The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
جوزف کونجمی اینجا زندگی میکنه؟
اون هیچ حرفی باهات نداره
هیچ راه فراری نداری، انتون
لعنتی
چه اتفاقی افتاد؟
اون روم چرخید، کریس
اون روم چرخید
تو بهم نیاز داری که رمز خودت باشی، پسر سیاه
میخوام اون کار کوفتیت رو انجام بدم
ازت میخوام مودب باشی
لعنت بهت
میتونی داشته باشیش
باید یادت بمونه
بوستون یه اشتباهه
کشتی می فلور هیچوقت قرار نبود
به سرزمین پلیموث برسه
اونا داشتن به سمت ویرجینیا هدایت میشدن و بعدش گم شدن
بوستون فقط بخاطر
حس مسیریابی افتضاح یکی وجود داره
اه
ولخرج رومخ به صحنه
جرمای زیادش برمیگرده
و ولخرج مست ثابت قدم از خودش متنفر می مونه
چی میخوری؟
میخری؟- برات میریزم-
هنسی، درسته؟
وایسا وایسا
تو اینجا کار میکنی؟
اوه، خدای من چقدر قدرت افت کرده
نه
اون دردسری که پارسال
با اون شیمیزو هرزه گذروندم
ملحق شدن به کلاب یه پیشرفته- هومم-
و لعنت بهت
پس غرش به یه پچ پچ تبدیل شد
بازم لعنت بهت میشه پنج دلار
میدونی، ما دنبال چندتا محقق میگردیم
پایین دفتر "دی. ای" میگردیم میخوای یه چیزی بگم؟
جدی ای؟
معلومه نه
خوبه
چون افرادی که برای تو کار میکنن زیاد عمر نمیکنن
بهتره بری اون رو جمع کنی
دوباره نه، جیمی
مخابرات، ما الان به صحنه رسیدیم
داریم به محل اقامت نزدیک میشیم
همینجا بمون سعی میکنیم ارتباط بگیریم
پلیس. پلیس حرف میزنه
ساکنین یا مستاجران، بیاین در رو الان باز کنین
خیله خب، پوشش بدین، پوشش بدین
ما یه مستاجر خانم داریم- چه کوفتی داره اتفاق میفته؟-
دستات رو الان بهم نشون بده- میدونی الان ساعت چنده؟-
،من کارن شیمیزو هستم وکیل آمریکا
این کارا برای چیه؟- بیاین بیرون خانوم-
ما داریم به تماسی که درباره شلیک گلوله توی این آدرس داشتیم رسیدگی میکنیم.
چی؟ شلیک گلوله؟
بله خانوم
کی زنگ زد؟- یه همسایه-
خب، چرت و پرته
من کل شب رو خونه تنها بودم
هیچ شلیک تفنگی نبوده، اوکی؟
ما باید این خونه رو پاک کنیم
باهاش بمون
لطفا بیاین کنار
داریم وارد اقامتگاه میشیم
دریافت شد مخابرات، ادامه بدین
اتاق پاکه- اینجا هم کلا پاکه-
مخابرات، نردبان 44
ما به صحنه رسیدیم
یا عیسی مسیح
پلیس هم اینجاست
لعنت بهت، شیمیزو
مخابرات، اینجا هیچ نشونه ای از آتش سوزی نیست
میریم داخل و مطمئن میشیم
شب بخیر، دومینیک
چطور بود؟
خوب- هومم-
شب بخیر، لتیشا
شب بخیر، سین کلیر
،تو شبیه یه جوجه ای ولی مثل یه مرد حرف میزنی
من همیشه میدونستم
که تو یه قلدری، نه یه جوجه
شاید، ولی وقتمو تلف نمیکنم
تاحالا درباره استفاده از سایه بان شنیدی؟
کلاچ کارگو لعنتی
یادم رفت چقدر این برنامه لعنتی رو دوست دارم
،توی این یکی کلاچ و اسنوشو اسلدنیک
پرنده غول پیکر شمالی رو میگیرن
ولی درواقع یه پرنده غول پیکر نیست
فقط یه عوضیه که مثل یه پرنده لباس پوشیده
با چوبای زیر بغلش
خیلی هوشمندانست باید امتحانش کنم
،لعنتی جدی زندگی من اینه؟
مگه الان چیکار کردم؟
جک تو همیشه میرینی
توی اون بار از 6 تا 2 صبح کار میکنی
منظورم اینه که، با بوی بد الکل، دود و استفراغ برمیگردی خونه
تا لنگ ظهر میخوابی بعدشم اینجا لم میدی
مشروب میخوری و میگوزی تا دوش بگیری
بعدش دوباره میری برای خیلی ها صدا زده میشه"-
"اما عده کمی انتخاب شده ان متیو 22:14
یه چیزی باید تغییر کنه
اوکی؟ پول کافی درنمیاریم
دستمزد کم و 200 دلار انعام
نمیتونه 20 هزار دلار بنی رو پوشش بده
اتاق، تغذیه و شهریه توی دانشگاه نیویورک
