Otac na službenom putu
The first 200 lines.
سارايوو ژوئن 1950
زماني كه پدر در ماموريت بود
چيكيتا
سرزمين اسپانيايي گلهاي ماه مه
تمام بچهها دوستت دارن
وقتي به نواي سازت گوش ميدن
كلاه من اسپانيايي است
دختر دوست داشتني من
چيكيتا
زن روياهاي من
عشق جديد من
چرا عاشق ديگري شدي
كلاه من اسپانيايي است
دختر دوست داشتني من
كارمليتا
منو به بارسلونا راهنمايي كن
تا اونجا معشوقم رو ببينم
چيكيتا
تصور مي كردم من اولين عشقت هستم
در حالي كه فقط يه غريبه هستم
اما، چيكيتا
من مال تو خواهم بود
كلاه من اسپانيايي است
دختر دوست داشتني من
فرانجو
فرانجو
چيكار داري مي كني؟
داري كار مي كني يا گند ميزني؟
وقتي كار مي كني گند كاري نكن
فهميدي؟ فهميدم
بجنبين، رفقا
اسم من ماليك مالكوكه
اما همه صدام مي كنن ماليكي-پشمكي
دوم نوامبر 1944 به دنيا اومدم
اما مامانم تاريخ تولدم رو
نوشت: 29 اكتبر
چون جنگ بود
و ما هم فقير بوديم
اينطوري يك ماه بيشتر مرخصي گرفت
اسم بهترين دوستم يوزاست
اسم كاملش هست: سريوزا پتروييچ
براش مهم نيست كه صداش كنن يوزا
اما اگه كسي صداش كنه فاستو
ديوونه ميشه
ما قارچ و گياه دارويي مي فروشيم
فراجو يه سرايدار آهنگ مكزيكي مي خونه
وقتي بابام ازش مي پرسه چرا مكزيكي؟
جواب ميده: رفيق مسا اين روزا
اين از همه امنتره
مامان هميشه بهش ميگه
فرانجو اينقدر مشروب نخور
سلامتيت رو از بين مي بري
اون لبخند ميزنه و ميگه
وقتي عرق مي خورم
واكنشهام سريعتر ميشه
كي ميدونه اگه هوشيار باشم
چه بلايي ممكنه سرم بياد
تمام پولهايي رو كه از فروش گياه بدست مياره بابت مشروب ميده
چون عاشق برنديه
اما ما پولهامون رو پسانداز مي كنيم
كه باهاش يه توپ فوتبال چرم عالي بخريم
زيادي دور برداشتن
عجب خوكي هستي مسا
اينو مي دونستي؟
چي رو؟
نمي دوني؟ يعني واقعا نمي دوني؟
دارم بهت ميگم نمي دونم من ترفيع گرفتم
ترفيع چه ربطي به طلاق داره؟
خفه شو
به من ميگي خفه شو؟
دو ساله كه داري اين حرف رو به من ميزني
من چيام، يه هرزه؟
خفه شو جندهي احمق
كبريت داري؟ چيزهاي بهتري دارم
دختر خوبيه اما يه خورده اخلاقش تنده
يه راه حلي برات دارم
حتي تو پاريس هم همچين چيزايي گيرت نمياد
لا به سه بهترين مارك ماتيك
چند؟
ارزونتر از اوني كه فكر مي كني
چند؟
بخاطر اين وضعيت خاص
فقط 4 دينار
دو دينار بده
تنهام بذار
گفتم تنهام بذار
ديگه دوستم نداري
نداري يكم صبور باش
كي طلاق مي گيري؟
كي؟ هيچوقت
تو رو خدا يه حرفي بزن
منو دوست نداري
تو اين ديوونه خونه كيه كه كسي رو دوست داشته باشه
ميرم هتل و حموم مي كنم
تو فقط سالي يك بار حموم مي كني
اينجا مجبورت مي كنن هفتهاي دوبار حموم كني
وقتي بقيه عشق و حال مي كنن من بايد حموم كنم
مامان دستور نظافت كلي داده
قراره من و برادرم ميرزا رو ختنه كنن
از ميرزا پرسيدم ختنه كردن يعني چي؟
گفت وقتي انجام دادن مي فهمي
دودولت رو مي گيرن نصفش رو مي برن
