The first 200 lines.
گرت، اشکالی نداره. فقط بگو چی شده.
خفه شو!
دنیس، دخالت نکن.
بقیهاش دست منه. میتونم بقیهشو بهش بدم.
بقیه چی رو به کی بدی؟
خودم حلش میکنم.
میتونی؟
اوف!
به من دست نزن!
دنیس!
آخ!
گرت
گرت
ماریتا
و بعد از بالا و پایین شدن تمام شب،
کاساندرا لی آخرین کرسی رو تو شورا به دست میاره.
آفرین خانم عضو شورا!
وو! لی با اختلاف رأی زیاد برنده شد!
این...
این فوقالعادهست.
و این به لطف همه شماست.
مخصوصاً مدیر کمپینت.
آره، آره، مخصوصاً مدیر کمپین و دوستم.
ممنونم، فیلیس.
و ممنون از همه کسایی که در خونهها رو زدن،
کسایی که تراکت پخش کردن، کسایی که خبر رو رسوندن.
و ممنون از تو، کارل،
فقط به خاطر اینکه منو باور کردی.
پس حالا من این اعتماد شما رو میگیرم و شروع به کار میکنم.
و تمام تلاشمو میکنم.
من کشتمش.
ماریتا.
من گرت رو کشتم.
وای خدا.
اوه خدای من. نمیدونم چیکار کنم.
من میدونم.
این فایدهای نداره.
آره، میشه. باید بشه.
نه، نه، خیلی تابلوئه.
مردم میفهمن من این کارو کردم،
شوهرمو کشتم.
نه، تو نکشتی.
چی؟
تو نکشتیش چون...
چون قاتلها کشتنش.
چی؟
گرت تا خرخره تو یه ماجرایی غرق بود.
دنیس، هر دومون اینو میدونیم.
کارهای مشکوک با آدمای خیلی مشکوک.
و وقتی آدمای مشکوک کشته میشن چی میشه؟
پلیس دنبال مجرمها میگرده.
گرت مجرم نبود.
چرا، بود!
باشه.
حالا بریم.
خیلی متاسفم، گرت.
وای خدای من.
هی.
خوب از پسش براومدی.
همه چیز خوب میشه.
باشه.
وای نه. چرا بیداری؟
داشتم برات سرویس اتاق میآوردم.
نباید اون همه شامپاین رو میخوردم.
اگه شبی بود که میشد روی میزها رقصید...
من روی میز رقصیدم؟
یادت نمیاد؟
عزیزم، خیلی جذاب بودی.
باشه. چرا اینقدر سرزندهای؟
هشتاد و شش رأی!
لی با اختلاف زیاد!
باورم نمیشه برنده شدم.
اومم.
با این اختلاف کم.
حداقل هیجانانگیز نگهش داشتم.
اوم.
اوه، چه خوب.
اومم.
جواب نمیدی؟
تلفن من نیست.
وایسا. چی؟
تلفن من اونجا چیکار میکنه؟
اوه، یادت نمیاد؟
روی پیشخوان آشپزخونه هم رقصیدم؟
یادمه.
اوه.
خدایا، کی داره زنگ میزنه؟
تقریباً هشت صبح یکشنبهست.
به دنیای عمومی خوش اومدی، خانم عضو شورا.
کاساندرا لی.
اوه. بفرمایید؟
صبح بخیر. شما گراوی هستی، درسته؟
خودمم، گراوی. افسر هری هستم، شیفت شب، آره.
و شما کی هستین؟
جکسون، لیلا.
اوه، آره.
از کار کردن باهاتون خوشحالم.
فقط چند هفتهست،
واسه همین هنوز با اسمها آشنا نشدم.
