Angel's Last Mission: Love

Angel's Last Mission: Love (단, 하나의 사랑)

Download Farsi Persian Subtitle

Specials

Release info

단,하나의사랑 Angel's Last Mission Love E07-E08 @OpusSub
A Commentary by Bahar336
ترجمه و زیرنویس: بهار►► https://telegram.me/OpusSub

Tags

other
Published on: 2019-05-31
Downloads: 42
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

شاهزاده بی تربیتمون اومده

بیا همین الان انجامش بدیم باهام برقص

خیله خب- چت شده تو؟-

چیکار میکنی؟

یک، دو، سه

امان از این نوشیدنی های الکلی

وای شیطان تسخیرم کرده

نزدیکم نیا از خجالت دارم میمیرم

آقای کیم دان؟

بیاید بیرون

!بابا صبر کنین

تو که منو میشناسی من اینجا کار میکنم

شنیدم اخراج شدی

ولی بازم حق ندارین دستگیرم کنین که

چاره ای نداریم بهمون گزارش ورود بی اجازه به خونه رو دادن

بریم- هی ولم کنین نامردا-

!تو! لی یون سو

هی، کار تو بود؟ تو کرم ریختی؟

باید حرف بزنیم فقط پنج دقیقه

نه، یه دقیقه

الان میبریمش- اگه میخوای برم خب میرم-

!ولی نه اینطوری

اینقد هوار نکش سرمون رفت

یه لحظه

ورود بی اجازه؟ گزارشمو دادی؟

من که خودمم میدونم چقد سگ اخلاقی و هیچ امیدی درونت نیست

فکر کردی میخواستم چیکار کنم؟

!خودم میخواستم از اینجا فرار کنم

...ولی بازم میخواستم بهت اعتماد کنم

به اینکه میدونی من چه احساسی دارم

هرچند ممکنه تو حس منو نداشته باشی

...فکر میکردم خودت میدونی

چون نگرانت بودم و احساس بدی داشتم برگشتم خنگ خدا

مرتیکه شیاد- چی داری میگی؟-

موش کثیف

تاحالا که میگفتی منحرفم، حالا شدم شیاد؟

تو گولم زدی

...اگه همین الان حقیقتُ بهم بگی

بازم اینکارُ میکنم ...اخراجت میکنم و

میذارم پلیس تحقیقاتشو کامل کنه تا پیگرد قانونی بشی

من همیشه باهات صادق بودم

!حتی یه بارم دروغ نگفتم

جدی میگم

ما قبلا همو دیده بودیم درسته؟

قبل از اینکه برای مصاحبه بیای عمارت

...همون موقعی که

نمیتونستم ببینم

جوابمو بده دروغم نگو

کیم دان، تو دقیقا کی هستی؟

هان؟

چرا داری اینکارُ باهام میکنی؟

نگرانش نباش

حتما انجامش میدم

...کاری میکنم لی یون سو

ماموریتُ تموم کنه

...یعنی

...حتی اگه حادثه غم انگیزی رو پشت سر گذاشتی

نباید اینطوری رفتار کنی

...هر کسی که اتفاقی بدی واسش میفته

مثل تو اینطوری نمیکنه

...اگه بهم بگین کی پشت این ماجراست

میبخشمتون

فکر کنم یه حادثه بود

چرا کار نمیکنه؟

ای بابا کار نمیکنه که

...نکنه

جوابمو بده کیم دان

تو قبل از اینکه بیای اینجا منو میشناختی

درسته

...اون روز بارونی

...زیر درخت

درسته؟

فقط یه اتفاق بود

...از اولش با برنامه ریزی اومدم جلو ولی

چون بهت دستور دادن داری اینکارا رو میکنی؟

منم وقتی فهمیدم خودتی شوکه شدم

کی تو رو فرستاده اینجا؟

اون بالا سریت

پس طبق دستوری که بهت دادن اینکارا رو کردی؟

...یون سو، اون

برای همین گفتی هدف زندگیت منم

برای همین گفتی بخاطر من وجود داری

پس دروغ نمیگفتی

فکر میکردم به نفع توام هست

...چطوری؟ میخواستی با ترسوندنم و شکوندن شیشه

برای همیشه توی زندگیم جا خوش کنی؟

چی داری میگی؟

اونا هم واقعا یه تخته اشون کمه ها

چطور تونستن همچین جاسوس کودنی بفرستن؟

جاسوس؟

خوش گذشت ولی

حرفم تموم شد

جاسوس؟

بیا برگردیم به اون شب

