The first 200 lines.
جی سونگ
کیم مین جونگ
جین یونگ
پارک گیو یونگ
نویسنده: مون یو سوک
کارگردان: چوی جونگ گیو
=قاضی شیطانی=
این درام، بر پایه روایتی داستانی است از ضد آرمانشهرِ خیالی کره و همه اسامی، سازمان ها و حوادث در آن ساختگی می باشند
میخوام وقتی دارم فکر میکنم یکی از اینا بکشم
چند لحظه تنهام میذارین؟
میتونم کارت شناسایی ـتون رو ببینم؟
ستوان یون سو هیون، واحد تحقیقات منطقه ای
ممنونم
کانگ یو هان؟
برو عقب
تو اونجا، بلند شو
سو هیون
کیم گا اون، اینجا چه خبره؟
تو واسه چی اینجایی؟
سو هیون- گفتم اینجا چی کار میکنی؟
خودکشی کرده
اومدیم ازش سوالی بپرسیم که کار از کار گذشته بود
میخوای دستگیرمون کنی؟
یون سو هیون
سو هیون- برو-
سو هیون- گفتمت برو-
باید بریم
یون سو هیون صحبت میکنه
وزیر چا کیونگ هی توی دفترش خودکشی کرده
صحنه رو همینطور نگه میدارم لطفا پشتیبانی بفرستید
...یه دقیقه صبر کن، الان الان چی گفتی؟
چا کیونگ هی مرده؟
من یه فایل دارم
و میخوام بدمش به کانگ یوهان
یه نفر رو بفرست به دفترش
من مطمئنم اون یه جایی نزدیک خودش نگهش داشته
حتما پیداش کن. فهمیدی؟
Editor : Mehrdad_Zahra =Zahra_Sara_Star_Mobina_My4Dken =
وزیر چا کیونگ هی درست قبل از اینکه ...یک اخطاریه دستگیر براش صادر بشه
یک اخطاریه دستگیری براش صادر بشه در دفترش مرده پیدا شده
در همان حال، یک کارآگاه از واحد تحقیقات منطقه ای برای مصاحبه به دفتر ایشان رفته بودند
و ایشون اولین شاهد صحنه بوده
آنها بر صراحت اینکه وی خودکشی کرده تاکید داشته اند
و هیچگونه مدرک مشکوکی نسبت به انگیزه قتل نیافته اند
...پلیس داره تحقیقات انجام میده تا دلیل اصلی برای
الان دیگه آرامش خاطر داری؟
کیم گا اون
متاسفم
میدونم این تقصیر تو نیست
میدونم شوکه شدی ولی این اتفاقی ـه که دیگه افتاده
فقط فراموشش کن
فراموشش کنم؟
آره، فراموشش کن
روی هدف بعدی تمرکز کن
ما این دفعه شکست خوردیم
...فایلی که اون نگه میداشت
مطمئنا دست هو جونگ سه است
یه سیگار خیلی برای سلامتی ـمون ضرر داره
پس چرا اون انقدر ازش لذت می برد؟
هی خدا، مرگش بیهوده بود
سوهیون
سوهیون
سوهیون
سوهیون، لطفا
سوهیون
میدونی مجبور شدم برات چی کار کنم؟
مجبور شدم مدرک رو از بین ببرم
چطور تونستی من رو اینجوری نا امید کنی؟ چطور تونستی؟
من خیلی متاسفم، سوهیون
متاسفم
تو و کانگ یوهان دارین چه غلطی میکنین؟
...دیگه
...دیگه هیچوقت
جلوم پیدات نشه
تبریک میگم، ارباب یوهان
چا کیونگ هی مرده، همونطور که خواسته بودین
بله، کارت عالی بود . همه اش به لطف توئه
واو، ارباب یوهان، شما دارین از من تشکر میکنین؟
این تازه اولشه
حالا که مهم ترین کاندید آینده ریاست جمهوری مرده
پیرمردای بنیاد یکی رو پیدا می کنن تا جایگزینش کنن
بسپرش به خودم
"انگار چاره ای نداریم جز اینکه از کانگ یوهان حمایت کنیم"
کاری میکنم بهش برسی
...خب
...پس چرا من رو
مدیر اجرایی بنیاد نمیکنی؟
میخوام بخشی از پروژه خانه رؤیایی باشم
خیلی حریصی
عجله نکن
قدم به قدم برو جلو
بله جناب قاضی
کیم گا اون رو پیدا کن- بله؟-
الان حتماً عقلش سر جاش نیست
...پیداش کن و بیارش پیش من
قبل از اینکه کار عجولانه ای بکنه
