The first 200 lines.
...آنچه گذشت
کدوم گوری هستی؟
.بوستونـم
میخواین طلاق بگیرین؟
.نمیدونم
.تا خرخره زیرِ دِینِ این "میناسیان" هستیم
.50تا پس میگیریم
50درصد از کار؟
.یه مشارکت قبوله؟
.برادرم تو زندانه
.یه زندانیـیه دیگه رو کشته
.اونها میکشندش
.اسم من ، توماس رومِروـه .کشیش پاراکلیت هستم
.استن بهم گفت که یه توافقی داشتی
.تو کلیسا رو شکست دادی
.وقتی بچه بودم یه کشیش دستمالیم کرد
.من باهاش مشکلی ندارم
داری میری؟
.هرجا که پابلو و بقیه برند، منم میرم
،اونها که جزء کارم نیستند ..اونها خانوادهام هم هستند
.بگو چیکار کنم که اینجا بمونی
.کاری نیست که از دستت بربیاد
اوقات سختی رو میگذرونم
.و متاسفم که در درس محاسباتم تاثیر گذار بوده
.دوست پسرم به قتل رسیده
.متاسفم
.همسرش پارسال مُرد
.سردرد گرفت
.لختهء خون داشت
.ری، باید اوضاع رو درست کنیم
.برو درت رو بذار
،دخترم میخواد که با خاک یکسانش کنه
.و استادیومش رو اینجا بسازه
برای همین بهم نیاز داری؟
.نه، فرماندار داره ترتیبِ جزئیاتش رو میده
.ما باید ترتیبِ یه کاری رو برایِ فرماندار بدیم
.از دیدنتون خوشبختم
یه نفر یه موبایل که متعلق به
.فرماندار وِروناست، دستشه .باید پسش بگیریم
.تام، پیج هستم
.همه رفتند خونه ،پشت میزم نشستم
.و منتظر توام
پدرم میدونه که پیشه توئه؟
تو باهاش چیکار کردی؟
بهتره بپرسی اون با من چیکار کرده؟
.تلفن رو در ازای سهمی از لیگ فوتبال بهت میدم
.قبوله
اون موبایل رو دادی به دخترم؟
.نه
تـــــــــقـديم مــي کـــــنــد TVcenter گروه ترجمه forum. tvcenter .tv
مگ تاونسند برای انتخابش
عذر خواهی نمیکنه و این در انتخابات امروز
.تاثیر بسزایی داشته
.این هم عکسالعمل فرماندار وِرونا
فرماندار ورونا؟
فرماندار ورونا، قربان؟ نظری در مورد اخباری مبنی بر اینکه
پرستار ایشون تا بعد از کار کردن برای ایشون
.گرین کارت نداشته، ندارین
من اجازه نمیدم که یک مهاجر غیرقانونی
.بچههام رو بزرگ کنه
.همسرم بچههام رو بزرگ کرد
خانم تاونسند ، میخواین جواب بدین؟
،شرمنده نیستم که 15 سال پیش
یک کارگر ثبت نشدهای داشتم که
از دخترم مراقبت میکرد، درصورتی که ،من به عنوان یک مادر تنها
.به دفتر کارم میرفتم
11 میلیون کارگر ثبت نشده در این کشور هست که
حاظرند کاری رو بکنند که .هیچکسی حاظر به انجامش نیست
اونها دوست دارند ازاد باشند .و بهشون یه فرصت داده بشه
.بذارین همین رو به اسپانیایی بگم
،و به همین خاطر وقتی به رویِ کار اومدم
.میخوام اوضاع مهاجرت رو دوباره سازماندهی کنم
.خیلی خُب، میخواستی بیام اینجا، که اومدم
.یکم برای رقص لَپی زوده ولی به جهنم ((رقصی که در کلوپها انجام میشه
مادربزرگ میخواد که شما رو به
.یکی دیگه از شرکایِ کاریمون معرفی کنه
اینجا مالِ شماست؟
کسی مشروب میخوره، براش بیارم؟
.اره
.نه
.اومدیم برایِ کار نه برای خوش گذرونی
.میکی، میخوام که با دوست خوبم اشنا بشی
.یه دوست قدیمی
.جورج مارکوف
.جرج پسر بدی بود
،میدونم که در پرداختم دیر کردم، باشه
اما ما اینجا رو با نرخ متغیر، رهن کردیم
.و اونها این ماه قیمت رو بالاتر بردند
.میدونی که چطوریه
.نه واقعا
.سه هفته در پرداختش، تاخیر داشته
اگه یه نفر در "بوستون" برای پرداخت پول دیر کنه، چیکار میکنی؟
.حلش میکنیم
،و وقتی که به بانک سروقت پرداخت کنند
،اما به تو نه چیکار میکنی؟
.بستگی به روابط داره
...این یه روابط کاریه
.مثل چیزی که با تو دارم، میکی
...اه مرد، خواهش !ای، خدا
.پسر خوبی باش، میکی
.- صبح بخیر .- صبح بخیر
اوضاع اینجا، چطوره؟
