The first 200 lines.
!هي، بادکنک
بيا اينجا
داري مياي؟
بيا
گوش ميکني؟
...اگه بياي
يهچيزي بهت ميدم
يهچيزي خيلي گندهتر از اون که فکر کني
صدتا آبنبات ميدم بهت
دو ميليون شکلات کاراملي
هرچي که بخواي اگه بياي
گوش نميده
بادکنک، مياي يا نمياي؟
شنيدي که چي گفتم
پس مياي با من بريم؟
براي بار آخر
مياي بريم خونهي ما يا نه؟
جواب نميده
پس جوابش "نه"ست
خيلي خنگي
پرواز بادکنک قرمز
افسوس. افسوس. افسوس
سه مرتبه افسوس
چه مصيبتي
کيونگ ليان. چه بهايي بخاطر هوسراني ما پرداختي؟
شاه اژدها معشوقهات را قرنطينه کرده
او را در اعماق دريا جاي داده
چه اميدي به پيدا کردنش داري؟
.ولي بايد تلاش کني پيدايش کن
خودت را بيانداز درون اقيانوس
...از آنجا که اندوه من بيکران است
اقيانوس را بهجوش خواهم آورد تا قطرهاي برجاي نماند
.تصميم من بيباکانه خواهد بود بيباکانه
اين را بدان و به دنيا بگو
اقيانوس را تا خشک شود خواهم جوشاند تا معشوقهام را بيابم و رهايي بخشم
آري، هيچچيز مانع من نخواهد بود
ميشنوي؟
!چه شوقي
شنا ميکنم تا به بانوي من هشدار دهم
سَرت رو داشتيم ميديديم، متيو
پس ديگه سورپرايزي نبود
...چيز بود
شروعش؟ - آره -
ادامه بديم يا برگرديم؟
ادامه بديم يا برگرديم؟
دوباره اين رو بريم
آره، دوباره اين رو بريم
.يهذره سريعه نفس بگير
دوباره بريم
از کجا؟
.آره، درسته گول خوردم
"دريا خشن است"
گفتي اين کجا بود؟
.من خيلي راحتم نميخواد رفتار رسمي داشته باشي
باشه
بهنظر خجالتي نمياي - ببخشيد؟ -
بهنظر خجالتي نمياي
بهنظر نميام؟ فکر کنم هستم - يهذره خجالتي؟ -
نميخواد. ريلکس باش
باشه، منتظرم باش
پنجره رو ببندم؟ - نميخواد -
سيمون. خوبي؟
همهچي خوبه؟ - آره -
بيا سونگ رو معرفي کنم
همونيه که بهت گفتم
حالت خوبه؟
.گير کردي وايسا
چرا باز نميشه
اين ماشين واقعا بهدردنخوره
چجوري باز ميشه؟
.حالا بههرحال، سيمون، اين سونگه سونگ، سيمون
با هم آشنا بشين
.بههرحال، بايد پياده شي از در من بيا، اگه اشکال نداره
پات رو بذار اينور
قراره بري شيرينيفروشي يه کيک بخري
وسايلت رو بده من
.يه شيرينيفروشي هست که سيمون خيلي دوست داره نشونش ميدي شيرينيفروشيه رو؟
نشونش ميدي شيرينيفروشي رو؟ - آره -
هميشه يه کيک کوچيک ميخره
وقتي مياد خونه ميخوره
.خب پس اونجا ميبينمتون بايد برگردم سر تمرين
بذار ببينم، ديگه چي؟
کليد... توي کيف مدرسهشه
يکي از روش بساز
سيمون بلده کجا کليد ميسازن؟
بلدي، نه؟
پس فعلا - باشه، فعلا -
.خونهمون رو نشونش بده بگو بهش
فعلا - فعلا
شيرينيفروشي اول يا کليد اول؟ - اول کليد رو درست کنيم -
من اسمم سونگه
منم سيمونام
من توي پکن دانشجو بودم
کجا هست؟ - چين -
من سينما خوندم
چه مدل فيلمي؟ - ببخشيد؟ -
چه مدل فيلمي؟
سينما بهطور کل
تا حالا يه فيلمي به اسم «بادکنک قرمز» ديدي؟
يه فيلم خيلي قديميه مال 1956
دربارهي يه پسربچهست و يه بادکنک بزرگ قرمز
يهدقيقه وايسا
چيزي ميبيني؟
نگاه کن، ميبينيش؟ - اوه، آره -
بريم؟
