That Darn Cat!

That Darn Cat!

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

That Darn Cat 1965 720p WEBRip x264 AAC- YTS MX
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian That Darn Cat زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-22
Downloads: 14
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 174 lines.

هی، چی میگی رفیق؟

هی، غذای منو برمی‌داری، آره؟

ایگی

چی تو رو نگه داشت؟ اتوبوس‌های درب و داغون.

ماشین رو کجا گذاشتی؟ خارج فرزنو، جاده ۹۹.

خیلی خب. باشه. پیداش کردن.

خبرش تو رادیو پخش شد. چی بهت گفتم؟

پلیسا کاملاً گول این نقشه رو میخورن.

شاید. این دفعه پلیس فدرال افتاده دنبالمون.

خب که چی؟ کی اهمیت میده؟

وایسا تا اون ۲۰ دلاری‌های داغ رو پیدا کنن.

من تو کل دره ولشون کردم.

دیوونه میشن.

ببین ما تو این خونه باحال زندگی میکنیم.

یه بلوک و نیم اونورتر از جایی که کارو انجام دادیم.

تیترها چی میگن؟ ما خبر اولیم.

صفحه اول، همه روزنامه‌ها.

خفه شو، باشه؟ خفه شم؟ حتماً.

"دو سارق بانک، سرقتی جسورانه و در روز روشن انجام دادند."

هی، چطوره این، ها؟ "جسورانه... جسورانه."

"دو مرد مسلح با ماسک‌های هالووین"

"امروز صبح بانک نورث ولی را سرقت کردند."

باید نگاه کنم. ...با گروگان گرفتن یک متصدی بانک

"خانم مارگارت میلر، برای پوشش فرارشان."

وای. این تو رو هیجان‌زده میکنه، نه؟

دویست و پنجاه هزار دلار.

ایگی. وای.

ایگی، ما ۲۵۰ هزار دلار نگرفتیم مثل اینکه روزنامه‌ها میگن.

ما ۱۶۰ هزار دلار گرفتیم.

صد و شش؟

داری سعی میکنی منو گول بزنی؟ دستاتو ازم بکش، احمق.

بکش کنار.

دیگه این کارو نکن.

صد و شصت.

چرا روزنامه‌ها اینو نمیگن؟

روزنامه‌ها رو باور میکنی یا منو؟ من چی میدونم؟

من داشتم جونمو به خطر مینداختم و سرنخ‌های دروغین میزاشتم.

تو اینجا نشستی و چسبیدی به جات.

خب، چرا از اون خانم آمریکایی اونجا نمیپرسی؟

اون خانم پولیه.

هی، یک چهارم میلیون بود مگه نه؟

دویست هزار؟

فقط صد و شصت تا لعنتی.

این کارو نکن، ایگی.

چیزی که من میخوام بدونم اینه که چطور تو رو ناراحت نمیکنه، ها؟

شما دوتا که اینو سر هم نکردین؟

اوه، بیخیال ایگی. تو از اون هم رو مخ‌تری.

خیلی خب، باهاش چیکار کنیم؟

راستشو بگم، اون دختر خیلی خوبی بوده.

نه دیوونه‌بازی، نه غرغر. نه تقلا.

اون به فکر بقیه هم هست.

میگم باید همین الان کارشو تموم کنیم.

اینم یکی دیگه از ایده‌های بزرگته؟

اینو میبینی؟

همه مردم شهر دارن دنبال عکس دختر ما میگردن.

الان پیداش میکنن، همه اون شهروندهای کوچولوی کمک‌رسان.

و اون پیرمرد کوچولو، چارلی شاهد، با دید ۲۰/۲۰.

که همیشه اتفاقی از پنجره بیرون رو نگاه میکنه.

وقتی داری یه جسد رو بیرون میکشی.

خب پس چیکار کنیم؟ آروم باشیم، آروم، هممون.

آروم باش. مادر، این دهن‌بندو باز می‌کنم.

فکر سر و صدا نداری؟

خیلی خب، خوبه.

چون من گوشام حساسه.

و وقتی کسی داد میزنه من یه کارایی می‌کنم.

کارایی که صبح از خودم بدم میاد.

خب مادر، جریان از این قراره.

چند روزی اینجا قایم میشیم. تو هم اینجا گیر ما افتادی.

نمی‌خوایم مریض بشی یا بترسی یا ما رو لو بدی.

این خوب نیست. نه برای ما. نه برای تو.

می‌خواید با من چیکار کنید؟

خب، اول باید یه چیزو باور کنی.

یه قتل بیشتر یا کمتر فرقی نداره.

ما چیزی برای از دست دادن نداریم.

هر کسی رو که از این به بعد بکشیم...

فقط یه سود اضافیه، می‌فهمی؟

می‌فهمم. حرف حسابه، مادر.

یالا. بزن بریم آشپزی.

ایگی خرید آورده. یالا.

استیک داریم، سالمون داریم. چی می‌خوای؟

استیک. من آبدار می‌خورم.

مال منو کامل بپز. از دیدن خون بدم میاد.

چه شریک بی‌پروایی گیرم افتاده، نه؟

خیلی خب، لندهور برو گمشو.

بذار یه کم بمونه، دن. واسه چی؟

من گربه دوست دارم. تو گربه دوست داری؟

آره. تا حالا درباره ایس-دوسی، گربه‌ی قدیمی‌ام بهت گفتم؟

نه، و قرار هم نیست بگی. تا وقتی زنده بود، من خوش‌شانس بودم.

