Release info

ㆍ날씨가 좋으면 찾아가겠어요 When the Weather is Fine E10[@KTteam]
A Commentary by Ro94kgh
🌹مراجعه کنید @KTteam برای دانلود دیگر زیرنویس ها به کانال تلگرامی🌹

Tags

other
Published on: 2020-03-31
Downloads: 24
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

هر گونه استفاده مادی از زیرنویس و کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع است

هه وون- جونم-

باید خم بشم اونو بردارم

خب خم شو- اینطوری؟-

آره، خم شو

باشه

داری سر به سرم میذاری، آره؟

نه بابا

فقط میخوام نزدیکت باشم

اونقدرام کم‌عقل نیستم

هستی

هستم؟- اهوم-

جانگ وو کسیه که آی کیوش بالاست

درسته

!اون سوپ

سلام، هی- سلام-

چه خبره؟

اینجا چه خبره؟- منظورت چیه؟-

هیون جی، فکر کنم یه چیز عجیب دیدم

چی دیدی؟

...اون سوپ و هه وون

نه بابا. منظورت چیه؟

فکر کنم یه چیزی خورده بودن

بوی یه چیزی میاد

نمیفهمم منظورت چیه

اون سوپ، امروز هی رو از دوچرخه فروشی انداختن بیرون

هی، بهش نگو

باورت نمیشه که چقدر احمقه

فکر میکرد که یه زین 300 دلاری فقط 30 دلاره

لطفا

بهرحال، اینجا چی کار داشتیم؟

اومده بودم که کیف پول اون سوپو بدزدم

ولی خب چون اینجاس، دیگه نمیتونم

عااا خب، پس بیا بریم

خیلی خب باید یه چیزیم بخریم، بخوریم دیگه، من گشنمه

بیا برگردیم سر کارمون

چی؟

خدای من

!هی- سلام-

الان رسیدی؟- اهوم-

اخیرا زمان خیلی آروم میگذره- اهوم-

ببخشید

احیانا، میدونی که آقای ایم جونگ پیل کجا زندگی میکنه؟

ایم جونگ پیل؟

...ایم جونگ پیل

منظورش جونگ پیل ئـه؟

فکر کنم

چرا میخوای ببینیش؟

قضیه چیه؟

...خب

ما هر نوع پیچی داریم، آقا

مطمئن باش

بله ای خدا

بله- یکی دنبال جونگ پیل می‌گرده-

...جونگ پیل، اون اسم

بابای اون سوپ نیست؟

کی دنبالش میگرده؟

باید این دفعه حتما انجامش بدی

گرفتم ساکت باش

بهت آسون نمیگیرم

کیهان... 17 دلاره

لطفا اینجا رو امضا کنید

آها، جعبه ی پیکتو از روی میز بیلیارد بردار

فهمیدم، فهمیدم- عوضی-

سریع باش بزنش

یه ثانیه صبر کن باید زاویه شو محاسبه کنم

چیو محاسبه کنی؟ فقط بزنش

بگیر و برو

اون جونگ پیل نیست؟

یه نفر دنبالش میگشت

بدو، بزنش- من رفتم-

فقط اینطوری بزنش

خدای من

!هی

!جونگ پیل

چیه؟

بیا اینجا

یه نفر دنبال من می‌گشته؟

آره

توی پایانه اتوبوسرانی بوده

کی؟

...خب، اونا گفتن که

شبیه اون مَرده بوده ...میدونی، همون بابای

هی، فکر نکن میتونی فرار کنی

میخوایم برای یه شات دیگه بریم جین جو

بیا بریم

جونگ پیل، بیا

کارتون تمومه؟- اهوم-

خیلی خب، ممنون

!ایم هی

!هِی، ایم هی

چرا اینقدر طولش داد؟

!ایم هی

"ایم مثل "لیمبو

!"هی هم مثل "سوت

!ایم هی

!هی، کوان هیون جی !هیون جی

خدای من !خیلی سرده

اون کیه؟

احیانا، تو روی من کراش داری؟

خدای من، خوب نیست- ببند بابا-

چیه؟- بیا بریم-

اولین بارمونه که بازوهامونو اینطوری توی هم گره می‌زنیم، نه؟

