The first 200 lines.
تهیه، تنظیم و ترجمه زیرنویس ماهان ح
وقتی از پیش ساموئل از توی بار رفتی، مست بود؟
نه
مشروب خورده بود؟ آره ولی روبراه بود
توی بار با سربازه سر چی جروبحث میکرد؟
جروبحثی نبود فقط داشتند صحبت میکردند
من خودم سامی رو برای صحبت پیش سربازه فرستادم
دیدم که در مورد یه چیزی بهم ریخته بود
سربازه چی بود؟ منظورم چه درجه ای داشت؟
دقت نکردم من ترکشون کردم
کجا رفتی؟ بالا توی اتاقم
اون بار توی هتلم بود
باید لباسم رو عوض میکردم بهمین خاطر به سامی گفتم که اینجا هم رو ببینیم
ما برای شام قرار داشتیم
یه کم استراحت کردم و خوابم برد
زنگ زدم بهش بگم یه کم دیر میام اما جواب نداد
بمحض اینکه یه تاکسی پیدا کردم خودم رو رسوندم
بعدشم که به تو زنگ زدم
مجبورم که اینجا بمونم؟ نه
یکی رو پیدا میکنم برسونتت خونه
ممکنه اون وقتی افتاد سرش به میز خورده باشه؟
ممکنه ولی با اون ضربه ای که بهش خورده
خیلی فرقی نمیکنه
دوشیزه لوییس رو ببر خونه باشه
وقتی رفتی بار یه چک بکن، درسته اونها چیزی نمیدونن ولی بهرحال یکبار چک کن
سه تا سرباز بودند، اون گذاشت ساموئل با یکیشون صحبت کنه
یه گزارش به ارتش بده و از دفتر پلیس ارتش بخواه که این مرد رو پیدا کنه
خب دوشیزه لوییس
تو چی میخوای؟
ببخشید اشتباه اومدم دنبال کجا هستی؟
فکر کردم این آپارتمان بود، دنبال یکی از رفقام بودم
شماها پلیسین؟
اتفاقی افتاده؟ در مورد رفیقت بهمون بگو
بله قربان ما اینجا بودیم
اون قبل از رفتن ما رفت. حس خوبی نداشت گفت که زود برمیگرده
ما یعنی کی؟
من و یه رفیق دیگه ام با کی اومدی اینجا؟
با دو تا از رفیقهام و این یارو
چه یارویی؟
این یارو رو توی بار دیدیم
این خانوم جوان هم باهاش بود؟
این باهاش بود؟ بله قربان
این همونیه که با ساموئل بود؟ نه یکی دیگه بود
چی شده؟
یه کسی این یارو رو که تو توی بار دیدی کشته
همون یاروئه؟
اسمت چیه؟
مونتگومری قربان
امشب مست بودی؟
خب یه چند تایی خوردم ولی میتونم از پسش بربیام
چه مدته که از خدمت مرخص شدی؟
حدودا دو هفته است اینجا زندگی میکنی؟
خیر قربان توی واشنگتن چی کار میکنی؟
برگشتم اینجا تا چند تا از رفقام رو ببینم
کجا میمونی؟ توی هتل استوارت
قبلا هم توی استوارت بوده ام
دارم یک تخت از رفیقم مفت برمیدارم اسمش چیه همونی که مریض بود؟
اونی که داشت برمیگشت
میچل، ما بهش میگیم میچ
سرجوخه آرتور میچل؟
این رو کجا پیدا کردی؟ روی کاناپه
ممکنه از جیبش افتاده باشه لباس چی تنش بود؟
عین لباس من تنش بود تو چی کاره بودی؟
سپاه سیگنال ارتش آمریکا، در هتل استورات هستم
خب پاکسازی کنین
بریم بله قربان
ساعت 12 میبندیم
از کی؟ از امشب
امشب زودتر میبندیم چرا امشب؟
میچل برمیگرده خب که چی؟ اونم داخل کن
ما خودمون رو توی بازی میکشیم مگه تو کی هستی؟ پدرشی یا چیز دیگه؟
بیا داخل