چشم قربان
تا دیروقت کار می کردی
چی میخوای؟
فکر می کردم پرونده چا کیونگ هی بسته شده
خودت حل و فصلش کردی
هر کاری که داری میکنی دیگه بسه
...اگه همین الان تمومش نکنی، خودم
دستگیرت می کنم
هر طور راحتی
لطفاً دست از سر گا اون بردار
خواهش می کنم
انقدر اوضاع احوالش رو به هم نریز
بذار برم
...نه
گفتم بذار برم
Editor : Mehrdad_Zahra =Zahra_Sara_Star_Mobina_My4Dken =
ممنون خانم
هی، این همون قاضی جوونه تو تلویزیون نیست؟
از نزدیک خیلی خوشتیپ ترین
میشه یه عکس باهامون بندازین؟
متأسفم. لطفاً برگردین سر جاتون
اینطوری رفتار نکنین فقط یه عکس باهامون بگیرین
من خیلی از برنامه لذت می برم
دارم بهتون میگم، ما طرفدار پر و پا قرصتون هستیم
اینجا رو نگاه کن- یک، دو، سه-
!لعنتی- قاضی کیم-
فکر کنم مستین
رئیس کانگ بهت گفته بیای دنبال من؟
فکر میکنه دردسر درست میکنم؟
متأسفم اگه ناراحتتون میکنه
...در نهایت چا کیونگ هی تاوان گناهانش رو داد
با خودکشی کردن
نمیدونم، من هیچ حس خاصی ندارم
تمام عمرم با انگیزه انتقام زندگی کردم
اما حالا که انتقام گرفتم، همه چی بیهوده به نظر میاد
قاضی کیم
بله؟
خیلی درگیر ماجرا نشین
منظورت چیه؟
من هیچی واسه از دست دادن ندارم
ولی تو فرق میکنی
...اگه کنار قاضی کانگ بمونی
آخرش همه چیزت رو از دست میدی
از جمله خودت
اومدی؟
بله
شنیدم رفتی یون سو هیون رو ببینی
...چطور وقتی کل کشور نگاهشون به توئه
رفتی دیدن اون؟
عقلت رو از دست دادی؟
چرا؟
...می ترسی در مورد نقشه ـت
بهش بگم؟
این جنگ واست شوخی ـه؟
مسئله مرگ و زندگی ـه
تا کِی باید با این بچه بازی ـهات کنار بیام؟ ها؟
منم رو همه چیم ریسک کردم
...میدونی الان که دارم بهت کمک میکنم
چه حسی دارم؟
...حتی وقتی دیدم یه نفر جلوی روم مرده
...اولین فکری که به سرم زد این بود که
باید اول فایل رو پیدا کنیم
دارم به چه جور هیولایی تبدیل میشم؟
میدونم سخته، ولی ما چاره دیگه ای نداریم
خودتم میدونی با چه آدمایی طرفیم
الان انگیزه بیشتری پیدا کردن
نمی دونیم حرکت بعدی ـشون چیه
...دوستت
امروز اومد دیدنم
گفت اگه دست از کارام بر ندارم دستگیرم میکنه
...اگه میخوای دنیا رو نجات بدی
...باید یون سو هیون رو
از زندگیت حذف کنی
...نمیتونی همزمان هم به من کمک کنی
هم با اون باشی
...دنیای من
سو هیون ـه
اومدی
با یوهان دعوا کردی؟
نه اینطور نیست
پس واسه چی داری میری؟
تا ابد که نمیتونم اینجا زندگی کنم
خودمم خونه زندگی دارم
ولی این تصمیمت خیلی یهویی ـه
البته که واسه من مهم نیست
ولی شاید یکی بخواد بیاد سراغت و تلافی کنه
میدونی، مثلا زیردستای جوکچانگ یا همچین کسایی
این خونه امنه
...یوهان حتما خودش رو واسه یه چیزی مقصر میدونه
چون امنیت این خونه در حد یه قلعه نظامی ـه
...دوربینای مداربسته و سیستم هشدار
الهه
...ببخشید
که نتونستم تا آخرش کنارت بمونم
واقعاً متأسفم
واقعا داری میری؟
میخوای هر از گاهی بیای خونه من؟
یه چیز خوشمزه برات می پزم
با این وضعم کجا میتونم برم؟
من به خدایان اعتقادی ندارم
...ولی اون شب
دعا کردم
اگه اوضاع خوب پیش نرفت میتونی روم حساب کنی
باشه. ممنون
No comments yet. Be the first to leave one.