Furious

Furious

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

Furious 2026 S01E06 They Make a Noise Like Feathers 720p DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR-perisan
A Commentary by shine021
سریال خشــــم

Tags

webdl
disney+_synced
hulu_synced
Published on: 2026-08-17
Downloads: 10
Hearing Impaired: No
FPS: 23.976

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

زيرنويس از مهدي shine021

دختر پانزده‌ساله‌ای توی رودخونه مرده پیدا شده.

یه مورد اوردوز مربوط به سال ۲۰۱۲.

یادت میاد؟

- نه. - اسم هردومون روشه.

فقط فکر کردم باید بدونی، اِد.

جی ایستون دوستم رو کشت.

نه، این کارو نکرد.

تو اونجا بودی. یادت نمیاد؟

یادت نمیاد چی شد؟

یه چیزهایی برداشتم، مثلاً عکس و...

فایل‌هایی از کامپیوترش، چیزهایی که می‌تونم علیهش استفاده کنم.

- اینجان؟ - آره، روی لپ‌تاپم.

این اتفاق برای تو افتاده؟

می‌تونستم از کمکت استفاده کنم،

و بعد اسلحه‌ت رو روی دوست‌پسر سابقت کشیدی.

پس الان فقط یه گفت‌وگو

بین مارشال و اِد مونده تا کارت رو از دست بدی.

فکر می‌کنی لیاقت مردن رو نداری؟

مجازات آدم‌هایی که

می‌دونن چه خبره و هیچ کاری نمی‌کنن، چیه؟

تماس از بیرون خونه‌ی میشل درامینگز گرفته شده.

اون فوت کرده و پسرش ثبت شده که

به پرستار، پرستار تمام‌وقت، نیاز داره.

همین الان برو.

- زنده‌ست! - دست‌ها بالا!

می‌خوای خودت بهش بگی؟

قبل از اینکه با من آشنا بشی، باردار بودی

و بابات از خونه انداختت بیرون؟

من نمی‌دونستم وقتی بچه بودی چه بلاهایی سرت اومده.

می‌دونی سال ۲۰۱۲ جعبه‌ی امن تحویل نوزاد

- وجود داشت؟ - آره.

آره، برای نوزادها هنوزم داریم.

آلیس، کجا می‌ری؟

می‌رم قهوه بگیرم.

زيرنويس از مهدي shine021

گریسی، عزیزم؟

اوه! باشه.

باشه.

خب، بفرما.

می‌دونی این چیه؟

- هوم. - مسخ شخصیت.

مسخ واقعیت.

می‌دونی باید چی کار کنی، مگه نه؟

باید خودت رو به زمان حال برگردونی.

نفس بکش. یالا، نفس بکش.

در امانی.

مگه نه؟

و الان توی لحظه‌ی حالی.

حسش می‌کنی؟ این خودتی، بدن خودته.

آره؟

به کف پاهای بدبوی خودت فکر کن.

روی زمین.

نفس بکش.

خوبی عزیزم؟

آره.

دو سال گذشته. دیگه ازت قطع امید کرده بودم.

حتی یه بار هم نمی‌خواستی بهم زنگ بزنی؟

ها؟ که بفهمم خوبی؟

خوب نبودم.

می‌دونستی باید چیکار کنی. باید زحمتش رو می‌کشیدی.

مگه نه؟ داشتی خیلی خوب پیش می‌رفتی.

داشتی به آدم‌های زیادی کمک می‌کردی.

می‌تونم یه روز اینجا بمونم؟ فقط... فکر کنم باید استراحت کنم.

به من نگاه کن.

عکست توی اخبار پخش شده. چه خبره؟

به کسی می‌گی من اینجام؟

فکر می‌کنی به پلیس زنگ می‌زنم؟

به خاطر تو؟

تو رو خدا، حتی اگه خود شیطان

توی آشپزخونه‌م داشت ساندویچ درست می‌کرد، بهشون زنگ نمی‌زدم.

به من نگاه کن. باید بدونم

دارم خودم رو توی چه دردسری می‌اندازم.

به‌زودی گیرم می‌اندازن.

کی می‌خواد گیرت بندازه؟

یه کاری می‌کنی؟ النا رو پیدا می‌کنی؟

نه عزیزم، النا حالش خوبه.

- النا پیش یه خانواده‌ست. - نه. نه.

- چرا. - دوباره پیش اونه.

اون...

خدای من.

اگه گیرم بندازن، پیداش می‌کنی

و از اونجا نجاتش می‌دی؟

کی؟ منظورِت از «اونا» کیه؟

نمی‌دونم داری دربارهٔ کی حرف می‌زنی...

اوه، لعنتی. باشه.

اِم، باشه.

عزیزم، نمی‌تونم اینجا تنهات بذارم، باشه؟

پس با من بیا، یالا. کیفت رو برداشتم.

یالا. ماسکت رو بزن.

باشه؟ می‌تونی بلند شی؟

یالا.

عزیزم، باید برم در رو باز کنم.

اومدم! یه لحظه صبر کن.

هی، می‌دونی امروز چندشنبه‌ست؟

نه.

خودم یه...

فکر کنم باید یه چیزی از خودم دربیارم.

جای اشتباهی اومدی.

اینجا مخصوص کارگرهای جنسیِ گرفتار در بحرانه.

چرا به کار خودت نمی‌رسی؟

چون منو نمی‌شناسی و از زندگی‌م خبر نداری.

کارهای آنلاین می‌کنم.

دوست‌پسرم فهمیده و جایی برای موندن لازم دارم.

گریسی. هی، بیا دیگه.

برات یه تخت پیدا کردم. فرم رو پر کردی؟

- آره، ممنون. - خواهش می‌کنم.

بیا دیگه.

