The first 200 lines.
واقعاً که، چطور جرأت میکنن دزدکی وارد جنگل ما بشن؟
!دزدهای پاپتی
منظورت از دزد پاپتی چیه؟
.ترکیبی از یه دزد و یه آدم ضعیف
بینم آکوآ، ترتیبشون رو دادی؟
.هنوز زندهن
،البته اگه دستشون به نیلوفرهای سرخ خورده بود .بهشون رحم نمیکردم
!ایگزتولی
!ایگ...؟
اریس، جدیداً از کلمات .عجیبوغریبی استفاده میکنی
.خب... اتفاقی نیوفتاد
بخور یا خورده شو شب نهم
به نظر میاد جادوی بیاثر کردن وضعیت .روت اثری نداره
این نشون میده که نیروی جادویی ارباب جوان .تا چه حد عظیمه
!ارباب جوان
!همه چیز آماده است
!ارباب جوان
اِه... ممنون که برای تأسیس شرکتم .توی دنیای بیرون برام جشن گرفتید
واسه همچین مواقعی تو بهتری مگه نه، توموئه؟
خب همگی دوست دارن .صدای شما رو بشنون، ارباب جوان
.ارباب جوان، از این بنوشید
.ممنونم، بخشی از توموئه
!چی شد؟
نه، خب... از اونجایی که من و ...بخشی که ازم جدا شده با هم در ارتباطیم
...وقتی سرش رو ناز کردی، منم
...منم
...اِه
ارباب جوان، این یه نوع خوراکیه !که توی سیگه پیدا کردم
.اوه! چه بوی خوبی میده
الان بهترین فرصت نیست غذا بذارم تو دهنش؟
.اوه، چه مزۀ قوی و خوشمزهای داره
.این وحشی بازیهاشم خیلی فوقالعاده است
.آه! ببخشید
.رفتارم خیلی بد بود
.بیا بریم، میو
یه امروز رو بذار ارباب جوان .مال اهالی سرزمین میانبعدی باشه
...و... ولی
.خیلی وقت میشه همدیگه رو ندیدیه بودیم
.من آکینای آلکه هستم
الان دیگه یاد گرفتم .به خوبی تغییر شکلم رو حفظ کنم
!اوه! کاملاً شبیه انسانها شدی
میخواید گزارش بررسیمون از جنگل تیناراک رو ببینید؟
آره، آمبروسیا رو پیدا کردید؟
بله، در این گزارش .مختصات مکان گل و جزئیاتش نوشته شده
تو این فکر بودیم که یکی با خودمون بیاریم
ولی به نظر میاد یه گونۀ خاص .داره از جنگل محافظت میکنه
.عیبی نداره
با بیدقتی از اونا چیدن .ممکنه باعث دردسر بشه
راستی، آلکهها با زندگی تو سرزمین میانبعدی کنار اومدن؟
.بله، به لطف شما
.هارونا از مبارزه با سلاحش لذت میبره
گاهی وقتها هم .توی تمرینات شرکت میکنه
میناتو هم درحال تحقیق روی موضوعاتی .مثل آهنگری و کیمیاگریه
هوکتو خودش رو .مشغول کارهای ساختمانی کرده
.و الان داره به اورکها کمک میکنه
منم اغلب اوقات .میو ساما رو همراهی میکنم
وقتی برای جستوجوی گل به دنیای بیرون رفته بودیم .از چندتا غرفۀ غذا هم دیدن کردیم
پس میو اینجوری اون خوراکیها رو پیدا کرد، ها؟
.و اینا همگی به لطف شما بوده
.پس من دیگه مرخص میشم
!ارباب جوان
!اوه! همونی که توی مبارزۀ انتخابی شرکت کرد
.من لیدی هستم
بعد از اون مبارزه در تمرینات مشترک .تکنیک جدیدی رو بدست آوردم
.و چند روز پیش آگارس رو شکست دادم
پس تمرینات مشترک جواب داده، ها؟
.بله
