The first 200 lines.
آدرس پیج اینستاگرامی ما bolymovie_com
سفارش دهنده:محبوبه خانم
"عزیزم" ارائه ای از وبسایت بالی مووی
هی، دوستت دوباره اینجا افتاده و بالا آورده
جلوی خونه ی وایشناوی وایسا
داستان ما در تاریخ بی نظیره
داستان ما در تاریخ بی نظیره
مامانت اومد
وایشو
تو- مامان-
وسط خیابون می رقصیدی؟
می خوای تو بار برنامه اجرا کنی؟
من اون همه خرج تحصیلت می کنم، تا یه دانشگاه خوب قبول بشی، اون وقت تو می خوای برقصی؟
می کشمت
چرا اذیتش می کنی؟
دستتو روی دختر بلند نکن
تو ساکت شو، به من یاد نده چطور این خونه رو اداره کنم
تو چی می خوای؟ برو
وایشو، خداحافظ
ببین چه شکلی شده این چه رنگیه؟
این چه توهمیه... نوجوان
این دنیا یه توهمه
هیچ فکر دیگه ای تو دلش نیست
حتی تو فکرهاش هم نمی تونه از تو دور باشه
سفر اون دو تا یکیه
همونطور که هر دوی اونها یک دنیا هستن
نفس اون دو تا آروم آروم یکی شد
دو ابر عشق مثل مژههای باران به هم پیوستن
تنها زمان تصمیم میگیره که باران از کدوم طرف بباره
دو ابر عشق مثل مژههای باران به هم پیوستن
داداش
من یه ساله که اونو می بینم
اون دختر لاغره داره تعقیبت میکنه
هی وایسا
بیا اینجا
بیا
چرا هر روز به من خیره میشی؟
نه
تو، تو خونه ی روبروی من زندگی می کنی؟
آره
اسمت چیه؟
وایشناوی
چی؟
وایشناوی
باشه برو
همه رو زیر نظر دارم
همه رو رصد می کنم
جشن راکی فرداست
به این فکر می کنید که به مناسبت جشن فردا تعطیله؟ به هیچ وجه
دخترها باید راکی به دست پسرها ببندن
این چه رسمیه داداش؟
به چی نگاه میکنی؟ ببند
نمی بندی؟
نمی بندی؟
بیا جلو
بیا جلو
دستتو دراز کن
دراز کن
دراز کن
گفتم دستتو دراز کن- آقا لطفا-
دستتو دراز کن
شما بچه ها دارین زیاده روی می کنین
لطفا آقا نه آقا
بهت یاد میدم چیکار کنی
وایشناوی
وایشناوی
وایشناوی
اجازه میدی دوستت داشته باشم؟
با دیدن این زوج
فکر کردم این یه رویاست
سفر اونها گواهی بر عشق بزرگ بود
اوه
چی شد؟
سفر اونها گواهی بر عشق بزرگ بود
می تونی دوستم داشته باشی
برای منه؟
بازش کن
این اولین هدیه زندگی منه
هدیه نیست فقط یه جعبه صابون
اما من اونو یه هدیه در نظر می گیرم
من واقعا عاشق هدیه ام
همچنین ماشین و خونههای بزرگ
اونها فراتر از توان من هستن
هی برو- باشه-
اون چشمهای بدون هیچ فریبکاری
خوبه، نه؟
آره
از امروز اینجا مخفیگاه ماست
عشق ما از همینجا شروع میشه
عشق ما از اینجا رشد می کنه
عشق ما اینجا اتفاق می افته
...عشق ما
نمی دونم
دو ابر عشق مثل مژههای باران به هم پیوستن
تنها زمان تصمیم میگیره که باران از کدوم طرف بباره
می تونم ببوسمت؟
چی شد؟
دوستش ندارم
باشه
اون همینطوریش تو درس ضعیفه
اگر شهریه ش رو هم پرداخت نکنید
فکر می کنید چطور تو امتحانات پایان دوره قبول میشه؟
