The first 163 lines.
آیوفیلم تقدیم میکند
یوهـــــو، امروز قراره اونجا راکوگُ کنم؟
.واسه اولین اجرات از سرتم زیاده
! مامدا
نظرت چیه ؟
، حالا که یه راکوگُکای تکامل یافته شدم .اجازه دارم که هائوری بپوشم
! خیلی بهت میاد
.میخوام که ، یه شروع طوفانی داشته باشم
.پس اینجایی ، شیرارا-چان
رئیس انجمن راکوگُ گفت که .میخواد باهات ملاقات کنه
!چشم
.خب دیگه، بعداً می بینمتون
!زور بزنید! زور بزنید
.آه، چه بلوایی درست کردن روی پل
اون جعبه مانند ها چیه که دارن حمل میکنن؟
.اون یه زیارتگاه سیاره، باهاش تنجین ساما رو حمل میکنن « ساما: لرد - پادشاه »
.تا وضعیت شهر رو، از آب تا ساحل بهش نشون بدن
فستیوال تنجین در اصل برای .تسکین تنجین ساما شروع شد
برای تسکین....؟ پس واسه همین اون جعبههای ترسناک رو جابهجا میکردن؟
پرستش تنجین از هزاران سال پیش با .فداکاریهای سوگاوارا نومیچیزانه شروع شد
،میچیزانه تنزل رتبه پیدا کرد و در حُزن مُرد ،و روحش به طاعونی برای پایتخت تبدیل شد
.و باعث خشکسالی و بیماری شد
در نهایت، به عمارتی رسید که ،امپراطور درِش بزرگ شده بود و مورد اصابت رعد و برق قرارش داد
از اون روز به بعد، میچیزانه با عنوان .تنجین ساما مورد پرستش قرار گرفت
.داستان از این قرار بود
واو...حالا هم اون خدا داره واسه خودش ...همینجوری اینور اونور میره
اگه بیاد بیرون چی میشه؟
...خب، احتمالاً دنیا ...دوباره درگیره...بلایای طبیعی میشه
عِه...؟
شاید، عضو گروه فستیواله...؟
...آره، احتمالاً همینه
.یعنی میخواد چیکار کنه
.درست وسط خیابون وایساده
!پشمام! میرم دنبالش
!هوی، وایسا، مامدا
!استاد بونکُ
!خودتونید؟
!میتونم باهات دست بدم؟ !میشه یه امضا بدید؟
!هـــو ، خودِ خودشه
!شیشو، بسپرش به من
!هوی! کار احمقانهای نکن
!فهمیدم
:مترجم
آیوفیلم تقدیم میکند
.یُشی" ، فک نکنم دیگه دستشون بهم برسه"
...خب دیگه
!هـــــــــوی
!داری چیکار میکنی؟
!زودباش برگرد به مراسم
!یالا، باهم دیگه بر میگردیم
!...چرا تو
!یه تانوکی بیشتر نیستی
!حق نداری اینجوری باهام رفتار کنی
!هوی، وایسا
،بد شد که...اینجوری ...اوساکا درگیر بلایای طبیعی میشه
!اولین اجرای منم، خراب میشه
!یکی اون بچه رو بگیره
هاه؟ کدوم بچه؟
!بقیه نمیتونن ببیننش
هوی، هنوز آماده نیستید؟
!به زودی راه میفتیم
!بیشتر از این نمیتونیم صبر کنیم، استاد
مامدا کجاست؟
!هوی، باقیِ کشتیها رو هم معطل کردیم! یالید
!شرمنده
!شیشو
!گیرت انداختم
!دالی موشه
.ایبابا...انگاری این حملهها پسش برنمیاد
...باید اول از دست اون شوک دهنده خلاص شم
....شوک دهنده...؟ رعد
!خودشه
!هِـــــــع؟! شوخی میکنی، داداچ؟
!...منظورم اینه، میخوای فستیوال رو ول کنی
اگه اینجا نباشی، الگوی بدی برای !باقیِ گروه ها میشیم
...احمقا! نباید اینطوری باایشون حرف بزنید، نکنه میخواید
هی
.باقیش رو میسپارم به خودتون. از پسش بر میاید
هِـِــِــِــِ؟
الان چه اتفاقی افتاد؟
اوهوک؟ نکنه دارید میرید که شازده خانوم رو ببینید...؟
...تونستم جیم بزنم، ولی خیلی سخته که
آخه با چه رویی با بانو روبهرو بشم؟
،اگه برم اونجا، همه چی رو خراب میکنم فقطم مزاحمش میشم
معلوم هست دارم چه غلطی میکنم...؟
آخه راکوگُ دیگه چه صیغهایه ...هیچی علاقهای بهش ندارم، راکوگُ