خدای من ساکت باش

خدای من

ایم اون سوپ

اون سوپ

پاشو پاشو باهام بازی کن

حوصله ام میشه لطفا؟

اون سوپ

ایم اون سوپ؟

بفرما

هه وون

خوشمزه بود؟- چی؟-

چه مزه ای میده؟

مزه عجیبی داره

پاشو

خیلی بی ادبی

چیه؟

داری میدرخشی

چی؟

هیچی

اون سوپ- جونم-

میشه یه چیزی برات بپزم؟

چی؟ تو؟

وا، چرا اینطوری ریکشن میدی؟

من آشپزیم خوبه خب، حداقل از خالم بهتره

جدی میگم

حداقلش توی خورشت خمیر سویا، ژامبون نمی‌ریزم

خیلی مشکوکه

اوه

چی شده؟

هی

خب عملا غیرممکن بود که بتونم شمارتو گیر بیارم

مثل اینکه خیلی مصممی که زندگی شخصیت رو خصوصی نگه داری

برو سر اصل مطلب، نی‌نی کوچولو

برای قرارداد بهت زنگ زدم، میخوای چه کنی؟

نمیتونم که تا ابد صبر کنم

اوه، اون

تصمیمت چیه؟

میخوای یا نه؟

آره، میخوامش

چی؟ میخوای؟

اگه باهاش مشکل داری که خب نمیخوام

نه، نه قضیه این نیست

من هیچ مشکلی باهاش ندارم

خب پس قراردادو با ایمیل تا یه هفته دیگه

بفرست برام، نی‌نی کوچولو

هی صبر کن، صبر کن

...میدونی، ما معمولاً

قراردادو با ایمیل نمی‌فرستیم

خب پس چه کنم؟ با کبوتر می‌فرستی؟

...خب، جوّ کمپانی ما اینطوریه که

همه اونجا دوست دارن مردمو رو در رو ببینن

بخاطر همین من همیشه جلسه های حضوری دارم

...چرا تو

هر موقع وقت داشتی بیا دفترم

من خیلی سرم شلوغه

ولی یکم برات زمان خالی میکنم

...توی هودونگ گیل توی پاجوئه

شش و 18 دقیقه صبح

نه و 18 دقیقه صبح، 12 و 19 دقیقه ظهر سه و 18 دقیقه ظهر، 6 و 18 دقیقه عصر

و 9 و 18 دقیقه شب

این زمانبندی قطاراییه که میان به شهر من

...هی، منظورت اینه که

من باید بیام پیش تو؟

فکر کنم نگرفتی

کسی که درخواستی داره، باید بره دنبال صاحب اختیار

...هی، میونگ یو

الو؟

میخوای برای کتاب قرارداد امضا کنی؟

کی اومدی؟

همین الان میخوای برای کتاب قرارداد امضا کنی؟

اهوم

ولی تو چند وقت پیش خیلی جدی گفتی که دیگه نمی‌نویسی

گفتی دیگه نمیتونی به چیزی فکر کنی و دربارش بنویسی

برگشتی گفتی که چمیدونم خلاقیتت ته کشیده و اینا

چت شد یهو؟

وقتی محکم به زمین بخوری

بعدش تنها راه پیش رو، به سمت بالائه

من از فقر ضربه خوردم

حالا هر چی اونا دست تو چیکار میکنن؟

...میبینم که هویجام

سیب زمینیام و گوجه هام دست توئن خیلی ناراحت شدم

اوه، اینا؟ اینا رو خریدم

خریدی؟- اهوم-

اینا رو وقتی که پیش اون سوپ بودم خریدم پس مال منن دیگه

آها خریدیشون

راستش من واقعا در مورد کتاب جدیدت کنجکاوم

اگه همه چیزو بذاریم کنار من واقعا طرفدار رماناتم

...بیا وقتی که کتابت اومد بیرون- هی-

زمستون خیلی زود تموم میشه

نمیخوای از خواب زمستونیت بیدار شی؟

اولش نگفتی که بهار میخوای برگردی؟

چی؟ کی؟

اوه بابای اصلی اون سوپ

مامان لباس ورزشی من کو؟

اوه توی کشو پایینیه

ولی اون که مُرده

پس کی میتونه باشه؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left