The first 200 lines.
صبحتون بخیر بچه ها
این ... این بلندپروازانه به نظر میاد
این یه
دمنده است؟
ارو باش، من مواظبشم
این یه ماهیتابه ی داغه اره هست
و اینم پنکیکهای حتی داغتر
من یکم از مربای تیز ماولین رو توش ریختم
اونا هنوز اردوئن؟
بهترین حدسم اینه که
تا الان به هتل دریسکل رفتن
راستی استلا اونا ازم خواستن بهت بگم
که موفق باشی. و شیرینم؟
بازی لاردوت ... من
من بیشترین سعیم رو میکنم که به مسابقه ات برسم
اره اتاقت رو تمیز کن، هی اون دامن خیلی کوتاهه
اههه بابا
هی اگه نتونستی به مسابقه برسی
میتونم وقتی از لاردو برگشتیم
بهت نشونش بدم.
من با روبی ازش فیلم میگیرم روبی؟
همون روبی که بهت گفت
بپری وسط ماموریت مخفی من؟
اون بهم نگفت
خب بهرحال
ما قراره هفته ی بعد از مراسم رقص فیلمبرداری کنیم
اما ااهم دارم فکر میکنم که ازش بخوام من رو همراهی کنه
اره؟
فکر نمکنین اون جواب مثبت بده؟
فکر میکنم این سوال نکته انحرافی داره
میشه درباره یه چیز ساده تر صحبت کنیم؟
مثل کنترل سلاح؟
یا دادگاه بابا؟
خیلی بامزه بود، تو این مورد شانس نداری
به تعویق افتاده
که من باید چکش کنم
آگی ... مواظب باش
خیلی خب
استلا، شیرینم، تو عالی خواهی بود
باشه، همتون رو زود میبینم
خدایا، وقتی بهش پیام میدی لبخند عجیب میزنی
نه نمیزنم
خفه شو
سلام هی تری
چیه، دوباره به دستت اسیب زدی؟ نهه
خوبه که میبینمت مرد
منم همینطور اره
نه، فکرشم نکن بهم بگی
واقعا به دستت صدمه زدی؟
واقعا برای این کار خیلی پشتکار داری مرد
باشه، ببین چیزی نیست، من سر صبحونه سوزوندمش
اما ... راستی تو قرار نیست بچه های من رو
به لاردو ببری؛ مربی؟
اره اره من همین الان داشتم میرفتم
تو اومدی به میکی سر بزنی؟
اره ... حالش چطوره؟ نمیدونم
تو چه احساسی میداشتی اگر مامانت تو راه
انجام سنجش روانی روی پارتنرت بخاطر مسائل کنترل
خشمش دستگیر میشد؟
سلام میکی
عزیزم من دارم میرم
باشه خداحافظ عزیزم
هی من فقط اومدم که درباره مامانت بپپرسم
اره
ظاهرا توی سن انتونیو بازداشته
برای تصادف در حالت مستی و نشئگی و بعد فرار از محل
من باور نمیکنم
اون حتی چیزی نمینوشه
کل اخلاقش بر پایه ی مسئولیت پذیریه
که واقعا با تصادف کردن و فرار کردن نمیخونه اره
من باهات موافقم
اما اگه مجکوم شه، شرایط تو یکم اسونتر میشه
امیدوارم شوخی کرده باشی
واکر، من فقط
من هنوز .... گیجم
من باهات میام. به سن انتونیو
به نیروی کمکی نیاز ندارم نیروی کمکی نیست
ببین اگه من بیام، میتونیم این رو یه پرونده رسمی بکنیم
چون کسی از خانواده ی من رو شامل نمیشه
پس من چیم؟
فقط یه بیننده ی ساکت؟ میدونی چیه؟
ما تو راه برات یه عنوان خلاقانه
پیدا میکنیم
باشه، فقط توش کلمه ی دستیار نباشه
نه، نه، هرچقدر میخوای طولش بده واکر
همه چی اینجا توی دفتر ارومه
ازت ممنونم جیمز ... کاپیتان
خیلی خب
دروغ گفتن به برادرت کلر رلحتی نیست
اینو بهت میگم
میدونم
من به اون و برت دارم دروغ میگم
ولی الان چی میتونیم بگیم؟
اوه سلام، شاید کارلوس مندوزا همون
مجرم تو سری خوری که فکر میکردیم باشه، نیست؟
خب، هر دادستانی به اون یارو تو سری خور میگه
من فقط نمیفهمم چرا یه مرد بیگناه به دروغش درباره
کشتن امیلی ادامه میده
خب، واسه همینه اینجاییم مگه نه؟
