The first 200 lines.
!صبر کن
!وو بين
.دوستت دارم، وو بين
.متأسفم
.من هنوزم دوستت دارم
.متأسفم
...پس چرا با اين مي توني
با من نه؟
.دارم بهت مي گم دوستت دارم
.بيشتر از صد بار بهت گفتم
چي کار مي کني؟ - .نمي ذارم اينجوري تموم شه -
.من ازت دست نمي کشم
.دوستت دارم، وو بين
!دوستت دارم
.حالا يه جفت گوش بامزه درست مي کنيم
.ولي اول بايد بفهميم عشقتون چي دوست داره
با خيار مي خواين گوش درست کنين يا با رونِ خوک؟
يا شايدم با تخم مرغ؟
.اين سوال خيلي مهميه
.خبر تازه] [.وو بين به جزيره ي ججو منتقل شده
.من حاضرم شبها و آخر هفته هم کار کنم
هر کاري باشه مي کنم .فقط منُ به جزيره ي ججو بفرستين
!ازتون استدعا مي کنم
اين ديگه چيه؟
!واي چمدونم
...پس داري مي گي
،بارون باعث تأخير پروازت شد تو هم از تاکسي جا موندي
چمدونت با يکي ديگه اشتباه شد موبايلم نداشتي؟
.خودمم باورم نميشه اين اتفاقا افتاده
راستي... ميدونين از کجا مي تونم چند تا لباس بخرم؟
،اولين بارمه ميام جزيره ي ججو .براي همين اينجاها رو نمي شناسم
.خانوم پارک سان وو
سر وقت بودنم جزو وظايف .يه کارمند وظيفه شناسه
فکر نمي کني حداقل بايد يه روز قبل از شروع کارت با پرواز ميومدي؟
هيچ مي دوني وقتي اينجا منتظر تشريف جنابعالي بودم چقدر از کارام عقب افتادم؟
تعطيلات نزديکه، و براي همين کلي درگيرِ
.رزرويشن مسافراي خارجي ام که ميان اينجا
براي من مهم نيست لباس بخري يا قرض کني
.فقط هر کاري مي کني زود باش
.::: کليه ي حقوق مادي و معنوي آثار تيم ترجمه متعلق :::. .::: مي باشد انتشار فايل هاي ترجمه بدون"Opus-Sub"به تيم ترجمه ي :::. .::: تگ هاي اختصاصي مجـــاز نــــمي باشــــد :::.
!وو بين
!وو بين
پارک سان وو؟
.اصلاً خبر نداشتم تو هم اينجايي
برات "دو شيارک" درست کرده بودم و .مي خواستم بيارم اداره ي سئولت و ببينمت
.بايد بهم مي گفتي
براي چي... براي چي اومدي اينجا؟
.نه، اونجوري که فکر مي کني نيست
.پارک سان وو
...اگه وقت اضافه واسه صحبت کردن داري
.اينُ بگير به تعداد افراد شرکت ازش کپي بگير
.باشه
تو کارمند جديدي؟
تعجب کردي؟
ديگه شمارش تعداد دفعاتي که .اعصابمُ به هم ريختي از دستم در رفته
.ولي امروز از همه شون بدتر بود
.پارک سان وو
.بسه ديگه
شده حتي يه بار به اين فکر کني که چقدر با رفتارات باعث شدي مثل احمقا جلوه کنم؟
.وو بين
.تو اينجا تو جزيره ي ججو هيچ کسيُ نمي شناسي
براي همين فکر کردم خوب ميشه اگه اينجا باشم و برات غذا بپزم و
.دوستت باشم
،من آشپز خيلي خوبيما .تازه خونه داريمم خيلي خوبه
.ترجيح مي دادم کسيُ نشناسم
.بهتر از اينه که تو اينجا باشي
.اَه
.خيلي بد شد
.وحشتناکه
آخه چرا اين اتفاقا براي من ميفته؟
...با اينکه روز خيلي نحسي بود
...ولي خواهش مي کنم
.کمک کن من و وو بين به هم برسيم
.کمک کن عشقي که بهش دارم ببينه
...عشقي که
.حتي با مرگ هم از بين نميره
!هي
!هي
...دارم مي گم .من همچي آدمي نيستم
.من منحرف نيستم
پس چرا لخت پريدي خونه اش؟ اينُ چطور توضيح مي دي؟
.نمي دونم اگه بهتون بگم درک مي کنيد يا نه
ولي رابطه ي ما جوريه که .نميشه از هم جدا شيم
ولي گمون نکنم اين دختر آدم .هنوز اينُ فهميده باشه
اين چي مي گه؟
.آجوشي، نبايد گول دروغاشُ بخورين
من اينُ تا حالا هيچوقت نديدم
.پارک سان وو
.متولد 20 م، مي 1990
"فارغ التحصيل دانشگاه "هانک کوک .و تک فرزند خانواده
تازه به عنوان کارمند قرارداديِ .تورِ "يي سوپ" استخدام شده
.و همين امروز رسيده جزيره ي ججو
ديدي؟
چطور بازم مي توني بگي نمي شناسمت؟
.اي واي
.همه اش درست بود
از کجا اينا رو مي دونستي؟
!حتماً... تعقيبم مي کرده
کي غير من ممکنه اينا رو درباره ات بدونه؟
.پارک سان وو
.جداً بيا دست از اين کارا بر داريم
درست نيست براي اين افسراي .گرفتار مزاحمت ايجاد کنيم
...آه... پس شما دو تا
.بذار اول هويتشُ بررسي کنم
اسم؟