این اواخر درحال آماده سازی خودم .برای رتبهبندی در سرزمین میانبعدی هستم
و درحال حاضر .مشغول تمرینات غیرمسلح شدم
اسمش یه جورایی ...به تمرینات بدنسازیه میخوره
...نکنه که
!بله، تحت مربیگری توموئه ساما
آه... سرزمین میانبعدی .داره تحت تسلط توموئه درمیاد
پس ارباب جوان در سیگه اقامت دارن، ها؟
نظرتون درمورد شهر انسانها چیه؟
.اونجا یه شهر خوب و سرزنده است
البته توموئه و میو .کمی اونجا تو چشم هستن
ولی راستش، من خیلی حسودیم میشه .که اونا همیشه همراه شما هستن
.مطمئنم که هر روزشون پر از هیجانه
شماها از وقتی که اومدید اینجا خارج نشدید، درسته؟
میدونم اینجا خیلی وسیعه ولی انگار احساس خفگی میکنید، درسته؟
!ها؟
!اِه؟
ارباب جوان، از نظر شما کجای این دنیا احساس خفگی به آدم میده؟
ایـ... اینجوریه؟
هر جا رو که قدم بذاری .یه گنجینۀ دست نخورده و بیپایان میبینی
کوههایی در دوردست .و رودهایی از منابع ناشناخته
چه چیز دیگهای در این بهشت میشه درخواست کرد؟
علاوه بر اینا ...ما میتونیم برای شما سلاح بسازیم
که به عنوان یه صنعتگر .هیچی بهتر از این نیست
.که اینطور، خیالم راحت شد
ولی خیلی کنجکاوم که بدونم .چه جور سلاحهایی در دنیای خارج محبوبن
در این صورت، دوست داری غرفهای که توی سیگه اجاره کردم رو اداره کنی؟
!من؟
آخه دوارفها به خاطر .ساخت سلاحهای عالیشون معروفن
مطمئنم که درخواستهای زیادی .برای ساخت سلاح بهت میدن
واقعاً از نظرتون ایرادی نداره؟
.البته، چرا که نه
!این فوقالعاده است !حسابی مشتاق اون روزم
من یه بار توسط شما ...آسیبم درمان شده بود
!آها! موقع قطع درختها رو میگی
!شما هنوز یادتونه؟
راستش من راهنمای بعدی ماجراجوها .به سمت شهر خیالی هستم
...شهر خیالی
این یه شهر خیالیه که ما ...برای توزیع محصولاتـمون به دنیای خارج
در سرزمین میانبعدی .برای ماجراجوهای سرگردون ساختیم
ببخشید که به خاطر تجارت خودم .شما رو تو زحمت انداختم
...نه
همیشه دوست داشتم .یه جوری برای شما مفید باشم
!بذار منم با ارباب جوان حرف بزنم
!منم همینطور
یعنی هنوزم به ارباب جوان آویزونن؟
،من چه میدونم .خودت اینجوری خواستی
دوست داشتم خودم گزارش .مربوط به آمبروسیا رو بهش بدم
موجوداتی که از اون گلها ...محافظت میکنن، احتمالاً
میو، نباید حدس و گمان خودت رو .توی گزارشاتت وارد کنی
فقط چیزهایی که ازشون مطمئنی رو به ارباب برسون .تا خودش درموردشون تصمیم بگیره
ما فقط زمانی میتونیم نظراتمون رو بیان کنیم .که از ما خواسته بشه
.درست میگی
عجیبه، حضور ارباب جوان رو .نمیتونم حس کنم
یعنی برگشته به عمارت؟
...نه، این
!امکان نداره! ارباب جوان
!میو، آروم باش
...و... ولی! ولی
!الان حضورش برگشت
...ولی
بیا بدون اینکه بقیه متوجه بشن !سریع بریم جایی که حضورش رو حس میکنیم
