The first 200 lines.
صبر کن برسم باشه , مثل اينکه داري کم مياري
نه , نه ميتونم
!آي جونم
!!غار مدفون شده اسرارآميز
ممکن پر از اشکال کشف نشده از زندگي ماقبل تاريخي باشه
يا پر از طلاهاي آمريکايي هاي بومي
خانما مقدمن
هاه ها! , خوبه که تو ميتوني عقلتو بکار بندازي , خرخون
من ميتونم يه چيز ديگمو بکار بندازم
چي بهش ميگن؟ آها , يادم اومد , مشت
چه باحال , چوب ريزه
!ووه! , اينتو خيلي ترسناکه
هي , غمت نباشه داداشي
هر طرف که ميريم , باهم ديگه ميريم
يادت نره اسم مونو بنويسي اونوقت حواسشون هست اينجا واسه کيه
...پاينز , پاينز , پاينز , پاينز
بالاخره! , بعد از اين همه سال انتظار
تو واقعا اينجايي
!برادر
آخ , واسه چي اونو زدي؟
,اين کار ريسک فوق العادي داشت
!راه اندازي دوباري ورودي
هشدارهاي منو نخوندي؟
هشدارو بزار لب کوزه
نظرت درمورد يه تشکر خشکو خالي واسه نجات جونت چطوره؟
,از دست يه چيزي که , نميدونم
يه جور بعد غيرعادي خيالي
تشکر؟ واقعا ازم انتظار تشکر داري؟
بعد از کاري که 30 سال پيش انجام دادي
کار من؟
چقدر ... نمک نشناس
فکر نکن ساده از کنارت ميگزرم
فقط واسه اينکه از يه خانواده ايم
سلام , ميبل اينجاست
يه سوال فوري
چه کوفتي داره اينجا اتفاق ميوفته؟
استن , بهم نگفته بودي بچه اينجاست
و يه جور موش کيسه دار بيموي بزرگ
هه هه , خيلي درکت ميکنم
اينا خونواده توئن , خنگ خدا
بچه هاي بزرگ شرمي
من دوتا برادرزاده دارم؟
درود , بچه ها هنوز درود ميدن؟
واقعا خيلي وقته که تو اين بعد نبودم
ووي , دست دادن با دست شش انگشتي
اين انگشتا بيشتر از معمول صميمانه ئن
هاه ها , از اين بچه خوشم مياد اون عجيب غريبه
من ... من باورم نميشه
نويسنده دفتر هاي خاطرات تويي؟
تو خاطرات منو خوندي؟
من فقط نخوندمشون
بلکه باهاشون زندگي کردم
خيلي وقته منتظرم تا باهات ملاقات کنم
نميدونم چي بگم ...سوالاي خيلي زيادي دارم , من
فک کنم الانه که بالا بيارم
نه نه , خبري نيست
فقط بايد جلوشو بگيرم
گوش کنين , بعدا براي دستوالعمل وقت زياده
ولي , اولش , استن بهم بگو
هيچ مشکل امنيتي وجود نداره؟
کسي ديگه اي از اين ورودي باخبره؟
نه , فقط خودمون
درضمن احتمالا کل دولت ايالت متحده
چي گفتي!؟
پخش شين , تا موقعي که استن پاينز
و اون بچه ها رو پيدا نکنيم قرار نيست جايي بريم.
آه , خيلي خب , ايرادي نداره
تا وقتي که اونا اين اتاق پيدا کنن يه مقدار وقت داريم
فقط بايد تمرکز کنيم و به يه نقشه فکر کنيم
خب , انگار براي مدتي اين زير گير افتاديم
کيا دلشون ميخواد کل داستان اسرارآميز گذشتشونو بهمون بگه؟
آره , براي خودم از تموم اينا يه سري سوال دارم , استنلي
استنلي؟
ولي , اسم تو استنفورده
وايستا , تو اسم منو برداشتي؟
تموم اين سالها داشتي چه غلطي ميکردي , کله پوک؟
آره , عمو استن دروغ کافيه
بايد بهمون يه سري جواب پس بدي
ماجراي اين ورودي چيه؟
براي چي مثل يه راز نگهش داشتي؟
و بين تو و برادرت چي گذشته؟
اميدوارم تموم اين سرهم کردنا دقيقا چيزايي باشن که دلم ميخواد , استن
اگه نه , خيلي مايوس ميشم
باشه , باشه , باشه
ميدونم توضيحات زيادي براي گفتن هست
همش مدتها پيشتر اتفاق افتاد
سال 1960 يا همون حدودا
ساحل شيشه سفالي نيو جرسي
من همراه ماماني و باباييم تو قسمت سربي رنگ
بالاي مغازه خرتوپرت فروشي خانوادگي زندگي کرديم
بابا , مرد محکمي بود
سخت مثل يه بلوک سيماني و به همين راحتيا ککش نميگزيد
من که ککم نگزيد
مامان با دروغ گفتن مچ گيري ميکرد
که به عنوان يه مشاور تلفني نونش تو روغن بود
ساعتي 99 سنت ميشه
نه خودت زياد از حد ميگي
آره , من پيش بيني کردم که تو ميخواستي خودتو حلق آويز کني
و بعدش , برادر خنگ دوقلوم استنفورد
,که اگه هوش بالاي غير طبيعيشو بزاريم کنار,
يه نقص نادر مادرزادي هم داشت
رو هر دستش شش انگشت داشت
که احتمالا وسواسشو به چيزاي مرموز تخيلي داد ميزد
و درمورد خودم , من تو وجودم يه چيزي بود که مامان بهش ميگفت , شخصيت
ولي همون اندازه که باهم فرق داشتيم
تيممون عالي بود
و هر روز تو ساحل پرسه ميزديم
دنبال ماجراجويي ميگشتيم.