ناشنواست؟
هی ساکت- کر و لاله-
امتحانتـو قبول شدی؟
بله، قبول شدم
قبول شدی؟
همه از اینجا برید- از اینجا گم شید-
تو هم برو
از من جدا میشی؟
در مورد چی صحبت می کنی، آناند؟
بابام تو جوونی فوت کرد
مامانم کر و لاله
پول ندارم، امتحانمو هم قبول نشدم
حتما از من جدا میشی
تو نمی دونی چقدر دوستت دارم
بهم بگی تحصیلاتم رو کنار بذارم، کنار می ذارم
بهم بگی خانواده مو رها کنم، رها می کنم
اگر هنوز منو باور نداری، بگو جونمو بدم
میدم
چطور می تونی فکر کنی که ازت جدا میشم، آناند؟
نبودن تو، توی زندگیم برام بزرگترین رنجه
مشکلات تو منو اذیت نمیکنه
خوب درس بخون و شغل خوبی پیدا کن
یادت داشته من تمام جواهراتمو گرو گذاشتم تا تو بری دانشگاه
اگر موفق نشی، اینو روی سرت روشن می کنم
برو
هی صبر کن
اون اونجا وایساده
اگه اولین روز دانشگاهت از کنار اون رد بشی برات خوش یمن نیست
خاله، ریکشا نیاز داری؟
خاله
خاله کیه؟ به کی گفتی خاله؟ بگو
تو
چیه؟ عصبانی هستی؟
هی
وایشناوی، مهندس
آناند، راننده ریکشا
زیاد از خودت تعریف نکن
می دونی استاد تو برای این وضعیت چه دیالوگی داره؟
اگر خوب درس بخونی، زندگی آبرومندانهای پیدا میکنی وگرنه راننده ریکشا میشی
من خیلی خوشحالم
چرا؟
نمی دونم
انگار وارد دنیای جدیدی شدم
امیدوارم که این چهار سال سریع بگذره
بعدش؟
ازدواج
ما دو تا
توی یه خونه
همیشه با تو
اما از یه چیزی هم می ترسم
چرا؟
دانشگاه و شهرک ما خیلی از هم دورن
از این به بعد، نمی تونیم مرتب همدیگه رو ببینیم
نمی تونیم زیاد با هم صحبت کنیم
می ترسم دوری ما رو از هم جدا کنه
از فاصله ها نترس
نمی دونم
اما اونو تو قلبم احساس می کنم
ببین
نگران نباش
به من اعتماد کن
باشه
دوستت دارم
منم تو رو دوست دارم
می خوام ببوسمت
منم میخوام صندل هامو دربیارم
خداحافظ
اویه
یه بغل؟
باشه
آدرس پیج اینستاگرامی ما bolymovie_com
سه سال گذشته
چرا ما هنوز این کارو انجام میدیم؟ چرا اینطوری میکنی؟
ازش خوشم نمیاد
باشه
متاسفم
باشه
آناند پسر ناز
چرا اومدی اینجا؟ با سهمیه اومدی؟
خانواده منم یه ماشین دارن
شلوغ نکنید انگار از خاندان تاتا-بیرلا هستین
سلام سیتا
وایشناوی
سلام
کوسوما
بگذریم، اینها مونیکا، پریا، گیتا، آکیل و راهول هستن
اونها شبیه اراذل و اوباش به نظر میرسن اما مثل خواهرهای خودشون از شما مراقبت می کنن
از بقیه اطلاعی ندارم، اما من مثل خواهرهای خودم از شما دو نفر مراقبت می کنم
دوست؟
صبح بخیر دانشجویان
هی از اونها حمایت می کنی؟
قیافه هاشونو دیدی؟
دیدم
اگر بخوای از غذاخوری یه قهوه بگیری چیکار می کنی؟
میرم و می گیرم
اونها برام می گیرن
اگر بخوای نکات درس رو بنویسی؟
با دستهای خودم می نویسم
No comments yet. Be the first to leave one.