The first 200 lines.
بکشش! بکشش! بزنش لهش کن! بزنش لهش کن!
بکشش! بکشش! بزنش لهش کن! بزنش لهش کن!
نذارید در بره! داره فرار میکنه!
هی، چی شده؟ هی، چی به سرش اومده؟
حداقل یه چیزی بگید. هی، چرا این دختر بیچاره رو میزنید؟
این دختر بدبخت حامله شده...
...اونم بدون اینکه شوهر داشته باشه!
با کشتنش این گناه رو از دهمون پاک میکنیم.
هی، این زن گناهکاره! بیاخلاقه!
بکشش!
بکشش! فقط بزنش لهش کن!
نذارید در بره! نباید فرار کنه.
این گناهکاره! بکشش! بکشش!
بکشش! بکشش! بزنش لهش کن! بزنش لهش کن!
هی، این اون زن گناهکاره!
بسوزونش! بکشش! زنده زنده آتیشش بزن!
طبق خبرای امروز...
...همهچیز قاطی پاتی شده، داداش.
چی داری میگی، داداش؟
کسب و کارم خراب میشه! تو مغازم از این حرفا نزن!
هی، بیا اینجا، خواهر دولاری.
بعد کلی روز از خونه شوهرت برگشتی؟
حالا چی بهت بگم، داداش؟
- وقت سر خاروندن ندارم. - آهان، فهمیدم!
- یه کار کن! - بگو.
نیم کیلو حبوبات...
- باشه. - یه چارک شکر قهوهای...
- یه چارک نمک هم بده. - آره، آره، همین الان.
درست وزن کنها.
- یه چیزی بگو، داداش. - بگو، حتماً.
از وقتی برگشتم ده، همه یه بند...
...از بیرجو تعریف میکنن.
بیرجو اینجorie خوبه، بیرجو اونجorie باحاله!
دیگه از شنیدن اسم بیرجو خسته شدم.
آخر این بیرجو کیه؟
بیرجو یه فرشتهست تو کالبد آدمیزاد.
بیرجو نگهبان این دهه!
از وقتی پاشو گذاشته تو این ده...
...مردم دیگه در خونههاشونو قفل نمیکنن.
- چند وقته اینجاست؟ - حدود شیش ماه.
از کجا اومده؟
هیچکس نمیدونه از کجا اومده یا چرا اینجاست؟
اگه ازش بپرسی، هیچوقت نمیگه.
فکر میکنیم یه جورایی درب و داغونه!
هی، چه درب و داغونی!
- من فکر میکنم این یه کلاهبردار گندهست! - اوه خدا! زبونت رو گاز بگیر!
چی داری میگی، خواهر دولاری؟
هی، من از این کلاهبردارا زیاد دیدم!
اینجور آدما که خودشونو خوب جلوه میدن کم نیستن...
...و آخرش مردم ده رو گول میزنن.
فرار کن! فرار کن! فرار کن! گاو دیوونه! فرار کن! فرار کن! در برو!
هی، فرار کن، گاو دیوونه داره اینور میاد! - مونا!
مونا! هی، از وسط جاده برو کنار.
مونا! عقب برو! عقب برو! مونا!
داداش، این فرشته کیه؟
هی، خواهر دولاری، این بیرجوی ماست!
مردم ده که هیچ، حتی حیوونای...
...این ده هم عاشقشن.
خدا منو ببخشه.
حالا اگه بعد خدا اسم کسی رو بیارم...
...اون اسم بیرجوست!
شیش ماهه که اون جنایتکار خطرناک فرار کرده.
از این بابت پشیمونم.
که شماها تا امروز نتونستید پیداش کنید.
- اما قربان... - توضیح نمیخوام.
قربان، شناختنش اونقدرا هم ساده نیست.
قبل فرارش، اون جانی همه...
- ...عکساشو سوزونده. - میدونم، افسر.
و اینم خوب میدونم که عکسی که از...
...پرونده کالجش گیرمون اومده،
کاملاً واضح نیست!
آره! اون طرحچهره چی شد؟
همونی که گفتم با کمک فامیلاش...
...بکشیدش؟
قربان، این همون طرحچهرهست.
آه نه! آی!
هی، دست به من نزن! خیلی بدجنسی.
چرا منو با این زنجیر بستی؟
نمیتونم هیچجا برم.
از اون بدتر، نمیتونم این گل رو لمس کنم.
تو حتماً میتونی این گل رو لمس کنی، لاکشمی.
- اوه، واقعاً!؟ - آره.
زنجیرتو باز میکنم، بعدش میتونی لمسش کنی. - آره.
خوبه؟
پس زنجیرمو باز کردی! زنجیرمو باز کردی!
خیلی خوشحالم، زنجیرمو باز کردی!
- "هی تو! حالا پاهاشو ماساژ بدم؟" - نه
"هی، پاهاشو ماساژ نمیدم."
"در واقع، یه زنجیر به پات میبندم،"
"تا آخر عمرت! فهمیدی؟"
- سلام، تاکور. - سلام.
سلام، تاکور.
- سلام، کشیش. - سلام، تاکور.
رامادین، اگه خدا بخواد، فقط ببین.
- دخترمون خیلی خوشبخت میشه. - آره، آره، چرا که نه، قربان؟
رادا جان!
