The first 160 lines.
خانهی متحرک امروز به طورِ) (ویژهای پر سر و صداست
اون راهِ مالرو عه
آدم وقتی مکانهایِ قدیمی رو میبینه
خیلی احساسِ راحتی و آرامش میکنه نه؟
که برایِ دیدنـشون نمیتونی) (چشم از پنجره برداری
اون چومسونگ ده هستا
چی؟
آهاا چوم سونگ ده؟ آره آره آره
یادمه برایِ بازی اومده بودم اینجا
اینجا؟ گیونگ جو؟
بله آره تو گیونگ جو بازی کردم
هی تا حالا عکسایِ جوونیِ دونگ ایل هیونگ رو دیدی؟
وقتی تو دهـهی 20 سالگیـش بود- ندیدم-
خیلی سورپرایز میشی- میشه نشونم بدی؟-
وقتی بازیگرِ تئاتر بود تو اوج بود
اوج شکوفاییـش بود
تو اینترنت دنبالش میگردم
آره بگرد. حتماً پیدا میکنی
...بینِ همسن و سالایِ اون
واقعاً سخته یکی رو به خوش قیافهایِ اون پیدا کنی
شیوان حتماً باید اون عکس رو ببینی
آره- تو خودتم ازون خوش قیافههایی-
اصلاً
توام عین اون عوض میشی
واقعاً عجب جذابیتی
بهت گفتم که. واقعاً خوش قیافه بود
...وااای سونبهنیم. این
زیاد مشروب نخور
واقعاً خوش قیافه است نه؟- وااای سونبهنیم-
واقعاً خوش قیافه بود، نه؟
زیاد مشروب نخور
آیگووو هیونگنیم ما رو
مرتیکه مگه من مُردم؟
هیونگنیم قیافهات تا حد مرگ خوبه آخه
میشه گفت تا حد مرگ خوبـه
تا حد مرگ
هی تو گیونگ جو هستیما، چت شده؟
چون گیونگ جو یه شهرِ تاریخیـه
منم خواستم یه اشارهای به گذشتهات کنم
اون شبیهِ یه پرنسـه
دارن تو این شهر تاریخی از جوونیـایِ) (دونگ ایل تعریف و تمجید میکنن
چون تو این شهرِ تاریخی هستن) (ناخودآگاه راجع به گذشتهی اون حرف زدن
چون تو این شهرِ تاریخی هستن) (ناخودآگاه راجع به گذشتهی اون حرف زدن
وای ترسیدم. یکی داره بهم زنگ میزنه میشه جواب بدی؟
سلام. من ایم شیوان هستم سونبهنیم
هی وون هیونگ داره رانندگی میکنه
اومووو. شوکه شدم. سلام شیوان
سلام
حتی وقتی که رو مبل هم افتاد) (باز جذابیتـشو حفظ کرد
دونگ ایل و نارا تو یه فیلمی) (به اسمِ "چون عاشقتم" بازی کردن
نقشِ یه زوجی رو داشتن که) (همیشه با هم دعوا میکردن
نارا و هی وون اخیراً باهم فیلم بازی کردن) (و نارا نقشِ دوست دخترش رو داره
بازیگری که با اعضای برنامه صمیمیـه) (مهمونِ امروزِ ماست
این تو برنامه نبود
منظورت چیه؟- واقعاً که-
قطع کنم و دوباره زنگ بزنم؟
قطع کن. اون دوباره بهت زنگ میزنه- دوباره زنگ بزن-
دوباره زنگ بزن- چشم-
چیه؟
او نارا سونبهنیم بهت زنگ زده بود
میشه جواب بدی؟
اولین باره که دارن قسمت تلفن زدن) (به مهمون رو دوباره انجام میدن
بله نارا
اوپا کجایی؟
...من... اینجا
تو گیونگ جو هستیم؟گیونگ جو هستیم
عزیزم پارسال دوست امسال آشنا
میدونستم اینـو میگی
شنیدم داری میای گیونگ جو
نه من الان خونهام
عه واقعاً؟ آآآآ
میشه یکم طبیعی بازی کنی؟ آیگو
دیالوگـت رو فراموش کردی، نه؟- "دیالوگ"-
بازم دچار ترس از صحنه شدی- حتماً خیلی دلتون برام تنگ شده-
من چند لحظه پیش با شیوان حرف زدم
و واقعاً صداش قشنگ بود
آیگووو ممنونم
امروز خیلی باهاش حرف بزن
حتماً
حتماً حتماً از خدامه
میخوای خیلی با شیوان حرف بزنی؟
آره فقطم با شیوان
معلومه که نمیخواد با من و تو حرف بزنه
آره
