5 Fingers

5 Fingers

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

5 Fingers 1952 480p DVDRipfarsi
A Commentary by mahan53

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
480p
480
Published on: 2024-04-29
Downloads: 48
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

در 18 اکتبر 1950

یکی از اعضای مجلس انگلستان

سوالی را با وزیر امور خارجه مطرح کردند

این کتاب بنظر میرسد که روایت واقعی از یک جاسوسی

نوشته شده توسط یک وابسته نظامی پیشین آلمانی باشد

شگفت انگیزترین جزییات یک پرونده را فاش میکند

که در سفارت کبرای انگلیس در ترکیه در سال 1944 اتفاق افتاد

و بدین وسیله صدها موارد فوق محرمانه

شامل برنامه های حملات

به نورماندی سرقت رفته و به آلمانها منتقل گردید

آیا تحقیقی در مورد این اتهامات فوق العاده صورت گرفت؟

آیا تمهیداتی برای جلوگیری از هرگونه رخدادی

در مورد چنین شکست امنیتی در آینده پیش بینی شده است؟

با اینحال باید متاسفانه اعتراف کرد

داستانی که عضو محترم مجلس به آن اشاره میکند واقعیت دارد

این یک داستان واقعیست. تمامی صحنه های بیرونی در این فیلم در مکانهای مرتباط با داستان فبلمبرداری شده اند