.میدونی، جنوب "بوستون"، خوش برخوردتر و معدبتر شدند
.فکر کنم نمیشه جلویِ پیشرفت رو گرفت
.اوه، اینو گوش کن
.لورن دیگه یه دختر کوچولو نیست
.از دوست پسرش، بیماری جنسی گرفته
چقدر دیگه طول میکشه تا اوضاع درست بشه، ری؟
چرا نمیگی؟
چی بگم؟
،اینکه هیچوقت منو نمیبخشی
.و بذاری زندگیِ نکبتیم رو ادامه بدم
میخوای طلاق بگیری، ری؟
،اگه میخوای خونه و بچهها رو بده به من
.و آپارتمانِ تو "هالیوود" رو تو بردار
.من و تریسا، خیلی صمیمی بودیم
...یه چیزایی تو وجودم میدید
.که خودم اصلا از وجودشون خبر نداشتم
.خدا، میخواستم که بمونه
.اما نتونستم نگهش دارم
و بعدش، برادرش همشون رو به شهر"بیکرزفیلد" برد
.و اون هم باهاش رفت
.خُب، اینجوری برات بهتره، بانچی
.اون میدونسته که آماده نیستی
بذاریمش کنار، اره؟
دوستش داری، درسته؟
.اره
.پس باید بهش بگی
.از شهر"بیکرزفیلد" که برنمیگرده
.پس تو برو اونجا
.زودباش، من میرسونمت .امروزم وقتم آزاده
من حتی نمیدونم که .اونم نسبت به من احساسی داره یا نه
خُب، فقط یه راه برای فهمیدنش هست، درسته؟
.بزن بریم. بجنب
!نه، نمیخوام
.دیگه نمیتونیم اینجا بمونیم
.باید بریم
،میخوام اینجا بمونم
.و یه ستارهء سینما بشم
.خُب، نمیتونیم بمونیم
این کارا چیه؟
کجا میری؟
خانم روسنبلت تهدیدم کرده که
،اگه همین الان از اینجا نرم .با سازمان حمایت از کودکان تماس میگیره
،پس منم دارم آدری رو میبرم به لاسوگاس
.چون میدونم که اوجا برام کار هست ((منظورش فاحشگیه
چی؟ .نه، نه
.بذار من باهاش حرف بزنم
،میک، اون میدونه که ،به مردایی که برای پول باهاشون میخوابم
.مواد میفروشم
...اگه سازمان حمایت از کودکان بیاد، من باید .باید یه شغل درست و حسابی داشته باشم
.باید آدری رو به مدرسه فرستاده باشم
.میدونی، تو الان تحت فشار زیادی هستی
.پس مطمئنا دلت نمیخواد که عجولانه تصمیم بگیری
.یکی-دو روز صبر کن
.یکی-دو روز صبر کن
میبینی، سرت به کارِ خودته و اتفاقی پیش میاد که
.انتظارش رو نداری لینا باهات موافقت کرده؟
.اره
میدونی که .یه معاملهء بهتری بهش پیشنهاد کردم
،هرچیزی که خودش بخواد ،اما ظاهرا
.اون کار کردن با تو رو بیشتر دوست داره
.به نظرم، خیلی خوبه با ادمایی کار کنی که میشناسیشون
.وقتی که باهاشون یه گذشته و دورانی داشتی
.ما اینو داشتیم، ری
.خوبیهاش بیشتر از بدیهاش بود
تو راهرو چه غلطی میکنی؟
آوی، داری به مردی نگاه میکنی که .در کارش موفقه
چیزی که باید میگفت رو گفته؟
.اره، تو رو نمیپیچونه
.قراردادش درست و حسابیه
.3درصد از معامله گیرت میاد
.پیج فینی
چطوری خرش کردی؟
.اِزرا عاشق این مسئله میشه
،در آخر، هرچیزی که بین شما دوتا باشه
اون میدونه که به هرچی که بخوای، میتونی برسی
،و حالا هم که اینجایی .آقایِ فوتبال دوست
!یک، دو، حمله
.اینجا و اینجا و اینجا رو امضاء کن
....و، اه، ری
...اگر که خانوادهء فینی از وکیلشون راضی نیستند
.بله
."- باید بریم به "ساندیگو .- باشه
.همین حالا
.پیشنهادِ رقیبمون امروز مشخص میشه
،هنری سیلوستر
یه ادمِ کله گندهء لعنتی از .دکوتای شمالی
.و ازم میخوای که جلوش رو بگیرم
. پیج مهلت معامله رو گذاشته تا ظهر
پس امیدواریم که .آقای سیلوستر نتونه به موقع برسه
...خیلی خُب
.بله
یه مردی به نامِ هنری سیلوستر .داره به سندیگو پرواز میکنه
.وقتی فرود اومد باید بریم سراغش
.خیلی خُب، میرم سراغش
،ماه اول برای اعضایِ جدید، رایگانه .بعد از اون ماهیانه 49.95 دلار
.اه، خیلی زیاده
.خُب، یه پیشنهاد 90 روزهء ویژه هم داریم
.120دلار با حوله و کمد اضافه
No comments yet. Be the first to leave one.