همه تون که اینجا هستین مال همین طبقه اید؟ آره
اینجا اتاق کی هست؟ میچل و کیلی
کدومتون میچل هستین؟ اینجا نیست
کجاست؟ نمیدونم
کی برمیگرده؟ نمیدونم
خب کیلی کیه؟ منم
پلیسها میخوان باهات صحبت کنند سرباز در چه موردی؟
در مورد میچل
چی در مورد میچل؟ در مورد اینکه میچل یه کسی رو کشته
خب بازی کن
گروهبان کیلی
ببخشید که بازی شنبه شبت رو خراب کردم گروهبان
میچل کجاست؟
کی رو قراره کشته باشه؟ بشین گروهبان میخوایم صحبت کنیم
آخرین بار کی میچل رو دیدی؟ امروز بعداز ظهر ساعت 2
کجا داشت میرفت؟ کمک کنه
کجا؟ هیچی
سربازها حق ندارند جایی برن مگه تو بهشون بگی
وقتی از شیفت خارج میشن میرن برای کمک کردن یا اینکه میرن دیوونه بازی
قبل از اینکه بیای ارتش چی کار میکردی؟ چه ربطی داره الان؟
باعث میشه جواب دادنهای تو رو درک کنم
من تو روزنامه کار میکردم
الان چه شغلی داری؟ جوهر کاری
جوهر بنفش، بجای قلب بنفش (مدالی است در ارتش) ما جوهر بنفش میگیریم
میچل هم همینطور؟ علائم
اون هنرمنده، قبلا عادت داشت گاوها رو به علف خوردن واداره
اون دیگه از این شاخه خارج شده، الان علائم رو درست میکنه، مثلا اینکه این دستشویی رو تمیز نگه دارید
فکر میکنین اون کسی رو کشته؟ دیوونه شدید چرا؟
اون از این مدلها نیست هرکسی یه مدلی داره
اون نمیتونه کسی رو بکشه تو میتونی؟
من کشته ام کجا؟
جایی که براش مدال میگیری
متوجهم
و این پسره میچل این کار رو نمیتونسته بکنه؟
نه
درمورد امروز عصر بگو که اون رفت
چیزی برای گفتن ندارم، اون رفت با خانوم میچل در چه موردی حرف میزدی؟
براساس اطلاعات هتل ساعت 2 و نیم به شیکاگو زنگ زدی
و با خانوم میچل صحبت کردی، مادرشه؟
زنشه
خب؟ خصوصی بود برات موضوع جالبی نیست
هیچی دیگه برای من جالب نیست
قبلا بود ولی دیگه نه
من خیلی وقته توی این شغل هستم
من تنها راهی رو که میدونم انجام میدم
من حقایق رو جمع آوری میکنم، بیشترشون بدرد نخور هستند
برای چی به خانوم میچل زنگ زدی؟
اون اول بهم زنگ زد هفته پیش، اون نگران شوهرش بود چون اون براش نامه ای ننوشته بود
چرا؟ نمیدونم
خب حدس بزن اون دلتنگه خونه اش هست، از دست زنش خسته شده
شاید در نامه اش چیزی نوشته بود که شوهرش رو به زندگی عاشقانه شون مشکوک کرده بوده، من نمیدونم
بهرحال اون بی دست و پاست، اون دیوونه شده
ولی اینقدر دیوونه نشده که کسی رو بکشه امروز بعد از ظهر حالش چطوری بود؟
سعی میکرد عین یه سرباز عمل کنه فکر میکنم داشت میرفت سرقرار با یه دختر
راستی اسمت چیه؟
فینلی
ببین فینلی این نوع زندگی بعضی از سربازها رو اذیت نمیکنه
من رو هم خیلی اذیت نمیکنه، من دو ساله که زنم رو ندیده ام
وقتی ببینمش شاید دوباره با هم باشیم شایدم نباشیم
ولی الان نگران این موضوع نیستم
میچل اینجوری نبود، میچل سرسخت نیست
اون به زنش نیاز داره.