ترجیح میدم مردم رو بخندونم تا اینکه !باعث وحشتشون بشم
!واسه همینم نمیخوام برگردم خونه
!هوی! خودتُ نشون بده
!جایی برای قایم شدن نیست
!خب، حالا چی؟
!رعدی مثِ تو عاشق نافِ، مگه نه؟
بزا ببینم با وجود یه همچین نافی !چقدر دیگه میتونی مخفی بمونی؟
بااینحال یکم مسخره نیست...؟
!قبول نیست! این جرزنیه
یُش، حالا نوبت منه
!گرفتمت
!ول کـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
اصن، کجا رو داری که بری...؟
...سالـــ سان نمایشها
سالن نمایشها؟ برای راکوگُ؟ آخه چرا؟
...راستش
.هرجا که میرم، بلایای طبیعی هم همرام میان
.پس همیشه به دیدن کسایی که میان به معبد میشینم
.چند وقت پیش اجرا راکوگُیِ اوتاروکو-کون رو دیدم .واقعا که بین چهار اسطوره بهترینه
در اشتباهی، بهترین بینشون اِنشیه، مگه نه؟
،با اینکه اوتاروکو و اِنشی خوبن ولی به نظرم .هیچکس رو دستت استاد بونکُ نمیاد
.قصهگوهای زیادی مثلش نیستن
راکوگُ؟ قصه؟ بهترین....؟
کلمههایی که مرتباً از ...اعضای معبد میشنیدم، توجههم رو جلب کرد
.آخه انگار، خیلی ازش با لذت تعریف میکردن
.این شد که، منم خواستم ببینمش
.باید زودتر میگفتی که اوضاع از این قراره
! نباید اینجوری دستتُ رو سر یه خدا بزاری
راستی، تنها راکوگُیِ امروز .قراره روی قایق اجرا بشه
از کجا خبرداری؟ تو کی هستی؟
!راکوگُکای در حال تعلیم، مامدا دایکوکتی
...کشتی به آب افتاد
هِــِـــِـــِ؟ مگه قرار نبود مامدا-چان اجرای "اوپنر" رو انجام بده؟! پَ الان کجاست؟ « اجرای اوپنر: اجرای آغازین مراسم که به عهده راکوگُیه تازه کاره »
با اینکه واسه امروز خیلی ذوق زده بود ولی .انگاری یه کاری براش پیش اومده
خب اینطور که بوش میاد مجبوریم .بیخیال اجرای اوپنر بشیم و مستقیم بریم سر اجرای شیرارا
منظورت اینه که بیخیال اولین اجرای مامدا-چان بشیم...؟
ساکو-بُن! الان دیگه بحثِ اولین اجرای مامدا-چان نیست !با این بارون کل رویداد منحل میشه، درسته؟
،درسته، خیلی حیفه ...ولی انگار چارهای نداریم
!نمیخوای که اجرا رو کنسل کنی، نه؟
.نگران نباش
....قراره به زودی هوا صاف شه
!هِعهِــِــِــِ؟
!کشتی راه افتاده؟
حالا چیکار کنیم؟
آره، حالا چی میشه...؟
پس تواَم جا موندی؟
!راکودا؟
.دنبالم بیا
بیا بریم
میریم سمت پلِ نانیوا
هِـِــِـ؟
!ولش کن! فقط بدو
!اوه اوه، موجها دارن بزرگتر میشن
قراره مشکلساز بشه؟
،کشتیها باید بتونن از پسش بر بیان ...ولی زمان مناسبی برای فستیوال گذاشتن نبود
باید فستیوال رو کنسل کنیم .میرم که به مسئولین اطلاع بدم
...چه حیف
بدو، یکم دیگه مونده ...اگه بتونیم برسیم اونجا
.من نباید اینجا باشم
هــــاه؟ منظورت چیه؟
...مردم شهر مثل بچههای خودمن
فکر اینکه باعث ناراحت شدن ...زائرینم بشم ناراحتم میکنه
.نمیتونم بزارم فستیوالشون به خاطر من کنسل بشه
نگران نباش! حاضرم ملت بیشتر ناراحت بشن !تا بتونن خدای ستارهها رو با همچین قیافهای ببینن
حالا بیا بریم دیگه
راست میگی
.هویــــــ، یالید دیگه
!...خیلی آدم اینجاست
نمخواید شروع کنید دیگه؟
!یالید دیگه
با یه همچین هوایی، قراره کنسلش کنن؟
!هوی احمقا، راهو وا کنید
!اون از گارد خاندانِ کوروکوماعه
!میخواد چیکار کنه؟
حالا
باشه
.شیشو، وقتمون تمومه
No comments yet. Be the first to leave one.