- رادا جان! - بله، بابا؟
هی عزیزم، امروز خیلی خوشحالم.
- بپرس چرا؟ - چرا، بابا؟
هی، چون ازدواج دخترمو جور کردم.
اونم با کی؟
با تاکور رامپور...
...آقای گاجندرا سینگ و پسرش، آقای نارندرا سینگ.
چرا که نه؟ آخرش دختر شماست!
چیه، عزیزم؟
از این پیشنهاد ناراحتی؟
خوشحالیم تو خوشحالی شماست، بابا.
مادهاو کجاست، عزیزم؟ برو صداش کن.
بذار به اونم این خبر خوب رو بدم!
ای حرامزاده!
گفتم پاهامو فشار بدی و ماساژ بدی.
زور تو کَتت نیست یا چی؟
درست فشار بده.
هی، چرا زُل زدی؟
داداش، بابا صدات میکنه.
باشه، میام.
بیا، برو حالا. قلیونمو بیار! بلند شو.
ای وای!
این چه کاری بود کردی، خانوم؟
دستتو سوزوندی؟
ای حرامزاده! پستفطرت! جرأت کردی به خواهرم دست بزنی؟
پس به خواهرم دست زدی؟
حالا زنده نمیذارمت.
قربان...
ای حرامزاده!
به خواهرم دست زدی! میکشمت.
بلند شو!
ای بردهی کثیف! چطور جرأت کردی همچین کاری کنی؟
به دختر خونوادهمون دست زدی؟
بلند شو! بلند شو، ای حرامزاده! دیگه نمیذارمت بمونی.
ای پستفطرت! امروز میکشمت.
- نه داداش! نه داداش! - هی، تو برو کنار. گفتم برو کنار!
- ولش کن... - هی هاریا، رامو، شنکر...
بگیریدش!
ای حرامزاده، ناکس.
نه!
برو کنار! وگرنه امروز تو رو هم میکشم.
جونمو میدم، قربان.
ولی نمیذارم جون کسی رو بگیری.
ای کثافت! گدا!
پس میخوای منو به چالش بکشی؟
پسر رئیس این ده رو!؟
پس میخوای با من بجنگی!؟
هی نه! صبر کن پسرم! وایستا!
عزیزم، وایستا. دیگه بسه! بسه، عزیزم.
- هی، بیخیال شو، قربان. - نه! تکهتکهش میکنم.
هی؟ فقط چون کل ده ازت تعریف میکنه...
...میخوای منو به چالش بکشی؟
منو؟ هی، فکر کردی چی؟
که این دهاتیها تو رو رئیس ده میکنن؟
جای بابام؟
اگه همین دهاتیها رو وادار نکنم بندازنت بیرون از...
...ده، دیگه به من نگو مادهاو سینگ!
حرامزاده!
- بریم... - چهار روزه این ماجرا داره میچرخه.
دکتر چی گفت؟ حتی آرومم نمیذاره...
ای خدا! دیگه از زندگیم سیرم! از زندگیم سیرم! - هی؟ هی؟
عجب مریض دیوونه عجیبیه!
هنوز آمپولشم نزدم.
جیغش رفت هوا و فرار کرد.
نمیفهمم چرا این...
...دهاتیها نمیذارن آمپول بزنم.
بعدی!
سلام! تولارام.
هی، این چه بیادبییه؟
یکی میگه سلام، سیارام.
تو میگی سلام، تولارام.
نه! نه! در واقع دارم بهت سلام میدم و میگم اسمم تولارامه.
آها! آها! پس اینجوریه.
خب بگو، مشکلت چیه؟
یه مشکلی دارم که گفتنش یه جوریه.
دستتو نشون بده.
اوه، اوه! پس شاید استفراغ و اسهال داری.
خفه شو! اینا مال بچههاست که استفراغ و اسهال میکنن.
من که استفراغ و اسهال نمیکنم؟
پس شاید خیلی میلرزی.
بدنت شاید جوری میلرزه...
- ...مثل دُم جدا شدهی مارمولک. - هی نه!
چرا دُم جدا شده رو تکون میدی؟ هیچ دُمی تکون نمیخوره، رفیق.
باشه! باشه، پس خودت بگو چه مریضی داری؟
خجالت میکشم، دکتر.
اوه آره!
- پس یه مشکل جنسی داری! - چی؟
هی، چرا از این چیزای بیادبی حرف میزنی؟
مادر و خواهر تو خونه نداری؟
بشنو...
هی، من... من همهچیز دارم.
خواهشاً اینجوری حرف نزن، دکتر.
هی، پس خودت بگو چه مریضی داری؟
دارم بهت میگم.
- یه مشکلی تو اونجا دارم. - آره؟
- تو چشمام! - آهان!
هر وقت ساعت ۱۲ میشه...
...یه دستگاه اشعه ایکس تو چشمام نصب میشه.
و آدمی که جلومه رو کاملاً لُخت میبینم.
اوه! فهمیدم! فهمیدم! پس همه رو لُخت میبینی. - آره.
شوخی خوبیه! خیلی شوخی باحالیه!
نه، این شوخی نیست!
چی داری میگی، دکتر؟
این مریضی آبا و اجدادیمه.
No comments yet. Be the first to leave one.