من به زنش زنگ زدم و چیزی که فکر میکردم رو بهش گفتم
اون باید سوار هواپیما شه و بیاد اینجا و اون رو تشویق کنه
اون الان توی راهه، امشب میرسه اینجا
هنوزم نمیدونم این داستان برای چیه؟ چرا من رو انتخاب کردی؟
تو نزدیکترین دوست میچل هستی مگه نه؟
اون رو تبلیغ نمیکنم
دوست دیگه میچل در مورد تو به ما گفت
بذارید مونتگومری برگرده
مونتگومری از کجا اومد؟
اون با میچل و یه پسره به اسم فلوید باورز امروز عصر توی بار بوده
اونها یه آقای ساموئلی رو میبینند و باهاش میرن به آپارتمانش در بالای بار
میچل اول میره بیرون ولی به مونتگومری میگه که برمیگرده
ما داشتیم جسد ساموئل رو نگاه میکردیم که مونتگومری اومد دنبال میچل
تو فقط حرف مونتگومری رو باور کردی که میچ اومده توی این آپارتمان؟
نه بطور کامل
ما کیف پول میچل رو اونجا پیدا کردیم پشت کاناپه افتاده بود
باورز کیه؟
کیلی شنیدی که میخوان همه چیز رو گردن میچ بندازند؟
یه قسمتیش رو
این قضیه جدیه، اونها این بچه رو به صلابه میکشند
تو که میچ رو میشناسی شانسی نداره منظورت چیه از این حرف؟
خب منظورم اینه که
میچ از اون آدمهایی نیست که چنین کارهایی رو بلد باشه
اون هنرمنده، اون حساسه
تو تمام این جور چیزها رو میدونی؟ معلومه همونطور که بهت گفتم
من خودم توی سنت لوییس پلیس بوده ام
چهار سال در قسمت شرقی، میدونم کار چه شکلیه
پس وقتی تو میفهمی مشکل من چیه چرا ازت کمک خواستم؟
من به کسی کمک نمیکنم که رفیقم رو به مشکل بندازه
منم ازت همچین چیزی رو نخواستم من ازت حقایق رو خواستم
داستان توی بار امروز عصر با ساموئل چطور شروع شد؟
مثل همیشه یه عده آدم توی بار
یه اتفاقی افتاد، تو هم داری با یکی صحبت میکنی
چه اتفاقی افتاد؟
لروی یه مشروبی رو ریخت روی این
گفتی اسمش چی بود؟ دوشیزه لوییس
تو در مورد لروی بهم چیزی نگفته بودی
یه پسر خنگیه از دوستان فلوید
با فلوید اومد داخل ولی خیلی نموند
ادامه بده
همونطور که گفتم ما داشتیم صحبت میکردیم
نگران میچ بودم
چی شده میچ؟ چی داره تو رو میخوره؟
چیزی منو نمیخوره بیا پسر بریم اینجا هیچ برنامه ای نیست
آروم بشین، برنامه اینه که آروم بشینی
وقتی همه اش از این بار به بار بعدی بری کسی رو نمیبینی
ببخشید اشکالی نداره اتفاقی بود
توی خنگ چرا نگاه نمیکنی که چی کار داری میکنی؟
باید لروی رو ببخشی اون اهل تنسیه
اون تازه شروع کرده کفش بپوشه
از خانوم عذرخواهی کن من گفتم که متاسفم
این بهترین کاریه که میتونی بکنی؟ فقط یه اتفاق بود سرباز
لروی پسر خوبیه فقط یه کم خنگه
اون اسلحه مخفی ماست میخوایم باهاش جنگ رو پیروز بشیم
ولی نمیذاریم رد شه چون احمقه
اگه آلمانیها اون رو میگرفتند و ازش میپرسیدند چند تا ژنرال داریم
لروی بهشون میگفت
چون مامانش بهش گفته لروی هیچوقت دروغ نگو
کجا میری لروی؟ بعدا میبینمت فلوید
اونجا رو نگاه کن
من احساسات لروی رو خدشه دار کردم
الان برمیگردم سامی
اینجوریه دیگه سامی
وقتی یه ارتش پر از آدمهای غیرنظامی داری همین نصیب میشه دیگه
من توی ارتش منظمی بوده ام
ولی چند هفته پیش اومدم بیرون مثل فلوید و خوشحالم که اومدم بیرون
No comments yet. Be the first to leave one.