The first 178 lines.
ببخشید که مزاحم زنگ تفریحتون شدم--
در ساعت دوازده و پنجاه دقیقه امروز
هی،عکس های اردومون رو برام بفرست--
یه عکس از قیافه شخمیت گرفتمه--
چرت و پرت نگو--
هیچ کس از اتفاقات اون روز چیزی یادش نمیاد
تو تبدیل میشی،درسته؟
منظورش از این حرف چی بود؟
ممکنه که حافظه شینجو هم مثل ما دست بعد از حمله کایجی ها دست نخورده باقی میمونه؟
..حالا کنجکاو شدم
...دوست دارم بدونم که اتسومی چه نظری داره،ولی
..امروز برای کار های مراسم یادبود به مدرسه نمیاد
..و خیلی هم مطمئن نیستم که از ریکا بپرسم
امروز باید به باشگاه بری،درسته؟
اره،یه جلسه داریم و باید تمرین کنیم
چونکه کمپ تمرینی به زودی شروع میشه
میبیمت
باشگاه چایی خوری هم کمپ تمیرینی داره؟
هسس،تو جایی نمیری؟
کار دارم که باید انجام بدم
در حقیقت،تموم این صفحه ها رو میگم
ها؟ هنوز تمومش نکردیه؟
..توی زمان کم مدرسه نمیتونم همشو بخونم
تا موقعه ای که تمومش کنم منتظرم میمونی،درسته؟
!خوش بگذره
!سگ توش
!میبینمت
..اهه
شت توش،هیچ وقت نمیتونم تمومش کنم
..مدرسه شخمی منو مجبور میکنه همه این کارا بکنم
..اهه
چی میخوای؟
هدف تولد من اینه که گیریدمن رو از بین ببرم
به همین خاطره که منتظر فرمان شما هستم تا اون رو از بین ببرم
..نه،من که دستوری ندارم
اوه،درسته.وایسا یه لحظه
این یوتا هیبیکی هستش
پیداش کن و بکشش
رد میکنم.فکر کنم که بهتون گفتم
تنها دشمن من گیریدمن هستش
نه،فقط گوش بده.این بچه گیریدمن هستش
اه؟
قشنگ نگاه کن.این گیریدمن هستش
چی گفتی؟
فهمیدی؟
ممکنه نا عادلانه باشه،ولی میتونی پیداش کنی و بکشیش
اگه این بچه بمیره گیریدمن دیگه سر و کلش پیدا نمیشه
موفق بشو،و بعدش من تو رو به یه وعده دیگه دعوت میکنم
فهمیده شد
واقعا...فهمید؟
ولی مگه اون پول نمیخواد؟
!اره،و دقیقا من همین رو بهشون گفتم
!این کار فقط جیبشون رو سبک تر میکنه
هی،مادر
ها؟
مگه مکس و بقیه بچه اینو نخریده بودن؟
اره
اوه,ولی اونا ازم التماس کردن که ازشون دوباره بخرمشون
یعنی چی؟
به نظر من که همشون ورشکسته به نظر میان
درسته؟ این بسکویت ها واقعا خوشمزن
کجا میتونه باشه؟
!خوش اومدید!مغازه خودتونه
وقتی سوار پله برقی میشین ..لطفا نکات ایمنی را رعایت کنین
و در خط زرد وایسید...
ها؟ کیه؟
اینجا بودی؟
اره،سلام
من امروز سر پستم
منظورت چیه،امروز؟
تو همیشه همین جایی
..اه
اصلا باید همون موقعه که شانسش رو داشتم با ریکا صجبت میکردم
...شت
هی
ها؟
بالاخره همو دیدیم
کی؟
احساس میکنم...که این بچه رو یه جایی دیدمه
اه؟
تو کسی هستی که قبلا دیدمه؟
اره،مگه شابهت رو نمیبینی؟
به کی؟
فرامش کردی؟
ببخشید،من فراموشی گرفتمه
اسمت چیه؟
...اسم؟ من یه کایجی هستم
کایجی؟
...نه،حرفات اصلا معتی ای نمیده
درسته
من یه نوع کایجی هستم
..بو میده
هی،بیا بریم سر قرار،عزیزم
وجدانن؟
"پارک کامسان"
ها؟
.اوم
مدتی گذشته
اون روزی که بارونی بود همو دیدم،درسته؟
منو برای چیزی نیاز داری؟
..اه؟ نه
گرسنته؟
"لطفا" "محترمانه ازتون خواهشمندیم به حیوونا غذا ندین،پدر سگا"
تو بچه راهنمایی ای هستی؟
من ریکام
اسمت چیه؟
انتی
انتی؟
همم؟
بیا
..بو میده
هی،تو به اندازه کافی حموم میری؟
حموم؟
اره،حموم
حموم دیگه چیه؟
شوخی میکنی؟
از این ور،از این ور
..همم
باشه؟
اگه مادرم بفهمه توی دردسر میفتم ،پس ساکت باش
ممم
ریکا؟
..اوم
خونه هستم؟
زود اومدی
بیرون..خیلی گرم بود
داری میری؟
اره
میرم به مدرسه برادرت گفت که چیزی فراموش کرده
پس..مغازه چی؟
اوه،نگران نباش اقا خوشتیپه میتونه از پسش بر بیاد
ببخشید؟ کیبرد های دیگه ای هم دارین؟
..اوه
اگه اونجا نباسه،پس نه
اوه،پس خیالم راحته
پس برم دیگه
!بعدا میبینمت
..نزدیک بود
دیگه مشکلی نیست،بزن بریم
"سفینه فضایی"
اتسومی،درسته؟
!شی-شینجو؟
قضیه این لباس چیه؟
...من توی یه مراسم یاد بود بودم به همین علت
چی میخونی؟
...اه؟ خوب،این
"سفینه فضایی"
سفینه فضایی،درسته؟
..اوه،فقط یه هویی شد اینو
همم؟
اوه،پادشاه قرمز
اه؟
باید اینو بگم،پادشاه قرمز مدل سه بهتر همست
!اه؟
شینجو...شکا کایجی رو دوست دارید؟
اه؟ معلومه که دارم
!اصلا راه نداره
اره،چون خیلی باحالن
این قضیه خیلی نادره..مخصوصا برای دختری مثل شما
اینکه پسرا هم کایجی رو دوست داشته باشن هم یه قضیه نادره ،مگه نه؟
..درسته
یه چیز در مورد پادشاه قرمز ...اینه که اصلا قرمز نیست
یه یاروی قرمز بود.داخل اون ارک پاور که منتشر شد
..شوخی میکنی
ای اکس قرمز یه شخصیت اشغال بود،من که اینطور فکر میکنم-- ...اوه؟ یه رشد غیر قابل انتظار--
انتی،تو همون جور که باید بری مدرسه،مدرسه میری؟
مدرسه؟
..اوه
...به نظر میاد که وضعیتت پیچیدست
پس چیکار میکنی؟
..هر کاری
..یه انسان
هممم؟
دنبال یه نفر میگردم
گشتن دنبال یه نفر؟
ولی،نمیدونم که اونا دقیقا کجا هستن
..یوتا هیبی-- اومدم برای شامپو زدن--
بیا،تموم شد
No comments yet. Be the first to leave one.