The first 200 lines.
بدون روبرو شدن با مشکلات . هیچ پیشرفتی صورت نمیگیره
. روبرو شدن
IMDB-Dl Proudly Present
. ممنون بابت دعودتت
شام کریسمس فردا شب ـه . یادت نره
. همه کارارو خودت میکنی . و ازم کمک نمیخوای
. هی ، تو باید از "ویلفرد" مراقبت کنی
. و نذاری بیاد تو دست و پای من
آخرین بار ، روغن ماهی رو . ریخت روی فرش خونهام
عصبی هستی ؟
. نه
واقعا ؟
تو و پدر توی این 2 سال . همدیگه رو ندیدین
همین ماه پیش بابارو توی . فروشگاه دیدم
. یکم گپ زدیم و شامپاین خوردیم
. چه بانمک
نگران نباش ، دوره درمان . کاملا کمکم کرده
. میخوام با ذهن باز باهاش روبرو شم
. خوبه
. و یه سورپرایز کوچیک برات دارم
تیمارستانی که مامان توش . بستری ـه
....تیمارستان نیست . یجور مکان درمان ـه
.همونکه تو میگی،5 ساعت اجازه داده
.با مراقبت ویژه ، فردا رو پیش ما باشه
پس ، برای اولین بار در تموم این . مدت دور همیم
. تموم خونواده دور همیم
. ببین قرار نیست مجلس شام و رقص باشه
اما من میخوام "جفری" یه گردهمایی . خونوادگی رو تجربه کنه
که منظورم اینه که تموم خوانوادهاش . دورش باشن
باشه ، ولی اگه مامان و بابا . شروع به دعوا کردن
من "جفری" رو میندازم تو بغل یکیشون . تا حواسش پرت بشه
میخوای از بچهام استفاده کنی ؟
- فکر خوبیه - سلام
.شما تخلیها باهمدیگه اینجا قرار دارین
. ببخشید ، سگها نمیتونن وارد شن
... فقط میخواستم
- ببخشید - عیبی نداره
.فقط میخواستم نامه واسه "سانتا" بفرستم
گوش میدی چی خواستم ازش ؟
- البته - یه گاری بزرگ
... تا بتونم سر بریده "سانتا" رو
. توی خیابون "ونیز" باخودم بکشم
. تیرکمون با بــُرد بالا
.... پس میتونم تیکه های پلاستیکی
بُـکنم تو سوراخ کیرش...
....یه میت شکاری ، تا بتونم
تا بتونم بیرحمانه بکنمش تو مجرای . "آقای"کلاوس
چرا اینقدر از "سانتا" متنفری ؟
. سانتا" یه پستچی شهوتی ـه"
. منظورم اینه این یارو میاد توی خونهات
توی خونه ات ... و بستههارو پر میکنه . و بوی عطرش رو جا میذاره
"سه بار بهت میگه "هــو
بهش فکر کن ، این یارو کسی ـه . که با گوزن سکس داشته
ویلفرد" تو میدونی که این .... یارو واقعــ
آماده نیست تا کونشو پاره کنم ؟
. آره میدونم ، این چاق دیابتی
. تخم نداره خودشو نشون بده
. وقتی "ویلفرد" تو خونهاست
آره ، چه خبر کونی ؟
من تا وقتی این کودنها . دوروبرت باشن بهت کاری ندارم
. باشه ، کاری ندارم
. کاری ندارم
- .ویلفرد" نکن" - .ببخشید
میبینی چقدر میتونه فریبنده باشه ؟
- خدا - خوبی داداش ؟
. دلواپس به نظر میرسی
. فقط نگران امشب ـَم
. آماده روبرو شدن با بابام بودم
. نه مامان و بابا با همدیگه
- تو و مامانت همیشه باهم خوب بودین - آره
اما وقتیکه باهم دعوا میکردن . اون همیشه کوتاه میاومد
فقط نمیخوام یکسری حرف الکی . دربارم بزنه
. جلوی بابام
چی مثلا ؟
. که چرا از دفتر وکالتش رفتم
. چطور سعی کردم خودمو بکشم
. شاید وقتش باشه بدونه
. چقدر به زندگیت صدمه زده
آخه تو همیشه میگفتی اون . یه زور گوئه خودخواه ـه
. حالا این فرصت رو داری تا جلوش وایسی
شاید بهتر باشه یه حالت حمله . با چاقو به خودت بگیری
- نمیتونم - معلومه که میتونی
. دستات رو بهم گره کن و چاقو رو نگه دار
. و دورش بچرخ
. ... ببین ، ایستادن جلوی بابام
. کمک نمیکنه که دوباره باهم خوب باشیم
.... تموم چیزیکه میخوام اینه که
. از این غروب پر استرس عبور کنم
دیگه نگو ... دست از خوشمزه بازی . درباره بابات بر میدارم
تازشم ، کریسمس وقتی ـه که خانواده . کنار همیدیگه جمع میشن
. تا شادی تولد مسیح رو باهم تقسیم کنن
.... و ، آره ، منظورم اینه
