The first 200 lines.
دیسکو
یالا!
خرابه! - باید ماشینتو جابجا کنی!
همینه دیگه!
عجب گندی!
Here! Cuais, cuais.
هی، آروم باش!
نه، آروم نمیشم!
بس کن دیگه! تمام شب گریه کردی!
بس کن! - صبر کن.
خوبی؟ - مسین.
من دیروز باهات بودم.
Cu? - Shmeuk.
چقدر؟ - حدود پنج ساعت.
Bihcu!
ببین کی اینجاست.
سلام استفانی. - لعنتی!
دیروز کجا بودی؟ - قهوه؟
نه. جواب بده.
چی؟ دیشب؟ بن تو کتابخونه بود!
با من بازی درنیار! بسه!
باشه، من بودم. - کجا؟
تو شمئوک. - ساعت چند؟
ساعت پنج.
مامان!
لعنتی، اون عوضیها همهچیو آماده کردن!
چیه؟ - نمیدونم. شکر؟
به کی اهمیت میده؟ - عزیزم...
نه عزیزم!
تو که بدتری، با اون چرتوپرتهای دروغینت!
مامان! - آره عزیزم، الان میام!
عشقم! پوره سیبزمینی!
خب، من یه کم شکر ریختم.
میشه اینو جای دیگه خورد؟ - آره.
صبر کن. ژولیت کیه؟
ولی نه بدونِ دردسر و حاشیه.
نتونستم بخونمش. - اون یارو گنده که باهاش کار میکنی؟
آره! - آه! خب...
تو برای همه چی یه جوابی داری، دمت گرم!
چی؟
دیگه جونم به لب رسیده از زندگی با یه عوضی...
یه هرزه؟ - آره، یه عوضی!
که ساعت ۵ صبح میاد
هر روز یه پیامک از یه هرزه میگیره
نمیتونم بخونمش. آخه چرا؟
اون که اساماسهای ما رو نمیخونه!
نه اینطور نیست. - چی؟ من چی کار دارم؟
اون از هر طرف به زنش خیانت میکنه و فکر میکنه هیچکس نمیتونه جلوش رو بگیره.
اِرد، میدونی،
خیلی پیر شدی!
بس کن! برو به مردت گیر بده، من که ازدواج نکردم!
اینجوری با زنم حرف نزن.
اون داره بهم توهین میکنه! - اون هنوز زن منه.
من میرم. - بهتره.
گرگ، بهتره که باهاش بری.
من از یه بچه خسته شدم. - این خونه منه!
هر وقت دلت خواست! عوضی! - اما و اگری نداره!
یه خورده ملایمتر برخورد کنیم، به هر حال.
اگه این قرار بود معذرتخواهی باشه، رفیق... - به درک!
چرا باید اون حرفو بزنه؟ ازم گذشته؟
چرا اشتباه کردم؟ - تازه دارم میفهمم.
از وقتی بحران مالی شده، بیشتر خیانت میکنم.
این کلافهام کرد.
آخه لعنتی! و زمستون خیلی طولانی بود.
تموم نشدنی بود. - وایسا!
در واقع، اینطوری جواب نمیده.
معلومه که جواب میده!
زنها عوض شدن، خیلی آزادتر شدن.
این داستان برابری داره بیمعنی میشه.
یه روز مجبور میشیم هم وفادار باشیم و هم شاخ داشته باشیم.
خیلی نگران پسرمم. - تو که این کارو نکردی!
میتونستم. - ولی اصلاً بحث این نیست.
چرا! - نه، متاسفم.
آره، یه ذره. - ابداً!
خب ولی... - نه.
چرا! در واقع، میخوای چی بهت بگم؟
تو گمراه میکنی و فریب میدی. ببخشید.
تو هر لحظه داستانهای واقعی رو زندگی میکنی و رسوا میشی.
و دو برابر رنج میبری.
خب. - هوم.
غیر از زنم، هیچ وقت یه رابطه واقعی نداشتم.
پس دارم همه رو گول میزنم؟ - معلومه.
ته تهش، من آدم احساساتی هستم. - معلومه.
این رو ببین.
Rculee well!
ولی دهن، تو تو این پروندهها یه فضول بیشتر نیستی. - اخ...
همینه.
ندای وسوسهانگیز. به این اغواگرها نگاه کن.
کارم همینه.
خوششون میاد زندگی منو جهنم کنن!
مشکلی داری؟
اوه نه. سیان مشکل داره.
و یه چیز گنده.
On Monday, I want to stay at home with my wife, gcsse,
دیویدی تماشا کنم، مثل همه.
By Wednesday, I want cate of the lie-de-Erance. Why?
ما حیوونیم! برای بقای نسل برنامهریزی شدیم،
پس آدم میره، شکار میکنه، تولید مثل میکنه و از این جور کارا.
