The first 200 lines.
« اولين سايت پيشبينيِ ورزشي با آپشنهاي بينظير » ::. BPersia.Win | بيپرشيا .::
::. مترجـمين: ميثم، کسري .:: « Caseraw , MeysaM-UnicorN »
برد
خداحافظ، بابايي - خداحافظ عزيزم -
،خداحافظ بچهها دوشنبه ميام دنبالتون
برد - چه خبرا؟ -
هي، برد
هي، برد خيلي خوب بنظر ميرسي رفيق
ديلان، گيرندهات کجاست؟ - گذاشتمش خونهي بابا -
هي، دفترچهي رياضيات کجاست؟
خونهي مامان
لباس زيرات کجاست؟ - نميدونم
ما چطوري اينهمه لباس زير داريم؟
!تولدت مبارک، رفيق
برد قبلا يکي از اينا برام خريده
!فکر من بود! فکر من بود
هي، اينو ببين
بچهها
بابايي
!اوه
!مگان، صبرکن
حالت خوبه؟ - من خوبم -
!اينجاست بدون اون نرو
!زودباشيد !حرکت کنيد
!داخل قيفها
،داخل قيفها مثل بستني زود باشيد
!بردي
بفرما رفيق
اوه، مرسي، بردي
شکلات داغ؟ - آره -
ايول، مارشملوهاي کوچيک اون تو
.بطور منظم شناورن تو بهتريني
يکمي ريشهي شيرين بيان هم اون تو گذاشتم
!اوه - بهم بگو نظرت چيه -
هي، بچهها - !بابايي -
هي. سلام، روزتون چطور بود؟ - خوب -
خيلي خب، بچهها، بپريد بالا
من اونا رو آماده ميکنم و تو تکواندو ميبينمت
تا نيمساعت ديگه ميبينمت - عاليه، منتظرش هستم -
خداحافظ - خداحافظ، پدر -
!اوه
داستي - بله؟ -
ببخشيد. تو براي امشب خوراکي درست کردي، آره؟
نه، من کارت هديه رو گرفتم، فکر ميکردم تو مسئول خوراکيها هستي
نه. من کارت هديه و خوراکيها رو براي هالووين مخوفناک درست کردم
،باشه، خب گمونم يه سر ميرم به شيريني پذي
سر راهم به مراسم - شيريني پذي؟ -
مگر اينکه نخواي برم به شيريني پذي
...نه - معمولا وقتي که حرفام رو تکرار ميکني -
و سرت رو بالا پايين ميکني
يعني که نميخواي من انجامش بدم
...من فقط فکر ميکنم - چي؟ -
شايد دست ساز؟
آره، هي! دوباره بهش بوق بزني بايد بشيني دندونات رو بشماري
مشکلي نيست، بردي خوراکيهاي خونگي
،درست ميکنم يکي هم براي تو ميپزم
بازم بزنيم قدش يا خيلي ضايعه؟
.من بدم نمياد دوباره بزنم قدش .خيلي خب
مرسي، رفيق امشب ميبينمت
خداحافظ، رفيق، بابت شکلات داغ خيلي ممنونم
خداحافظ، بابايي
ببخشيد
خداحافظ - خداحافظ -
.اينا بنظر عالين .مرسي
اينو نگاه کن - ...اوه -
!بابايي! کرن - هي! سلام، بچهها -
ببين کرن چقدر جذابه
شلوار چرم و سينهي کناري
اين براي يک مراسم مدرسهاي عاليه
عزيزم، بيا توقع چيزاي خوب داشته باشم، باشه؟ - ميدونم، حق با توـه، درسته -
سلام، چه خبر - سلام -
سلام - سلام -
شمارو نگا
تو و ماماني هميشه خيلي خوش تيپ هستيد
سلام - سلام -
اوه، هي. رمان رو گرفتم
فوقالعادهاست - اوه، خوشحالم ازش خوشت اومد -
نميدونم تو چطوري چنين ديالوگهاي قدرتمندي رو مينويسي
منظورم اينه بايد همينجوري بطور طبيعي بياد نه؟
مثل بقيه چيزات - تو خيلي مهربوني -
شماها آمادهايد؟ - بزنيد بريم -
من ميخوام بليزم مدل آدريانا باشه
.آه، نه، نه، نه، نه، عزيزم ما اينکارو نميکنيم، خيلي خب؟
.دوباره بکنش تو .شبيه يه بچهي خوب باش
به نمايش يک اسب يک آواز خوش آمديد
قبل از اينکه شروع کنيم توجه کنيد که ما
چندين فيلمبردار و عکاس حرفهاي داريم
تا تمامي بچههاتون رو بطور مجاني پوشش بدن
براي همين ميتونيد گوشيهاتون رو بذاريد توي جيبتون
ريلکس کنيد، و توي لحظه باشيد
شما اهميت نميديد
...شکلاتهاي بابانوئل بخورم و سيبزميني له شده
و سگم رو مدل گوزن کريسمس بکنم
کريسمس براي من اين معنا رو داره
ممنونم
و حالا ما مگان ميران رو داريم
اسم من مگان ميران هست، و من خيلي کادوهاي کريسمس رو دوست دارم
ولي من واقعا از کريسمس خوشم نمياد
،باباييم توي کريسمسهاي اوليم بود
ولي من اونارو يادم نمياد
بعدش بعضيها رو با بدون پدر داشتيم
،بعدش برد اومد
ولي اون هميشه داشت بيشاز حد تلاش ميکرد
و باعث ميشد همه معذب باشن
،بعدش بابايي برگشت
و برد يک کريسمس تظاهري انجام داد
تا به بابايي نشون بده که برد از اون بهتره
