینکه دنیا رو نابود کنه پیدا کنیم
با کارلوس موافقم
نه، اگه پیگیر این مورد بشیم
ممکنه آکریدا رو پیدا کنیم
از وقتی سروکلهشون پیدا شده
هرچی هیولا بوده توی لارنس پیدا شده
و این اتفاقی نیست
تازه، ساموئل هم درحال شکار آکریدا بوده
پس تمرکز روی اینا
باعث میشه پدرم رو پیدا کنیم - خب، دو به دو -
.مساوی شدیم پس، نظر تو چیه ایدا؟
آمادهی دادن رای سرنوشتساز هستی؟
آره. نه
با ماری و جان موافقم
پیگیری این مورد بهترین سرنخیه که داریم
خائن
باز هم ممنون که باهامون دیدار کردید
طرفدار پروپاقرص جناب نماینده بودیم
الهام بخش همهمون بود - البته -
جناب نماینده، الهام بخش من هم بود
امیدوارم همینطوری در یادها باقی بمونه
چرا نباید بمونه؟
چیزی شد مگه؟
خیلی آرمانگرا بود
ولی این یک ماه آخر یک چیزی عوض شد
گوردون بکستری که ما میشناختیم اینجوری نبود
میدونین چرا؟
نه، ولی خیلی حواسپرت شده بود
اصلا غذا نمیخورد
توی دفترش میخوابید
و خیلی زود از کوره در میرفت
توی مقاله، اذعان داشتید که از کابوسهای پی در پی
رنج میبرده
این یک هفته آخر اینجوری بود
با داد و فریاد بیدار میشد
ولی هر دفعه میپرسیدم که چی شده
دکم میکرد
آخرینبار کِی این اتفاق افتاد؟
درست قبل از مرگش
من رو ببخشید
باید برم به کارهای مراسم ترحیم برسم
ممنون
متشکریم - خواهش -
کابوس، تغییر رفتاری
مشخصه کار جنه
جن چیه؟ - به ضمیر ناخودآگاه ملت -
حمله و از انرژی ذهنیشون تغذیه میکنن
معمولا تا وقتی که طرف بره توی کما و بمیره
مثل خونآشام مغزی میمونه
چطور پیداش کنیم؟
به انزوا گرایش دارن
توی ساختمونهای متروکه مخفی میشن
ولی برای تغذیه
باید نزدیک قربانیهاشون باشن
خوب با افسانه جنها آشنایی
آره - اگه توی یک انبار -
قایم شده باشن میتونیم آسون پیداشون کنیم
این محله مثل دریایی
از ساختمونهای متروکهست
دفعه بعدی یادآوری کن که دهنم رو باز نکنم
با کمال میل - خیلیخب -
برای بار دوازدهم میگم
ایدا و لاتا، شما حواستون به در باشه
جان و کارلوس، بیاید بریم
حس میکنم وارد هر انباری که میشیم
بزرگ و بزرگتر میشه
دقیقا
یالا - بیخیال -
ایدا، مواظب باش
ایدا؟
ایدا، میشناختیش؟
ایدا، کیه طرف؟
پسرمه
ببخشید، شاید
تاثیر دیامتی آخر هفتهم باشه
ولی الان شنیدم که گفتی تو مادر یک بچهای
و از قضا، هیولایی که دنبالشیم پسرته؟
آره - ایدا، این یعنی -
تو هم جنی؟
من انسانم
No comments yet. Be the first to leave one.