The first 200 lines.
کي منُ صدا کرده اينجا؟
!بيا بيرون
هان ته هي
اگه از هويت تقلبي سارا استفاده کنم و بهش زنگ بزنم چاره اي نداره جز اين که بياد بيرون
من نگران مديرعامل هان ـم
لطفا نجاتش بده
...اگه بخوايي
جدا ميشم
اگه فقط نجاتش بدي
هرکاري مي کنم
لطفاً نجاتش بده
چه اتفاقي برا سارا افتاده؟هنوز جواب نميده
اون الان تو استوديو بود
چي شده؟
اگه زودتر مي فهميديم مي تونستيم برنامه ريزي کنيم
سارا خيلي بي مسوليته
دارم ديوونه ميشم. يه سره زنگ بزن
باشه
رئيس چويي؟
ته هي خوبه؟
!ته هي
ته هي، چي شده؟
ته هي
...الان
بيهوشه
براساس سي تي اسکن مشکلي نيست
به اعتقاد من صدمه پراکنده ي اکسونال ـه
صدمه پرا کنده ي اکسونال:در سي تي اسکن مشخص نمي شود ودر اثر کما صدمه مغزي ايجاد مي شود
در حال حاضر
تا وقتي به هوش نياد متوجه نميشيم
هر ده دقيقه علائم حياتي ـشُ چک کنين
بله
...ته هي
کيه؟
کي اين کارو باهاش کرد؟
هنوز داريم بررسي مي کنيم
تقصير تو ـه
حتما تقصير تو ـه
همين که در موردت فهميدم بايد تورو ازش دور مي کردم
از اينجا برو
!همين الان ته هيُ ترک کن
ته هي بيهوشه نمي تونم تنهاش بذارم
لطفا بذارين بمونم
التماستون مي کنم. مادربزرگ
!ريس کيم
اينُ از اينجا بنداز بيرون
اجازه نده نزديک اتاق ته هي بشه
خواهش مي کنم مادربزرگ
چي؟
علايم تاکي کاردي داره
مورسالين،تزريقُ عوض کنين- بله-
دکتر- شرايطش بدتر بود-
چي؟
ته هي
مادربزرگ
...هان ته هي
تو کما ست
ضربان قلبش عادي نيست وضعيتش داره بدتر ميشه
هان ته هي مشکل قبلي داشته؟
بله
گاهي شوک افت فشار داشت
بخاطر سندرم درد قلبي
صدمه مغزيش کمه
وضعيت خاص جسمي هان ته هي داره شرايطُ بدتر مي کنه
اوه نه
لطفا نجاتش بده
لطفا فقط نجاتش بده
الان فقط مي تونيم منتظر باشيم
الان آرامش ذهني خيلي مهمه
محيط بايد از استرس هاي بي مورد بدور باشه
پس
خانم بزرگ
من اينجا مي مونم. لطفا برين خونه
چه يون
تا خونه همراهيش کن
قبول کنين مادربزرگ
مادربزرگ حالتون خوبه؟
مادر
ته هي چطوره؟
شرايطش ثابت نيست
فعلا برين استراحت کنين
تا اتاقش همراهي کنين
از اين طرف مادربزرگ
برو داخل
من باهات مخالفم
اما کسي که ته هي بيشتر از همه
ميخواد ببينه تويي
ممنونم
ممنونم
وقتي برگرديم
زن و شوهريم
آجوما نه
بلکه عزيزم
...صدمه ديدنِ اوپا ته هي
به تو ربطي داره؟
هان ته هي صدمه ديده؟
اون تو کماست
جدي ـه
هان ته هي يه نقطه ضعف داره
...هويت سارا
اون هويت يکي ديگه رو دزديده
هان ته هي پشت اين موضوع بود
عاليه
هان ته هي از من براي جلسه هيت مديره دعوت کرده
هيچ نگراني درموردش ندارم
بالاخره
ازدواجش کنسل شد؟
...تو
اين کارو نکردم
...ريس هان مين هيوک
دخالت داشته؟
من گفتم جلو ازدواج ته هي و سارا رو بگيرن
!هيچ وقت نگفتم ته هي رو اينجوري کن
چرا انقدر هيجانزده اي؟
...آه
ميخواستي بري دنبال هان ته هي
خيلي بد شد
اگه اون بميره سارا جايي برا رفتن نداره
چه عاشقش باشم چه متنفر،زنم ـه
من بايد مراقبش باشم، درسته؟
اگه سا گيوم ران بود شايد نه
...اما سارا
...مي تونم بدون اون زندگي کنم
درسته؟
سارا کنارش ـه؟
نمي توني اوپا
بايد سارا رو از ته هي جدا کنيم
من الان ميام
تو چرا اينجايي؟
نشنيدي مادربزرگ چي کفت؟
ساکت باش
...دکتر
انگشت هاشُ تکون داد
هان ته هي؟
هان ته هي
اگه صدام ميشنوي يه بار پلک بزن
دست چپ ـتُ بلند کن
مادربزرگ اوپا ته هي به هوش اومد
واقعا؟
ته هي
ميخوام يه چيزي بگم
تو شرايط هان ته هي، مهمه که بيمار در ارامش کامل به سر ببره
با پرستاري هاي اون خانم شرايط بيمار پايدار تر شد
ک...کي
احتمالاً
سارا؟
براي بهبود هان ته هي
ثبات شرايط فيزيکي خيلي مهمه
خانومي که ازش پرستاري کرده بازم بايد کنارش بمونه
تاوقتي که ته هي مرخص بشه ميتوني ازش پرستاري کني
ممنونم
...هرچند
فقط تا زماني که مرخص بشه
چون سلامتيش مهم تره
خواب بد ديدم
تو خوابم اون دستبند پاره شد
خواب نبوده
صدمه بدي ديدي
فکر کردم ممکنه ديگه نبينمت
بايد يه دستبند جديد بگيريم
يکي که ديگه پاره نشه
...ازدواجمون
عقب افتاد
درسته؟
فعلا استراحت کن حالت خوب بشه
داماد چطوري بايد از راهرو بياد؟
تو نمي توني منُ ببري تو؟
دلم برات تنگ شد
حتي موقع خواب
معمولا با يکي تموم نميکني
اگه يه پرونده جنايي باز کنه و بفهمه چي؟
همين که هان ته هي مرخص بشه ميره دنبالش
به فکرشم نميرسه کي بهش حمله کرده
فکر مي کنه تقصير سارا است
همه دنيا مي دونن من با ته هي براي جانشيني در گيرم
اول از همه به کي مشکوک ميشن؟
من بايد برنده بشم
...مديرعامل هان ته هي
برادر منه
خداروشکر شرايطش داره بهتر ميشه
اما خيلي نگرانم
کي اين کارو باهاش کرده
در خانواده ما
به عنوان فرد بزرگتر، من رهبريُ به عهده ميگيرم
...هر کي
کسي که در حادثه ي مديرعامل هان ته هي دخيل بوده رو ميشناسه؛ گزارش کنه
...من اون متهمُ
بادستهاي خودم مي گيرم
ازتون خواهش مي کنم
مصاحبه رو ديدم
...مشکلي
پيش نمياد؟
نگرانم به تو مشکوک بشن
ميخوام از اين براي پشرفتم استفاده کنم
وقتي درموردش فکر مي کنم
چيزهايي که بدست ميارم بيشتر از چيزيه که از دست ميدم
تلاش کردن صادقانه براي برادرم
مادر بزرگ نمي تونه ديگه در موردم فکراي ناجور بکنه
هان ته هي مريضه و نمي تونه کاري بکنه
الان
No comments yet. Be the first to leave one.