The first 80 lines.
SANDS Movie
آه، خیلی خوب بود!
یه حسی بهم میگفت شماها ازش خوشتون میاد.
مثل یکی از فیلم های مورد علاقمه،
ام، خوشحالم که تونستم بهتون نشونش بدم.
وای خدا، رفیق. نه، جدی میگم، رفیق، خیلی محشر بود.
بچه ها، همتون ساکت بشید.
گوش کنید، مثل اینکه، این بهترین چ... چیز بود که تا حالا توی کل زندگیم دیدم.
آره، داداش، من... میدونی، فیلم خوبیه.
نه، نه. چطوری این کار رو میکنی؟ مثل اینکه چ... از نظر لجستیکی، مثلاً،
چیکار میکنی که این رو بسازی؟
مثلاً، این... این مثل انیمیشن خمیریه؟
- آره، نمیدونم، داداش. اوم... - آره، ام...
حالت خوبه، آقای رئیس؟
- یکم عجیب رفتار میکنی. - آره.
لعنتی، دارم عجیب رفتار میکنم؟ ببخشید.
یکم قبلش علف کشیدم.
خیلی دارم روی اعصاب میرم، مگه نه؟
نه، خوبی داداش. فقط یکم... یکم آب بخور.
ممنون، چارلی.
خیلی خب، میخوام یکم غذا سفارش بدم.
همه چی میخوان؟
اوه، چطوره یه پیتزای پپرونی بزرگ بگیریم که با هم بخوریم؟
اوهوم...
آره. آره، چی هست؟ ام، بذار فکر کنم.
هوم، آره، چی خوبه که با هم بخوریم؟
- میتونیم پیتزا بگیریم. - اوهوم...
من چینی یا تایلندی میگیرم.
یا چی... اصلاً اینجا چی هست؟
- پیتزا... - یه لحظه وایسا، پیم.
داریم غذا سفارش میدیم، مرد.
سلام.
میشه یه سکه بهم بدید؟
برای یه پیرزن جذابی مثل من؟
- اوه، آره، البته. - متاسفم، نمیتونم کمکت کنم.
- اون داره براتون دردسر درست میکنه؟ - نه، مشکلی نیست، آقای رئیس.
- اون داشت میرفت. - آه، لعنت بهت!
لعنت بهت! لعنت بهت!
- هو، هو، هو! آروم باش. آروم باش. - هو! واقعاً ترسناکه.
- هو، این دیگه چه کوفتیه؟ - خفه شو.
- این چیه؟ - خانم احمق.
- این خیلی مهربونانه نبود. - وایسید، وایسید. بچه ها، بچه ها، بچه ها.
یه ایده ای به ذهنم رسید. چی میشه اگه پیتزا درست کنیم؟
ای... این ایده من بود.
لعنتی، چارلی، این ایده خیلی خوبیه، رفیق.
تو یه نابغه واقعی ای، چارلی. تو یه نابغه ای.
چطور این چیزها به ذهنت میرسه، چارلی؟
- وای. - نمیدونم، مرد.
مغز من باید خیلی شارژ شده باشه.
من فقط، خب، ایده های وحشیانه ای به ذهنم میرسه.
به خاطر همین نمیتونم بخوابم، به خاطر ایده هام، ولی من...
چی شد؟
اه، حتماً فیوز لعنتی پریده، همون چیز قدیمی و خراب.
خب، باید برم دوباره روشنش کنم.
پیم، چرا تو باهام نمیای، اوه، تا بتونی چراغ قوهم رو نگه داری...
و جنده چراغ قوه ای کوچولوم باشی.
اوه، باشه، حتماً.
شمعی هست که بتونیم فعلاً ازش استفاده کنیم؟
فقط یکی مونده. فکر کنم گلپ بقیه رو خورد.
گلپ، میدونی شمع دیگه ای هست؟
اوه، گلپ؟
اون چشم ترسه.
بعضی اوقات حس میکنم وقتی دارم حرف میزنم...
- هیچکس حتی گوش نمیده. - اوهوم.
عجیبه. حتماً یه نفر خاموشش کرده.
من روشنش میکنم.
آقای رئیس!
گلپ، حالت خوبه؟
!آه! ازم دور شو
آه!
- بگیرش، داره دیوونه میشه! - من... من یه جارو میارم.
آلن، ببندش!
مشکل گلپ چیه؟
فکر کنم جن زده شده، مرد، ولی نگران نباش،
عموم بهم یاد داده دقیقاً توی همچین موقعیتی باید چیکار کنم.
نیروی مسیح تو رو وادار میکنه!
نیروی مسیح...
آقای رئیس، بیدار شو! بیدار شو! حالت خوبه؟
یه چیزی بهم خورد.
چی بهم خورد؟
No comments yet. Be the first to leave one.