The first 200 lines.
.یکی بود یکی نبود
.در سرزمینی به خصوص
یه دختر جوان زندگی میکرد
،که خیلی پر حرف بود .و معتاد به خیال بافی بود
..و این دختر جوان
.شیفته ی قلعه ای در بالای کوه ها بود
.چقدر قشنگه
.دختر جوان خیال بافی میکرد
اطلاعیه قیمت استراحت: 5000 یِن قیمت اقامت: 7000 یِن
یه روزی، منم به مراسم رقص توی قلعه میرم"
"!با یه پرنس جذاب
بابا؟
!مامان! مامان
"برای کار سختت ممنونم"
.اوه، خوش اومدی
!من اومدم! مامان !حدس بزن چی شده! حدس بزن چی شده
!همین الآن، من یه راز بزرگ رو فهمیدم - !بفرما، یکم تخم مرغ سرخ شده -
..به به
!چقد شیرینه
.واقعاً، جون، مگه کله گنجیشک خوردی
.یه ثانیه صبر کن
.الآن دارم غذای شب بابا رو درست میکنم
!آها! بابا همین الآن از قلعه بیرون اومد
قلعه؟ - !آره! همونی که روی کوه هاست -
!ببین، بابا یه پرنسه
..تو پرنسس نبودی، ولی
شما مراسم رقصو از دست دادید چون داشتید آشپزی میکردید؟
صبر کن، ممکنه شما یه ساحره باشید؟
!ولی شرط میبندم یکی از اون خوباش هستید
..ولی ساحره ها بیشتر
..جون
.دیگه نباید بگی
چرا؟
.نباید به هیچکس دربارش بگی
.دیگه هیچ وقت دربارش صحبت نکن
هیچ وقت؟
.خیله خب، این آخریشه
.لطفاً اینجا رو امضا کنید
.اوه، بله
..و به این ترتیب
پرنس شکم گنده
..توسط ساحره ی خوب، از خونه اش طرد شد
.و برخلاف خواسته اش، پیش پرنسس فرستاده شد
..بابا
دارید کجا میرید؟
.اممم، پس من میرم توی ماشین
.باشه. خیلی ازتون ممنونم
..هی
!اگه با مامان دعواتون شده، من کمک میکنم آشتی کنید
.. پس بابا، میتونی مثل همیشه اینجا بمونـ
.جون
.واقعاً خیلی پرچونه ای
اینا همش تقصیر توئه، نمیفهمی؟
.ممنون که منتظر موندید
.خب، من راهو نشون میدم
.باشه، ممنون
..یکی، پرنسِ من
.لطفاً همین الآن بیاد و منو نجات بده
.هی! من پرنسِ توئم
چرا تو یه تخم مرغی؟ چرا پرنس نیستی؟
ولی من یه پرنس ام! میبینی؟
اگه اینو قایم کنم.. دیدی؟
،پرنسِ من مثل تو همه جاش لزج نیست !و بوی گوز هم نمیده
!وای، خدای من، چقدر بی ادبی
.واقعاً خیلی پر حرفی
پر حرف؟ حتی یه تخم مرغ هم به من میگه پر حرف؟
،بخاطر اینکه اینقدر پر حرفی
.توی زندگیِ پیش روت، با آشفتگی و هیجان مواجه میشی
مثل اون پرحرف هایی که زنگ میزنن خونه .و میخوان محصولاتِ مزخرفشون رو بهت بندازن
انقدر پرحرفی که باید پاهاتو سیمان کرد .و پرتت کرد تو دریا
توی دریا؟
.آره. گوش کن
.اگه نمیخوای زندگیت اونجوری بشه، باید جلوی حرفاتو بگیری
جلوشونو بگیرم؟
.درسته
،اگه بتونی حرفات رو توی دریا غرق کنی
.هیچوقت اونایی که زنگ میزنن خونه جنس بفروشن، فریبت نمیدن
،میتونی یه پرنس واقعی رو ملاقات کنی !و میتونی به یه قلعه ی واقعی بری
واقعاً؟
ولی اگه نتونم حرف زدنو متوقف کنم چی؟
،در اون صورت، پرنس ات، قلعه ات .همشون دود میشن و میرن هوا
دود میشن و میرن هوا؟
.اونا واقعاً واقعاً دود میشن و میرن هوا
.زرده ی تخم مرغ .سفیده ی تخم مرغ
!مثل یه نیمروی آشفته درهم و برهم میشن
!امکان نداره
ولی من باید چیکار کنم؟ .. من نمیتونم جلوی حـ
.خیله خب
،برای اینکه از پر حرفی نجاتت بدم
.میخوام یه زیپ روی دهنت بذارم
"نا ریوس" "نامه ای که اشتباهی پست نشده است "
سرودِ قلب
یه تخم مرغ؟
!آهای، آقا پسر، آقا پسر
!جمعشون کن! جمعشون کن
کلمات؟
.آره. درست همینجا .ممنونم
!این خدای به خصوص، صحبت کردن رو دوست داره
.با تخم مرغ ها صحبت کن و اونا رو با همه جور کلمات پر کن
هر جور کلمه ای کار میکنه؟
!آره
،"مثلاً "من میخوام با یه خانم جذاب بخوابم !یا "من میخوام اون عوضی رو داغون کنم". هرچی
