The first 85 lines.
= قسمت دوم = ×زندگی ابدی بدون پیری پارت اول×
بعد از آخرین مبارزه، گورکنِ زخمی توی بــــازای هـای شهر لــی زین مخفی شُد
بــعد از اینکه دوبــاره قُـــواش ــو بدســــت آورد ژنــرالِ شایسته اش از شــنگ لونـگ جـیا برگشـت
اسم انسانیِ اون ژانگ منگ ــه
از طرفی، دنبالِ جسم انسانی دیگه ایی بود تا منبعِ قدرتش باشه
و از طرف دیگه همه هیولا های شهر لی زین ــو جمع کرد تـــا بر عــلیه نیــروهــای محـــافظ شـــورش راه بنــدازه
مــخفیانه جاسـوسی ـه لـی دی رو کرد و بـــعد اطلاعات لازم رو برای شروع حمله بدست آوُرد
شائو لونگ، این خوبه، نه؟- این یکی خوبه-
برو، برو- همونجا وایستا-
همونجا وایستا! وایستا ... برگرد
داری چیکار میکنی؟
وایستا!!!!! همونجا وایستا
!وایستا- !کمک-
گفتم وایسا! نشنیدی؟- !کمک-
!کُــمک- !وایستا ندو-
! وایستا!!!!! ندو- !کمک-
!همین الان وایستا - !کُمَک-
اونا میخواستن منو بُکُشن
حالت خوبه؟- آره خوبم-
میشه لباستو بهم قرض بدی؟
خیلی ممنون
زودباشین بخورین یه وقت دیرتون نشه
من تموم کردم
پدر تو جوونی هاش خیلی خوشتیپ بود
اون موقع دقیقا من تو رو حامله بودم
زمان مثله برق و باد میاد میره
ولی مامان هنوزم خیلی جوون به نظر میای. بعدا خواهر صدات میکنم
ای شیطون، اینقدر حرف بیخود نزن
الان میرم به اداره پلیس گزارش میدم
!مرد باید شجاع باشه دیگه. فایتینگ! فایتینگ
ما داریم میریم- خدافظ مامان-
مواظب خودتون باشین- باشه-
کیه؟ یعنی کی پشتِ دَره؟
!سون-سون-سون کانگ
مرکز پیشرفته تحقیقات علمی ؟ مطمئنی؟
میخوام یه پرونده بزرگ ــو حل کنم ــو از تفنگ استفاده کنم
بهتره پلیس بازی در نیاری، چون
اینجا مرکز تحقیقات دارویی ــه
از تکنولوژی های پیشرفته استفاده میکنن. یی دی گفت از اونجایی که یه کارمند تازه استخدامی هستی
اول از همه اینجا کمک میکنی. روش تحقیقات اولیه رو همینجا یاد می گیری
بیا بریم
پروفسور نان
این تازه وارده، سون شائو لونگ. دستیارت خواهد بود
اون تازه کارِ اهل کجاس؟
ترسیدی؟
پُلیس یه منطقه کوچیکه که دو روز پیش یه پرونده قتل ــو حل کرده
خوشتیپ ام که هست، چرا بر نمیگردی همون منطقه ات تو ایستگاه ــت بشینی؟
من شرلوک هلمز شرق ام. چرا باید بترسم؟
الان چه کاری از دستم بر میاد؟؟
کمک کن این پا رو بزارم تو انبار سردخونه
زودباش! زودباش- زودباش! اینقدر وقتُ تَلف نکن-
زودباش- این کفاشیی که بهم دادی خیلی خیلی آزار دهنده ان-
لطفا موهامو درست کن
عجله کن واسه برنامه آماده شو- اوه، من خیلی خسته ــم-
دوی دو، زودباش لباستو بپوش، بعدش برو رو صحنه- باشه گرفتم-
...امروز به نظرم خوش شانسی رو شاخمه
خُب، جهتِ اطلاعتون شو تونگ امروز اخراج شد
خواهر وو... اوه نه نه نه
خواهر وو، تو رو خدا یه فرصت دیگه بهش بده ــو برش گردون
فکر میکنی این کارت رو من تاثیر میزاره؟
دستورِ رئیسه
اون هرزه... از اسم رئیس استفاده میکنه تا هر غلطی دلش میخواد بکنه
شائو لونگ و شیان شیان دیگه خیلی بزرگ شدن
چرا فقط باید زمانی که شیانگ شیانگ ــو باردار بودی یادم باشه؟
تو... واقعا 10 سال پیش نَمُردی؟
اون موقع تو... فقط 40 سالت بود
الان من جلو چشات ایستادم
پس، من کی ام؟
!همه جارو بگردین
خُب؟
!اونجان! برین دنبالشون
سگِ زمینی، پایِ خوکمو بده
بشین بینیم بابا! ببین دارم بهت هشدار میدما
من یه گرگم، فهمیدی؟
سگ زمینی! سگ زمینی! تو سگ زمینی هستی
پای خوکی که یین بهم داد رو دزدیدی، میخوام سُرخِت کنم
!ببین بچه جون، اینطوری با بزرگ تر حرف نمیزننــا
لی دی ، آروم باش اون هنوز بچه ـس
بچه ـس؟ مسخره میکنی! هر دو تون 300 سالتونِ اونوقت هنوزم میگی اون بچه اس؟
رشد بی فانگ کُنده ، رفتارش درست مثلِ بچه هاس
من پسرِ یینگ ــم، چیه، نمیتونی بفهمی؟
بچه خوب باش، سگ زمینی رو اذیت نکن
این همون غذایِ چینی ـیی هس که میگفتی؟
ترجیح میدم برم چند تا دختر ــو ببینم
!منو میزنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.