.بله، اسمم چون سا نام* ـه
.فرشته ي مرد
.هويتش که تأييد شده
خانوم، دعواهاي عشقي عاشقي .بايد بين خودتون دوتا حل و فصل بشه
.نبايد اين چيزا رو به اداره ي پليس بکشونين
دعواي عشق و عاشقي؟
.ببخشيد مزاحمتون شديم
.ديگه باعث زحمتتون نمي شيم - .خيلي خب، باشه -
.بله، مي دونم
.آجوشي، بايد بيدار شي
.عجب دردسري
!واي، چه جيغ جيغو
.بهش نمياد انقدر جيغ جيغو باشه- .لطفاً باهام کاري نداشته باش -
من هيچ علاقه اي به نجات .يا گرفتن جون ادما ندارم
،هر چند الان دلم مي خواد ...دلم مي خواد
.مي تونستم بکشمت يا يه بلايي سرت بيارم
.ولي اگه اين کارُ بکنم، رو ترفيعم أثر ميذاره
پس بيا زودتر تمومش کنيم .بايد به کاراي ديگه ام برسم
آرزوت اين بود که به اين يارو که اسمش کيم وو بينه برسي؟
بله؟
الان... چي گفتي؟ - حالا حتماً بايد آرزوتُ صرف اون کني؟ -
اين جور آرزوها هيچ ضمانتي .نداره و خيلي هم زمان بره
نمي خواي آرزوتُ با يه آرزوي ديگه عوض کني؟
.خيلي خب باشه
بردن تو لاتاري چطوره؟
.مي تونم ترتيب برنده شدنت تو لاتاري رو بدم
...تو
کي هستي؟
من؟
.من فرشته ام
.فرشته ي شماره ي 2013
.حتماً خُل شدم
....::: ترجمه و زيرنويس از :::.... ....:: ( MonaMe ) مونــــــا ::....
حالا چي؟
حالا حرفمُ باور مي کني؟
واقعاً که، اين آدما هميشه دنبال يه مدرکين ...که بتونن با چشم ببينن
.هي
.هي
.تو
...پس داري مي گي که
اگه يکي تو روزي که از هميشه درمونده تره از صميم قلبش آرزو کنه
و تو خواب اين حرکتُ انجام بده
اون وقت فرشته ي نگهبانش مياد و آرزوشُ برآورده مي کنه؟
.آره، همينطوره
.بيست بار شد بهت گفتم
پارک سان وو، نه تنها خيلي جيغ جيغويي .مُختم تاب داره
هرچند از قبل مي دونستم
...از همون وقتي که امضاي مادر پدرتُ وقتي
.نمره ات 42 شد جعل کردي
...از کجا
مي دونستي؟
.گزارش رسميتُ تو آرشيو اسناد فرشته ها خوندم
هر دفعه که پرونده ات رو چک مي کردم .همينطور خنگ بودي
.جداً اصلاً از اين کار خوشم نمياد
پس... واقعاً فرشته اي؟
.حتماً اون بالهايي که ديشب ديدم توهم بوده
.آره، حتماً يه کلک شعبده بازي چيزي بوده لابد تو شعبده بازي، مگه نه؟
آره؟
.ديگه دارم ديوونه مي شم
.تو حتي... خراشم بر نداشتي
.معلومه که نه
تا وقتي مثل شما آدما دروغ نگم
.هيچي تو اين دنيا نمي تونه به من صدمه بزنه
.حتي خونم ازم نمياد
حالا چي فکر مي کني؟
حتي اون مغز نخوديت هم قبول کرده که من فرشته ام، مگه نه؟
...پس اگه يه بار ديگه اين سوالُ ازم بپرسي
.ديگه جدي جدي مي کشمت
.عجب روز خوبي
مگه فرشته ها هر کاري که بخوان نمي تونن بکنن؟
پس نميشه يه کاري کني کيم وو بين عاشقم بشه؟
اونقدرام آسون نيست، مي فهمي؟
تنها کاري که مي تونم بکنم اينه که کاري کنم .علاقه ي کيم وو بين به تو جوونه بزنه
با اينکه يه فرشته ام، ولي نمي تونم .احساسات آدما رو کنترل کنم
اوني که اون بالاست، قوانيني داره .که بهمون اجازه نميده اين کارُ بکنيم
خب پس چطوره منُ خوشگل ترين زن روي زمين بکني؟
.وو بين از زناي خوشگل خوشش مياد - آره؟ -
ولي يادته يکم پيش چي بهت گفتم؟ .فرشته ها نمي تونن دروغ بگن
.مخصوصاً دروغاي شيطاني مثل اين
...پس، چطوره
يه کاري کني ما دو تا تو يه جزيره ي متروک با هم تنها باشيم؟
اونجوري من تنها دختريم که مجبور ميشه .صبح تا شب نگاهش کنه
!نخير
يه فرشته نمي تونه آدما رو ...تو موقعيت خطرناک قرار بده
اونم فقط به خاطر خواسته هاي .طمع کارانه ي يه آدم ديگه
اگه اين کارُ بکنم و اون آخرسر ديوونه بشه و
خودشُ تو اقيانوس غرق کنه چي؟
.اون وقت يه راست مي رم جهنم
.خيلي از جهنم متنفرم .به هيچ وجه. محاله اين کارُ بکنم
پس چي کار مي خواي واسم بکني؟
.چهار ساله هر کاريُ که بگي امتحان کردم
.وو بين آدم سهل الوصولي نيست
...من
..مي خوام تو رو يه تحول اساسي بدم
.از فرق سر تا نوک پاهاتُ
No comments yet. Be the first to leave one.