تهیه، تنظیم و ترجمه زیرنویس ماهان ح

بطور دقیق داستان ما در تاریخ چهارم مارس سال 1944 شروع شد

در آن روز جنگی طاقت فرسا

بطرز وحشیانه ای در میدان نبرد جنگ دوم جهانی در جریان بود

اما خورشید به آرامی به ترکیه بی طرف میتابید

در همان روز عصر در تاریخ 4 مارس 1944

یک وزیر ترک وظیفه پذیرایی از هیاتی سیاسی را بعهده داشت

محل آن در آنکارا پایتخت ترکیه بی طرف بود

اگر عالیجناب عذر من رو بپذیرند من بطور ناگهانی سردرد شدیدی پیدا کردم

منم یه مدته که سردرد دارم

شاید بخاطر اینه که زیاد سرپا ایستادیم

مال گوش دادن زیاده واگنر حال من رو خراب میکنه

آقای فون پاپن امیدوارم که کشور شما قدر شما رو بدونه

شما تنها آلمانی غیرقابل پیش بینی هستید که من تابحال ملاقات کرده ام

یادم نمیاد که چه زمانی یه خانومی به زیبایی شما

با این غذاخوردن دلچسب دیده ام

لطفا یه کم سالاد بریزید

هیچکس بیشتر از من برای غذای ترکی ارزش قائل نیست

با اینحال چشم انداز صرف غذا از بوفه در یک پذیرایی دیپلماتیک

در حقیقت تعداد وعده های شامی که این روزها من خورده ام

برابر تعداد مهمانی هاییه که شانسش رو داشتم که به اون دعوت شم

شامپاین؟ من آبجو دارم ممنون

من همیشه تعجب میکنم کنتس که چرا شما ورشو رو ترک کردید؟

بمباران میشدیم و فکر میکردم من زیر بمبها هستم

پس چرا اومدید اینجا؟ شما و شوهر قبلیتون

مدت طولانی در انگلستان زندگی کردید، دوستان زیادی داشتید

نه بمباران شدن در لندن

و نه بمباران شدن در ورشو هیچکدوم برای من جذاب نبودند

ولی میتونستین به کشور خودتون برگردید، فرانسه

بعنوان بیوه فقیر یک کنت لهستانی طرفدار آلمان؟

این کار یه جراتی میخواد که من ندارمش

شما میتونستید روی حمایت ما حساب کنید

متوجه هستم که شما در حال حاضر از کشور من

و تمام داراییهای من در لهستان حمایت میکنید

کی اونها رو در دست داره؟

فیلدمارشال گورینگ (فرمانده نیروی هوایی آلمان) فکر میکنم

پس بالاخره گرفت

خیلی از دوستان آلمانیمون رو قبل از جنگ

برای شکار گراز دعوت میکردیم

من هرگز گورینگ رو دعوت نکردم

من نمیتونستم تحمل کنم که اون گراز رو بکشه

بنظر میومد برادر علیه برادر هستش

نوش جان خانوم، امیدوارم مثل همیشه از غذا لذت برده باشید

آقای فون پاپن بله

آقای فون پاپن من نیاز به پول دارم

میدونم که شما دوران سختی رو میگذرونین

لطفا برای یه لحظه هم که شده سیاسی نباشید، شما میتونین به من کمک کنید

هیچ چیز بیشتر از این نمیتونه منو راضی کنه، اگه کمکی از دستم بربیاد

میخوام چیزی که به متعلق هست به من برگرده

متاسفانه این یک جنگه بعد از جنگ چی؟

میتونم به شما اطمینان کامل بدم

ولی در این زمان من میتونم در خدمت شما باشم، در خدمت آلمان

اگه بتونم ارزش خودم رو ثابت کنم بعد از اون آسونتر میشه

چطور میخواید این رو ثابت کنید؟

به من چیزی برای زندگی در اینجا یعنی آنکارا رو قرض بدید

من رو پیش ببرید، من میتونم بیشتر از اون ارزش رو برای شما داشته باشم

شما از بین همه انسانها باید بهتر بدونید که سرمایه دانش

یک مهماندار باهوش چقدر زیاد هست کنتس استاویسکا

دارید به دولت آلمان پیشنهاد میدید که بعنوان یه جاسوس بهش خدمت کنید؟

من دارم پیشنهاد میکنم که بتونم مستغلات خودم رو بدست بیارم

این یه تجارت کثیف و بی ارزشه

کثیف هست ولی بی ارزش نیست

از نظر مالی شاید اینطور باشه

چه نظر دیگه ای میتونه مطرح باشه؟

منو ببخشید متاسفانه کاملا غیرممکنه

پس من باید چی کار کنم؟

با دوستانتون تماس بگیرید

من دوستی که میخوام رو ندارم

و اونهایی که میخوان دوست باشند واضحا قادر به پرداخت اون نیستند

منو ببخشید بله

عالیجناب، سفیر انگلیس همین الان وارد شدند

به این زودی؟

شاید بتونیم در مهمونی بعدی طولانیتر صحبت کنیم خانوم

و نوبت من هستش که برای نیمه آخر عصر خدمت برسم

یک چیز درباره بی طرف بودن اینه که من میتونم زود بیام و تا دیروقت بمونم

و شاید صحبتهامون رو با سفیر انگلیس ادامه بدیم؟

آقای مویزیش جوری به من نگاه نکن که انگار تو منبع درآمدی

به غیر از حقوقت رو داری

عالیجناب بله

کنتس استاویسکا اون چی شده؟

براساس چیزی که به من گفت

برای من دلیلی شد که باور کنم که واقعا نیازمند پول هستش

تو هم همینطور مویزیش؟

باور کنین که این من نبودم که بهش نزدیک شدم عالیجناب

بااینحال برای من پیش اومد که نه

اون دوستان زیادی داره و به منابع زیادی دسترسی داره

قطعا نداره، شب بخیر مویزیش شب بخیر عالیجناب

صدات رو بلند نکن، منو ببر توی دفترت چی میخوای؟

بیا از جلوی نور دور شیم منو ببر به دفترت

احمق نباش مویزیش

این شانس تمام زندگی توئه

همین الان انتخابش کن

میتونی مورد غبطه سرویس خارجی آلمان باشی

یا تمام عمر یه پیشخدمت سیاسی باشی

