The first 200 lines.
چند هفته ميموندي، عجله براي چيه؟
نميدونم چه اتفاقي افتاده به مادر شوهرت چي ميگي؟-
ميگم پيش پيش پول گرفتم همين
تو به فکر درست باش !باقيش با من
آقـــا
برگشتين؟ اونا خواستنم -
تو هم برگشتي؟ آره -
داشتم با قطار ميرفتم که زنگ زدن و گفتن تعطيلات کنسله
!چه فازيه حتما يه اتفاقي افتاده -
وگرنه کي روز عروسي بليط هواپيما ميگيره و برميگرده؟
عروسي کنسل شد؟
چيزي شنيدي؟ چي؟ -
عروسي رو کنسل کردن کي بهت گفته؟ -
..جيتو گفت جيتو بايد سرش تو کار خودش باشه -
راجو، بيا
تاکسي بگير ممنون قربان -
ممنون
،راتنا، لطفا در رو ببند ممنون
بله
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: بينگسا و سميرا
يه بسته گلدفليک سبک يا سنگين؟ -
سبک
سلام، خانم !آشويني کجاست؟ جواب نميده-
رفتن بيرون، گوشيشون هم نبُردن صبر ميکنم -
يه ليوان آب با ليمو بيار و لطفا کولر هم روشن کن
خانم سبينا اينجا اومدن؟ نه -
زنگ چي؟
نميدونم
آقا، مامانتون اومدن
سلام مامان
با سبينا حرف زدي؟ مامان، عروسي کنسله -
چرا بايد بهش فکر کنم؟
مطمئنم که دل ميخواد برگرده و مسائل گذشته رو تغيير بده
ممنون
ديگه نميتونيم تاخير رو بپذيريم نماي بالا رو شروع کنيد
سلام سلام -
فکر نميکردم اينقدر زود بياي براي همين خودم اومدم
عيبي نداره
بايد باهاش بود وگرنه برنامه تازه پيش نميره
خوبي؟ آره -
خوب گره بزن باشه -
بيا
بايد به مادرش بگي گياهخواري !به اون کار نياز دارم، ميدوني که -
تازه وقتي روستا بودم جلو مامان چيزي نميگفتم
و حالا؟
آقا، ميتونم برم نون بگيرم با گوشت بُز خيلي خوب ميشه
نه ولش کن، گرسنه نيستم
بله
نميدونم، فکر کنم وقتي تو رابطه بود، داشت اما الان که نيست
شهريها همينطوري هستن تو نميشناسيشون
احمق نباش، چرت نگو
يادته کِي النگو رو توي کيفم پيدا کردي؟
تو روستا، بيوهها النگو نميندازن ميدونيد؟
چرنده، اونا مال روستات اينجا شهره، روستا نيست
،اينجا زندگيت رو خودت ميسازي با قوانين خودت
چوتي بهم النگو داده بود
تو روستا سريع درش ميآوردم ولي تازه فهميدم زندگي خودمه
ميتونم هموني باشم که دوست دارم براي من هم کار پيدا کن -
زده به سرت؟
ميخواي خدمتکار باشي؟ ميخوام بيام بمبئي -
مدرکت رو بگير اونوقت ميتونيم با هم کارمون رو راه بندازيم
من خياطي ميکنم و تو پول رو درياب
جاي اين که شهريه من رو بدي ميتونستي بري دوره خياطي ببيني
نيازي به دوره ندارم لاکشمي برام کار خياطي رديف کرده
چرا نميري سراغش؟
بايد از آقا اجازه بگيرم
دختر خوبيه
لياقتش اين نيست که اونجا رها بشه
ميدونم پيش مياد ديگه -
يه حس بوده نه، فقط اين نبوده -
تعهد ميخواست و حقش بود
همه ميخوان باهاش ازدواج کنند
من عاشقش نيستم نه به اندازه کافي! خودش هم ميدونه
،راهول مريض بود تهش نابودي ميشه
..و اون
اونجا بود
عضوي از خانواده بود و من فکر کردم بايد بهش پيشنهاد بدم
اين تنها چيزي بود که بايد انجام ميشد
..اون يکي رو ميخواد که بهش زنگ بزنه
و روزي ده بار بهش پيام بده
من اون آدم نيستم لطفا منطقي باش -
چنين مزخرفي نبوده شايد براي تو نبوده -
اون بدگمان بود، ناندو اوني نيست که فکر ميکني
من اون کسي نيستم که که بخاطرش از روياهاش دست بکشه
آقا، غذا بيارم؟
نميبيني داريم صحبت ميکنيم؟
ببخشيد، خانم
ببين.. بهتره برم
