Interview with the Vampire

Interview with the Vampire

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Interview With The Vampire S01E02 720p WEB H264-GLHF
Interview With The Vampire S01E02 1080p WEB H264-GLHF
Interview With The Vampire S01E02 WEBRip x264-ION10
Interview With The Vampire S01E02 480p x264-mSD
Interview With The Vampire S01E02 720p HEVC X265-MeGusta
Interview With The Vampire S01E02 WEB x264-TORRENTGALAXY
A Commentary by mojosan1999
🔴 30nama | محمد آوازی 🔴

Tags

other
Published on: 2022-10-11
Downloads: 79
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

خب، آقای دو لاک، چند وقته که مردید؟

.گفتم برای 10 درصد انجامش می‌دی

‫10 درصد برای این همه کاره؟

.این مردها به چشم حقارت نگاهت می‌کنن

مگه ارزشت رو نمی‌دونی؟

،بهم نمی‌گفت چطور این کار رو کرد

!اینجا همچین کاری نکن .نه با خانواده‌م

برادرم رو دنیا بیشتر از .هرکس دیگه‌ای دوستش داشتم

!پاول! پاول

.پاول به‌خاطر تو توی جهنمه

!کمکم کن لطفا

.من با شیطان همخوابه شدم

.همدم من باش لویی

مترجم: محمد آوازی @mojo_translations

.ونیزیه

.اثری معاصر از تینتورتو

.ماریوس دی رومانوس

.تاحالا اسمش رو نشنیده بودم

.کارهای کمی ازش باقی مونده

آقای دو پوانت دو لاک .علاقه‌ی زیادی به آثار کمیاب دارن

شنیدی؟

.هی مدام این صداهه رو می‌شنوم

،خب، ساختمان کمی تکون می‌خوره

.اما با توجه ارتفاعش اینطور طراحی شده

.بهش می‌گیم خروش

مزاحمتی برای غذاتون .که الان حاضره ایجاد نمی‌کنه

خیلی وقته براش کار می‌کنی؟

.لطفا بشینید

قرار عدم افشا امضا کردی؟

...یعنی رابطه‌تون فقط کاریه یا نکنه تو و اون

.من به یک خدا خدمت می‌کنم

.خدمت کردن مایه‌ی افتخار منه

آقای دو پوانت دو لاک .هنگام غذای هفتم بهتون ملحق می‌شن

هفت؟ مگه چند تا غذا داریم؟

دارید برای پایان ناگزیر چاق و چله‌م می‌کنید؟

،ترین جگر چرب غاز، ترشی میوه

.بن‌بن سیب برشته

.تشریف آوردن

حداقل سه چهار تا گونه‌ی .درخطر انقراض از دستت رفت

می‌خوام برای پرخاشگری .اون موقع عذرخواهی کنم

،بهت اطمینان می‌دم .دوباره اتفاق نمی‌افته

.حافظه بد هیولاییه

.ما فراموش می‌کنیم، اون نه

در جلسه‌ی دوم .با لویی دو پوانت دو لاک هستیم

می‌شه موسیقی رو کم کنیم؟

.آهوبلانکو

،نان، بادام خرد شده، سیر ،روغن زیتون و نمک

،با دورچین فلفل سبز

‫و AB منفی تازه رسیده از مزرعه.