،بعد اونا رو اینجا آویزون میکنی .و این مثل یه پیشکش میشه
و اگه این کارو بکنی چی میشه؟
!خب، من فکر میکنم باید یه مزایایی داشته باشه
دری وری تا چه حد؟
!صبح به خیر - !صبح به خیر -
واسه کلاس آماده ای؟ - .هنوز نه -
"چی داخل تخم مرغه؟"
چجوری کارشو تموم کردی؟
!معلومه، با چماقم زدم در کونش
!این یونیفرم ها خیلی قشنگن
.ببینم
.آره، توازن رنگشون عالیه
..مثل این نمادِ اینجا
.اوه، آره، به نظرم یه نمادِ فوق العاده، همشونو به هم مربوط میکنه
!صبح به خیر، تاکو
دیر اومدی، نه؟
.یکی نگهم داشته بود - .هی، بد نیست
!ایواکی، سنگ تموم گذاشتی ها
جدی؟
!تاکو، صبح به خیر
خب! چطوره بشینید سرجاهاتون؟
..بذار ببینم
،مسئله ی حل نشده مون .شورای توسعه ی اجتماع
.دیگه زمانش تموم شده
!همین الآن انتخابشون میکنیم
اصلاً چرا باید اینکارو بکنیم؟
فقط یه کلاس توی هر مقطع تحصیلی لازمه...درسته؟
.میدونی من اینو وقتی کلاس اول بودیم انجام دادم
.بیخیال، بیخیال، چیزای کوچیک رو فراموش کنید
!هرکسی که انگیزه اش رو داره !توی پنج ثانیه ی بعدی خبر بده
!چقدر رو مخه - این کارا یعنی چی؟ - ..پنج، چهار، سه، دو -
..پنج، چهار، سه، دو -
!یک، صفر. خب، وقت تمومه
!همونجوری که فکرشو میکردم. در نتیجه
.من دیگه شورامون رو انتخاب کردم
..بذار ببینم
.ساکاگامی تاکومی
.ناروسه جون
.تاساکی دایکی
.نیتو ناتسوکی
،خب به هرحال
اعضای شورای دسترسی به اجتماع ساکاگامی تاکومی ناروسه جون تاساکی دایکی نیتو ناتسوکی
ناتسوکی، تو این کارو میکنی؟
نمیدونم. چه اتفاقی داره میفته؟
..همونطور که گفتش - .حتماً داری شوخی میکنی -
.شیماکچو شورای، دسترسیِ امسال رو خودش انتخاب کرد
.امکان نداره من این کارو بکنم
آهای، دال
نباید اینو به کسایی بدید که هیچ کار و زندگی ای ندارن؟
.خب، نه
،من یه معلمِ کاملاً بی نقص ام .پس اونجوری چاپلوسی نمیکنم
.از اون گذشته، زمان بین شما به طور مساوی تقسیم شده
..حتی کرم های خاکی.. حتی جیرجیرک ها - منظورتون چیه؟ -
فقط قبول کن.. باشه؟
.به هرحال دستوره
..ببینین
..منظورتون چیه که دستوره
..من
..نمیخوام
ناروسه صحبت کرد؟
!هی، پس میتونه صحبت کنه
..توی.. شورا.. باشم
هی، ناروسه؟
.یکم زیاده روی کردین - .طفلکی -
حالا چیکار کنیم؟
.هی.. ساکازاکی.. ساکازاکی
.من ساکاگامی ام
.شرمنده.. تقریباً همونو گفتم دیگه
.همینو نگفتی
.به هرحال.. بقیه اش رو میسپرم به تو
حرکت خیلی باحالی بود.. نه؟ - .آره -
DTM کلوپِ تحقیقات
!بس کن آیزاوا !داری از خانم مینت برای همیچین آهنگ جلفی استفاده میکنی
چی میگی؟
ایزسا/ری-ک/را بلو، کلاسیکه.. میدونی که
میخوای با مینا آئوئه دعوا کنی؟
_ آئو _ مگه نه تاکو؟ -
.به نظر کسل میای
.بهتر بود شورا رو میپیچوندی
.هیچکی این طرفا نمیاد.. فقط پیرمرد پیرزنای این اطراف
.یه جوری میگی انگار تو مشکل منو نداری
.مشکلی نداریم
،ولی این انتخابی که کرد
،بخاطر شور و عشقِ جوانیه .دردِ دوره ی جوانی
.اوهوم
،یه جوونِ بی احساس که همش سرش تو لاکِ خودشه
،یه بازیکنِ بیسبالِ عبوس با کلی رویا توی سرش .و یه دخترِ ساکت
.میدونی.. من تاحالا هیچوقت صدای ناروسه رو نشنیده بودم
و همینطور یه دخترِ روراست که .انگار همیشه یه مسئولیتی رو دوششه
،از نظر شخصیت .دقیقاً میشه شرق، غرب، شمال و جنوب
!!هوراااا
!تموم شد - !شوخی میکنی -
.میرم به شیماچو اعتراض کنم
!لعنتی - !حقت بود آیزاوا -
،راستی
.منم اولین بارم بود که صداش رو میشنیدم
.گرفت
.گرفت
No comments yet. Be the first to leave one.