Smiling Friends

Smiling Friends

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Smiling Friends S01E08 10bit x265 720p BluRay
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

bluray
Published on: 2025-12-11
Downloads: 203
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 119 lines.

SANDS Movie

‫داستان ما توی شب کریسمس شروع میشه،

‫توی یه خیریه کوچیک و فروتن ‫به اسم دوستان خندان.

‫در اینجا گروهی از موجودات شاد و خرم ‫کار میکنن که در حال بهتر کردن جهان هستن.

‫همه اونا در حال و هوای تعطیلات بودن.

‫یعنی، به جز یه موجود زرد و بدجنس.

‫اوه، چارلی، میشه کمکم کنی ‫این چراغ‌ ها رو آویزون کنم؟

‫اوه، آره، فقط یه لحظه وایسا، مرد.

‫اوه، بیا با این تزئینات خنده‌ دار، ‫یکم به دفترمون حال و هوا بدیم.

‫رفیق، چه فرقی میکنه؟

‫ما تقریباً پنج دقیقه دیگه کارمون تموم میشه.

‫هی، پسرها، قبل از اینکه از اینجا فرار کنید، ‫یه کار دقیقه نودی براتون جور کردم.

‫این کار برای منه، ‫شخصیت مورد علاقه‌تون، رئیس.

‫فقط یه درخت کریسمس ‫برای دفتر کار لازم دارم.

‫این عالیه! ‫یه ماجراجویی کریسمسی!

بیخیال، ‫جدی میگی؟ ‫شب کریسمسه، مرد

‫داشتم میرفتم خونه.

‫خوش میگذره، چارلی.

‫یه کار آخر برای پایان سال.

‫اوه، این عالی میشه.

‫خیلی هیجان دارم که درخت ‫کریسمس بی نقص رو پیدا کنم.

‫کدوم یکی رو میخواید بخرید؟

‫- اونجا... اوه، یه عالمه هست. ‫- آره. ببین، ببین، ام...

‫زود تمومش کنیم. ‫واقعاً نمیخوام کل شب اینجا باشم.

‫امروز چته، چارلی؟

‫ها؟ چی میگی... ‫داری راجب چی حرف میزنی؟

‫نمیدونم. فقط...

‫نمیدونم. انگار یه جورایی ‫آشفته ای یا یه همچین چیزی.

‫من... من آشفته نیستم، پیم.

‫فقط نمیخوام شب کریسمس کار کنم.

‫و فکر میکنم... فکر میکنم ‫این یه موضع کاملاً منطقیه که داشته باشم.

‫وقتی توی این حالتی، ‫نمیدونم متوجه میشی یا نه،

‫ولی در واقع روی حال بقیه هم تاثیر میذاره.

‫یکم... یکم حالمون رو میگیره.

‫صبر کن. وایسا. وایس... نه، نه. ‫روی تو تاثیر میذاره. نه هیچکس دیگه...

‫آلن، توئم از هر چی که...

‫هر چی که قراره اتفاق بیفته، تاثیر گرفتی؟

‫- من اصلاً اهمیت نمیدم. ‫- تو تاثیر گرفتی؟

‫من فقط میخوام یه درخت پیدا کنم.

‫باشه. پس به عبارت دیگه، ‫اون تحت تاثیر قرار نگرفته.

‫ببین پیم، مسئله اینه، ‫فقط به این دلیل که تو، میدونی،

‫درباره همه چی خیلی مثبت و شادی،

‫به این معنی نیست که همه ‫باید با اون مطابقت داشته باشن.

‫من فقط میگم، به نظر میرسه تو اغلب توی ‫این حال و هوایی، انگار که فقط یه اتفاق نیست.

‫به نظر میرسه تو اغلب اینجوری ای.

‫منظورت چیه؟ این چیه... ‫این قرار بود چه معنی ای بده؟

‫خب، با دزموند هم همینطور بود، مگه نه؟

‫مجبور شدم تو رو برای اون کار با انگیزه کنم.

‫- باشه. باشه. ‫- چارلی، تو نمیخواستی...

‫- تو نمیخواستی اون کار رو انجام بدی... ‫- آره، باشه، باشه.

‫- و من مجبور شدم تو رو با انگیزه کنم... ‫- باشه.

‫- مثل اینکه اغلب مجبورم این کار رو انجام بدم. ‫- باشه.

‫باشه. داری چیزهایی رو ‫از چند ماه پیش میاری وسط.

‫و، داداش، این یه چیز عجیبیه که ‫بخوای به طور خاص مطرحش کنی،

‫چون اون یکی از مواردی بود که ‫تو خیلی حال و حوصله نداشتی.

