Tribes of Europa

Tribes of Europa

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Tribes of Europa S01E02
A Commentary by filmgrambot
@Filmgrambot

Tags

other
Published on: 2021-02-27
Downloads: 66
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

Filmgrambot

‫بجنبید! سریع‌تر!

‫سریع‌تر!

‫ایلیا، ندیدیش؟

‫فرار کرد

‫- یالا! راه برید! ‫- ولی...

‫به قدر کافی دور شده؟

‫سریع‌تر! برید!

‫لیو چی؟

‫از صف خارج نشو!

‫بلند شو! بلند شو!

‫خواهش می‌کنم

‫تو رو خدا

‫راه برید، والنیک‌ها!

‫مشکلی پیش نمیاد

‫بریم! حرکت کنید!

‫ادامه بدید‍!

‫ایلیا؟

‫کیانو؟

‫اینجا هیچی نیست

‫چیزی پیدا نکردی؟

‫چیزی پیدا نکردی؟

‫نه، گریتا. ‫خبری از مکعب نیست؟

‫هیچی

‫لعنتی. باید این مکعب لامصب رو پیدا کنیم

‫دو ساعت دیگه تو ‫لیتل پراها جمع میشیم. تمام

‫خانوادۀ من کجاست؟

‫می‌دونم نمُردن. ‫کجا بُردی‌شون؟

‫کجا؟ بگو ببینم!

‫کجا؟

‫حرف بزن! کجا؟

‫بُردن‌شون براتوک

‫- کجاست؟ چطوری برم اونجا؟ ‫- بیخیالش

‫نمی‌تونی وارد اونجا بشی

‫هیچ‌کس نمی‌تونه

‫دیگه تا آخر عمرت نمی‌بینی‌شون!

‫هیچ‌وقت!

‫حالا، دختر خوبی باش

‫کاریو که شروع کردی تموم کن

‫یالا!

‫خنجرت رو بکُن تو گلوم

‫اسم من...

‫گریتا هست

‫اسلحه‌ت رو بنداز!

‫اسلحه‌ت رو بنداز، یالا!

‫- می‌فهمی چی میگم؟ ‫- لعنتی!

‫- لعنتی! ‫- می‌فهمی چی میگم؟

‫می‌فهمی چی میگم؟

‫بهت صدمه نمی‌زنیم

‫بهت صدمه نمی‌زنیم

‫- بهت قول میدم ‫- دروغ میگه... عین یه خوکِ کریمزونی!

‫کارت رو تموم کن

‫به‌خاطر بلایی که سر خانواده‌ت آوردیم

‫- به من گوش بده ‫- منو بکُش! منو بکُش!

‫می‌دونم دلت نمی‌خواد این کارو بکنی

‫چون تو مخالف همچین خشونتی هستی

‫خودتم می‌دونی. اسمت چیه؟

‫لیو

‫من دیوید ام

‫فرماندۀ کریمزون، دیوید واس

‫اینم سرجوخه یبوآـه

Filmgrambot

Filmgrambot

‫کسی نیست؟

‫شگفت‌انگیزه!

‫آهای!

‫از اونجا بیا بیرون، دیوث

‫یالا، پاشو!

‫آهای، پاهات رو می‌بینم

‫دست‌ها بالا

‫حالا خیلی آروم پاشو

‫خواهش می‌کنم شلیک نکن

‫آلمانی هستی؟

‫شرمنده که اسلحه گرفتم سمتت

‫ولی این روزا احتیاط واجبه، می‌دونی؟

‫تو با اونهایی؟

‫چه کار می‌کنی؟

‫می‌تونی دست‌هاتو بیاری پایین. یالا

‫سلام. من موسی‌ـم

‫من خرت و پرت جمع می‌کنم؛ ‫درست‌شون می‌کنم و می‌فروشم‌شون

‫خب، دقیق بخوام بگم، تو کارِ ‫چیزهای الکترونیکیِ دنیای قدیمـم

‫خودت چی؟

‫کی هستی؟

‫اینها رو هم می‌تونی درست کنی؟

‫چی خراب شده؟

‫یا پیغمبر

‫این چیه؟

‫رفیق، این...

‫آغاز یه دوستی فوق‌العاده‌ست

‫میشه یه نگاه بهش بندازم؟ آهای

‫مگه نمی‌خوای درستش کنم؟

‫اگه نذاری بهش دست بزنم، ‫چطوری درستش کنم؟

‫باید نشون بدی بهم اعتماد داری

‫یالا، بذار ببینمش

‫هممم؟

‫قشنگه!

‫واقعیه

‫یه مکعب آتلانتیسی واقعی

‫اینو از کجا پیدا کردی؟

‫- توی جنگل پیداش کردم ‫- خیلی‌خب، چرندیات تحویل من نده

‫یه آتلانتیسی به همین راحتی ‫یه مکعب رو توی جنگل گم نمی‌کنه

‫از سمت دیگه...

‫مسلماً اوضاعش مثل سابق خوب نیست

‫بدجور تباهه

‫- به‌نظرت می‌تونی درستش کنی؟ ‫- شک نکن

‫- واقعاً؟ ‫- معلومه که آره، پسر جان

‫می‌تونم درستش کنم

‫ولی قبلش به پیچ‌گوشتی سه‌کاره‌م نیاز دارم

‫توی جعبۀ ابزارمه، ‫تو اون اتاق

‫میشه واسه‌م بیاریش؟

‫محشره!

‫باورم نمیشه!

‫حتماً آلیاژ تیتانیومه...