کاریش نمیشه کرد، عزیزم. ژنتیکیه.
Jcli face that.
She has an ass that is Yvelines.
BCNSCIR.
دم. کون.
موسیقی الکترونیک
بگو. - چی؟
هیچوقت نگفتی،
اگه زیاد بیرون میری، شاید یه چیز فوقالعاده رمانتیک باشه.
شاید چون دنبال یه نفر دیگه میگردی.
کی؟
اون زن دیگه تو زندگیت.
میدونی چی میگم؟
Ah ass like a mcnde parallel.
نه، از اینم سادهتره.
اگه اینطوره، پس یکی دیگه هست، دو تا کوچه اونورتر، دو تا محله اونورتر، یه شهر دیگه.
انگار یه هویت دوگانه داری!
نه! واسه چی؟
نه! اصلاً.
تصور کن اگه اون رو دوباره دیده بودی، اینقدر نزدیک...
میتونستی باهاش باشی. - اگه از...
...آینده برمیگشتی، و... - نه، اصلاً.
نه، من نکردم. - میبینم که نمیتونی ببینی. برو و خودتو به اون راه بزن.
آه کسخل! باشه.
همین بود؟ - آره دیگه!
همینه! - آره دیگه، دیدم.
You VCls?
کی. - نظرت چیه؟
خب، متوجه نمیشی. - آره!
میگی وقتی زنه... یه زنی هست...
بیا، بریم برقصیم.
"Jump Around" (House Of Pain)
What they we'm sick? Cn can make the CSIF CCNS!
این وسواس وفاداری، یه چیز کاملاً فرانسوی!
و خوشحال هم هستن! تو کشورهایی که میتونی ۴۰ تا زن داشته باشی!
اونا سکس نمیکنن یا من برم پیش ماساییها؟
آره.
اونجا چی کار میکردی؟
واردات و صادرات.
از چی؟ - واردات و صادرات!
ماسايى حرف مىزنى؟
نه. اینجاش هنوز یه کم لق میزنه.
داری چیکار میکنی؟
بهم زنگ نمیزنه.
کی؟
Ben my wife.
شاید شماره تو نیست!
بابا، ککش هم نمیگزه. آروم باش.
برو! - نه، مردم، خودم میرم.
پس من میرم.
لحظهای که میفهمی دوستدخترت از من متنفره (آنی)
حیوانها!
تقصیر ما نیست، طبیعت بیوفاست.
The LiCN the dog ...
حشرات: عوضیهای گنده.
عوضیهای گنده. - هرچیزی که تکون بخوره رو میخورن.
نه، سگ آبی وفاداره.
سگ آبی وفاداره.
ای لعنتیها! کوی درسته: دمش تخته.
خب، اون به من زنگ زد، نه اون یکی.
این پسرته؟ - آره. خوشگله، نه؟
خیلی نازه. - آره، گوشت و خونمه.
میخوای زنمو ببینی؟ - باشه.
این دیوونگیه، اونا میدونن ما زن و شوهریم، عکس بچهها رو ببینن،
این اذیتشون میکنه!
گندیده، تمام.
اون هیچ غلطی نمیتونه بکنه!
میتونه امتحان کنه.
تو خوشگلی، چقدر خوشگلی.
هیس... - ببخشید.
هی، اینو ببین. یوسین بولت!
یه خورده آهستهتر. - وایسا.
آرومتر برو.
اینطوری؟ اون سمت.
پیرس، همین بود. - هیس...
تو زن منی، همسر زیبای من.
زن کوچولوی زیبای من.
میخوام تو رو حامله ببینم... بچهدار بشی!
بهت بدمش؟ بهت بدمش؟
اولین باره که انقدر بهت فشار اومده؟
میخوام تو بغلت بمیرم. - خفه شو!
میخوام تو بغلت بمیرم، لمسم کن.
جنده کوچولوی کثیف، هان؟
اونجا چی گفتی؟
همون رو که گفتی دوباره بگو! - هیچی.
نه، هیچی، هیچی. بیخیال، این خوبه.
آره.
این همه سال کجا بودی؟
میبینمت!
میخوامت! آه!
اگه ممنوع باشه چی؟ یه چیزی شبیه لاس وگاس، با یه بهونهٔ محکم.
ها؟ چی؟ - تو لاس وگاس!
چی؟ - تو لاس... اَه لعنتی!
لاس وگاس؟
Eaire full! Qu'cn is degcute ass until 2040!
تاراما. - چی؟
عاشقش بودم، روزانه دو بار میخوردمش. فقط بوش...
آها، فهمیدم.
هوی هوی، این کارا چیه؟ چیکار میکنی؟ - اوه، آره، حق با توئه.
من باور نمیکنم اینا مهمونی باشن.
حداقل میتونستن خداحافظی کنن.
یه تبلت ۲۴۹ یورویی...
No comments yet. Be the first to leave one.