جنا" و "درو" بدون من برنمیگشتن" ......ویسکانسین" ولی"
. من خوشحالم که با تو کریسمس رو بگذرونم
. و عضوی از خوانواده تو باشم
. اِ... راستش
. حالا که مامانم میاد
ناراحت نمیشی که توی زیرزمین بمونی ؟
. ولی بدون ـه "ویلفرد" که نمیشه
... کمک میکنه اگه بهت بگم کتاب هشتمین
هشتمین گمراه نقرهای اون پایین ـه ؟
و یک دستگاه دیویدی که از .... قبل توش
رو گذاشتم"Jingel All The way" آهنگ
. کمک میکنه
- احتمالا باباست - بده بدش به من
. بده من هم بزنمش تا تو میری درو باز میکنی
. رایان" بلآخره که بابارو باید ببینی
. مرسی ، ولی الان موقعش نیست
. کیری
- لعنتی - آروم باش بابا
- فقط آرده - ببخشید
فکر کنم فقط یکمی برای دیدن . بابا اضطراب دارم
.... اگه حالت رو بهتر میکنه
. باید بگم منم اضطراب دارم
.... تو راه یه زوج عجیب هندی رو دیدم
که داشتن شعر مخصوص کریسمس رو . مسخره میکردن
واسه اینکه بی محلی کنم . بهشون یه نگاه بد کردم
. امیدوارم ناراحت نشی اگه خودم اومدم تو
. "کریسمس مبارک "بابایی
. کریسمس مبارک کدو تنبل
این عطر جدیدتـ ـه ؟
نه ،ولی میزنم به خودم . باید بزنم ؟ باید بزنم
باید سیب زمینی هارو بذارم . تو فــِـر
سیب زمینی سرخ کرده مخصوص توئه مگه نه بابا ؟
. . . خـــُب
ترجمه و زیرنویس ~~Erfan-ApeX~~
.... پس
چطور هستی ؟
.! خوب
...همینطور هم بنظر میاد . داری بهتر میشی
. آره همینطوره
. کریستین" بهم گفته بود یه همخونه داری"
آره .. داره تعطیلاتش رو با دوستش . میگذرونه
. ببخشید
. نه ، من باز میکنم
. کریسمس مبارک شلوار کثیف :))
... آره ، میدونم
شما دیگه بزرگ شدین ،ولی هنوزم . واسه من همونطورین
. "سلام "کاترین
."هنری"
. سلام ... تو
. مامان
. نمیدونم چرا اینقدر هیجان زدهام
. همین دو هفته پیش بود که دیدمت
. رایان" هرماه میومد دیدنم"
خوبه ، دوستت کیه ؟
راستی اینم "آندره" ـست . همراه امشب من
. دهنت رو ببند
- مامان - .....در حقیقت
. من مراقب ـه قرار دادی هستم
. برای همراهی امشب مادرتون
. دوستیمون پیچیدهاست
. اصلاـهم پیچیده نیست
. توی ماشین منتظر میمونم
. نه ، نه بفرمایید ، کریسمس ـه
. من بودایی هستم
- ببخشید -.... نمیدونم چرا
پدرتون فکر میکنه باید بخاطر . من معذرت بخواد
. انگار نمیدونه من دیگه مال اون نیستم
. "حق با مادرت ـه "رایان
. آندرـه" اینطوری راحت نبود"
. وقتی مادرت گفت همراهم ـه
. . . احتمالا رفته تو ماشین تا
. حلقه نامزدی رو بیاره
. یه نفر میخواد مامان بزرگـشو ببینه
. کوچولوی خودم ـه
. جفری" شیرین"
. مراقب سرش باش
. ولی تموم مدت من باید مراقب گردنش باشم
. که یهو به عقب نره
. "گرفتمت "جفری
تو که نمیخوای خرابکاری کنی ، میخوای ؟
. مواظب باش
. یبار که بری تو کلاچ عشق بابابزرگت
. دیگه ولت نمیکنه ، اصلا ولت نمیکنه
. ببین چه بانمک میخنده مگه نه ؟
. دایی "رایان" میدونه چطور عزیزت کنه
. وقتی تو بغل بابابزرگ ـتی
این چیه ؟
. کریسمس همگی مبارک
. نباید اینجا باشی
خُب تو گفتی "ویلفرد" اجازه نداره . شام رو با ما باشه
. ولی توکه نگفتی گوزن "سانتا" نمیتونه باشه
. "خیلی با نمک ـه "رایان
دختر خوشگل کی هست حالا ؟
دختر ؟ این کیرم دسته بیل اینجا ؟
. نه راستش آبنبات چسبیده به موهام
. اسمش "ویلفرد" ـه
. ببخشید ، الان برش میگردونم سرجاش
. تا دیگه مزاحم نشه
. نه،نه،نه بذار بمونه
. به کسی آسیب نمیزنه
. . . . باشـــه
. فکر کنم بدون "ویلفرد" که کریسمس نمیشه
. به این میگن روحیه
. ببین چیکا میکنه
... هی پسر ، بالا پایین پریدن
. بین چراغای کریسمس خودش ورزشه
. ببخشید بخاطر یخ نیست
. نباید میخوردمش
No comments yet. Be the first to leave one.