من ترسیدم
" ترس، نسبت به مرگ آدم های بیشتری رو میکشه"
میدونی کی اینو گفته؟
ژنرال جورج اس پاتون
وقتی که تقریبا جورج رو بخاطر زدن
،اون سرباز توی ایتالیا اخراج کردن اون هول کرد؟ نه
ترسید و فرار کرد پیش مامانش؟ نه
توی زمین لعنتیش ایستاد و تا برلین پیشروی کرد
تو با موفقیت به برلین پیشروی نکردی
آره، تو از اف بی آی اخراج شدی
نه، نه، نه، نه، من استعفا دادم
و تو داری پول فرار
توی زیرزمین رو فراموش میکنی
آره، که تو هم برای ماه ها داری ازش دزدکی میبری
چقدر ازش مونده؟- خیلی، تن ها. وضعمون خوبه-
نگرانش نباش
جفتمون درباره بزرگ شدن با پدرای افتضاح میدونیم
که نتونستن چیزی تهیه کنن- اوه-
چرا باید بابای بازندت رو وارد این قضیه کنی؟
روزی که ما ازدواج کردیم ،تو قول دادی
که همیشه به خوبی از خانوادمون مراقبت میکنی
خب، الانم داری اون قول رو میشکنی
خب انتخابات ایناست:
شغل بهتری میگیری
یا خونه رو میفرشیم
یا خودم برمیگردم سرکار
یکی رو انتخاب کن
چون منتظر نمیشینم تا ورشکست بشیم
بازو، دوست من ما توی دردسر افتادیم
نظرت چیه؟
آره حق با توئه
شاید باید چندتا زنگ بزنم
مکالمه خوبی بود
دی کورسی، بیا تو
نظرت رو لازم دارم
کدوم عکس باعث میشه کمتر شبیه کس باشم؟
و بیشتر مثل دایی و قابل اعتماد
اوه راستشو بگم؟
آره- من اهمیتی نمیدم-
حالا، واقعا چرا صدام کردی؟
اه، بگیر بشین
دارم واسه دادستان کل مشترک المنافع
ماساچوست نامزد میشم
خدایا، گفتنش حس خوبی داره
و من چرا باید اهمیت بدم؟
میدونم دلت برام تنگ میشه ،ولی اگه من ببرم
درحالی از این دفتر میرم که هشت ماه از خدمتم مونده
و استاندار میگه میتونم خودم جانشینم رو تعیین کنم
که یعنی
،اگه انتخابت کنم و تو هم کارت خوب باشه
میتونی تو سال 94 برای یه دوره کامل نامزد بشی
حالا فایده ش چیه؟
تو تنها انتخابم نیستی که پتانسیلش رو داره
معلومه که نه
الان توقع داری پاچه خواریتو بکنم
و برات خودمو به اثبات برسونم
قربان، واقعا که باورنکردنی هستین
ولی همچنان من رئیستم و حرفم برو داره
درموردش هر طور که دلت میخواد فکر کن
دارم سعی میکنم به شغلت کمک بکنم
منظورت شغل خودته- این کار چه مشکلی داره؟-
سیلیسی ها میگن میشه با یه تیر
دو نشون زد
پس برتری و باور چیزیه که من لازمش دارم
تا از طریق شما دوتا به مردم نشون بدم
اون یه نفر دیگه کیه؟
اون یه نفر زنه
و الان داره میاد دفتر من
آقای وارد، بلر چاوز هستم
ملاقات با شما باعث افتخاره
و همکاری باهاتون یک امتیاز خواهد بود
خوشوقتم از دیدارتون
با توجه به شرایط
بله، شرایط یکم
آزار دهنده ست- هومم-
من هنوز حتی نمیدونم چرا برای اون کار مورد توجه تون قرار گرفتم
تو توی شیکاگو تیتر اخبار شدی
و اون سناتور ایالتی رو بخاطر سوء استفاده از بودجه کمپین کنار گذاشتی
باعث تشکیل یه پرونده بزرگ، شلوغ و موفق شدی
و این همون چیزیه که از جفتتون انتظار دارم
فکر میکنه شفاف سازیش مایه آرامش میشه
فقط اینو میدونم که باید تکیه کنم بهت
تو یادگیری اینکه روند شهرستان سافولک چجوریاست
خوشحال میشم کاری از دستم بربیاد
به بوستون خوش اومدی
اجازه بدین بازی شروع بشه
اه، این حس خوبیه
آره، وقتی کوچیک بودم بابام میاوردم اینجا
،آقای سوفرین، شریک سابقتون
افسر والاس، قراره شهادت بدن که شما با رفتن به خونه ای
که آنتون کمپبل درش زندگی میکردن
از دستورات گروهبان کیسن سرپیچی کردید
والاس درست پشت سر من بود
No comments yet. Be the first to leave one.