‫- اینکه من رو داری میکشونی تو... ‫- چارلی، من فقط دارم چیزهایی رو ‫میارم وسط، و فقط دزموند نیست.

‫- اوه. ‫- این... این هر کاریه که ما انجام میدیم.

‫تو هیچ وقت نمیخوای هیچ کاری انجام بدی.

‫گاهی اوقات یکم خسته کننده میشه.

‫همین رو میگم.

‫میدونی، منم میتونم همون کار رو با تو بکنم.

‫- من میتونم چیزهایی رو به سمتت پرت کنم... ‫- باشه، بگو. بهم بگو.

‫بهم بگو. دوست دارم بشنوم ‫مردم درباره من چی میگن.

‫- باشه، این درخت چطوره؟ ‫- آره، خوبه.

‫- بیا انجامش بدیم. ‫- به نظر من خوبه.

‫خیلی خب. پیم، میخوای قطعش کنی؟

‫- آره، حتماً. ‫- نه، نه، میدونی چیه؟

‫بذار من انجامش بدم. من انجامش میدم. ‫من انجامش میدم. من انجامش میدم.

‫- مراقب باش، چارلی. ‫- پیم، من فقط دارم کمک میکنم، باشه؟

‫به قول تو، کاری که من ‫هیچ وقت انجام نمیدم، مگه نه؟

‫اوه، این... این کسی رو بد اخلاق میکنه، ها؟

‫این کسی رو بد اخلاق میکنه؟

‫به جهنم خوش اومدی!

‫حالا من ارباب توئم.

‫اینم تشک جهنمی تو.

‫اینم توالت جهنمی تو.

‫و این جرمیه، تنها سرگرمی جهنمی تو.

‫رفیق، اگه دوباره این کار رو بکنی، ‫میزنم توی دهنت، شوخی ندارم.

‫خب، تو قراره برای همیشه اینجا بمونی، چارلی،

‫پس بهش عادت کن! بلا!

‫اوه، فکر میکردم اینجا جهنمه.

‫پس آتیش اصلی کجاست؟

‫باشه، باشه، من رو خسته کردی.

‫اینجا دیگه مثل سابق نیست.

‫راستش رو بخوای، شیطان این اواخر خیلی ‫افسرده بوده، و نتونسته اینجا رو خوب اداره کنه.

‫در نتیجه، جهنم رسماً یخ زده.

‫افسرده؟

‫وایسا، فکر کنم واقعاً بتونم کمکش کنم.

‫این دقیقاً کاریه که من انجام میدم. ‫من یه دوست خندانم.

‫ولی اگه سعی کنی بری، ‫با چنگال شیطانیم سوراخت میکنم.

‫آیییی!

‫داداش، اون از مقوا ساخته شده.

‫میدونی چیه؟

‫من برای این کار خیلی زحمت کشیدم.

‫فقط... فقط برو.

‫راستش الان نمیخوام اینجا باشی.

‫فقط... فقط از اینجا برو... از اینجا برو.

‫برو گمشو.

‫برو گمشو.

‫خیلی خب.

‫حالا فقط باید شیطان رو پیدا کنم.

‫اوه، نوه خوشگل من.

‫مادربزرگ، اینجا چیکار میکنی؟

‫اوه، من توی سال ۱۹۵۸ ‫فحش دادم و گفتم : "لعنتی!"

‫وقتی دیدم پدربزرگت با شلیک گلوله ‫به سرش توسط اون دزد عوضی کشته شد.

‫به نظر یکم غیرمنطقیه.

‫فکر نمیکنم به خاطر اون باید توی جهنم باشی.

‫اوه، مادربزرگ، اتفاقاً نمیدونی کجا ‫میتونم شیطان رو پیدا کنم، میدونی؟

‫اوه، البته.

‫فقط از اون سوراخ ترسناک برو پایین، ‫و اون رو توی پایین‌ ترین حلقه جهنم پیدا میکنی.

‫اوه، عالیه. ‫ممنون، مادربزرگ.

‫اوه، باید یه تیکه آب‌ نبات سفت ‫و خوشمزه برای سفر داشته باشی، چارلی.

‫- بفرمایید. ‫- اوه، نه، ممنون، مادربزرگ.

‫من خوبم. ‫با این حال، ممنون.

‫بیشترش برای من.

‫خب، کریسمس توی جهنمه،

‫آره، نفرین‌ شده‌ ها ‫و محکوم‌ شده‌ ها،

‫دارن زنگ‌ های اون پادشاهی رو به صدا در میارن،

‫یکم بدبختی بردار ‫و به درخت آویزونش کن،

More Farsi Persian subtitles for Smiling Friends

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left