ويشال براي نهار منتظرمه و خدمتکارمون هم امروز نيست
راتنا بله آقا -
لطفا غذا رو بيار چشم -
گوشت بُز خوب نبود؟
نه، سس خوب بود ولي گوشت سفت بود
راتنا، بخاطر اون ناراحت نباش
دلش پاکه
به لطف اومدنت حرفش تموم شد
وگرنه تا صبح موعظه ميکرد
يه چيزي بگم، آقا؟ اين اطراف يه خياط هست
ميشه برم کمکش؟ چي شده؟ پول بيشتري لازم داري؟ -
نه، ميخوام ياد بگيرم
چه ساعتي؟ 2تا4-
کارها رو انجام ميدم و بعد ميرم
باشه
ممنون آقا
غر زد
بعدش رفت
و گوشت؟
بهش دست هم نزد
ولي چپاتي رو با سس تموم کرد
اگر خانم برنگرده کارت رو ول ميکني؟
براي چي؟
آها.. خياطي هم ميکني
سلام استاد
چيکار کنم؟
اون بالا رو تميز کن
کجا؟ بالا -
هفت و نيم؟ نه -
هشت؟ نه، ده بزن -
باشه
جمعه بيا بگيرش باشه -
استاد، الان ديگه ميشه ببينم؟
اين هفته فقط تميز کاري !تا ببينيم هفته بعد چي ميشه
اينا رو خانم سبينا فرستادن، اينا رو هر روز ميبينه به ياد عروسي، دپرس ميشه
اينجا نذار چرا؟ -
فقط خانم نيست که دپرسه آقاي ما هم دپرسه
عه؟ پس چرا عروسي رو بهم زد؟
اينطور نيست تو ميدوني؟ -
صبح بخير آقا اينجا چه خبره؟-
اينا رو خانم سبينا فرستادن
آقا، اينا رو به اتاق پيشخدمت ميبرم
خاطرات زنده نشه
ممنون
آقا
عروسي نکردم اما حداقلش کادو گرفتم
ممنون
چي شده؟
هيچي
آقا، چاي داغ براتون بيارم؟ نه، مهم نيست -
آقا، ميدونيد که شوهر من چهار ماه بعد از ازدواجمون فوت شد
نه، نميدونستم
مريض بود به کسي نگفت
و هر پدر و مادري ميخواد زودتر بچهش رو بفرسته خونه بخت
همينطور توي روستاي ما
ميخواستم درس بخونم ولي گفتن حاضرن قيد جهاز رو بزنن
پس پدرم چيزي از من نپرسيد
سن 19 سالگي بيوه شدم و در روستا ميدونيد اين يعني چي؟
يعني چي؟ يعني زندگي من تموم شد -
اما امروز من دارم خودم خرجم رو درميارم خدمتکارم، ولي خرج درس خوندن چوتي هم ميدم
چوتي خواهر کوچيکته؟ بله -
زندگي تموم نميشه، آقا
فقط همين رو ميخواستم بگم
وايسا، راتنا برو مغازه مانيش
برو عين اين آستر رو بگير
الان؟ آره، فوريه -
اما استاد، ساعت 4 شده ديرم ميشه
ميخواي کار رو ياد بگيري؟ کار تموم نشده
بدو، ضروريه
استر اين رو دارين؟ بله -
لطفا عجله کنيد بله -
بفرماييد
خوبه
کجا بودي؟ آقا رفتن داخل
ببخشيد آقا، دير کردم
استاد ساعت 4 من رو فرستاد مغازه
بهت پول ميده يا نه؟
داره بهم ياد ميده چيزي ياد گرفتي؟ -
آقا، چاي درست کنم؟ نه -
الو
بله، خانم
تازه رسيدم خانم بذاريد ببينم
الو، خانم
آقا نيستن، گوشيشون رو جا گذاشتن
بله خانم، بله
ممنون
بايد کيفيت سازه رو چک کنيد بله -
باورم نميشه گفته بودم با نما شروع کنيد
مهندسهاي ساختمون بايد برن سراغش
اين کار رو نکن
ببين، من تاب دارم ولي نه وقتي بره به فنا
بابا، من بودجه و زمان بندي رو ميدونم
ميخواي رديف بشه؟ بذار رديفش کنم
سلام استاد
قضيه منتفيه
خودم رديف ميکنم
و کي ميدوزش؟
مشتري هميشگيه نميتونم ريسک کنم
يه ماه شد
کسي مجاني چيزي يادت نميده
راتنا، وسايل سبينا رو بذار تو چمدون
چشم
راتنا
چي شده؟
هيچي
کار ديگه بلدي؟ چرا؟ -
بايد بري نه -
مردم چي ميگن؟
مردم ميگن: گناه منه که بيوه هستم
اگر قرار بود به حرف اونا گوش بدم که الان روستا بودم، برو
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
خواهر شوهرم دادار زندگي ميکنه
No comments yet. Be the first to leave one.