.بن آپتی

بخشی از وجودم می‌خواد .درباره‌ی مزرعه سوال کنه

.دو خون‌آشام وارد کلیسا می‌شن

.اونجا بحثمون رو تموم کردیم

.از کشیش‌کشی نئشه بودید

...نئشگی تنها یک بخش از تبدیل شدنم بود

،به‌دنبالش درد اومد ،دردی فراگیر و امان‌بر

.که قبل از شروع تلمذم تحملش کردم

چه اتفاقی داره می‌افته؟

.بدنت گیج شده

،حس می‌کنی ریه‌هات رو آب گرفته .قلبت شعله‌ور شده

،حس می‌کنی که داری می‌میری

.چون در حال مرگی

.و بعدش هم حالت تهوع

،می‌دونم چه ریاکاری هستم

،بعد از زیاده‌روی پیگیر پاکسازی شدم

اما خلاص شدن درست از جسد .کفاره‌ی خون‌آشامی سیرچشمه

و همیشه هم که یک قبرستان ...خیلی خوش جا نزدیکت نیست، پس

.ما با خون زنده‌ها زندگی می‌کنیم

...اگر خون مرده‌ها رو بنوشی

همراه قربانیت یک راست .به کام مرگ می‌کشوندت

.لویی

.اینم از درخششت

،خون لستات درونم به جنب و جوش افتاده بود

،احساساتم رو تحریک می‌کرد .منطقه رو با جزئیاتی سرسام‌آور روشن کرده بود

،انگار که تمام عمرم مرده بودم

،و حالا که مردم ...بالاخره می‌تونستم رموز

.هستی رو فرا بگیرم

.خیر سرت نئشه شده بودی

.در زبان نمی‌گنجید

گوش‌هات صدای دنیا رو .مثل سمفونی‌ای دیوانه کننده می‌شنوه

،صدای من رو دنبال کن .یک تک رشته

چشم‌هات تحت تأثیر گرسنگیت .همه جا رو برانداز می‌کنه

گرسنه‌ای لویی؟

،اون‌ها یک زمان برادران و خواهرانت بودن

.اما الان فرومایه‌های خوشمزه‌ی تو هستن

،شراب تمپرلانیئوی جوان .گوشتی و ترش مزه

،پریمیتوو، ته مزه‌ای از آهن .به‌جز اون بی‌مزه‌ن

،یک جفت کبرنت بلوطی جا افتاده .پوست کلفت و جویدنی

،شکار یک هنره

،قدرت رام کردن هرکسی که بخوای رو داری

اما گاهی‌اوقات خویشتن‌داری قدرتمندترین اسلحه‌ی توئه

.اون

.یک راست رفتی سراغ زیباترین دختر مهمونی

،زیبایی‌شناسیت رو تحسین می‌کنم

اما بیشتر شب رو .صرف جدا کردنش از گروهش می‌کنی

،عجله‌ای قبل از خورشید می‌کشیش

،و وقتی صبح ببینن گم شده

.نصف ملوان‌ها راه می‌افتن تا دنبالش بگردن

،برای شروع

.بهتره بذاری غذا بیاد پیشت

.بفرما

...یه جوجه در لونه‌ی لستات بودم

،هنوز آماده‌ نبودم شکار کنم .اما درمانده‌ی تغذیه بودم

...خلاصه، داشتم دخترم رو می‌بردم

.که اسب‌ها رو ببینه، نژاد پالومینیو

...می‌دونی، اون ...اون نژاد سرخپوستی که

،که توی غرب وحشیانه آزادن ،و باید بهتون بگم

اوضاعم خیلی خوبه، می‌دونید؟

،قرنی جدیده

کار جدید دارم. و خب ...راستش این فکر تو سرم بود

،که یکی از اون اسب‌ها براش بگیرم

.می‌دونید، یه اسب ویژه

.راهی محوطه‌ی اسب‌ها شدیم

بهم گفت: بابا، چرا اون اسبه عجیب راه می‌ره؟

چرا کمرش... اونجوری خم شده؟

،خب منم در جواب بهش می‌گم ...وقتی همه‌ی کارها

...بیفته گردن یک اسب

...این اتفاقیه که می‌افته

.این سوالات ناتمامشون در اون سن جالبه

.درسته

.بهش می‌گم این ذات شرایطه

...یکی باید

،یکی باید بلوط قطع کنه ،یکی باید ذرت برداشت کنه

.کلوخ شکن، کشتگر

شماها آقایون اینجا چی‌کار می‌کنید؟

خب، محصولتون چیه؟ پنبه کشت می‌کنید؟

.شکر

.شکر... شکر

.مراقب باش عزیزم، داری مرده رو می‌ترسونی

...و بعد به صورت پر از اشک دخترم نگاه کردم

،و بهش گفتم، مگی

.برای همینه که بابات تراکتور می‌فروشه

.تراکتور فارمال اینترنشنال هاروستر

.پیشتون باشه .شاید به‌کارتون بیاد

،خب، منظورم یک موجود زحمت کش

.بنزینی و دنده‌ایه

.او لالا

.خونه‌ی اعیونی‌ایه

...فقط سوء تفاهم نشه آقایون

اومدیم تا درباره‌ی لوازم کشاورزی حرف بزنیم؟

درست می‌گم؟

،تراکتور موتوری با گاو آهن دیگه

،نه تنها برداشتتون رو زیاد می‌کنه

.بلکه نمی‌ذاره بچه‌هاتون اشک بریزن

.ممنون

...این

...آستین‌تون - ... هر وقت آماده بودی لویی -

...می‌دونستم. می‌دونستم شماها

چه مرگته؟

.گردن. گردن رو گاز بگیر لویی

...نه

.نه، خون رو گاز نزن

.باید بمکی

.بله، بله، بهتر شد

.خوبه

.برای فرش بعدی‌مون گفتم ایرانی بخرم

.شاید با نقش اسلامی

بدون شک به راه موثرتری .برای دور ریختن تفاله نیاز داریم

.اولین بار از همیشه بدقلق‌تره

.به‌زودی خبره می‌شی

،ازش لذت هم می‌بری .از مدل‌های مختلفش، غافلگیری کوچکش

.باید برم خونه

.الان اینجا خونه‌ی توئه لویی .نفس بکش

.باید پول فاحشه‌خونه‌ها رو جمع کنم

.هرقدر پول بخوایم دارم .نفس بکش

.باید برم دیدن گریس و پاول

.عزیز دلم - !مگه نشنیدی لاشی -

.باید برم خونه

.می‌فهمی که خیلی برات مشکله

!هی

چه مرگته؟

.وایسا ببینم

.این رو از حقوق من کم می‌کنن

!خدای بزرگ

!بذار بیام تو

!بذار بیام تو لعنتی

!در کوفتی رو باز کن

.خورشید به همه چیز جز ما زندگی می‌بخشه

.باید این رو یادت می‌دادم

،زندگی خون‌آشامی چالش‌های خودش رو داره

...و مزایای خودش

،اما به‌نظرم نیو اورلئانز ،با موسیقیش، فرهنگش

،غذاش، اسکله‌هاش ،گردهمایی‌هاش

توریست‌های جویای هیجان ،که خیلی از خونه‌شون دورن

...سیاست بی‌طرف بودن پلیس محلی

...بله

...بهترین جایگاه برای خونه‌ی یه خون‌آشامه

.برای عشق خون‌آشامی

.من اون تو نمی‌خوابم

.وقتش برسه برای خودت تابوت‌دار می‌شی

،تو زندگی طولانی‌ای داشتی لویی

.و زندگی بسیار خارق‌العاده‌ی پیش روته

.استراحت کن

.اشکالی نداره

.تو می‌تونی بیای روم

.چقدر گی

،چنان سریع من رو از اون برخورد رد کرد

که انگار چیزی بود .که باید پشت سرش می‌ذاشتیم

،مرگ، تولد دوباره، آشکارسازی ،قتل

.برای یک شب تازگی‌های بیش از حدی بود

More Farsi Persian subtitles for Interview with the Vampire

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left