يه قايق بادباني کشتي زده
احتمالا با ارواح دزد دريايي برخورد داشته
اين باحالترين چيزيه که تا حالا ديدم
و يه بار ديدم يه موش مرده تو يه سطل شناور بود
هاه هاه ها , اوي , تو چته؟
آها , ميدوني اين قايق چي کم داره؟
پرچم
پادشاهان نيو جرسي پادشاهان نيو جرسي
پادشاهان نيو جرسي
من تو را قايق جنگي استن مينامم
اوه , چي بود؟
خب خب , اينا همون دوقلوهاي بازنده نيستن؟
قايق قشنگيه , از تو آشغالدوني پيداش کردين؟
تو اينا رو نميفهمي , گامبو گورتو گم کن
گوشاتونو باز کنين احمقا و خوب گوش کنين
تو يه موجود عجيب شيش انگشتي هستي
و تو فقط يکي عين اون فقط بي عرضه تر و مسخره تري
و خوش شانسين که همديگه رو دارين , چونکه
هيچ کدومتون هيچوقت دوس موستي پيدا نميکنه
احمقا و بازنده ها
هي , نزار اون احمقا روت تاثير بزارن
ولي من عجيب غريبم
فقط ميخوام بدوم جايي تو دنيا وجود داره که
موجودات عجيبي مثل من توش زندگي کنن
هي , دست بردار رفيق , ببين
يکي از همين روزا منو تو براي خلاصي
از اين شهر مزخرف دلو ميزنيم به دريا
ما قراره گنجينه ها رو غارت ميکنيم همه دخترا رو سوار ميکنيم
و يه تيم ماجراجويي شکست ناپذير ميشيم
واقعا داري راست ميگي؟
بزن شيشش؟ بزن شيشش
روزگار خوشي بود
شايدم اون گردن کلفتا درمورد ما درست مي گفتن
دوستاي زيادي در کار نبود ولي وقتي پشت آدم هم بخاره,
واقعا يکي لازمت ميشه
انگار سال به سال هم مغز فورد بهتر عمل ميکرد
پس پروژه ي بچگي مونو انجام داد
درسته , من بيشتر از حد انصاف در حقم اجهاف شد
ولي وقتي برادر آدم باهوشترين نفر تو مدرسه باشه
هميشه يه پاتون تو رقابت با اونه
آينده اي روشن براي هردومون به نظر ميومد
,تا وقتي که يه روز
دو قلوهاي پاينز به اتاق مدير
دو قلوهاي پاينز به اتاق مدير
آه , عالي شد , اين بار ديگه چه خبره؟
تو نه , اون
حالا آقاي پاينز , مايلم خيلي سر راست باهاتون صحبت کنم , اگه اشکالي نداره
منم فقط بلدم خيلي سر راست حرف بزنم
شما دو پسر دارين
يکيشون بطور خارقالعاده اي خوش استعداده
اون يکي بيرون اين اتاق وايستاده و اسمش استنليه
منظورتون چيه؟
دارم ميگم پسرتون استنفورد يه نابغست
تموم معلما بخاطر نمايش آزمايشگاهي اون
تصميم گرفتن برن غاز بچرونن
تا حالا چيزي از انجمن ساحل غربي شنيديد؟
بهترين دانشکده در کشور
فارغ التحصيلانان اونا وارد پديده هاي علمي
تخيليه دنياي علم ميشن
گروه پذيرش فردا قراره بياد
تا آزمايش استنفوردو بررسي کنه
امکان داره پسرتون در آينده ميليونر شه , آقاي پاينز
اين بار ککه گزيد
و استنلي کوچولو آتيش پاره مون چي پس؟
اون دلقک؟ ,با اين وضع
خيلي خوش شانس باشه از دبيرستان فارغ التحصيل بشه
,ببينين , يه مغازه آبنباتي آبشور تو اسکله هست
و به يکي پول ميده تا بياد سرخابارو از رو مغازش بکنه
استنفورد به درد همچين جاهايي ميخوره ولي به نيمه پر ليوان نگاه کنين
حداقل براي هميشه يه پسر تو نيوجرسي دارين
خنده داره اگه فکر کنن
تو ميخواي بري به يه جور دانشگاه سوسولي اون طرف مملکت
به محض کامل کردن قايق جنگي استن
قراره ما باشيمو سواحلو اقاربو غارت گنجينه هاي بين المللي
ببين , استن ديگه همچين فرصتي نصيب من نميشه
اين دانشگاه برنامه هاي بلند مدت حساسي داره
و تئوري الگو چند بعدي توش هم هست
بي بوپ , من يه ربات احمقم
اون تويي , اون شکلي هستي
هه هه هه , آه خب
اگه فردا آزمايش من نتونه نظر پذيرش دانشکده رو جلب کنه
پس باشه , ميرم سراغ کار غارت گنجينه ها
و اگه جلب کنه؟
پس خب , فکر کنم بهتره اون طرف مملکت
بياي بهم سر بزني
بدون فورد , فقط نيمي از يه آهنگ در حال پخشم
اون بيرون بدون اون نميتونستم موفق شم
و حالا , قربون دست دانشکده گور به گوري
داشتم برادرمو براي هميشه ار دست ميدادم
همش تقصير توئه , ماشين به درد نخور!
اوه نه , اوه نه نه نه چيکار کردم؟
آه , خيلي خب
No comments yet. Be the first to leave one.