اون در بزرگه اونجا؟ - آره، بغل اون سطله -
خيليخب
مواظب باش
رمز ورود چيه؟
خيليخب
سونگ؟ - بله؟ -
ساعت چنده؟
.تقريبا پنج و نيم پنج و نيم يا شش
ميخواي دقيق بدوني؟ - نه -
ميخواي بشيني؟
نه، سر پا ميمونم
دوربين رو نگه داشتي، خسته نشدي؟
نه خوبم
احتمالا معلم پيانومه، آنا
شايد هم مامانه
سلام
من آنا ام، معلم پيانو - خيليخب -
.اسم من سونگ فانگه بهم بگو سونگ، راحتتره
پرستار جديد سيموني - درسته -
خوشوقتم - خوشوقتم -
سلام، آنا - سلام، شيطون -
اين چيه دستت؟
همين دوربين سونگه - آهان، مال تو نيست -
باهاش بازي ميکني؟
ميخواي بده من؟ - آره، خودت باز کن -
خب، نُتات رو بيار
گامها رو تمرين ميکنيم؟
.خودت رو اذيت نکن به زحمتش نميارزه
خيليخب
گامها رو ميزنيم يا اين قطعه رو؟
با گامها شروع کنيم؟ - باشه -
گام سُل، يا دو؟
با دو شروع کن
بريم
پوسچرت رو درست کن
سلام، چطوري؟
سلام، سيمون
.دوباره بزنيم انگشتگذاريت رو قاطي کردي
.حواست به مچ دستت باشه و صاف بشين
سعي کن ريلکس باشي
ببخشيد
.من اسمم سونگه از سيمون مراقبت ميکنم
مارک گفت ميآيين
.من دوستدختر مارکام که اينجا زندگي ميکنه
معذرت ميخوام، يادم رفت سيمون امروز کلاس داره
از بخش بعدي هم چيزي زدي؟
يعني آره؟ -
خب، بزن برام - همينجاهاست -
تا اينجا رسيدي؟
کمکت کنم؟ - خوبه، مرسي -
بد نبود
ولي بايد دقيقتر باشي
.مکث ميکني. نُت رو بخون حواست به انگشتهات هم باشه
گرفتي؟ دوباره بزنيم؟ با دقت
من بعدا برميگردم
خوبه، بهجز اون يه تيکه
بزن دوباره، همين يه تيکه رو
سلام، من بايد از گاز سوزان استفاده کنم
ميتونم؟
شما...؟ - طبقهي پايينيام، من مارکام -
.من اسمم سونگ فانگه پرستار جديد سيمونام
بله - ما هم که با هم آشنا شديم -
من فقط ميخوام از گاز استفاده کنم
چون کلاس پيانو هنوز تموم نشده
عيب نداره اول يه زنگ به سوزان بزنم؟ ...چون اولين بارمه که
حتما - ببخشيد -
نه، مسئلهاي نيست
فقط ميخوام بهش بگم چون تازه اومدم اينجا
...ميتوني اينا رو بذاري
،اونها رو بذار توي آشپزخونه من خودم باهاش حرف ميزنم
اول گوشت رو باز کن
آره، ميذارمش توي يخچال
سلام، سونگام
سلام، سوزان ببخشيد مزاحمت شدم
يهلحظه وقت داري؟
آره، مارک اينجاست
مارک اينجاست ميخواد باهات حرف بزنه
گوشي رو ميدم بهش - مرسي -
سوزان؟ آره، مارکام
خوبم، مرسي
ببين، يه مهموني شام دارم
ميخوام تاسکباب با گوشت گوسفند بپزم
بايد بهمدت طولاني و آروم بپزه
اول ميخواستم ران گوسفند بپزم ولي از آخر ديگه کردمش تاسکباب
بههرحال، بايد يه چهار ساعتي بپزه
بعد اين وسط بايد سبزيجات هم درست کنم
،ميخوام بخارپزشون کنم بعد با ايولي سرو کنم
نه، نه، نگران اون نباش
معلومه که اگه بخواي براي شام بياي قدمت روي چشمه
...بههرحال، من ميخوام که
نه، نه، اونقدر طول نميکشه قول ميدم
گوشتم که همين الآن داره آماده ميشه
نه، نه، نگران نباش
...نه، نگران نباش
ببين، درهرحال، گوشت الآن داره طبقهي پايين آماده ميشه
No comments yet. Be the first to leave one.