.سیبل هدفـگیری نشکست
.خوب تونستم قدرتم رو کنترل کنم
!ارباب جوان
!از کی اونجا ایستادید؟
!ارباب جــــوان
!هوی
!زندهای؟! هنوز زندهای؟
...خیلی نزدیکی! چی داری می
!توموئه، نکنه بهمون حمله شده؟
.نه
الان داشتی تمرین تیراندازی میکردی؟
.آره، آخه برام یه کمان جدید ساخته بودن
ارباب جوان، پس شما تا الان اینجوری تمرین میکردید؟
آره خب، حالا منظورت چیه؟
!اینکه سؤال نداره
!ارباب جوان، شما چندین بار مردید
...ها
.نه، من که زندهم
میتونم بپرسم چطوری کمانـتون رو میکشید؟
چطوری؟
معمولاً ایستاده تیراندازی میکنم .ولی وقتی بخوام خیلی تمرکز کنم، زانو میزنم
!لازم نکرده جزئیاتش رو بگی
!خودت بودی که پرسیدی
گفتی وقتی بخوای خیلی تمرکز کنی، درسته؟
...این اقدام باعث کاهش ادراکـتون میشه
.به شکلی که با محیط اطرافتون یکی میشید
...خب اول ذهنم رو خالی میکنم
،و توی تصورم با ادراک ...خودم رو به هدفم نزدیک
!ارباب جوان
!چه مرگته؟
شما ادراکتون تا هدف گسترش دادید !و بعد دوباره اون رو بازسازی کردید؟
!همینطوره
...ا... ارباب جوان
مردم فقط وقتی این اتفاق براشون میوفته .که مرده باشن
!چی؟
کاری که شما کردید !درست مثل خودکشی بود
!گریهش انداختم
!ولی ببینید، من زندۀ زندهام
پس مشکلی نیست، مگه نه؟
!خیلی هم هست
!نیروی جادویی شما خیلی بیشتر شده
!جان؟
معمولاً هرکسی یه محدودیتی .برای مقدار نیروی جادویی خودش داره
هیچ تمرینی نمیتونه ...این نیروی جادویی رو افزایش بده
ولی نیروی جادویی شما .با سرعت خیلی زیادی درحال افزایشه
!اِه! دوراپونیر
!همین الان تعوضـشون کرده بودم
...احتمالاً این تمرکز بالای شما
چیزی شبیه مرگ و تولد دوباره است .که باعث افزایش نیروی جادویی شما میشه
!امکان نداره !فقط با کشیدن یه کمان؟
.شما مرگ و تولد دوباره رو تجربه میکنید
من چندین داستان معجزهآسا رو شنیدم .که اینجوری باعث افزایش نیروی جادویی فرد شدن
یعنی دیگه نمیتونم کمانم رو بکشم؟
.اگه تیراندازی عادی باشه مشکلی نیست
ولی مشکل اصلیـمون .مقدار فعلی نیروی جادوی شماست
میخوای بگی بازم چندتا ارباب شیاطین اضاف شده؟
!دیگه حرف ارباب شیاطین نیست
...درحال حاضر مقدار نیروی جادویی شما
!درحد یه الهه است
!جان؟
...علاوه بر این
به همون اندازهای که ...نیروی جادوییتون افزایش پیدا کرده
!سرزمین میانبعدی هم گسترش پیدا کرده
!سرزمین میانبعدی هم؟
بله، احتمالاً به خاطر اینه که سرزمین میانبعدی .محصول نیروی جادویی من و شماست
...نگــــو
،برای مثال .ستارههایی که توی آسمون هستن
.برای من که آشنا نیستن
...ستارهها
.آه، دقیقاً همونایی هستن که من میشناسم
حتی نحوۀ قرارگیریشون .با اینکه میزون نیست ولی به ترتیبه
.ولی توی بد دردسری افتادیم
No comments yet. Be the first to leave one.