Lucky Romance

Lucky Romance (운빨로맨스)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Lucky Romance E08 www sunflowermag com
A Commentary by Rahasam_86
رها و زهرا Sunflowermag.com

Tags

other
Published on: 2016-06-20
Downloads: 36
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

کجا داري ميري؟ - بايد دنبالش بگردم -

ممکنه خونه باشه

اون اين جور تصميم احمقانه اي نمي گيره

بهش مطمئنم

واقعا بهش اطمينان داري يا اين چيزيه که خودت مي خواي؟

گفتنش چيزي رو عوض نمي کنه

مي خواي فقط بشيني و منتظر بموني؟

اون فقط تو رو يه ترسو جلوه ميده

مراقب حرف زدنت باش

تو مي دونستي که بونوئي واسه نجات بورا دلش مي خواد چيکار کنه

اينا همش به خاطر اينه که اون تموم اين خرافات مسخره رو باور کرده

بايد بري اگه فکر ميکني اين احمقانه اس

فکر کنم به عنوان رئيسش ديگه کارت تمومه

... پس خود احمقت بشو و به صبر کردن ادامه بده

به عنوان دوست صميمي اش

:ترجمه و زيرنويس .:.:(zshkoo)زهرا:.:. .:.:(Rahasam_86) رها:.:.