از این حرفها گذشته من اگه دزد بودم چی میشد؟ چی رو از تو میدزدیدم؟

اول از همه بهت هشدار میدم یه کلمه از حرفهای من رو

به هیچکس بجز رییست نمیگی

زندگی من وابسته به میزان احتیاط تو هستش

بر اساس مسئولیتی که دارم انتخاب من قبول نکردن حرفته

تو انتخابی نداری زندگی تو هم وابسته به این موضوعه

پیشنهادت رو بگو خیلی خوب

مدارک خاصی از بریتانیا بعنوان فوق محرمانه

در اختیار من قرار داره

مدارک نظامی و سیاسی که برای دولت تو خیلی ارزشمنده

من آماده فروش این مدارک هستم

قیمتش 20 هزار پونده، پوند استرلینگ انگلیس

بیست هزار پوند، تو کی هستی؟

مشخصه که من یه جاسوسم

و شغل تو جاسوسی هستش؟

نه دقیقا

اما من خیلی از زندگیم رو برای آماده کردن یه همچین روزی صرف کردم

بر اساس اطلاعات من به هیچ جاسوسی 20 هزار پوند بخاطر اطلاعاتش پرداخت نشده

هیچ جاسوسی چیزی که من برای فروش دارم رو در تاریخ نداشته

علاوه بر این جاسوسان واضحا تجار فقیری هستند

آنها میهن پرستان و لیبرالهای ناامید و یا قربانی باج گیری هستند

که درگیری عاطفی آنها باعث تضعیف

چانه زدن در اونها میشه و تصمیم گیری در مورد جنبه تجاری کار رو ازشون میگیره

میشه برای من بگید برای دولت آلمان چه جنبه تجاریی داره

که 20 هزار پوند رو به یه آماتور نامعلوم بده

اونم برای مدارکی که میگید محرمانه هستند؟

نه من میگم و نه محرمانه هستند

محرمانه ترین یا بعبارتی فوق محرمانه هستند

مطمئنم که همینطوره

من در حال حاضر کارهای جدی تری دارم که باید انجامشون بدم

از خدمتکارم میخوام که راه خروج رو بهتون نشون بده

مویزیش

ظاهرا من باید برای هردومون تصمیم بگیرم

به فون پاپن در مورد پیشنهاد من اطلاع بده اونم که طبیعتا برلین رو در جریان میذاره

من بهت 3 روز وقت میدم تا به پیشنهادم فکر کنی

روز 7 مارس ساعت 3 بعداز ظهر

من بهت زنگ میزنم و ازت میپرسم که آیا نامه ای برای من بدستت رسیده یا نه

من با اسم پیر بهت زنگ میزنم

اگه جوابت منفی باشه من رو دیگه هیچوقت نخواهی دید

و اگه جوابت مثبت بود معنیش اینه که پیشنهادم رو پذیرفته ای

ولی من باید اطلاعات بیشتری داشته باشم

اگر قبول کنی من ساعت 10 شب همون روز برمیگردم

بعدش دو حلقه فیلم از من بدستت میرسه که داخلش عکس اون مدارک هست

من از تو جمعا 20 هزار پوند رو

بصورت اسکناسهای کوچک انگلیسی دریافت میکنم

اگه اولین محموله من رو تایید کردی

میتونی بیشتر از اون هم داشته باشی

برای هر حلقه فیلم بعدی مبلغ 15 هزار پوند خواهد بود

همه چیز مشخصه؟ نه هیچی مشخص نیست

مدارک چی هستند؟ داخل اونها چی هست؟

فکر نمیکردم که باید نمونه ای رو همراه خودم بیارم ولی برای نمونه بگم که

انگلیسیها با ترکها در حین مذاکره هستند

تا اونها رو وارد جنگ کنند این موضوع حدس و گمان محضه

من صورتجلسه صحبتهای محرمانه اونها رو دارم. آقای فون پاپن توجهش جلب خواهد شد

و همینطور هم خواهد ترسید دیگه چی؟

آخرین جدول زمانی بمباران اهداف موجود در منطقه بالکان توسط متفقین

اینکه کجا، چه زمانی و توسط چه کسی و با چند فروند هواپیما اینکار صورت میگیره

زمان برگزاری کنفرانس تهران دیگه چی؟

اینقدر طمع نکن مویزیش، با 20 هزار پوند انتظار چی داری؟

چطوری یه همچین اطلاعاتی رو بدست آوردی؟

نه این موضوع به تو مربوط میشه و نه اینکه هویت من هستش

و لطفا من رو تعقیب نکنین

شما آقایون استعدادی برای این کار ندارید

شما مدام از کسانی که تعقیب میکنین جلو می افتید

سرنوشت امشب دستش رو بسوی تو دراز کرده

بگیرش و نگهش دار شب بخیر مویزیش

سفارت بریتانیا، آنکارا، ترکیه قرار ملاقاتهای عالیجناب در تاریخ 6 مارس 1944

ساعت 10 صبح سر راجر هامیلتون، ساعت 10 و 45 بیگ محمود نورالدین، ساعت 11 و 15 جلسه پرسنل سفارت، ساعت 11 و 45 موسیو لابو

عصر بخیر دیلو آیا مهمانی دلپذیری بود قربان؟

مهمانیهای سیاسی هیچوقت دلپذیر نیستند

ضروری یا غیرضروری موفقیت آمیز یا غیرموفقیت آمیز

یا غیر متعهد

چهره ها ممکنه دلپذیر باشند

اما انگیزه ها هرگز اجازه بدید کمکتون کنم قربان

صحبت از چهره های دلپذیر شد

آیا تو در خدمت کنتس استاویسکا نبودی؟

من پیشخدمت شوهر قبلیشون بودم

زمانی که او وابسته سفارت لهستان بود

اون هم امشب توی مهمونی بود

سالها بود که ندیده بودمش

حالش خوبه قربان؟ مثل همیشه جذاب

اما حالش خوب نبود

بنظر میاد نازیها تمام داراییهاشو مصادره کرده اند

از شنیدنش متاسفم، اون بانوی ثروتمندی بود

داشت ثروت براش میومد خوب هم ازش استفاده کرد

یک میزبان سخاوتمند و عالی هستش کنتس استاویسکا

بله قربان بیشتر از هرکسی که تاحالا شناختم

اون نماد دنیایی بود که در اون زندگی میکرد و اونو دوستش داشت

دنیایی از زیبایی بینهایت، تجمل و لذت

روزهای دلپذیری بودند قربان

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left