شب شلوغی بود؟
آخر هفته نسبتاً آروم بود
چند تا دعوا، چند مورد رانندگی تو مستی
یه مورد اخلالگری یه مست
یه پسره میگه رفیقش اومده خونش
مست و تهدیدآمیز. زنش و بچهش رو ترسونده
یونیفورمپوشها بررسی کردن؟
آره، اسم و آدرس رو گرفتن
ولی نتونستن اون آدم مست رو پیدا کنن
باشه. پیگیری میکنم
باشه
هی، گروهبان، قصد داری اول لباس بپوشی؟
آره، آره، به محض اینکه دوش بگیرم
اوهوم
امروز سر کار هستی؟
اِم، نه، به هیچ وجه. فقط دارم یه پرونده رو چک میکنم
باشه. پس بعداً. خداحافظ
گاروی
دختر جدید انگار سرحاله
دختر؟
اوه، ببخشید. گروهبان جدید
اوهوم
خب، رئیس باهاش تو مینیاپولیس کار کرده بود
پدرش در واقع یکی از مربیهاش بود
و اون فکر میکنه عالیه
خب، از همه بهتر، اینه که اون اینجاست
با ین که تو پورتلند دنبال کارآگاهیه
و کندریک تو لانگ بیچ
بقیه ما افتادیم به جون هم که شیفتها رو پر کنیم
درسته
راسته، گاروی
اوه
داره میاد، عمو فرد
تو مرد زیبا و خطرناک
اون برای صبحونه اسموتی خورده بود چون میدونست تو اینجایی
حواسم بهت هست، رفیق
بیا پیش بابا
سوفی، یه چیزی برات دارم
ممنون
یه بارم که شده پدر و مادرت رو برای خودت داری، هان؟
لیزا الان ۱۵ سالشه. ما رسماً ضایعیم
امم. فکر کنم اونور با دوستاش دیدمش
هیچکدوم از اون دوستا رو میشناسی؟
تو عمرم ندیدمشون
باشه پس
فردریک... مهسی' چو
میبینمت. میبینمت
پلیسه
جواب بده!
سلام
صبح بخیر. گرت واکر خونهست؟
گرت؟
نه، متاسفانه نه
چرا؟
گرت شوهرتونه، خانم؟
بله
ما شکایتی داشتیم
مردی به نام راج کوهلی گفت
گرت دیشب اومده خونش و باعث اخلال شده
خب، امم، گرت مشروبخوره
برای همین همیشه برنمیگرده خونه
احتمالاً حوالی ظهر پیداش بشه
ازش بخواین با من تماس بگیره
بله
البته
ممنون
آفرین
اونا همین الانم دنبالشن
چیزی رو عوض نمیکنه، باشه؟ پیداش میکنن
اونا فرضیات خودشون رو میسازن و تو هم خودتو بزن به نفهمی
وای خدای من، من شوهرمو کشتم!
و حقش بود
باشه؟
باشه
بعضی از اینا واقعا خوبن
آره. ولی یه کم شبیه کارت پستالن
مثلاً همش منظره دریا و غروب خورشید
خب، تقریباً جاییه که ما زندگی میکنیم، هال
اوه، کاساندرا
تبریک میگم
ممنون، دِوُن
اوه، اینا دلنشینن
ببین
دنبال الهامبخش میگردیم
پروژه عکاسی پایان ترم هالی
مشکل اینه که چیزی به اندازه کافی زشت پیدا نمیکنیم
زشت نه، فقط جالب
تصاویری از ساحل آفتابی
ولی میخوام یه جوری متفاوت باشن
خب، بیا کتابخونه
چند تا کتاب و مجموعه خاص دارم
همه اینا کار خودته؟
ترکیبی از این و اونه
مال خودم و چیزایی که طی سالها جمعآوری کردم
این تحسینبرانگیزه
اون یکی از مال مامانته
اون رو قبلاً ندیده بودم
عضو شورا
دقیقاً همون کسی که میخواستم ببینم. تبریک میگم
حالا به کمکت نیاز دارم
همسایهام یه خروس داره
No comments yet. Be the first to leave one.