پس حالا ما بايد بريم به خونههاي مختلف تا کريسمسهاي مختلف داشته باشيم
منو برادرم آرزو ميکنيم که شبيه بقيه خانوادهها ميبوديم
و کريسمسهاي معمولي ميداشتيم
ولي ما هنوزم کادوهاي کريسمسمون رو دوست داريم
من ميخوام خيلي اينو واضح بگم
خيلي ممنونم
!از پول روان پزشک دادن لذت ببريد، پسرا
،بهتره دهنت رو ببندي !جري
مطمئنا، داستي
،ما داريم بچههامون رو داغون ميکنيم برد، و تقصير توـه
تقصير منه؟ چرا تقصير منه؟
چونکه قبل از اينکه تو کلهات پيدا بشه ما فقط يک کريسمس داشتيم
پس تقصير توـه
صبر کنيد، صبر کنيد، ما نبايد آمادهي حمله بشيم
هرباري که بچهها يه احساس منفي رو تجربه بکنن
اونا حالشون خوبه
بچههايي که ميان جلوي تمام مدرسهها
و ميگن از کريسمس خوششون نمياد حالشون خوب نيست، سارا
خب، اون گفتش که دوست نداره دوتا کريسمس داشته باشه
که تقصير توـه
پس اگر که يه کريسمس رو همه دور هم باشيم چي؟
،يک کريسمس باهمديگه اين عاليه
...حالا درستش کردي، ميبيني، حالا
حالا ديگه گردن تو نيست
بيا پدر آدريانا رو هم دعوت بکنيم
چي؟ - آره -
داري جدي ميگي الان؟ نه - آره -
اون دستت رو بيار پايين
،من جز مهربوني کاري با اون يارو نکردم و اون طوري رفتار ميکنه انگاري بچهاش رو دزديدم
من اينکارو نميکنم
چرا داري الان مود رو خراب ميکني، خيلي خب؟
ما ميخوايم بريم به بچهها ايدهي عالي منو راجب کريسمس باهمديگه بگيم
صبرکن ببينم، چطوري ايدهي تو شد؟
ايدهي تو بود، ولي من اسمش رو گذاشتم کريسمس باهمديگه
هي، بچهها؟
،بچهها، گوش کنيد من يه سورپرايز دارم
سلام؟
!بچهها، ما يه سورپرايز بزرگ داريم - سورپرايز؟ -
يه اسب پوني ديگه؟ - يه ترامپولين؟ -
تو داري ميري؟
نه دقيقا، باشه؟
ولي، نه، ما يه چيزي بهتر از اون داريم، باشه؟
.خيلي بهتر قراره خيلي خوب باشه
بچهها، امسال، ديگه خبري از کريسمس برو و برگرد نيست
ما قرار نيست اون برو برگرد رو انجام بديم - نه من الان اينو گفتم -
ديگه خبري از کريسمس برو برگرد نيست - برو برگرد نيست -
امسال، ما قراره يه کريسمس رو دور هم بگذرونيم، همه مون
!ايول - همهمون، يه کريسمس با دورهمي -
!يه کريسمس باهمديگه - ميتوني ساکت بشي؟ -
يک کريسمس دورهمي مثل يه خانوادهي معمولي
!ايول
من بر ميدارم
سلام؟
بابابزرگ کرت؟
بابايي، بابابزرگ کرت ميخواد باهات حرف بزنه
نه، نه، نه. داستي ...من فقط بهش ميگم
نه. اشکالي نداره، سارا
مرسي
ممنونم، رفيق
چيه، پدر؟
آره، خيلي وقته
نه، من خوبم، فردا؟
فردا - نه -
،احتمالا ميتونم بيام دنبالت ...گمونم، ولي
هي! پيست! حدس بزن چي؟ پدرمادر منم فردا ميان - به من چه -
ما ميتونيم باهم بريم - تو خفه شو -
...پدر، ميخواي فقط پيام بدي الو؟
داستي، گوش کن به من
من فکر ميکنم داري با انرژي منفي خيلي زيادي سراغ اين قضيه مياي
برد، تو نميدوني راجب چي داري !حرف ميزني، پس گالهات رو ببند
داستي
.ببخشيد، بردي ببخشيد
ميبيني چيکارم ميکنه؟
منظورم اينه که، اون هنوز نرسيده اينجا ولي داره کريسمس رو خراب ميکنه
خيلي خب، خيلي خب، آروم باش، آروم باش - نميتونم -
ببين، پدرت داستي جديد تحول يافته رو نديده
،تو يک پدر ترقي خواه حساس، و بچه رو در اولويت قرار ده هستي
اين دقيقا چيزاييه که راجب ما مسخره ميکنه، حالا ميبيني
اون همهکاري که ما ميکنيم رو مسخره ميکنه، اون يه مسخره کنه، برد
،پپه، تو يه پسر بزرگ داري درسته؟
بله
چرا به داستي اينجا نميگي که چقدر براي پسرت ارزش قائلي
در فصل شادي
پسرم يک نا اميدي بي پايانه که من هرروز از تولدش پشيمونم
ديدي؟ - اون چيزاي خوبي -
که فکر ميکني رو نگفت، برد
داستي، داري مسخره بازي درمياري
منظورم اينه که، کي توسط تو تحت تأثير قرار نميگيره؟
بيخيال
!يا خود خدا
انگاري که از کوه جيبرالتار تراشيده شده
،اين قراره عجيب بنظر بياد داستي، ولي اون خيلي زيباست
من بدجوري ميخوام باهاش دوست بشم
No comments yet. Be the first to leave one.