The first 200 lines.
!ببینین! من میتونم پرواز کنم
!خوش به حالت، فیلو
.ولی اصلاً شبیه فیلولیال نیستی
.کلی از قدرت هجومیش رو هم از دست داده
رافتالیا اونهچان اون لباسها رو از کجا گرفتی؟
.یکی اینها رو بهم داد
لباس میکو؟
میکو؟
!بهت میاد
اون کیه؟
.یه شیکیگامی که برای پیدا کردن تو با موهای تو ساختم
...اسمش
!راف چانه
راف چان؟
.سه روز تا امواج مونده
در اصل من به عنوان یکی از چهار قهرمان اصلی احضار شدم
.تا پادشاه هیولاها، اژدهای امپراتور رو شکست بدم
.ولی نائوفومی به دلیل دیگهای احضار شده
،ما هردومون جزو چهار قهرمانیم
.ولی اون به دنیای دیگهای برای جنگیدن با امواج احضار شد
امواج چه شکلی هستن؟
من هم میتونم مثل اون بجنگم؟
چی شده، کریس؟
!کیزونا
!لعنت به اون دزد
!کازوکی ساما، حرکت نکن
!نمیذارم اینجوری تموم بشه
واقعاً که گند زدی، نه؟
.میری یه بدن برای آزمایشهای من پیدا کنی و اونها در میرن
.بدون اینکه به من بگی سعی کردی سلاح کاتانا رو برداری
.و بعد دختری که از دستت فرار کرد دزدیدتش
.پسر واقعاً که بهدرد نخوری
!کازوکی ساما، شما نباید حرکت کنین
!میکشمش
...فقط خفه شو و منتظر بمون
!کازوکی ساما! کازوکی ساما
.بهت گفتن حرکت نکنی، خنگ خدا
...کیو
با قهرمان اصلیای که از دنیای دیگه اومده و قهرمان کاتانا چیکار کنیم؟
همم. چیکار باید بکنیم؟
سلاح مقدس قایق، ها؟
.احتمالاً عوضیها با اون به سیکول برمیگردن
.باید بمیرن ولی من سرم با آزمایشهام شلوغه
.من میرم
.من هرکی سر راهت باشه رو از بین میبرم
فصل ۲
قیام
قهرمان
سپر
قسمت یازدهم کیزونا
...گلس... داری خفهم میکنی. ولم کن
!بالاخره... بالاخره پیدات کردم
!دیگه هرگز ولت نمیکنم
...نه، داری خفهم میکنی
.برات خوشحالم، گلس سان
.ممنونم
.ممنونم
.با کمک تو تونستیم کیزونا و گلس رو دوباره به هم برسونیم
.من فقط رفتم تا رافتالیا و فیلو رو پیدا کنم
.خوشحالم که تونستی کسانی که برات عزیز هستن رو پیدا کنی
.ممنون
!اوه، درسته
...نائوفومی یه چیزی بهم گفت
گفت شما سه نفر به دنیای اون رفتین؟
!بدجوری دلم میخواست بپرسم
اونجا چیکار میکردین؟
...امم، خب... ما
چی؟ چه فکر میکردین آخه؟
وقتی سروکلهی امواج پیدا شد رفتین تا بکشینشون؟
!اینجوری که شما میشین آدم بده
.کیزونا، انقدر از دست گلس عصبانی نباش
!از دست شما دوتا هم عصبانی هستم
.ببخشید
.عجبا
.ارباب جوان
.که اینطور
.شرمنده، کیزونا
!بعداً راجعبهش حرف میزنیم
!شما هم تعارف نکنین
!هی، در نرو
ارباب جوان؟
و چرا جوری رفتار میکنه اینجا مال خودشه؟
.لارک شاه جوان سیکوله
اون شاهه؟
.که اینطور. پس برای همین ارباب جوانه
!از دست تو هم عصبانیم، نائوفومی
چرا بهم نگفتی؟
.زمان درستی نبود
.و میدونستم اگه بگم این اتفاق میفته
شما چهتونه؟
،پس فکر میکردین اگه چهار قهرمان دنیای نائوفومی رو بکشین
میتونین دنیای ما رو از دست امواج نجات بدین؟
اصلاً همچین چیزی درسته؟
...خب
!حتی اگه درست هم باشه، این کار اشتباهه
!من یه راه دیگه پیدا میکنم
!حتماً باید راهی برای نجات هردو دنیا باشه
و اگه نبود چی؟