با چی پنجره رو شکوندی؟

قبلش برقا رو قطع کرده بودی؟

با چاقو؟ با اره؟

بذارین صادق باشم باهاتون

کسی که اون شب نجاتش داد من بودم

...پنجره شکست

و تیکه های شیشه هم از سقف داشتن میریختن رو سرش

...من بال

...دستامو کاملا باز کردم و

...پس این حادثه الکی رو راه انداختی

تا اعتمادشو بدست بیاری؟

!خانوم جانگ

بیا و اینطوری نکن با من

بیا برش گردونیم

دوباره باید همه چیو واست توضیح بدم؟

میگم اون گولم زده

اون فقط بهت یه چیزایی رو نگفت

از عمد که دروغ نگفته

به تمام سوالاتتم که جواب داد

اگه میخواست چیزیو قایم کنه هیچوقت حرف نمیزد

تو به همه شک داری نه؟

پس چطوریه که به من اعتماد داری؟

چون تو باهام مهربون نیستی

...آخه نگاش کن، کدوم جاسوسی

اینقد شکلات میخوره؟

ای خدا

تازه عین بچه ها برای تولدت ذوق و شوق داشت

احتمالا میخواسته تا اون روز دخلمو بیاره

نگاش کن

کلی راجبت مطالعه کرده

این چیه؟

"عشق، قرار گذاشتن"

احساس، قلب"؟"

عشق

عشق

قرار گذاشتن

...عشق، قرار گذاشتن

قلب

...عشق، قرار گذاشتن، قلب

هی وای من

...فکر نکنم

اون اینکارُ نکرده، نه؟

چی؟

شاید تو نگاه اول عاشقت شده

با حواس جمع نزدیکت شده

...میخواست حتی برای یه لحظه ام که شده

توی هوایی که تو هستی نفس بکشه

و اون لحظه رو تا ابد تو ذهنش ثبت کنه

چرند نگو

گفت یه نفر از بالا اونو فرستاده

آره، بالا

ممکنه منظورش سرنوشت باشه

اینقد از اومدن به اینجا متنفری؟

گفتی بغلت کرده

...مو به مو شرایط قراردادُ خونده

ولی قانون لمس کردن فیزیکی رو زیر پا گذاشته

...بخاطر اینکه پنجره شکسته بود

...احتمالا قسم خورده بود برای همیشه

منشی و خدمتکارت باقی بمونه

ولی نتونست احساساتشو کنترل کنه

خانوم جانگ

لطفا اینو بده بهش

گفته بود از خونه پرتش کردن بیرون و جایی رو نداره بره

...نمیدونم الان کجاست...حالش چطوره

...وقتی داشتن اونطوری کشون کشون

...میبردنش پاسگاه پلیس

حتما خیلی ناراحت شد

من همیشه صادق بودم

هیچوقت دروغ نگفتم، حتی شده یه بار

خوش گذشت ولی

جواب نداد

اینجا خونه ی تو نیست

فقط یه شب

پلیسا بهم گفتن برم خونه ...ولی من

هیچ جایی رو نداشتم برم

...بهت که گفته بودم

تا وقتی ماموریتت تموم نشده نمیتونی برگردی

به زودی دوباره شروع میکنم

یارشو پیدا کردم عشق آینده شو

فقط باید رابطه شون رو جوش بدم

پس چرا انداختت بیرون؟

من که اومدم اونجا و همه چیو راست و ریست کردم

وظیفه ام تا همینجا بود

!لعنت

فکر کنم مشکلم بدنمه

تو اینطوری نیستی؟

وقتی غرغراشو میشنوم

فشار خونم میره روی هزار بس که دقم میده

...ولی وقتی یکم بهش نزدیک تر میشم

صورتم میخاره

آیگـــو

...حتما به اینکه اخراجت کردن و اینقد احساساتی شدی

افتخارم میکنی، باید بهت لوح تقدیرم بدن

...از کار بیکار شدم قبول

ولی هنوز ماموریتم ادامه داره

...قرار نیست که موقع عاشق شدنش

حتما پیشش باشم، درسته؟

واو، پس میخوای توی خفا این دو مرغ عاشقُ به هم برسونی؟

خوبه

اگه توی خواباش ظاهر بشم چی؟

نترس

ببین، قبل از تو یه دنیای جدیدی آغاز میشه

...عشق توی قلبِ خالیِ

یون سو جوونه میزنه

باحال نیست؟

ای نگم چی نشی

More Farsi Persian subtitles for Angel's Last Mission: Love

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left