از اونجایی که جری گم و گور شده
فیلمای پهپاد نشون میدادن شب قتل دو مایل فاصله داشته
بهرحال چیز زیادی نیست که جری بتونه بهمون بگه
بجز اینکه چرا از طریق بارش داشته به یه گالری هنر
پول میفرستاده
اگه نتونیم جری رو دنبال کنیم، میتونیم پول رو دنبال کنیم
_
کیفا تموم شد؟
اره تقریبا
بدون تشکر از تو
بفرما
کجایی؟ ما داریم راه میفتیم
هی خبری از اون دوستت نشد؟
نه
هی روبی، اینو نگاه کن
تو دوربین خفنو اوردی
اره
خب من داشتم فکر میکردم
برای مراسم رقصی که هفته بعد باید پوشش بدیم
اگه میشه
اوه سلام، زمانبندیت عالیه
این جدیدترین عضو گروه فیلمبرداریمونه
تاد، اگست داشت درباره
مراسم رقص هفته بعد حرف میزد
همونی که منو تو با هم داریم میریم روبز؟ اره
من فقط میخواستم بگم که
من میتونم تنها ازش فیلم بگیرم
که شما دو تا بتونین
با هم به رقص برین
آگی
میتونی به من بخاطر دوربینم کمک کنی؟
اره فکر کنم شکسته
فقط فکر کردم تو نمیخوای اونجا وایسی
وقتی روبز داشت اتفاق میفتاد
اوه اره، اون؟ نهه
خیلی از بچه ها با هم به عنوان دوست به رقص میرن پس
درسته
گوش کن، منم تو این موقعیت بودم
خیلی بده وقتی یه نفر حسش رو بهت میده
اما تو نمیتونی این حس رو برگردونی
خیلی خب دخترا، بیاید حرکت کنیم
این
پسر ابداره
همه ما تشنه ایم، نه؟
چه اتفاقی افتاد؟
ما تقریبا بدون تو راه افتاده بودیم
نگران شده بودی؟
باید بشم؟
دوک خانواده ما رو خراب کرد
اون دلیل مرگ مادرته
و ما قرار نیست اجازه بدیم این تلافی نشه
قراره؟
باید نگران بشم؟
معلومه که نه
بیا بریم
هی
هی چی گیرت اومد؟
فایل پرونده
ضمانت همین الان تایید شد، مامانم الاناس که بیاد بیرون
میدونی، من هنوزم نمیفهمم
چجوری این رو گردنش انداختن
مسئله نژادی، شاید؟
یه امریکایی مکزیکی که یه ماشین با کلاس میرونه؟
ببین، چیزی که میدونم اینه که اتحادیه ازادی های شهروندی امریکا
وقتی از این خبردار بشه، حسابی بهش میپردازه هی
مامان، خداروشکر
تو واسه من ضمانت اوردی؟
من به یکی زنگ زده بودم
تو نباید میومدی اینجا میکی
خیلی خب، من معذرت میخوام. به مامانم
تهمت یه جرم بی منطق رو زدن میکی بسه
ببین، من به چند نفر زنگ زدم، ما خبرنگارارو میکشیم وسط
همه چی بهت گفتم بس کنی
نه تماس، نه خبرنگار
من خودم به این رسیدگی میکنم
میکی
من اینکارو کردم
by Ranger & Mahi & Elina - - @TheCWWalker @Jared_Lovers -
پس همینه، هان؟
خونه ی بچگیات؟
صبر کن، صبر کن
...ما قرار نیست بریم داخل، واکر. ما فقط
ما فقط قراره کشیک بدیم
ببینیم کار عجیبی میکنه یا نه
از مامانت جاسوسی کنیم؟
ببین، میدونم چقدر دلت میخواد باور کنی
ادریانا بیگناهه، اما اون خودش گفت
اره، منم شنیدمش، اما باورش نمیکنم
توی محل جرم خون بود میکی
گزارش گفت که با مادرت یکی بوده
یه ازمایش دی ان ای ناقص بود
که هیچوقت توی دادگاه پذیرفته نمیشه
میدونی چی توی دادگاه پذیرفته میشه؟
اینکه ادریانا جرم رو قبول کنه. پرونده بسته میشه
ببین، اگه توی یه حادثه دخالت داشته
که خون به اندازه کافی جمع شده باشه
ما حداقل باید کبودی میدیدیم
شاید او شال گردنا بخاطر همینه
ببین، حتی اگه تو درست میگفتی ... که نمگی
هنوزم دستبندی که توی محل جرم
پیدا شد رو توضیح نمیده
No comments yet. Be the first to leave one.