...شیوان دونگ ایل اوپا و هی وون اوپا
اذیتت که نمیکنن؟- اذیت؟-
دعوات که نمیکنن؟ خیلی ازت کار میکشن نه؟
نه من م م مشکلی ندارم
برنامهاتون یه برنامهی ریلکس و آرومـه
بله- من این دفعه واقعاً دلم میخواد-
کل برنامه رو ساکت و آروم باشم
شنیدم اونجا به گیونگ جو بونگـش معروفـه
آره آره- پس یکم با خودم میارم-
قیمت خونه خیلی بالا رفته
واقعاً؟
میدونی اینجا تو گیونگ جو یه عالمه خونههایِ آنتیک و قدیمی هست
حدواً 400 یا 700 سال قدمت دارن
هفتصد سال؟ زود میام اونجا پس بعداً حرف میزنیم
الان این همه حرف زدی بازم حرف داری؟
اوپا هنوز شروع نکردم که
عه واقعاً؟ آیگوووو. تازه گرم شده
بهرحال با دقت رانندگی کن- ...تا حالا مهمونی نداشتین-
که به اندازهی من پرانرژی باشه؟
تو کل کره تو پرانرژیترین آدمی هیچکس به پایِ تو نمیرسه بابا
تو پرانرژیترین آدمی
میشه بعداً مفصل با هم حرف بزنیم؟
دلم نمیاد قطع کنم
...ما قبلاً چندتا چراغ قرمز رو رد کردیم و تو
نارا خداییش بعداً که همو دیدیم یه کلمه هم باهامون حرف نزن
انگار که بهش بگی نفس نکش
در عوض مثل یه پرنسس باهات رفتار میکنیم
واقعاً میگی اوپا؟
برات غذا میاریم و چیزای دیگه
برات بامزه بازی درمیاریم
بهم غذا هم میدین؟- البته که میدیم-
من عاشقِ نودلم. برام نودل درست میکنی؟
آره که درست میکنم- نودل؟ آره میتونیم-
میتونین؟- البته-
عااا عالیه. منتظرشم
مطمئن باش که میتونی با ما ریلکس کنی و استراحت کنی
خیلی خب، بعداً میبینمـتون
خیلی خب- بعداً میبینمـتون-
بله
همیشه سرحال و شاده
از پشت تلفنـم میشه گفت که خیلی سرحالـه
نارا گفت نودل دوست داره
پس چی میتونیم براش درست کنیم؟- جولمیون درست کنیم؟-
منم دلم جولمیون میخواد
جولمیون؟- جولمیون؟-
دهنم آب افتاد
اون دوکبوکیای که اون سری خوردیم هم خیلی خوشمزه بود
...آره- راجع به اون هیچی نگو-
کاری کردی از هرچی دوکبوکی متنفر شم
...اصلاً فکرشم نمیکردم که
تو این سن سرِ دوکبوکی دعوامون شه
جداً مسئلهی مهمی هم نبود
نه خوشمزه بود
نودل داریم؟
سُسـش گوچوجانگـه؟
...آها، روغن کنجد، دونهی کنجد
و سرکه میریزیم؟ سرکه هم میریزیم نه؟
چرا فکر کردم سرکه لازم داریم؟
هی وون برای اینکه به قولی که به مهمونـش داده) (عمل کنه و به خوبی ازش پذیرایی کنه
یعنی هی وون موفق میشه که) (یه نودل خوشمزه درست کنه؟
همینجاست؟
اینجا روستاعه، آره؟
باید اینجا باشیم- رسیدیم-
آره
واای این روستا چقدر باحالـه- محشره-
اینا همه خونه هستن؟- آره-
خیلی جایِ خفنـیه. سطحـشون فرق داره
خونههایی که سقفِ کاهگلی دارن اینورن و خونههایی که سقف سفالی دارن اونور
ما هم نباید سقفِ خونهامون رو سفالی کنیم؟
روش سقف سفالی بسازیم؟
مناظرِ آرومِ این روستا باعث شده که) (بخوان سقفِ خونهاشون رو سفالی کنن
همراه با این مناظر زیبا به سمتِ) (حیاطِ جلویی امروز میرن
تپهی پشتیِ موزهی روستاییِ) (گیونگ جو یانگ دونگـه
خونههایِ سقف کاهگلی با) (...خونههایِ سقف سفالی
نسلهایی که ادامهدهندهی فرهنگ) (...و سنت این کشورن
روستایی که هنوز توش سنت) (و فرهنگ زنده است
No comments yet. Be the first to leave one.