اگه راهی جز نابود کردن دنیای هم دیگه برای نجات دنیاهامون نباشه چی؟
...اگه اونجوری شد
!من باهات نمیجنگم
!نمیخوام باهات بجنگم
،هنوز نمیدونم چطور جلوش رو بگیرم
!ولی راهش رو پیدا میکنم
!و اگه پیداش نکردم، دوباره میگردم
تو هم کمکم میکنی؟
.در حنی که دنبالش میگردیم، حساب این یارو کیو رو هم میرسیم
!من میخوام کمکت کنم
...پس
.وقتی شکستش دایدم، به خونه برمیگردیم
.وقت زیادی نمونده
وقتی برگردم خونه، دوباره دنبال چیزهایی که میتونم .راجعبه امواج پیدا کنم میگردم
.ممنونم، نائوفومی
حقیقت رو میگی دیگه؟
واقعاً میتونی اون رو برگردونی؟
.آره، همین رو گفتم دیگه
.ببینین
!کازوکی ساما
!میخوام کسایی که این کار رو باهاش کردن زجر بکشن
!لطفاً، کیو
!بهمون قدرت بده
،اولش بهم دستور میدین
بعدش میاین ازم کمک میخواین؟
.واقعاً که عوضی هستین
.ولی خب... حداقل روحیهی خوبی دارین
،اگه قراره به مقر کیو بریم و دهنش رو سرویس کنیم
!به تجهیزات نیاز داریم
!خوشحالم همهچیز خوب پیش رفت، پسر جون
.آره، بعد از اینکه در رفتی و رفقات رو جا گذاشتی، اعلیحضرت
یا بهتره بگم ارباب جوان؟
کی بهت گفت؟
تریس؟
.آره
.ولی بههرحال خودم یه موقعی میفهمیدم
.به نظر خیلی محبوبی، ارباب جوان
!اینجوری صدام نکن
!خجالت میکشم
.پس تو هم پسر جون صدام نکن
!این دو تا کاملاً بحثشون جداست
دقیقاً چطور، ارباب جوان؟
!گفتم بس کن
رومینا، اینجایی؟
کیزونا؟ تمام این مدت کجا بودی؟
بعداً راجعبهش حرف میزنیم! فعلاً بهترین !تجهزیاتی که داری رو برام بیار
.از دست تو. سالها گذشته ولی هنوز عوض نشدی
.هی
همهی شما همراه اونین؟
...و
.یه خبرهایی شده، که اینطور
سلاح مقدس کاتانا؟
.این چیز خطرناکیه که به مغازهی من آوردین
.خب، بعداً بهت میگم چطور بدستش آورده
فعلاً به یه غلاف نیاز داره تا همینجوری دستش نگیره .توی خیابون راه بره
.خب، نمیشه همیجوری از قفسه براش انتخاب کرد
.باید مخصوص باشه
!و این هم همینطور
این تجهیزاتیه که نائوفومی و دوستهاش توی .دنیای خودشون ازش استفاده میکردن
میتونی کاریشون بکنی؟
اینها چیه؟
.خب بههرحال داستان بامزهای میشه .هرکاری بتونم میکنم
.ولی یه هفته وقت میبره
!باید یه شبه تموم بشه
!غیرممکنه
!خواهش! خواهش! خواهش
.عین دیدن تو آهنگر سانه
!درسته
چه خبر شده؟
...تو
!من یوموگی امارل هستم
!اومدم تا بهخاطر کیو شما رو بکشم
بهخاطر کیو؟
.درسته
اومدم تا عذاب الهی رو بر دارندگان .سلاحهای مقدس نازل کنم
!بزدلها
!چند نفر به یه نفر؟
!خودت به ما حمله کردی
این کیه؟
میشه برین بیرون شهر انجامش بدین؟
!انگلهای احمق
!ولی نمیتونم بذارم شکستم بدین
!بمیر
!من رفتم
!با آواز کمکتون میکنم
!ممنون فیلو چان
!من تنها اومدم
نباید تک به تک باهام بجنگین؟
!شاید راست بگی
!باهاش موافقت نکن
!ها؟ میدونستم
!کیزونا، برگرد عقب و از بقیه حمایت کن
!خیلی نامردی
!ولی مشکلی نیست
!اگه بتونم همهتون رو همینجا بکشم دردسرم کمتر میشه
!همینجا تمومش میکنم
!رافتالیا، چیزی که میخواد رو بهش بده
.چشم
!تیغهی آنی: مه
!شمشیر تندر
!اون شمشیر
!هنوز تموم نشده
No comments yet. Be the first to leave one.