The first 200 lines.
.مُردم از گُشنگی
!امروز... سوکیاکی داریم
!ســــــــــــوکیاکـــــــــــــــــی
!سوکــــیاکــــی
!منتظرت بودم، عزیزم
!لـ-لوم؟
!این سَرُ وضع عجیبغریب چیه بهخودت گرفتی؟
!دیگه وقتی نمونده
!توهم باهام میای
...وایسا ببینم! من میخواستم سوکیاکی بزنم
اگه حرف گوشکُن نباشی به جای سوکیاکی !شوک برقی منُ نوشجان میکنی
!تازه دروازهی میانبُعدی رو هم باز کردم
!ا-این دیگه چه کوفتـیه؟
!باید عجله کنیم. همه منتظرمونن
کدوم جهنمدرهای میخوای منُ با خودت ببری؟
!توهم قراره تو جشنوارهی اعتدال بهاری سیارهـم شرکت کنی
!جشنوارهی اعتدال بهاری یه رویداد مهم واسه مردم منـه
سوکیاکیخورون هم واسه من رویداد مهمیـه که !فقط یهبار در سال اتفاق میوفته
!آهــهه! دیر کردیم
،تا وقتی من برسم اونجا !هیچ برنامهای رو نمیتونن شروع کنن
!نــــــــــــــــــــه! سوکـــــــــــیاکـــــــــــــــــــی
.دیر کردی، لوم
!ببخشید، بابایی
!خیلیخُب! بریم که جشنواره امسالُ شروع کنیم
...ا-این جشنوارهای که میگید
!انگاری دعوایی چیزیـه که...
انگاری" نه؛" !یه دعوای واقعیـه
!خودتُ واسهـش آماده کن، پسر جون
،قشنگ داد میزنه اگه با اون اوباش دستبهیقه بشم !تیکه بزرگم گوشـمه
گفتی تیکه بزرگـت گوشــته؟
!همین که گوشِـت واسهـت میمونه باید از خداتم باشه
!حیفنونها! خدایان اقبالُ دستکم گرفتید؟
!خورد خاکشیرتون میکنیم
!ببندید حلقومـتونُ؛ یهسره هِی وِر وِر، وِر وِر؛ خدایان پاپَتی
بروبچ شنیدید چی گفت؟
!اون خوک گُندهبَک دلش هوس کتک کرده
...حـ-حتماً شوخیـت گرفته
یعنی قراره بدون خوردن سوکیاکی تو یه سیارهی بیگانه تلف بشم؟
!نمیخوام
!نمیخـــــــــــــــــــــــوام
...الآن حِس کردم صدای آتارو رو شنیدم
!خانومجان، از گُشنگی مُردیم
!ولی آتارو که هنوز نیومده خونه
!نکنه قاطی ارازلاوباشی چیزی شده باشه؟
.ممکنه... اتفاق بدی واسهـش افتاده باشه
!امکان نداره اون بچهی بُلهَوس از خیر خوردن سوکیاکی بگذره
!مادرشونُ بهعزاشون بشونید
!نــــــــه! نمیخـــــوام
!من نمیخوام بمیرم
!اوهوی! بچهها با دقت پرتاب کنید
!تو میتونی، تو میتونی، تیم قرمز
!تو میتونی، تو میتونی، تیم سفید
!خاکتو سرتون کنن ...این که فقط یه پرتابتوپ سادهـست
!اوهوی! اوهوی! اوهوی
!نبینم ببازیدا !خودتونُ جمعُجور کنید
!بنازم! داف رویت شد
!برو که رفتیم- !برو، برو، برو-
!برو، برو، برو
!آخننه
!درود بانو
شماره بدم پاره کُنی؟
!تو کیای دیگه؟
اوهوی! چی کار داری میکنی؟
...خانومخوشگله
!عزیزم! بِنتن یکی از دوستهای دوران بچگیمـه
!اگه باهاش بهم خیانت کنی من میدونم با تو
!خرِ خدا
مگه میشه از خیر یه همچین جیگر طلایی بگذرم؟
خیلی خوشمره بود، مگه نه؟
!یا امالبنین
عزیزم! این صدای آتارو نبود الآن شنیدیم؟
...ا-اوهوم
آتارو؟ برگشتی؟
همهـش بخاطر اینه که !تو گفتی سهم آتارو رو هم بخوریم
!حالا که خوردیم رفته، دیگه کاریش نمیشه کرد
تازه این جنابعالی بودی که !بیشتر گوشتها رو خوردی
!ببخشید
،خواب دیدم پسرتون داره تو آتیش جهنم جلز ولز میزنه ...واسه همینم اومدم اینجا ببینم داستان چیه، ولی
.مثلاینکه روحـش هنوز اینجا سرگردونه
...پس، اون صدایی که شنیدیم واقعاً
!با اینکه کلهخری بیش نبود ولی بازم پسر یکییدونهـم بود
!آتاروی بیچارهی من
.مثلاینکه پسرتون درحالی که میل شدیدی به یهچیزی داشته از دنیا رفته
.باید واسهی اینکه روحـش قرین رحمت الهی بشه، باید واسهـش مراسمی برگذار کنیم
...فکر میکنم میدونم دلیلـش چیه
.اوه، اوه! تا حالا روحی رو ندیده بودم که بخاطر سوکیاکی سرگردون شده باشه
.عجب روح حقیری
!نظراتـت راجب ذائقهی بچهـمونُ پیش خودت نگه دار
،واسه آروم کردن روحی در این سطح
.باید سِگاکی بگیریم
.سِگاکی: مراسمی برای تغذیهی ارواح گرسنه
سِگاکی؟
!باید در برابر محراب بودا، یه جشن سوکیاکیخورون برگزار کنیم
...بندهخدا چه مشتاق میزنه
!بِنتن ساما
افتخار میدی بریم یه فیلمیچیزی باهم ببینیم؟
.مطمئنی؟ جلو روی زنت داری واسه من دُم تکون میدی
!بهش توجه نکن بابا
!جانم؟
.امروز فرداست بفرستمش خونهی باباش، بابا
!اوهوی، لوم
!نمیتونی درستحسابی اون سبد بیصاحابُ نگه داری؟
...ولی آخه
...شاید اینطوری بتونم لومُ یکمی تحریک کنم
بهنظرت من از لوم بهترم؟
!اگه لوم توفو آبپز باشه، تو یه سوکیاکی آبداری، بِنتنساما
یعنی واقعاً در این حد خوبم؟
مـ-میشه بخورمتون آیا؟
.مهمون من باش
!دیگه طاقتـم طاق شـــده
!وایسا ببینم! داری تعادلـشُ بهم میزنی
!می...کُـ...شـ...مـ...ـت
!ایول
!سـ-سبد افتاد
!باختیم
...این چه مصیبتی بود سرمون اومد
...خیلیخُب
...مسابقه بهپایان رسیده و برندهی دعواکنون امسالـمون
.تیم سفیده...
