The first 26 lines.
::..KSub_Team..::
..:زمانبندي : عسل:..
الان ديگه حتي اگه به زبونم نياري ميدونم
چرا چيزِ به اين سادگي رو نميدونستم؟
زماني که داشتم لباسامُ جمع ميکردم
بايد فقط نيم ساعت بيشتر نگهت ميداشتم
من نميدونستم چه قلبِ بزرگي داري
با اينکه گنجايش قلبتُ ميدونستم
فراموش کردم چطوري خوشحالت کنم
و اشتباه فکر کردم
اگه فقط از دستم عصباني ميشدي
اگه فقط بدونِ اينکه تو خودت بريزي بهم ميگفتي
انقدر باهام سرد نميشدي
ولي بعد از اينکه همه چيز تموم شد اينو فهميدم
من تو رو نميشناختم
من از قلبت خبر نداشتم
حتي نميدونستم که داري ازم دور و دورتر ميشي
من واقعا نميدونستم
و من فقط داشتم هديه هاتُ جمع ميکردم
ولي اين چيزي نبود که تو ميخواستي
من ميخوام دخترِ خوبي باشم
من نميخوام فقط يه مصرف کننده باشم ميخوام مفيد هم باشم
چون الان ديگه خودم پول درميارم
قلبت که به من نگاه ميکرد آروم ميتپيد
هرچند ممکنه به نظر بياد که دارم بهونه ميارم
حتي وقتي تلفن هاتُ جواب نميدادم داشتم واسه تو لباس عوض ميکردم
No comments yet. Be the first to leave one.