باباي يوزا، ولادو پتروييچ رو
اون مرد كت چرمي پوش برد
همچين داد زد كه همه صداش رو شنيدن
ترجيح ميدم گه روسي بخورم تا كيك آمريكايي
بعد اونها بيسيم هاشون رو بيرون آوردن
از يوزا پرسيدم چرا اينكار رو كردن؟
گفت عين همون كاريه كه با استالين هم كردن
ما همهي عكسهاي استالين رو انداختيم دور
از روي سيبيلش شناختيمش
از اون روز به بعد مامان يوزا هميشه منتظر پستچيه
به يوزا ميگه داره ميره فروشگاه
و ميره به مجلس كه سراغ باباش رو بگيره
كمونيست كوچولوي من چطوره؟ عاليه رفيق
بفرماييد
رفقا
تو حق نداري
بده بياد
بده بياد اينجا
راديو سارايوو
به اطلاع شهروندان مي رسانيم
كه سبزيجات در دسترس همه هست
كجا بودي؟
تقديم به بانوي خانه
ميرزا
جيبم رو نگاه كن
پنجاه ميليمتري
دست راست گچ دست چپ تخته
و درمان رايگان براي بيماري گال
اميدورا بودم وقتي برمي گردم تو رفته باشي
همينكار رو هم كردم، داماد جان
كي ميري كه ديگه اصلا برنگردي؟
انتظارش خيلي طولاني ميشه
مي دونم
مزاحم نشو
شنيدي چي گفتم؟
گمشو، طاعون بيا پايين
محبور نيستي
آخرين ديوانه در زاگرب
تخته سياه داخل جغجغه بيرون خونه، فهميدي؟
باشه بابا
منتظر چي هستي؟
فيلم
تو نور روز كه نمي توني فيلم تماشا كني
سخت تر، سخت تر
ملت ما بايد آماده هر چيزي باشن
خطر از دست دادن تعادل
يك تهديد دائمي است
هركس بايد با حداكثر تمركز حضور داشته باشه
و هميشه مطمئن باشه كه كنترل تمام
قسمتهاي بدنش رو در دست داره
براي اينكه پرشش رو درست انجام بده
هر حركت شتابزدهاي
مي تونه اونو در موقعيت خطرناكي قرار بده
موقعيت اشتباه در پرواز
ميتونه به قيمت زندگيش تموم بشه
يا باعث بشه تا آخر عمر فلج بشه
وقتي قدم ميزني دستهات رو تكون نده
از طريق قدم زدن آدمها مي توني بفهمي كه چقدر باهوشن
چطور، پدر؟
پاها بايد موازي باشن
اينجوري تاب دادنشون اشتباهه
نمي فهمم، بابا
بزرگ شي مي فهمي
كمونيستها يه احساس زيبايي شناسي مادرزادي دارن
اين يه حقيقته
اگه تا حالا اينو نمي دونستي، بايد بگم
كه آدم احمق، كله خر بي شعور و مسخرهاي هستي
رفقا
قدرت ارتش ما
با وجود دشمنان ضد يوگوسلاوي كه ما رو احاطه كردن
روز به روز قويتر ميشه
در هر صورت
راهكارهاي دفتر مركزي تاثيرات خودش رو
در جهت پيشرفت قدرت ارتش
در كشورمون داره
بنابراين تفكيك نيروها
موضوع جنجالي و پر سر و صدايي
توسط كشورهاي سوسياليست شده است
سلام سلام برادر بزرگ
مراقب خواهرم هستي؟
شيكايتي ندارم.
چطوري؟ خوبم
اجاره بدين به اولين زن خلبان در اين
بخش از شبه جزيره بالكان
خوش آمد بگوييم
آنكيسا ويدمر
امشب رو اينجا بمون يه نوشيدني با هم بزنيم
كار دارم
اومده اينجا تا به پيشرفت نيروي هوايي كمك كنه
با يه خانم قرار داري، آره؟
آره
نمي ترسي؟
نه، شجاعت زيادي نمي خواد
پرواز تو خانواده ما ارثيه
من عاشق پروازم
شكي ندارم
دختر با حيا و شجاعي هستي
يه كمونيست جوان و نمونه
No comments yet. Be the first to leave one.