افسانه ی ِشانس = قسمت 8 =

بونوئي

بونوئي، بهت باور دارم

... دستگاه مشترک مورد نظر خاموش مي باشد؛ لطفا

بونوئي

متاسفم که توي اين ساعت مزاحم تون ميشم

احيانا؛ بيمار جديدي به نام شيم بورا اونجاست؟

بله ؛ متاسفم

متاسفم

واست بهترين ها رو آرزو ميکنم

اون گفت نمي تونه دست برداره

گفتش که واسه نجات خواهرش هر کاري ميکنه

مامان

بابا

لطفا از بورا خوب مراقبت کنيد تا ديگه درد نَکشه

من تا لحظه آخر ازش مراقبت ميکنم

و دنبالش ميام

فکر کنم هنوز برنگشته

فکر کنم هنوز پيداش نکردي

بيا تنهاش بذاريم

اون برگشت

همين مهمه

بذار استراحت کنه

هنوز وقتش نيس

هنوز نمي تونم بذارم بره

... پرستار لي هستم از بيمارستانِ - خانم لي ، منم بونوئي -

اوه ؛ عزيزم بونوئي

چرا دردسترس نبودي؟

ديروز ... ولش کن

لطفا زود بيا بيمارستان

واسه بورا اتفاقي افتاده؟

! بورا انگشتش رو تکون داده

چي؟

حقيقت داره؟

اون واقعا اين جوري انگشتش رو تکون داده؟

بله - شما که دروغ نميگين نه؟ -

خواهرم بيدار شده نه؟

دارم حقيقت رو بهت ميگم

توي آمبولانس متوجه شديم ؛ براي همين سريع برگشتيم

به زودي ذره ذره حواسش بهبود پيدا ميکنه

همين طور شروع ميکنه به واکنش نشون دادن ؛ تبريک ميگم

ممنونم

ممنونم بورا

ممنونم

ممنونم - تبريک ميگم -

! خانم لي

از زحمات تون ممنونم

تو هم خيلي زحمت کشيدي ، بونوئي

تبريک ميگم

! نگاه چقدر شکفته شدين

بهتون خيلي افتخار ميکنم

! فقط يکم ديگه رشد کن ، فايتينگ

اون بايد خواب باشه نه؟

حتما خوابیده

واسه همين نمي تونه تماسهام رو جواب بده

نمي تونه همين جوري ناديده ش بگيره

... بونوئي

بايد خودشو آماده کنه

ديگه اين دفعه نمي گذرم

هي، بونوئي ؛ کجايي؟ خونه اي؟

حالت خوبه؟

یون يُک ؛ شوکه نشو

هر چي مي خواي بگو ؛ گوش ميدم

بورا به هوش اومده

! پوکو ، بورا به هوش اومده

کِي؟ - ديشب متوجه شدن -

بعدا که اومدم خونه تمومش رو واست تعريف ميکنم

تو الان کجايي؟

بايد برم جايي سر بزنم ؛ بعدا مي بينمت

... بونوئي ؛ مي خوام برم

خداي من ؛ الان چه ساعتيه؟

اين خيلي ناراحت کننده اس

اي بابا ؛ اون چِش شده؟

اگه رفت خونه خب بايد بياد سر کار

عادتشه که از زير کار در بره

چي؟

يه رئيس نمي تونه به کارمندش زنگ بزنه وقتي نيومده سر کار؟ نه

چرا؟ واسه چي بايد بهش بچسبم؟

فراموشش کن

قطعش کن

! اين جوري نميشه

آروم باش

آروم باش جه سو هو ؛ باشه

... خب - تو اينجايي -

چرا اينقدر دير کردي؟

متاسفم ؛ ترافيک سنگين بود ؛ ببخشيد

اين مال شماس؟

اسم جه سوهو روی ِ اونه

کيبورد جديدم رو آورده

مال منه

پس کِي بسته من ميرسه؟

هان؟

چرا اينقدر شما کندين؟

و اون نبايد وارد اينجا بشه

شما عقلتون رو از دست دادين

اطلاعات فن آوري شرکت محرمانه اس

چطور مي تونين اينقدر بي مسئوليت باشين وقتي ارائه تازگي تموم شده؟

يکم مراعات کنين

دال نيم

اون چيزا با بونوئي خوب پيش نرفته؟

ميدونم ؛ چرا داره سر ما خالي ميکنه؟

دارم گيج ميشم

خداي من ، آدم عجيب غريبيه

آقاي کو , هنوز نيومدين؟

برو کنار - ! آقاي کو -

کجا رفته بودين؟ همه جا رو دنبال تون گشتم

يه يادداشت اينجا گذاشتم ؛ رفتم که به کارام برسم

ببين چقدر پر جنب و جوشي ؛ معلومه دوباره دردسر درست کردي

! آقاي کو

ممنونم

... بورا

بيدار شد

خيلي خوشحالم و خدا رو شکر ميکنم

من حتي موفق نشدم ببر به دست بيارم

اين غير ممکنه

خوب فکر کن

هيچ چيزي واقعا اون شب اتفاق نيُفتاده؟

زياد نوشيده بودم

نگران بودم که نکنه واسه بورا اتفاق بدي بيُفته

خيلي بارون مي اومد و مست بودم

بعدش رفتم خونه

ولم کن

بيا بريم ؛ خورشيد هنوز در نيومده

آرزوت رو برآورده ميکنم

من يه ببرم؛ ميدوني که؟

... ببر

گذروندن يه شب با اون؟

... آسون نمي تونسته باشه

اگه هوشيار مي بودي

! آقاي کو

! انجامش دادم! من يه شب رو با يه مَرد متولد سال ببر گذروندم

نمي دونستم که مي توني از پسش بر بياي

! همين بود

آقاي کو ؛ شما بايد بهترين پيشگوي کره باشيد

! نه در کل دنيا ، بلکه در کل هستي

کافيه ؛ تا کجا مي خواي پيش بري؟

اگه همه جا اين جوري اغراق بکني

ممکنه بيُفتي و به خودت صدمه بزني

افراط نکن و اينقدر مثل ديوار نَشين حرف مفت بزن

هميشه مراقب باش

آقاي کو ؛ توي اين دو سال گذشته من تموم کارايي رو که گفتين کردم

... حتما هر روز شمع روشن ميکنم

و هر شب مراسم مذهبي انجام ميدم

... هنوز

انرژي بدشانسيت رو حس ميکنم

اينو يادت باشه و برو ديگه

باشه

آقاي کو ممنونم

... هيچ وقت تا اينجا نمي رسيدم

اگه شما نبودين

مسخره اس

اينا همش سرنوشتته

قسمت بوده تا تو رو ببينم

وقتي بورا به هوش اومد دوتايي واسه تشکر مي ياييم

فراموشش کن ؛ نمي خوام بدشانسي بياري اينجا

از اينجا برو بيرون و شانس بدت رو با خودت ببر

! باشه

... نميدونم چرا ولي صداتون

انگار واسم يه موسيقيه

... اين احمق

و دختر بدشانس

لطفا مراقبش باشين

ممنونم - لذت ببرين -

سلام

آقاي جه رو ديدين؟

چرا؟ هر لحظه دلت واسش تنگ ميشه؟

نمي توني تحمل کني؟ - کافيه -

الان اصلا حوصله شوخي هاي شما رو ندارم

خوبه

"تموم کاري که مي تونم بکنم اينه که کنارش لبخند بزنم"

"اون خبرداره؟"

"... براي همين من هميشه -" "تماشاش ميکنم -"

! بهت گفتم من نبودم - من چيزي نگفتم -

شنيدم تو نيستي

... چرا وقتي که داريم درباره اش حرف ميزنيم

به کي نگاه مي کردي؟

مامانت بود ؛ بابات يا جه سو هو؟

واقعا نمي خواستم اينو بگم

ولي تو از اين جور آدماي آزاردهنده؛ کج خلق و مزاحمی

! از اين آدمايي هستي که نمي تونم تحملشون کنم

! منم همين طور ، همين حس رو دارم

... تو هم آزاردهنده و کج خلق و مزاحمي

! واسه من

آقاي جه؟

More Farsi Persian subtitles for Lucky Romance

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left