.حالا طبق سنت دیرینهـمون، یهنفر واسهی قربانی شدن انتخاب میشه
!قربانی...! وحشتناکـه
!خاکِعالم...! یعنی دوباره قراره فاجعهی پارسالُ تجربه کنیم؟
...طبق معمول، قربانی
.کلهخر ترین فرد تیم بازندهـست...
...معمولاً، انتخاب این موضوع کار سختـیه، ولی
.بهنظرم امسال توش حرفُحدیثی نباشه...
!اونم کسی نیست جز داماد من
!هِـــــع؟
هاع؟
!وایسا! بابایی تو نباید اینکارُ بکنی
!چهخوابی واسهـم دیدین؟
!آههههههه، عین اسب خوردم
!سوکیاکیـتون حرف نداشت
.یادم نیست آخرین بار چند سال پیش سوکیاکی خورده بودم
...چیزه، حالا که سیر شدین
...دیگه کمکم باید
.اوه! راست میگین
.دیگه کمکم باید برم خونه
!مراسم آتارو چیشد پس؟
!میمیری یهدعا حداقل واسهـش بخونی...؟
.اوههه، حق با شماست
.شرمنده، اونقدر خوشمزه بود که پاک یادم رفته بود
!عوضی تاسکَله
!آروم باش، خانومجان
...برای رهایی از وابستگیهایش به این قلمرو
.بهنشونهی احترام این مندلا رو به روح پسرتون تقدیم میکنم
.مندلا: در آیین هندوها و بودایی: دایره ای که حاوی پیکره ی خدایان و اشکال هندسی است
،سِندای، کوبه، هیدا، اومی، ماتسوساکا .تاجیما، یونِزاوا، یاماگاتا
!رون، فیله، دنبه، راسته، سینه، استیک و زبون نمــــکـــــــی
!آتارو
!آتارو
!اوه
!بد یُمنی بره
!خوشیُمنی بیاد
!عزیزم- !بَد یُمنی بره-
!بد یُمنی بره
!خوشیُمنی بیاد
!بد یُمنی بره
!آخ! آیی، آیی
...دارن تو جهنم مجازاتـش میکنن
حتماً بخاطر اینه که .تو طول زندگیش خیرش به هیچکسی نرسیده
...انگاری در نهایت واقعاً داره تو جهنم جلز ولز میزنه
.نامو آیدا
.یهچیز تو مایههای همون خدا بیامزرتش خودمونـه
.لعنت... بازم سرما خوردم
حالت خوبه؟ آتارو کون، واسهـت یکم سیب پوست بگیرم، میخوری؟
!تو اینجا چهغلطی میکنی؟
.اومدم عیادتت بابا
!آتارو! اومدیم عیادتـت
__لوم سان! روز بخیـ
لوم سان نیستن؟
اصلاً واسه خاطر اون بود که ...اومدیم آتارو رو ببینیم
.حالا از خونه بیرونش کرده ...لوم بیچاره
!هوی، آتارو
!لوم چان چیشده؟
!یکم مراعات کنید !ناسلامتی آتارو کون مریضاحوالـهها
!شینوبو
!میدونستم هنوزم دوستم داری
!چهغلطی داری میکنی؟
...این همه از کارام زدم اومدم اینجا ببینمت
شرط میبندم اومده بودی لومُ ببینی، مگه نه؟
.صد درصد
.تیرت به سنگ خورد
.لوم رفته یکی از دوستهاشُ تو نِپتون ببینه
!اَکِهی
!واسهچی انقدر بد موقع پاشدیم اومدیم اینجا آخه؟
!سرده
برف؟
.هممم. یه حضور عجیبُ بینـمون حس میکنم
.پیشنهاد میکنم کُمُدُ یه چک کنین
بازش کنیم یعنی؟
.من میترسم
.جای نگرانی نیست، شینوبو سان
.با شمارهی سه بازش میکنم
!...سه، دو
!آتارو کون
!بدویید پیداش کنیم
.اِوا، منُ این همه خوشبختی محاله .چقدر مرد اینجا تشریف داره
!یه زن برفی؟
!دیر اومدی نخوا زود برو، شیطان ملعون __الآن حقتُ میذارم کف دستــ
No comments yet. Be the first to leave one.