اون یه دوست واقعی بود. داری دلمو می‌شکنی.

یالا. می‌خوام باهات حرف بزنم.

اونجا وای‌نستا گوشاتو تکون بدی. برو آشپزی کن.

من از گربه خوشم میاد.

یادت نره، دارم می‌پامدت.

من به اون زنه اعتماد ندارم. بهش اعتماد ندارم.

منم نمی‌خوام بهش اعتماد کنی.

قضیه اینه که ممکنه همکاری کنه.

اگه گولش بزنیم فکر کنه ممکنه آزادش کنیم.

این کارو نمی‌کنی، نه؟ عقلتو از دست دادی؟

نه بابا، شوخی می‌کنی.

چی معطلت کرده؟ بجنب دیگه!

فکر کنم ساعتم وایستاده.

به من چه؟ ساعت برای چیه؟

می‌خواستم زمان استیک‌ها رو بگیرم. اون یه ساعته، نه؟

بجنب دیگه!

فکر می‌کنی داری چیکار می‌کنی؟

نه از اون راه، دن. یکی می‌شنوه.

اون می‌خواست بره بیرون.

من... من فرار نکردم.

من... این کارو نمی‌کردم. نمی‌کردم.

باشه.

باشه.

چون من دوست دارم.

ده تا دوست کوچولوی دماغ سربی اینجا دارم.

و همشون سریع‌تر از تو می‌دون، مادر.

می‌دونم.

حالا، بیا یه چیزو روشن کنیم.

دیگه به اون در دست نزن.

نه اون در و نه هیچ پنجره‌ای اونجا.

متوجه شدی؟ فهمیدی؟

بله. تو تمام شانس تو مصرف کردی، خانم.

حالا، دیگه امتحانم نکن.

پنج‌شنبه شب سینما ماشین چطوره؟

چی داره؟ شب موج‌سوار.

امشب چی دیدیم؟ پارتی ساحل موج‌سوار.

و پریشب؟ ریک، پسر موج‌سواری و سندباد موج‌سوار.

دو فیلمه. کانو.

تا حالا یه حس عجیب بهت دست داده؟

که داریم هی همون فیلمو دوباره و دوباره می‌بینیم؟

و فقط اسم‌هاشونو یه ذره عوض می‌کنن؟

آره، محشره، نه؟

نمی‌تونیم فقط یه بار یه فیلم خوب و آروم ببینیم؟

که یه پسر و دختر همدیگه رو ملاقات کنن، مشکلاتی داشته باشن که عجیب نباشن.

عاشق هم بشن و تا ابد خوش و خرم زندگی کنن؟

چرا دلت می‌خواد همچین چیزای ناسالمی ببینی؟

اوه، نمی‌دونم. شاید یه بار دلم بخواد برم سینمایی.

که توش دریازده نشم.

یه قول و قرار بذاریم. تو پنج‌شنبه شب با من میای...

دفعه بعد من تو رو می‌برم یکی از اون فیلمای عشقی آبکی. قبوله؟

فکر کنم. اون فیلم کجا پخش میشه؟

اوه، کی می‌دونه؟ شاید دیگه همچین فیلمایی نمی‌سازن.

خب، معلومه. می‌خوای بدونی چرا؟

چون مردم نمی‌خوان با اون همه مزخرفات افسرده بشن.

ها! اون پسر هندرسون مستقیم باهاش رفت تو خونه.

مستقیم تو خونه.

اون و پسر هندرسون، هر دوتاشون.

چرا نباید بره تو خونه؟

از وقتی که به اندازه کافی بزرگ بود تا بای بای کنه این اطراف می‌پلکید.

با این حال، اتفاقاً اونا نشون‌دهنده...

دو عضو جدا و متمایز از جنس مخالف هستن.

تنها، توی اون خونه. تو بهشون بگو، بچه.

با پدر و مادرشون که همه جای اروپا هستن.

یکی باید حواسش به اون دخترای رندال باشه.

در این بین.

به دستور کمیسیون ارتباطات فدرال.

و به لطف پروردگار مهربان.

که به من قدرت داد به حرف مردم گوش ندم.

من الان دارم برنامه‌مو قطع می‌کنم.

جرئت نکنی قطعش کنی! حرفم تموم نشده.

شب بخیر، پیرزن. نمی‌شنوم چی داری میگی.

اما هر چی که هست من صد در صد باهات مخالفم.

کره بادام‌زمینی تموم کردید. چطور زیتون نداریم؟

بذاریدشون تو لیست خرید. باشه.

سلام دی.سی.

می‌دونی پتی، بعضی وقتا نگرانم می‌کنی.

انقدر کم می‌خوری که یه جوجه هم باهات سیر نمیشه.

قایق‌رانی. این فقط یه فکرِ عجیبیه اما تا حالا به این فکر کردی

زندگی چیزی بیشتر از موج‌سواری و غذا خوردنه؟

مثل چی؟ ولش کن.

تازه فهمیدم داشتم با خودم حرف می‌زدم.

هی، پدر و مادرت ونیس هستن. می‌دونم.

پدرت از سس صدف سوءهاضمه گرفته بود، اما الان بهتره.

اوه

قبض، قبض، قبض. اینو ببین. هیچی جز قبض نیست.

اخبار موج‌سواری الان باید پخش بشه.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left