هی، دستشویی کجاست؟

دستشویی؟ بیا اینجا.

هی، دربارهٔ اون دستبند چیزی فهمیدی؟

آره، آره، ولی اینجاست.

کاترین گریس.

سوژه زیر نظرته؟

آره، اومدم داخل و دیدمش.

داشت برای اقامت توی پناهگاه ثبت‌نام می‌کرد.

خودت رو مأمور معرفی کردی؟

نه، من... فقط وانمود کردم من هم دارم ثبت‌نام می‌کنم.

باشه. باشه.

- الان کجایی؟ - توی دستشویی‌ام.

زنی که پناهگاه رو می‌چرخونه بهش گفت گریس.

فکر کنم همدیگه رو می‌شناسن.

- اسلحه‌ات همراهته؟ - آره.

من... خوبم. می‌خوای چی کار کنم؟

می‌خوام بااحتیاط با این قضیه برخورد کنی.

شاید بتونیم با خودمون همراهش کنیم، کاترین رو بیاریم و وادارش کنیم

- علیه جی ایستون شهادت بده. - آره.

باهاش حرف بزن. باهاش صمیمی شو.

- اعتمادش رو جلب کن. - از پسش برمیام.

می‌تونم اعتمادش رو جلب کنم.

ولی گوش کن. فقط باید دربارهٔ چیزهای معمولی حرف بزنی.

رنگ موردعلاقه‌اش، آب‌وهوا، این‌که اصلاً گربه داره یا نه.

هیچ چیزی که مجبور بشی حقوق قانونی‌اش رو بهش گوشزد کنی،

هیچ چیزی که بشه اسمش رو دام‌گستری گذاشت، هیچ چیزی مربوط به جرم‌ها.

الو! می‌شه عجله کنی؟

اگه مجبور باشم دربارهٔ این آب‌وهوای لعنتی حرف بزنم، نمی‌تونم اعتمادش رو جلب کنم.

- آب‌وهوا و گربه‌ها. - گربه‌ها؟

'بارون دوست داری؟ گربه دوست داری؟ گربه‌های بارونی رو دوست داری؟'

این کار رو ادامه بده تا حس کنی وقتشه و آمادگی شنیدنش رو داره.

بعد خودت رو مأمور معرفی کن

و حسابی ترغیبش کن که دربارهٔ جی ایستون با ما حرف بزنه، باشه؟

باشه. عالیه.

اگه درست بازی کنیم، می‌تونیم جفتشون رو گیر بندازیم.

ولی همین که دستگیرش کنیم و همه‌چشم‌ها بهش باشه

و اد جورج هم مراقبش باشه، می‌دونی که دیگه یه کلمه هم حرف نمی‌زنه.

چقدر وقت دارم؟

- تا وقتی به اد خبر بدم وقت داری. - همین الان می‌ری؟

معلومه که می‌رم. اون مافوقمه.

ولی حضوری بهش می‌گم،

و باور نمی‌کنی چقدر ممکنه طول بکشه تا خودم رو برسونم

به طبقهٔ سی‌ودوم.

- شاید یه ساعت؟ - آره، یه ساعت.

من اینجام.

یه تیم عملیات ویژه رو می‌فرستم سمت ساختمون.

خروجی‌ها رو پوشش می‌دن.

خبرها رو برات پیامک می‌کنم، وانمود می‌کنم یکی دیگه‌ام.

باشه.

- خواهرم باش. - خوبه.

پس اگه بهت گفتم مامانمون توی بیمارستانه،

یعنی وقت تمومه و باید بزنی به چاک.

فهمیدی؟ اون خطرناکه.

تازه جسد هال هارتفورد رو پیدا کردن و شکنجه شده بوده.

اون تو چه خبره؟

- داری با تلفن حرف می‌زنی؟ - دارم میام.

گرفتیمت، باشه؟ پیشتم.

باشه.

برات یه اتاق گرفتم.

یه تیم عملیات ویژه می‌خوام که همه خروجی‌ها رو پوشش بده

در یه پناهگاه توی مرکز شهر. منتظر آدرس باشید.

داریم به سمت شرق می‌ریم. حرکت کردیم.

در موقعیتیم، سمت جنوب.

واحد پنج، در گوشه غربی هستیم.

همه واحدها مستقر شدن.

باشه. باشه، منو در جریان بذار.

اگه کسی از دفتر اد جورج تماس گرفت،

می‌تونی بهشون بگی دارم می‌رم پیشش

تا در جریانش بذارم؟

چقدر طول می‌کشه برسی؟

خب، می‌دونی، ساختمون بزرگیه،

منم این پاهای کوچولوی ریزه‌میزه رو دارم.

اگه تصمیم بگیری الان بدون حضور وکیل به سؤال‌ها جواب بدی...

من وکیل نمی‌خوام.

من این کارو کردم. اون مرد رو کشتم.

و عاشقش شدم.

چشم‌هامو می‌بینی؟

این‌ها چشم‌های یه قاتلن.

قربان، باید حقوق قانونی‌تون رو براتون بخونیم.

- چرا این‌قدر طولش می‌دی؟ - دارم با سرعت معمول می‌خونم.

مامانت هم دیشب همینو گفت.

اگه تصمیم بگیری الان به سؤال‌ها جواب بدی

- بدون حضور وکیل... - سریع‌تر.

- سریع‌تر. - ...حق داری هر وقت خواستی جواب دادن رو متوقف کنی

- در هر زمانی. - آره!

همه‌چیز این اتاق مال توئه؟

اون لپ‌تاپ چی؟

هان؟

کدوم لپ‌تاپ؟

خیلی خب.

- می‌شه یه کارشناس فنی بیاد اینجا؟ - خیلی خب. باشه.

چطور با دستبند ویلچرت رو حرکت دادی؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left