‫قرمزه! می‌بینیش؟

‫لعنتی!

‫آهای!

‫شرمنده، پسر جان؛ ‫ولی این راهِ رسیدن من به شهرت و ثروته

‫برگرد!

‫وایسا!

‫آهای، وایسا!

‫برگرد!

‫لعنتی

‫برو! برو!

‫مکعب کجاست؟

‫قراضه‌جمع‌کن! قراضه‌جمع‌کن دزدیدش!

‫- کسشعر تحویل من نده! ‫- خواهش می‌کنم، دست من نیست! قسم می‌خورم!

‫اگه می‌خوای زنده بمونی، سوار شو

‫لعنتی!

‫برام سؤاله کلاغ‌ها توی جنوب چیکار می‌کنن

‫آخه قلمروی اونها نیست

‫زندانی هنوز به حرف نیومده؛ ‫منتها هنوز داریم ازش بازجویی می‌کنیم

‫دیوید، اول باید به پایتخت و پدر خبر بدیم

‫نه، مرک. اون زندانی منه. ‫اول می‌خوام بفهمم چی می‌دونه

‫بله، فرمانده

‫من کجام؟

‫توی یه محیط امن. ‫فقط همین مهمه

‫چند روز صبر کن. خوبِ خوب میشه

‫تو توی ردوگاه آرنبرگی؛ ‫یکی از پایگاه‌های جمهوری کریمزون

‫شرمنده که وقتی دیدیمت مجبور شدیم ‫بی‌هوشت کنیم. می‌دونی، برای امنیت خودت بود

‫دستِ راستم، سرگردِ کریمزون، مِرک

‫قبلاً با سرجوخه یبوآ آشنا شدی

‫یادت میاد؟

‫آره

‫یادت میاد چی شده؟ ‫می‌تونی بهمون بگی؟

‫چرا کلاغ‌ها بهت حمله کردن؟

‫دنبالِ اون خلبانه بودن، همون آتلانتیسیه

‫آتلانتیسی؟

‫آره، بعد از اینکه سفینۀ فضاییش سقوط کرد ‫ازش پیاده شد

‫حالا سفینه یا هر چی

‫گوش کن

‫خیلی مهمه که یادت بیاد

‫اون خلبانه، همون آتلانتیسیه، ‫یه مکعب با خودش نداشت؟

‫یه جسم... یه مکعب سیاه؟

‫نه

‫مطمئنی؟

‫آره

‫هاور جت،

‫وسیله‌ش،

‫دقیقاً کجا سقوط کرد؟

‫سمت شمالیِ جنگل. ‫خیلی از لیتل پراها دور نیست

‫فوراً چند تا دیده‌ور به اون منطقه اعزام کن

‫- آره ‫- شاید هنوز اونجا باشه

‫ممنون، اصیل!

‫باید استراحت کنی

‫براتوک

‫گمونم خانوادۀ من و ‫بقیۀ بازمانده‌ها رو بُردن براتوک

‫باید برم اونجا نجاتشون بدم

‫براتوک یه قلعه‌ست که کاملاً سنگربندی شده

‫شدنی نیست

‫اصلاً نمی‌خوام شهر رو بگیرم، ‫فقط می‌خوام یه راه ورود پیدا کنم

‫ما سال‌ها دنبال یه راه ورود گشتیم

‫من فقط یه نقشه می‌خوام

‫نشون بده

‫اگر نظرت عوض شد، تا وقتی که حالت ‫کاملاً خوب بشه می‌تونی همینجا بمونی

‫اگر هم که نه...

‫توی مأموریتت موفق باشی

‫انتخاب کن

‫ارودگاه آرنبرگ

‫آخرین پایگاه جمهوری ‫قبل از قلمروی کلاغ‌ها. بیا

‫حدود یک ساله اینجا که ما اومدیم اینجا

‫تا حالا اسم جمهوری کریمزون به گوشِت خورده؟

‫شما در ازای اجناس ‫از قبایل دیگه محافظت می‌کنید

‫خیلی‌ها از قبایل دیگه به ما ملحق میشن ‫تا برای یه آیندۀ جدید کنارمون بجنگن

‫- یه اروپای جدید، می‌دونی؟ ‫- یه اروپای کریمزونی

‫ما به هویت فرهنگیِ ‫تمام قبایل زیر پرچم‌مون احترام می‌گذاریم

‫- برای تو هم جا هست ‫- شما یه حکومت نظامی هستید

‫دقیقاً به همین خاطر زنده موندیم ‫و حتی تونستیم پیشرفت کنیم

‫ما برای صلح می‌جنگیم، اصیل

همیشه همینطور بوده

‫به رهبریِ بنیان‌گذارمون، ژنرال ج. آرنبرگ

‫الان میشه ۲۸ سال

‫راستی، من سَم هستم، از قبیلۀ آکان

‫- اینچا چیکار می‌کنید؟ ‫- بیشتر مأموریت‌های شناسایى انجام میدیم

‫ما چیزی رو می‌بینیم که کریمزون ‫توی پایتخت نمی‌بینتش

‫هیچکس به اندازۀ ما ‫به کلاغ‌ها نزدیک نیست

‫حروم‌زاده‌ها

‫شرط می‌بندم اطلاعات زیادی ‫راجع‌به کلاغ‌ها نداری

‫می‌دونم قاتلن

‫اونها بزرگترین قاتل‌های قاره‌ان

‫ولی توی شرافت و صداقت حرف اول رو می‌زنن

More Farsi Persian subtitles for Tribes of Europa

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left